رفتن به مطلب

Sophist

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    142
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

807 Excellent

درباره Sophist

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد ۲۷ فروردین ۱۳۶۷

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    نوید
  • تخصص ها
    ما زنده به آنیم که ارام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست
  • علاقه مندی ها
    خوندن کتاب از نوع رمان و فلسفی
    علافی با دوستان
    موزیک

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  • گرایش
    کنترل(هوش)
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه تهران
  • شغل
    دانشجو!

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

  1. Sophist

    واقعا چرررررررررررررا؟

    مرسی از استاتر عزیز که واقعا نشون دادن تو همچنین جامعه ای هنوز ادم هایی پیدا میشن که انسانن و از زجر اطرافیانشون زجر میکشن :icon_gol: اما من اگه جای شما بودم به هر ترتیبی بود کمک میکردم به اون خانوم شده دنبالشم را بیفتم که کسی نبینه ببخشید من اینو گفتم مثل این بود که شما رو جای خواهرم فرض کردم چون یادمه خواهرم هر دفعه میومد ازینا بهم می گفت من کلی دعواش میکردم که چرا همون لحظه ولو به اندازه اپسیلونی مشکلش رو حل نکردی فقر خیلی چهره کریه و زشتی داره .ازین تاسف می خورم که تو تاریخ به اسم انسانیت. مذهب و بسیار دیگه ادم ها کشته شدند ولی همش به خاطر سرمایه بوده و پول و قدرت. یه خاطره بگم :
  2. من باورم نمیشه بعضی از دوستان میگن با افکار هیتلر موافقن یعنی با اردوگاه های بوخن (عکس ها از بوخن هست) ایشویتز یا داخاوو موافقن پس یعنی با کشتار مردم بی گناه ...... هیتلر افکار نژاد پرستیش افکار کشتارش و همه تفکرات منحطش رو اگر نمیشناسید پیشنهاد می کنم کتاب خودش رو بخونید (نبرد من ) یا اگه نه اثرات کار هاش رو مشاهده کنید . بعد کی ادعا کرده هیتلر دلیل پیشرفت المان ها بوده یعنی کل فلاسفه المانی کل تاریخشون . رمانتیسم المانی هگل فیخته .... اینا همه یعنی هیچی ؟؟؟درسته نازیسم یه نوع انحراف از رمانتیسم المانی بود در واقع نوعی واکنش و سر خوردگی المان ها بوده به برتری فرانسوی ها .اگر المانی
  3. Sophist

    تعریف شما از آزاد.....

    ببینید اولا چیزی که مسلمه اینه که ازادی رو اگه بخوایم به عنوان ارزش تعریف کنیم (که هست ) این ارزش میتونه با ازش های دیگه در ناسازگاری باشه .خیلی مشخصه که ازادی نمیتونه با برابری یک معنی رو بدن .اقای راکفلر در جامعه ازاد اون ثروت افسانه ایش رو بدست اورده ولی مسخرست اگه فک کنیم رای من با رای اون اقا برابره!! پس قدم اول اینه که بدونیم نمیشه تمام ارزرش هارو یک جا با هم داشت!اصلا معنی نداره جامعه ارمانشهری که همه ازاد باشند و همه برابر!(میشه شهر smurf ها بیشتر!!) به قولی میشه این حرف رو زد که گاهی ازادی گرگ ها یعنی مرگ بره ها اما معنی ازادی مثلا ازادی بیان .ببین شما اگه بخوای به عنوان د
  4. Sophist

    فحاشی اندر باب جام جهانی و مسی

    دوستان همونطور که اطلاع دارید هم وطن های ایرانی ما در صفحه شخصی فیسبوک اقای مسی بیش تر از 20 هزار کامنت به فارسی و انگلیسی گذاشتند که از پر از فحاشی و بی ادبی بوده .همین کار هم با پیج شخصی خانومی که لباس باز داشته و در قرعه کشی جام جهانی مجری بوده کردند. ابعاد این کار وسیع بوده و اولین بار هم نبوده انجام شده (مثالش اکادمی موسیقی گذشته بود که به پیج امیربهمن شرکت کننده این برنامه بود که انواع فحش های نژادی بهش دادند) اینا مردمی هستند که 1- به اینترنت ازاد (دانش کافی بابت رشد هر فرد )دسترسی دارند 2- عموما جز طبقه تحصیل کرده جامعه هستند 3-و مهم تر از این ها نماینده نسل جوانی هستند که
  5. به شخصه از دید من مسئله اعتماد نیست اصلا و ابدا چون اگر قرار باشه دیگران با دیدن حقوق کم من منرو مسخره کنند یا با دیدن حقوق زیاد من بخوان نزدیکیشون رو با من زیاد تر کنند این دیگران همون قدر ارزش دارند که باکتریی که در شکم یک سوسک درختی هست میتونه ارزشمند باشه! اصلا این نیست به نظرم چیزی که مهمه نوعی حریم و اطلاعات شخصی هست و هیچ دلیلی هم برای این کار میتونه وجود نداشته باشه!ببینید مثلا یک سوال میتونه این باشه بخواد راجع به افراد از رابطه جنسیی که دارن سوال بشه یا سوال بشه دو دقیقه گوشی رو بده ببینیم چی داری توش یا سوال بشه غم هات رو به من بگو کامل مثلا ایا شوهر پدر ... کتکت زده تا حالا و
  6. البته فکر نمیکنم منظور شما این بوده باشه که باید برای کسی توضیح داد که اگر کسی سیاه بود و در هرمزگان زندگی میکرد پس حتما از نژاد بردگان افریقایی هست و این فرد سیاه رنگ نژاد اصیل رو در خودش دارا نیست و این کسر شان هست که گفته بشه رنگ جنوبی ها تیره هستش؟
  7. Sophist

