رفتن به مطلب

parisa.na

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    369
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط parisa.na

  1. محققان دانشگاه mit می‌گویند ماه تنها قمر زمین در گذشته‌ از هسته‌ای مغناطیسی برخوردار بوده‌ که برای یک میلیارد‌ سال عامل ایجاد میدان مغناطیسی قدرتمند‌تر از میدان مغناطیسی زمین بوده است. اما برای دانشمندان هنوز مشخص نیست انرژی این هسته از کجا تامین می‌شده‌ و عمر آن چگونه به پایان رسیده‌ است.محققان معتقدند ماه در هسته مذاب خود دارای یک دینام بوده که برای ۱ میلیارد سال میدان مغناطیسی قدرتمند‌تری ایجاد کرده است.به گزارش بیگ بنگ، پروفسور بنجامین وایز و دکتر سونیا تیکو دانشمندان موسسه فناوری ماساچوست در مقاله‌ای که بتازگی در مجله ساینس منتشر کردند، نشان دادند ماه در میلیاردها سال قبل میدان مغناطیسی قوی داشته است، اما بعد از مدتی آن را از دست داده. از نظر محققان، ماه در زمان پیدایش یک سیاره بسیار داغ با هسته‌ای مایع بوده است که مدار نامنظم آن سرعت حرکت زیادی به مایع بیرونی هسته می‌داده و در نتیجه جبه این کره متناسب با حرکت هسته به دور خود می‌چرخیده است.محققان با بررسی نتایج مطالعات مغناطیسی ماموریت آپولو به این نتیجه رسیده‌اند که ماه نیز در هسته مذاب خود دارای یک دینام بوده‌ است. داده‌‌ها نشان می‌دهند برخلاف ابعاد کوچک ماه، مولد مغناطیسی این کره بسیار شدید‌تر از زمین بوده و از ۴٫۲ میلیارد‌ سال پیش تا ۳٫۵۶ میلیارد سال پیش نیز وجود داشته‌ است که بعد از گذشت ۱ میلیارد سال این میدان مغناطیسی قوی را از دست داده است.به گفته دانشمندان، تمام سیارات می توانند توسط جریان الکتریسیته میدان مغناطیسی تولید کنند. بعنوان مثال، میدان مغناطیسی زمین که یکی از ویژگی‌های حیاتی این سیاره است، حاصل چرخش هسته گداخته متشکل از مواد مغناطیسی به دور هسته جامد آن است که بعنوان یک دینام عمل کرده و میدان مغناطیسی بسیار قوی ایجاد کند و با استفاده از این میدان مغناطیسی از ورود بسیاری از امواج مضر به جو زمین جلوگیری کند.به گزارش بیگ بنگ، پروفسور بنجامین وایز و دکتر سونیا تیکو دانشمندان موسسه فناوری ماساچوست در مقاله‌ای که بتازگی در مجله ساینس منتشر کردند، نشان دادند ماه در میلیاردها سال قبل میدان مغناطیسی قوی داشته است، اما بعد از مدتی آن را از دست داده. از نظر محققان، ماه در زمان پیدایش یک سیاره بسیار داغ با هسته‌ای مایع بوده است که مدار نامنظم آن سرعت حرکت زیادی به مایع بیرونی هسته می‌داده و در نتیجه جبه این کره متناسب با حرکت هسته به دور خود می‌چرخیده است.شبیه سازی هسته ی مذاب ماه که در گذشته میدان مغناطیسی قویی در این قمر ایجاد می کرد.محققان با بررسی نتایج مطالعات مغناطیسی ماموریت آپولو به این نتیجه رسیده‌اند که ماه نیز در هسته مذاب خود دارای یک دینام بوده‌ است. داده‌‌ها نشان می‌دهند برخلاف ابعاد کوچک ماه، مولد مغناطیسی این کره بسیار شدید‌تر از زمین بوده و از ۴٫۲ میلیارد‌ سال پیش تا ۳٫۵۶ میلیارد سال پیش نیز وجود داشته‌ است که بعد از گذشت ۱ میلیارد سال این میدان مغناطیسی قوی را از دست داده است.به گفته دانشمندان، تمام سیارات می توانند توسط جریان الکتریسیته میدان مغناطیسی تولید کنند. بعنوان مثال، میدان مغناطیسی زمین که یکی از ویژگی‌های حیاتی این سیاره است، حاصل چرخش هسته گداخته متشکل از مواد مغناطیسی به دور هسته جامد آن است که بعنوان یک دینام عمل کرده و میدان مغناطیسی بسیار قوی ایجاد کند و با استفاده از این میدان مغناطیسی از ورود بسیاری از امواج مضر به جو زمین جلوگیری کند.
