رفتن به مطلب

BISEl

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1804
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط BISEl

  1. BISEl

    مشاعره

    تو گفتی خروسان شاطر به جنگ فتادند در هم به منقار و چنگ یکی بیخود از خشمناکی چو مست یکی بر زمین میزند هر دو دست
  2. چه سرد و بی روحه ولی ارامش بخشه
  3. BISEl

    مشاعره

    هدهد رهبر چنین گفت ان زمان انکه عاشق شد نیندیشد ز جان چون دل تو دشمن جان امدست جان بر افشان ره به پایان امدست
  4. BISEl

    مشاعره

    دل چو بیناست چه غم دیده اگر نابیناست خانه ی اینه را روشنی از روزن نیست دیده ی شوخ تو را اینه در زنگارست دل اگر زنده بود هیچ غم از مردن نیست
  5. BISEl

    مشاعره

    دیده بگشود به هر سو نگریست دید گردش اثری زین ها نیست ان چه بود از همه سو خواری بود وحشت و نفرت و بیزاری بود
  6. BISEl

    مشاعره

    در دل خویش چو این رای گزید پر زد و دور ترک جای گزید
  7. BISEl

    مشاعره

    شصت پای من از این غصه ورم خواهد کرد شصت پایم به شکاف سر کفش عادت داشت...
  8. BISEl

    مشاعره

    اه اگر راهی به دریاییم بود از فرو رفتن چه پرواییم بود؟ گر به مردابی ز جریان ماند اب از سکوت خویش نقصان یابد اب
×
×
  • اضافه کردن...