    چرا زن ها ........؟

    به نظرم پاسخ روشنه یعنی چند تا دلیل داره اولا بگم من اقام خانوم نیستم (سوفی نیست اسمم بلکه سوفیست هست ) مرجع یک عمل اخلاقی عقل نیست بلکه احساسه .ممکنه من از نظر منطقی کسی باشم که اگه کشته بشم بسیار منفعت داره برای شما و هیچ تبعاتی نداره یعنی منطق میگه منو بکش ولی نمی کشی چرا؟چون احساس میگه نکش و احساس چیزی نیست جز حس هم ذات پنداری و خودتو بزاری جای طرف ببینی می خوای کشته بشی ؟میبینی نه!عمل اخلاقی بر پایه احساس عمل میکنه نه منطق خانوم ها هم ذاتا این بخش اونها قوی تره برای همین خانوم ها پایبند تر و اخلاقی تر به تفکرات خودشون هستند حتی اگر ضرر شخصی برای اون ها داشته باشه.یعنی منطق عمو
  8. بینید دونکته .اولا این که واقعیت به نظرم با حقیقت فرق داره .حقیقت در قالب مناسبات اجتماعی بین انسان ها به نظرم ظاهرمیشه . مثلا چرا باید اخلاقی زیست ؟اخلاق اصلا چیه؟ اما واقعیت مناسباتی هست که در نبود انسان هم اتفاق میفته و بود و نبود ما هیچ نقشی نداره .اما نکته بعدی اینه که انسان همون واقعیت ها رو عموما نمیتونه هیچ وقت شناسایی مطلق کنه .و اون شناسایی بیشتر به نظرم در راستای تحقق و براورده ساختن نیاز ها بوده . همین مثال شما به نظرم در اون زمان اینکه کره زمین مرکز جهان هست واین ها در راستای براورده ساختن نیازهای مسحیت بوده . به نظرم برای جامعه اصلا مهم نیست نظریه علمی نیوتن چقدر حقیقیه مادامی
  9. دوست خوب حقیقت چیزی نیست که بیرون از انسان بیرون از واژگان ما وجود داشته باشه و ما درسرتاسر تاریخ به دنبال کشف این حقیقت باشیم نه ابدا معنی نداره, چیزی خارج از واژگان . بازی های زبانی انسان ها نیست حقیقت .مفهوم حقیقت و واقعیت رو البته اشتباه نگیرید بببینید این حقیقت چیزی نیست جز قواعد و اصول و مجموعه واژگانی که انسان ها میگذارند برای اینکه بتونند نیازهاشون رو درطی اون زمان بهتربراورده کنند حقیقت کشف نمیشه بلکه اختراع میشه این طور بهتره گفتنش اصلا ذات این که فکر کنیم حقیقت قابل کشف شدنه خطر ناکه و بسیار میتونه وحشتناک باشه اجازه بدید دو دلیل بیارم در زیر اولیش برای این هست که نشون بدم چرا
  10. اتفاقا من در این مورد فکر کرده بودم .ببینید این ادعایی که میشه که میگه داره ما رو محدود میکنه بر خلاف ظاهرش بسیار دیکتاتور مابانه هست .این بی حجابی یا هر چیزی مشابه اون باعث درد و رنج نشده و محدودیت ایجاد نکرده .وگرنه هر ذهنی که دچار اختلالات روان پریشی حاد هست میتونه ادعا کنه هر عملی که شما مرتکب میشی بره من ازار دهنده هست و نباید انجام بدی! در واقع اصل رو باید گذاشت اولا تنوع بیشتر و در ثانی درد و رنج کم تر و در نهایت انتظاری که شخص داره وقتی عمل مشابه قرار باشه با اون صورت بگیره همین مثالی که شما عرض کردید .ببینید جامعه داره و باید به سمتی بره که ابراز هرگونه عقیده و رفتار در محیط عمو