      • 1
      • Like
  2. محققان آمریکایی ادعا کردند که بهترین عایق توپولوژی را تا این زمان ساخته‌اند. این ماده بیسموت آنتیمون تلوریم سلناید BiSbTeSe2) ) نام دارد، و می‌تواند دارای اهمیت اساسی در تست کردن تعدادی از نظریه‌های فیزیک ماده چگال و ذرات بینادی باشد. این ماده می‌تواند کاربردهایی در ادوات اسپینترونیک داشته باشد، همچنین می‌توان از آن در ساخت کوانتوم بیت‌های توپولوژی مقاوم (qubits) در کامپیوتر‌های کوانتومی استفاده کرد.تست کردن نمونه قطعه از یک عایق توپولوژی توسط یانگ شو از دانشگاه پردیو تحت یک میکروسکوپ قبل از اینکه انداز‌ه گیری‌های الکتریکی بروی آن انجام گیرد. با کسب اجازه از: .Ting-fung Chungعایق‌های توپولوژی موادی هستند که ازداخل (توده) (bulk)، عایق ولی بروی سطحشان از طریق حالت‌های الکترونی سطحی خاص می‌توانند رسانای الکتریکی باشند. به گفته رهبرگروه، یونگ چِن از دانشگاه پردیو" بیشتر عایق‌های توپولوژی ساخته شده تا این زمان به دلیل ناخالصی‌هایی که درحین مراحل سنتز و آماده سازی نمونه در داخل با آن دوپ شده‌اند، عایق کامل نیستند. نمونه عایق‌های توپولوژی ما نه تنها در توده رسانا نبوده بلکه رسانش را تنها در سطحشان انجام می‌دهند." محققان این کار رابا اندازه‌گیری رسانش الکتریکی نسبت به تغییر ضخامت قطعات نازک (BiSbTeSe2) انجام دادند. آنها دریافتند که رسانش نمونه‌های مختلف تقریبا مستقل از ضخامتشان است. چنین رفتاری متفاوت از رفتاریست که مواد معمول سه بعدی که در آنها رسانش به ضخامتشان بستگی دارد از خود نشان می‌دهند.اثر دمای اتاقبه گفته چِن: " نتایج ما با تصویری که نمونه توده (BiSbTeSe2) تنها در سطحش رسانایی دارد در توافق است. مانند این است که برش ماده‌ای را تا ضخامت‌های کوچکتر ادامه دهیم و تغییر چشم گیری در رسانایی آن پیدا نکنیم. دلیلش این است که هر زمان که سطح جدیدی ایجاد می‌شود، شما به همان رساناش می‌رسید." در واقع محققان مشاهده کردند که این سطح توپولوژی حتی در دمای اتاق برای نمونه‌های کمتر از 100 نانومتر رساناست، خصلتی که می‌تواند جنبه‌های عملی داشته باشد. اما این همه چیز نیست :چِن و همکاران دلایلی بر اثر کوانتومی هال نیمه صحیح یافتند، که سطوح بالایی و پایینی نمونه‌ تیغه باریک هریک سهم نیمه صحیحی از واحد رسانایی کوانتومی e2/h داشتند، که e بار الکترون و h ثابت پلانک است. چنین اثر کوانتومی هال نیمه صحیحی خود علامت منحصر بفرد دیگری مبنی بر وجود حاملان بارسطحی توپولوژیک یا به عبارتی فرمیون‌های بدون جرم اسپین قطبی دیراک هستند. درواقع این فرمیون‌های بدون جرم دیراک، همانند فرمیون‌های بدون جرم دیراک درون گرافن (یک لایه اتمی کربن) هستند که به آن رسانایی الکتریکی استثنایی داده‌اند. گرافن دارای چهار حالت تبهگن بوده و حاملان بار درون آن اسپین قطبی نیستند، درحالیکه روی سطح یک عایق توپولوژی تنها ساده ترین حالت، یا حالت گرافن 1/4 وجود دارد.