رفتن به مطلب

havzhin

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    17
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    هاوژین
  • جنسیت
    مذکر
  • تخصص ها
    گر بر اوج فلک باید مرد
    عمر در گند به سر نتوانم برد

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی پزشکی
  • گرایش
    بیومکانیک
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های havzhin

تازه کار

تازه کار (1/14)

42

اعتبار در سایت

  1. اصول اخلاق هیچ ارتباطی با مذهب نداره و این یک مغلطه بزرگ هست که میخوام بگن اخلاق از دل مذهب هست و هرکس مذهب داشت با اخلاق هست هرکس مذهب نداشت بی اخلاق درحالی که این صحبت کاملا غلط هست و تغریبا میشه گفت هیچ ارتباطی بین اخلاق و مذهب نیست این یعنی یک فرد مذهبی میتونه بسیار بی اخلاق باشه و حتی از مذهب برای بی اخلاقی کمک بگیره و مذهب مشخصا دستور بی اخلاقی بده و از طرف مقابل یک فرد بی مذهب میتونه کاملا یک فرد اخلاق مدار و اصول اخلاقی محکم باشه پس خوبی و بدی رو اگر اخلاق در نظر بگیریم مذهب نمیتونه همونطور هم دوستمون گفت تایین اینکه چه چیز خوب هست چه چیز بد اصلا ذاتی نیست و تنها چیزی ذاتی هست منفعت طلب بودن انسان که میخواد همیشه همه موارد رو خوب نگهداره در اطرافش ولی این خوب بودن برای یک نفر نسلکشی مخالفان دینش هست تا فقط پاکهای مورد نظر اون زنده باشن و یا فردی بیدین دیگه خوبی براش اینه حتی کسی که اون رو نجس میدونه بهش کمک کنه و جونش رو نجات بده در مورد الکل اصلا حرفتون رو قبول ندارم و درست نیست اگر مدرکی از این تحقیقات دانشمندان دارید قرار بدید تا مطالعه کنیم(البته مضرات اعتیاد به الکل مشخص هست و اعتیاد ربطی به مصرف معقول نداره) وگرنه مصرف معقول الکل فواید زیادی داره مثل کارکرد بهتر قلب و عروق خونی و تاثیر بر دستگاه ایمنی و ... 17ساعت نخوردن و نیاشامیدن مضرات بسیار فراوان براش گفته شده و بازم هیچ تحقیقات اکادمیکی وجود نداره بگه 17ساعت در روز نه ای بخوردید نه غذا اینکه گفته بشه بنا بر گفته دانشمندا هیچ ارزش خاصی نداره و اسمش مغلطه توسل به مرجعیت هست باید این دانشمندان و رزومه مشخص داشته باشن و تحقیقاتشون با مدارک و نتایج وجود داشته و ببرسی بشه وگرنه من هم میتونم بگم دانشمندان وجود کوتوله ها را در زیر زمین ما تایید کردند ایا این حرف من ارزشی داره؟ حرفتون از یک منظر درسته اینکه فردی فکر کنه حقیقت یا واقعیت رو کشف کرده 100% در ورطه تهجر و دقیقا دیکتاتوری که مورد نظر من هست گرفتار میشه چون دیگه دلیلی برای گوش کردن و یاد گرفتن و قبول کردن حرف دیگران نمیبینه کسی این تفکر رو داشته باشه فقط حرف اون حقیقت یا واقعیت هست مشخص هست تمام حرفهای مخالف رو غلط و دروغ میبینه ولی صحبت من این بود و هست فرد باید همیشه دنبال یادگیری و کشف باشه و لحظه ای دست در یادگیری و تحقیق بر نداره ایا به این دلیل که حقیقتی وجود نداره باد دست از تلاش و گوش کردن و یادگرفتن برداشت؟ مسلما خیر ولی مسئله دیگه ای هست من قبول ندارم حقیقتی وجود نداره شاید بشه گفت هیچ حقیقت مطلقی وجود نداره و دقیقا اگر ما بپذیریم هیچ چیز مطلق نیست حتی برای مواردی که 99.99% نظر قطعی میدیم اگر کسی بیاد باهاش مخالفت کنه ما بخاطر همون 0.01% به حرف مخالفمون گوش میدیم و روش فکر میکنیم که شاید حرف زرف مقابل ما درست باشه و ما اشتباه میکنیم مثلا کسی الان بیاد بگه زمین گرد نیست شما چه عکس العمی انجام میدیدن؟درسته من با قاطعیت میگم زمین گرد هست ولی بازم به حرف و دلایل طرف مقابلم گوش میدم و روش فکر میکنم شاید حرف اون درست باشه ولی وقتی کسی رای 100% بر درستی یک چیز داده دیگه نمیتونه هیچ انعطافی داشته باشه و مشخص هست جبهه میگیره