  11. ببینید یک دختر اگر در جامعه و افکار سنتی انتخاب میکنه انتخابش بین کسانی هست که اون رو انتخاب کردند .اما یک پسر در انتخاب دست بازتری داره .در جامعه سنتی ما اگر یک پسر تا سن 30 40 سالگی ازدواج نکنه میگن نخواسته اما یک دختر بهش صحبت های نامربوط و پوچ بیان میشه مهریه هم همینه دوست من .وگرنه در جامعه معنی شیر بها و مهر چیه؟نه من مغازه نرفتم قطعا چون اگر ازدواج کنم با این دید ازدواج میکنم که من و زوجم دقیقا به یک اندازه مسئولیت داریم در زندگی .اگر چیزی بدست بیاریم ما بدست اوردیم نه اون و نه من .اما مفهوم مهریه نمیتونه خیلی ارزشمند باشه .شما در ازدواج احتیاج به ضمانت اجرا نداری دقیقا ! پس میبینی
  12. اخه مسئله اینه گاهی اوقات این قواعد بی منطق اصلا و ابدا در ظاهر این طور نشون نمیدن خودشون رو مثلا میگم قانون نانوشته اینه که دختر بشینه خونش تا یه مرد بیاد اونو انتخاب کنه همین عمل در ظاهر منطقی هست .خب دختر لطیفه رسم بر این بوده که مرد بیاد جلو ابراز علاقه کنه و ازین حرف های پوچ .اما باطن اصلی این عمل یعنی مرد سالاری .یعنی دختر کالا ست من میام انتخاب میکنم و در نهایت پول این جنس رو (مهریه )پرداخت میکنم یا پول شیری رو که خورده (شیر بها ) راه دور چرا؟ شما وقتی می خوای دوست دختر یا دوست پسر پیدا کنی مثلا تو دانشگاه تا پسره نیاد جلو .دخترا و جامعه اینو درست نمیدونن که دختر بره جلو .مثلا میگن وا
  13. اگه ممکنه از تجربت بگو هزینه برات داشته؟نظر عام مردم چی بوده؟ سوال اصلی از تمام دوستان اینه / این قواعد بازی ایا همش درستن ؟اگه درستن که جوابمو دادید اما اگه نادرستن ایا جرات بر هم زدن این قواعد رو دارید؟ یه ضرب المثل خوب داریم که رفتار ایرانی ها رو به خوبی نشون داده دیواری رو که نمیشه خراب کرد باید زیر سایش نشست یا دستی رو که نمیشه قطع کرد باید بوسید این دیوار و دست لزوما انسان نیستند بلکه قواعد و هنجارهای سنتی و به ارث رسیده ما جزشون هستند
  14. درسته .رسوم یا هنجار های اجتماعی هستند این ها نه قوانین حاکم و مقررات. به نظرم شکستن این هنجارها قدرت می خواد .سنت هایی که از پدرانمون به ما رسیده و انتظار میره ما هم همونو به نسل بعدی (یه مسابقه دو با پرچم)برسونیم تجربه شما هم در همین راستا هست . یک تجربه دیگه : یکی از اشناهای ما فوت شد .مثل بقیه مردم انتظار میرفت که ما مسجد بگیریم و یک روحانی دعوت کنیم که بیاد برامون از اون مرحوم بگه که چقدر ادم خوبی بود و چه کار هایی انجام داد اصلا ازین ادم بهتر نبود و اینا هرچند که به نظر دوره اشنایی این دو در طول زندگی فامیل ما صفر بوده!و اگرم ما کار بد کنیم میریم جهنم اما خانواده و فامیل چه ک
  15. من بزارید خودم بگم اولیش رو که من درش تاثیر گذار بودم خواهر من قرار بود مراسم عروسیش رو بگیره و یک جشن مفصل هم باشه .اما من تو یک بحث هم خواهرم هم شوهر خواهرم رو قانع کردم که چرا طبق یک سنت میلیون ها میلیون پول خرج کنید که مردم بحورن و برقصن و شما کم ترین استفاده رو از مراسم عروسی بکنید و تازه اخرش هم فحش بدن که چقدر گرم بود یا چقدر هوا دم داشت و از این حرف ها خوشبختانه موافقت کردند حتی تمام خانواده مخالف بود (به جز بابای من ) همه میگفتن این چه کاریه ؟اصلا رسم نیست .پشیمون میشید و ............... اما این ها نصف پولشون رو گذاشتن جیبشون و با نصف هزینه عروسی یک ماه عسل دو هفته ای رفتند مالد
×
×
  • اضافه کردن...