میدان‌های مغناطیسی زیادمحققان اثرکوانتومی هال را در تیغه (BiSbTeSe2) که با ضخامت ده‌ها تا چند صد نانومتر و در دماهای زیر 30 کلوین در حضور میدان مغناطیسی زیاد وعمود برسطوح بالا وپایینی نمونه اعمال شده بود مشاهده کردند. به گفته چِن " برای این قسمت از آزمایشات، از یک آهنربای قدرتمند (با قابلیت رسیدن به 33 تسلا) در آزمایشگاه ملی میدان مغناطیسی زیاد تالاهاسی، فلوریدا استفاده کردیم." این نتایج روی هم رفته پیشنهاد می‌کند که (BiSbTeSe2) یک عایق توپولوژی کامل است که رفتار آن به همان طریقی است که از نتایج تئوری حاصل شده است. بنابراین از آن می‌توان بعنوان بستر مناسبی برای پیش بینی پدیده‌های فیزیکی نامتعارف که در عایق‌های توپولوژی وجود دارد استفاده کرد. یکی از آنها برانگیختگی‌های جمعی، یا شبه ذرات، است که یادآور فرمیون‌‌های ماجورانا است، که نخستین بار توسط فیزیک دان ایتالیایی اِتور ماجورانا در 1937 پیش بینی شد. فرمیون ماجورانا دارای بار صفر است که خود پاد ذره خودش است. این در حالی است که فرمیون‌های ماجورانا تاکنون هرگز به عنوان یک ذره آزاد مشاهده نشده‌اند. دلایلی مبنی بر وجود فرمیون‌- های ماجورانا درسطح مشترک (interface) یک ابررسانای معمولی و یک عایق توپولوژی است. چنانچه شبه ذرات ماجورانا را بتوان با تضمین خوبی خلق کرد، از آنها می‌توان در ساخت "کیوبیت‌های توپولوژی" استفاده کرد. برخلاف کیوبیت‌های مرسوم، کیوبیت‌های توپولوژی در مقابل اثرات مضر اغتشاشات محیطی ایمن هستند، و می‌توانند مبنای ایجاد کامپیوتر‌های کوانتومی تصحیح خطا قرارگیرند.اسپینترونیک و" مغناطوالکترونیک توپولوژی"کاربرد نوید بخش دیگری از (BiSbTeSe2 ) استفاده در پلاریزاسیون اسپینی حاملان بار در ساخت ادوات اسپینترونیک است. این تکنولوژی نسبتا" جدیدی است که بدنبال استفاده از اسپین الکترون‌ها برای ایجاد ادواتی کوچکتر، سریعتر و با بازدهی انرژی بیشتری نسبت به ادوات الکترونیکی مرسوم است. کاربرد ممکن دیگری در" مغناطوالکترونیک توپولوژی (topological magneto electronics) "، است که می‌تواند در خلق تک قطبی‌های مغناطیسی در مواد بکار برود. این امر می‌تواند با استفاده از نمایش غیر معمول الکترومغناطیسی (متفاوت از آنچه که توسط معادلات ماکسول توصیف می‌شود) که برای این دسته از عایق‌های توپولوژی سه بعدی پیش بینی شده بکار رود. این تیم که شامل فیزیک دانانی از دانشگاه پردیو، پرینستون و دانشگاه تگزاس در آستین است آزمایش کنونی را در Nature Physics گزارش کرده‌اند.این مقاله نخستین بار در nanotechweb.org رونمایی شده است.
      • 1
      • Like
  3. من که نوشابه خیلی کم میخورم 2-3 ماه یک بار.آفرررررین به خودم!
  4. آهنگ -مردم آزار- از باراد روگوش میدم قشنگه!