  2. مطلبتون از نظر من اصلا درست نیست چون من دین و مذهب و تفکر رو بر خلاف شما یک وسیله نمیبینم بلکه یک حقیقت میبینم که باید کشف بشه اگر تفکر و اعتقاد رو یک وسیله برای زندگی راحت یا هر چیزی دیگه ببینیم بله دلیلی نداره وسیله ای که الان ازش راضی هستیم رو رها کنیم و بریم سراغ امتحان وسایل دیگه مثل همون راهی که مثال زدید ولی من تفکر و اعتقاد رو یک حقیقت میبینم که باید تا اخرین لحظه عمر به دنبال این حقیقت بود و برای دست پیدا کردن به این حقیقت به تمام سوراخها و دخمه ها و کاخها سر کشید تا فهمید حقیقت چی هست دروغ چی هست پس من اینطور میبینم که اتفاقا خیلی خیلی خیلی هم واجب هست ادم به خودش زحمت بده و صدها و هزاران راه رو بره حتی اگر بعد عبود از هزاران راه بازم بفهمی همون راه اول حقیقت بوده ارزشش رو این زحمت ولی وقتی فردی تا اخر عمر فقط با یک قاطر در یک راه سنگلاخی راه رفته باشه و اصلا تا حالا راه شوسه هم ندیده باشه چه برسه به اسفالت خب چطور باید از قاطر و این راهش ناراضی باشه وقتی هیچ راه دیگه رو نشناخته؟ وقتی شما با لامبورگینی توی اتوبان 8بانده رافته باشی و بعد بیای و از پراید خودت توی اتوبان همت راضی بودی میشه به دلایل شما از این راضیت گوش داد و اگر دلایلتون قانع کننده بود حرفتون رو قبول کرد ولی وقتی شما صافترین جاده ای که میشناسید جاده ای هست که به جای سنگلاخ گلی باشه چطور میشه سر صافی و ناصافی با شما بحث کرد؟سر بهتر و بدتر بحث کرد؟سر کامل و ناقص بحث کرد؟
  3. من بحثم قانون جهموری اسلامی ایران نبود و نیست چون همین اسلامی رو بیشتر از 20کشور اسمشون اسلامی هست و با احکام اسلامی کاملا مختلف و حتی متضاد هرچند شما خوهاید گفتم 19تای دیگه هیچکدوم اسلام واقعی نیست ولی توی بحث تاثیری نداره اولا من بحثم حکم اسلام هست نه قانون یک کشور که حکم اسلام این هست هرکس درخانواده مسلمان زاده بشه ولی حتی در حرف عنوان کنه دیگه مسلمان نیست محارب هست و حکمش هم مرگ هست ایا غیر اینه؟حالا این در قانون کدوم کشور اجرا میشه یا اجرا نمیشه به بحث ما ربطی نداره دوما در ایران سالانه بیشتر 1000 اعدام انجام میشه که 30% اونها به جرم ارتداد هست بحث تحقیق هم من گفتم اول باید به طور مساوی درتمام ابعاد یک موضوع تحقیق کرد بعد اگر نتیجه تحقیق این بود یک بعد ارزش بیشتری داره و مورد نظر ماست تمام تمرکز روی اون بعد گذاشته بشه هیچ ارادی نداره مثلا همون مثال دیوار اینطور میشه گفت شما اول رفتین روی یکی از دیوار تمام وقت و انرژی رو گذاشتین و اصلا حتی نزدیک دیوارهای دیگه نرفتین بعد نتیجه گرفتین این دیوار فقط وجود حقیقی داره بعد از رای دادن تازه شاید فقط برین سیاه اونیکی دیوارها رو هم اگر بیفته کنار دیوار خودتون یه نگاهی هم بکنین یه میوه سالم رو چطور باید بفهمید سالمه؟ایا رنگ و بو و طعم و نرمی سفتی و ... دیگه رو نباید با میوه های سالم دیگه مقایسه کرد؟ ایا شما من الان یه میوه ناشناخته از جنگلهای اموزون برای شما بیارم میتونین از دور بگید سالم هست یا نه؟ پس فقط خوردن ملاک نیست بلکه دیدن از تمام جهات و مقایسه با هم رده های دیگه باید وجود داشته باشه نه اینکه کسی بیاد یه میوه در دست ما بزاره و بگه بخور سالمه و ما هم بگیم چون این فرد گفته سالمه پس باید بخورم و همون فر بگه 10میوه دیگه سمی هستن نخور و ما بدون پرسش و رفتن سراغ اون 10 و تحقیق روشون بگیم حتما فاسد هستن این میوه ها عقل و شعور وقتی ارزش دارن که استفاده بشه وگرنه شعوری که به چالش کشیده نشه با تکرار طوطی چه فرقی داره؟