  5. واقعا جای تاسف داره!این نشون ازدرک ضعیفه بعضی آدماست... آیا10 دقیقه ارزش آواره کردن یه دخترو توی این زمونه که تو روزشم امنیت نیست داره؟ واقعا قانون تومملکت ما چی معنامیشه؟ زورگویی یاتحمیله خواسته هادرقالب قانون؟
  6. سیلااام!می بینم که نوبت تحلیل گندمی رسیده! حقیقتوبگم خیلی دخترمهربون وباجنبه وشادیه! کلن دوست داشنیه خیلیم زیاد
  7. دست همگی دردنکنه!ایشالاتولد100سالگی انجمنو بگیریم
  8. در ابتدای سال ۲۰۱۳ دانشمندان کشف کردند که تعدادی از کهکشان های کوتوله که به دور کهکشان آندرومدا می چرخند در حال چرخش به دور یک صفحه بزرگ هستند. این صفحه دارای مقیاسی بیش از یک میلیون سال نوری و دارای عرضی برابر سه هزار سال نوری است. این کشف چالش بزرگی برای کیهان شناسان است، زیرا تصور بر این بود که چرخش این کهکشان های کوتوله تصادفی است. دانشمندان با مقایسه صفحات دایره ای حرکات کهکشان های کوتوله متوجه یک ارتباط قوی و هماهنگ بین آنها شدند، این صفحاتی که کهکشان های کوتوله در آنها حرکت می کنند در سراسر کیهان نیز وجود دارد و در پنجاه درصد کهکشان ها دیده شده است. این مساله ی بزرگی است که با فهم ما از مدل استاندارد کیهانی در تضاد است و درک ما را از چگونگی کارکرد کیهان از جمله ماده تاریک به چالش می کشد. ستاره شناسان قبلا کهکشان آندرومدا را مشاهده کرده بودند، در حالی که ستاره شناسان ایرانی در هزاران سال قبل اولین بار به آن اشاره کرده بودند، اما در چند دهه گذشته مطالعات بیشتری از جزئیات آندرومدای باستانی انجام گرفت. این پروژه که بنام پاناداس معروف است یک پروژه بزرگ بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ بود که با استفاده از تلسکوپ هاوایی که در موناکوی فرانسه قرار دارد، انجام شد. حالا دانشمندان داده های جمع آوری شده آن تحقیق را مورد آزمون قرار دادند و اولین دید وسیع از همسایه بزرگ و نزدیک کیهانیمان را رو نمایی کردند. در گذشته دانشمندان کهکشان های کوتوله اطراف آندرومدا را نظاره کردند و تشخیص دادند که حرکت آنها در اطراف آندرومدا تصادفی است، درست مانند زنبور هایی که در اطراف یک کندوی زنبور عسل در حرکت هستند. در تحقیق جدید دانشمندان نصف این اقمار کهکشانی آندرومدا را یافتند که با هم به دور یک صفحه بزرگ که بیشتر از یک میلیون سال نوری مقیاس داشت در حال چرخش بودند، اما تنها در ۳۰۰۰۰ سال نوری متراکم شده بودند. این کهکشان های کوتوله یک حلقه را به دور آندرومدا ایجاد کرده اند.” محققان معتقدند این کاملا غیر قابل تشخیص بود-شانس تصادفی بودند آنها در کنار هم صفر است، این واقعا شگفت انگیز است.” کیهان شامل میلیاردها کهکشان است تعدادی مانند کهکشان راه شیری بزرگ هستند و از میلیاردها ستاره تشکیل شده اند. کهکشان های بزرگ مانند آندرومدا و راه شیری خودمان مدت زمان زیادی با چرخیدن همراه با کهکشان های کوچکتر شناخته شده بودند. این کهکشان های کوچکتر حداقل صدها و هزاران بار کم نورتر از میزبان درخشان خود بودند. برای چندین دهه ستاره شناسان از مدل های کامپیوتری برای پیش بینی چگونگی چرخش کهکشان های کوتوله به دور کهکشان های بزرگتر بودند و هر بار به این نتیجه رسیدند که کهکشان های کوتوله باید بطور تصادفی در آسمان پراکنده شده اند. طبق این تحقیق به این ترتیب مدل کیهان شناختی درست نبود و مشاهدات جدید نشان داد که کهکشان های کوتوله اطراف آندرومدا در یک صفحه به دور این کهکشان مرتب شده اند. حالا دانشمندان انبوهی از این کوتوله ها را که در یک دیسک به دور یک کهکشان بزرگ مانند آندرومدا می چرخد یافته اند. کهکشان