  4. خب شما چند پست قبل فرمودید کسی از اسلام برگرده و بره سراغ دین دیگه یا بیدین بشه شعور و عقلش کمه و حتی بهمین خاطر لایق مرگ هست این مسئه چی میشه؟ و اینکه شما فرمودید در هیچ دین دیگه بجر اسلام تحقیق نکردین ولی حالا میگید روی دین خودتون تحقیق کردید ایا تحقیق معنیش این نیست یک موضوع رو از تمام زوایا بررسی کنیم و بعد نتیچه تحقیق میتونه قابل قبول باشه؟ مثلا کسی برای یک ساختمان با 4دیوار ایا اگر فقط یک جهت رو ببرسی کنه بعد بگه این دیوار هیچی پشتش نیست این تحقیق قابل قبول هست؟ در مورد مسئله دین هم ایا کسی فقط درباره یک دین تحقیق کرده باشه در حالی صدها دین متضاد وجود داره چطور به این نتیجه رسیده این دین کاملترین و بهترین و درسترین هست؟ و این تحقیق ناقص نیست و نتیجش هم غیرقابل قبول؟
  5. من تغریبا درباره دینهای زیادی مطالعه کلی داشتم و بعضیها هم مثل اسلام و مسیحیت و زرتشت و چند دین محلی دیگه در اطرافم مطالعه زیادی داشتم خب شما وقتی فقط درباره یک مذهب و دین مطالعه کردین چطور تشخیص دادین و پی بردین فقط این دین بهترین و کاملترین است؟ ایا مثل نمیمونه کسی که فقط تا حالا نمک خورده باشه بگه نمک شیرینترین ماده جهان است؟ خب حالا کسی بیاد بگه نه چیزی شیرینتر هم هست 3حالت پیش میاد یا میگه خب اون شیرتر چیه و میره تست میکنه و میگه اره شکر شیرین است یا اینکه مقاومت میکنه و چون تمام نیاکانش گفتن نمک شرینترین است حتی زره ای شک کردن به حرف نیاکانش رو توهین و بی احترامی میدونه و با کسی که گفته نمک شیرین نیست درگیر میشه یا اینکه شکر رو تست میکنه و بازم بر حرف خودش میمونه و میگه نه نمک شرینترین است البته برعکسش هم میشه مثال زد یکی کسی بگه شکر شرینترین است و فردی بیاد بگه نه نمک شرین است بیا تست کن ولی در هرحال تا وقتی تمام مزه ها تست نشه چطور میشه تشخیص داد چی شور است چی شرین؟ در مورد اسلام و مطالبتون نظری نمیدم چون نمیخوام بحث روی مذهبها تمرکز کنه و بحث من خیلی کلیتره ولی وقتی حرفی زده میشه با اوردن اما و ولی فکر نمکنید اون حرف دیگه کلا بی ارزش میشه؟ مثلا من بگم شما 100تومن به من قرض بده و من بهم پس میدم ولی اگه من پس ندادم شما بیاید بگید پول منو بده شما خیلی بی عقل و بیشعور(من و شما نوعی منظوره لطفا جملات رو اشتباه نگیرید) هستین که پولتون رو میخواید ایا بنظرتون این ولی من کل موضوع رو بی اعتبار نکرده؟
  6. بحث اعمال نیست بحث تفکر هست اینکه مذهب و روش باید با تعقل انتخاب و انجام بشه پس با من موافقید ولی سوال اینکه ایا واقعا این اتفاق میفته و چند درصد از افراد با تعقل مذهب رو انتخاب میکنن؟ بدون شک من میتونم بگم زیر 1درصد افراد با تعقل مدهبشون رو انتخاب میکنن(این حرفم رو بار برعکس تفسیر نکنین که من میکنم افراد مذهبی تعقل ندارن) دلیلش اینکه مذهب یه چیز کاملا موروثی هست و فرد در خانواده و اجتماعی که به دنیا میاد 99درصد مذهب خانواده رو داره حالا اگر تعقل میشه بر انتخاب مذهب چرا افراد اینقدر کم تغییر مذهب میدن؟ درحالی که در زمینه های دیگه که درش باید تعقل بشه افراد خیلی خیلی زیاد تغییر و تحول درشون دیده میشه بازم تاکید میکنم معنی حرفم این نیست افراد مذهبی تعقل ندارم و نگید داری توهین میکنی و برداشت من این هست افرادی که با عقل و منطق چیزی رو بهش اعتقاد پیدا نکردن و فقط مواردی مثل جبر زمان و مکان تاثیر و القاعات مستقیم و غیرمستقیم در کودکی و ... فقط باعث شده فرد مذهب و روشی رو داشته باشه اون هم با این القاع که فقط مذهب و روش من کامل و بهترین است خب باعث این میشه کوچکترین خورده گیری به این اعتقاد باعث درهم ریختن و جبهه گیری در فرد بشه به نظرتون این تئوری نمیتونه درست باشه؟
  7. شاید جواب سوال من همین باشه اعتقاد حالا اعتقاد تعریفش چی هست؟ یا اعتقاد میتونه با تعقل و تفکر و منطق هم سازگار باشه یا میشه با هاش در تظاد هم باشه؟ نمیخوام تئوری مطرح کنم ولی فکر میکنم اونجا مشکل پیش میاد که فرد اعتقاد رو بدون تعقل و تفکر بدست میاره همین هم باعث میشه وقتی فردی با تعقل و تفکر ایراد یا سوالی مطرح میکنه اون فرد مذهبی هیچ راهی جز دیکتاتوری و دگم بودن نداره
  8. دوست عزیز من هم دقیقا حرف شما تاکید کردم کاملا بهش باور دارم خوی و ذات دیکتاتوری و دگم بودن در همه هست چه مذهبی(باهر مذهبی) چه غیر مذهبی ولی بحث اینجاست که این خوی و رفتار در افراد مذهبی درصد و امار بسیار بیشتری دارد تا افراد غیرمذهبی درصد افراد باتفکر غیر مذهبی که دست به کشتار وجنایت زدن و میزنن بسیار بسیار پایینتر از افراد مذهبی است چند مثال دارید که یک فرد غیرمنطقی بخاطر عقیدش به کسی دیگه حمله تجاوز کرده باشه؟ ولی چند مثال هرروز در اخبار میشنوید فردی مذهبی دست به حمله و تجاوز زده به این عنوان که طرف مقابل به عقیدش توهین کرده؟
  9. بنده گفتم 100% افراد مذهبی با هر مذهب و درجه مذهب دیکتاتور هستند؟ حرف شما غلطه چون این حرف من نیست همون پست اول گفتم هرچه درجه مذهبی بودن بیشتر درجه دیکتاتوری بیشتر بعدا هم توضیح دادم تمام افراد مورد منظور من نبوده و نیست بلکه به طور اماری درصد زیادی این حالت رو دارن و درصدی هم مثل شما این حالت رو ندارن پس چون شما این حالت رو ندارین دلیل نمیشه کلا این خوی و حالت وجود نداشته باشه بلکه خیلی هم زیاد وجود داره به اشکال گوناگون اینطور بگم افراد مذهبی در مقابله با مخالف مذهب و تفکر خودشون عدالت هیچ معنایی نداره و اینطور برداشت میکنم من که عدالت انگار فقط در بین باورمندان به اون مذهب معنا داره و غیر باورمندان هرگز با باورمندان به یک عدالت نباید باهاشون برخورد بشه بازم میگم این کلی نیست بلکه اکثریت این حالت رو دارن
  10. سوال و حرف من هیچکدام از این دو نتیجه گیری شما نبود و نیست و هر دو مورد مطرح شده شما دقیقا نقبض داره و رد شدست سوال من بود و هست چرا افراد مذهبی و ایدولوژیک درصد بسیار بیشتری خصلت و تفکر دیکتاتوری دارن در مقابل عقاید مخالفشون نه گفتم تمام دیکتاتورها مذهبی بوده اند نه گفتم هرکس مذهبی بوده ات دیکتاتور بوده است چندین باره هم تاکید کردم با ذکر مثال که منظور هدف من افراد سیاسی حکومتی و حقوقی نیستند بلکه منظور هدف من افراد اطراف ما و اشخاص حقیقی هستند
  11. من نمیفهمم با موضوع شخص موسیلینی چیه قضیه من از بیخ رد میشه؟ یعنی شما با فقط عنوان کردن یک نفر کل یه قضیه رو رد میکنید؟ با اینکه من گفتم اصلا منظور من افراد سیاسی و حکومتی نیست بلکه تک تک افراد جامعه در هر دین و مذهب و تفکری مورد نظرم هست همون موسیلنی خط دوم رو هم بخونید گوباچوف با اینکه اتئیست هست ولی اتفاقا بسیار فرد دمکراتی بود که هم باعث پایان جنگ سرد شد و هم باعث ازادیهای سیاسی در روسیه و فروپاشی کمونیسم در شوروی و برام عجیبه اون رو به عنوان دیکتاتور معرفی کردین بنده بازم تکرار میکنم مورد نظر من میاحث سیاسی و حکومتی نیست بلکه بحث مورد نظر من تمام افراد در هر سطح از جامعه هستن و کلا این تفکر که هرکسی با عقیده من مخالفت کرد داره به من توهین میکنه رو مد نظرم هست
  12. بنده گفتم مسائل سیاسی و حکومتی اینجا مطرح نیست پس سوالات شما زیاد ربطی به موضوع مورد سوال من نداره سوال و بحث من فردی و اجتماعی هست نه سیاسی و مذهبی ولی هیتلر باید بدونید یک کاتولیک بسیار معتقد بود و نسلکشی یهودیها هم از عقاید مسیحیش ناشی شده بود موسیلینی هم به کلیسا نزدیک بود و همیشه به پاپ وفادار بود
  13. ممنون از نظرتون من کاملا قبول دارم ولی بحث من همونطور که گفتم فقط بحث فردیت هست نه دیکتاتوری حکومتی و سیاسی تمام افراد با هر عقیده بر عقاید خودشون مومن و پایبند هستن افراد دینی و مذهبی بر مذهب و دین خودشون ایمان دارم و افراد بیدین و یا با تفکرات متفاوت دیگه هم حتما بر عقاید خودشون ایمان دارن ولی مشخصا افرادی که مذهبی هستند این خصوصیت دیکتاتوری کاملا درشون نمایان هست و اگر کوچکترین توان یا مسئولیتی داشته باشن تا سرحد نهایت از این قدرتشون سواستفاده میکنن برای جلوگیری از مورد سوال قرار گرفتن عقایدشون درحالی که گروهای دیگه این درصد مشخصا خیلی پاینتر هست
  14. نمیدونم تاپیک بمونه و بحث بشه یا اینکه خلاف قوانین! تشخیص داده بشه و پاک بشه ولی میریم جلو ببینیم چی میشه فکر میکنم عنوان تاپیک گویا باشه من در برخورد با افرادی که ادعای مذهبی بودن دارند با این مورد مواجهه میشم که هرچه درجه مذهبی بودن افراد بیشتر خوی دیکتاتوری بیشتری دیده میشه وای به حال روزی که قدرتی چه کوچیک چه بزرگ هم در دست داشته باشن نمیخوام بحث سیاسی یا مذهبی بشه بلکه کاملا بحث اجتماعی و انسانشناختی میخوام باشه که افراد مذهبی در عنوان مذهبها وقتی قدرت یا اختیاری بهشون داده میشه کوچکترین مواجهه با عقایدشون که حتی زره ای توهین یا مشکلی درش نیست برنمیتابن و سریع دست به مقابله به مثل میزنن اون هم کاملا بدور از قانون و عدالت فقط برای دفاع از عقایدشون که هیچ خدشه و سوالی درباره عقایدشون نباید وجود داشته باشه یک مثال کوچیک میزنم اینکه در همین اینترنت در سایتهای مختلف بارها پیش اومده سوال یا مطلبی عنوان شده بدون هیچ توهین بی احترامی یا تمسخر یا دروغ و ... ولی سریع به اسم توهین به عقاید و بی احترامی مقابله میشه چرا که سوالی مطرح شده یا مطلبی عنوان شده که در مقابل عقیده افراد مذهبی قرار داشته حداقل شخص خودم تعداد سایتها و انجمنهایی که بن و محروم شده داره به 3زقمی شدن نزدیک میشه حالا سوالم اینه چرا؟ و ایا اصلا این موضوع رو قبول دارید یا شما هم اعتقاد دارید تمام مطالبی که به نوعی سوالی مطرح کرده یا مطلبی رو جواب داده توهین بوده و هست باید باهاش برخورد بشه؟ _
  15. کسی اصل مصاحبه رو داره؟ چه مکتوب چه صوتی چه تصویری از این دست تغییر واقعیت بدتر از دروغ توسط برادرن 7هزاری بسیار فراوان هست پس لطفا اصل مصاحبه رو قرار بدید تا ببینیم این جملات توهین بوده یا هجو یا شوخی یا فهاشی یا ... توهین دونستن این حرفها مثل این میمونه کسی به کسی بگه "خره دوستت دارم" ولی طرف مربوطه بره دادگاه از طرف به جرم توهین به قومیت و نژاد و جنسیت و مذهب و ... شکایت کنه
×
×
  • اضافه کردن...