های کوتوله بیشترین نوع کهکشان ها در جهان هستند، بنابراین درک اینکه چرا و چگونه این دیسک به دور کهکشان های بزرگ شکل گرفته جای سوال است. انتظار می رود پاسخ به آن ، افق روشن جدیدی در چگونگی شکل گیری و تکامل کهکشان ها را نشان دهد. این در حالی که هنوز هیچ مکانیسم شناخته شده ای ارائه نشده تا بتواند بگوید چرا کهکشان های کوتوله در درون این صفحات شناورند در حرکت هستند. این محققان باور دارند که جواب ها در فرآیند های فیزیکی ناشناخته ای است که شاید چگونگی مخفی شدن گازهای معلق در کهکشان ها است. تعدادی از متخصصین پیشنهاد های تندتری را ارائه می دهند شامل برعکس کردن قوانین گرانش و حرکت، عوض کردن قوانین به ظاهر پابرجای فیزیک که قابل به روز شدن هستند. یکی از دانشمندان گفت اگر مشاهدات طبیعت ما را به منشا متمرکز کند، ما ذهن بازتری برای رسیدن به پاسخ علمی ارائه می دهیم. کشف اینکه بسیاری از کهکشان های کوچکتر در سراسر کیهان به دور کهکشان های بزرگتر مانند زنبور ها به دور کندو تجمع نکرده اند و به دور دیسک ها با نظمی در حال رقص هستند درک ما را از اینکه چگونه کیهان شکل می گیرد و تکامل می یابد را به چالش می کشد. این یافته ها توسط گروهی از دانشمندان بین المللی در مجله نیچر منتشر شده است. - See more at: [Hidden Content]
  9. وقتی این نقش آسمانی با تمام ستارگانش به خوبی دیده شود شبیه یک چنگ است. برای مدت ها تصور بر این بود که یک کرکس چنگ را در آسمان نگاه داشته است. شلیاق صورت فلکی کوچکی است که نام خود را از یک آلت موسیقی تاردار گرفته است و مشهور است که در عهد عتیق مورد استفاده قرار می گرفته و هنوز هم در برخی از نقاط یونان استفاده می شود. زمان رسیدن به نصف النهار ۲۴ مرداد و مساحت آن ۲۸۶ درجه مربع می باشد. نام یکی از صورتهای فلکی تابستانی که بسیار تحت تاثیر درخشندگی ستاره پرنورش ستاره نسر واقع است. ستاره متغیر بتا شلیاقی که سر دسته ستارگانی متغییر با همین نام است، ستاره چهارتایی اپسیلون و سحابی سیاره ایM57 در این صورت فلکی از مهمترین اجرام این صورت فلکی هستند. ستاره‌ها ستاره آلفا(vega) یا نسر واقع به معنای عقاب یا لاشخور است، طیف آن از نوع A0 V با قدر ۰.۰۳ و فاصله ۲۶ سال نوری است. ستاره بتا تا زمین ۳۰۰ سال نوری فاصله دارد و به عنوان ستاره‌ای از آغازین از گروه متغیرهای گرفتی به‌شمار می‌آید. دو ستاره آن از نوع A۸ و B۷ هستند ستاره بتا دارای قدر متغیر ۳.۳ تا ۴.۳ در مدت ۱۲.۹ ستاره اپسیلون با چشم غیر مسلح با قدر ۴ به نظر می‌رسد، اما با دوربین دوچشمی به صورت دو ستاره تفکیک می‌شود. تلسکوپ های بهتر هر یک از این ستارگان را هم بصورت جفتی نشان می دهد. اجرام عمقی آسمان M57 یک سحابی حلقه با قدر نهم در میانه راه بین بتا و گامای شلیاق در فاصله ۲۱۵۰ سال نوری از ماست. این سحابی در تصاویر تهیه شده با نوردهی بالا مملو از ستاره است. از درون تلسکوپهای کوچک در یک شب صاف ، مانند صفحه بیضوی محوی دیده خواهد شد که اندازه ظاهریش از سیاره مشتری بزرگتر است. برای مشاهده حفره مرکزی آن به یک تلسکوپ ۱۵ سایتیمتری نیاز است. ستاره آبی رنگ مرکزی آنقدر کم نور است که به کمک تلسکوپهای آماتوری آشکار نخواهد شد. این سحابی در بین ستارگان گاما و بتا شلیاق قرار دارد. در افسانه ایرانیان از قدیم این پیکر آسمانی را دیگ‌پایه، یک‌پایه، کَشَف و عوام سه‌پایه می‌نامیدند. این پیکر آسمانی را همچنین به گونه کرکسی با بال‌های جمع‌شده تصور می‌کرده‌اند. در افسانه‌های یونانی، از بین گوهرهای درخشان آسمان، چنگ رومی نماینده سازی است که اورفئوس آن را نواخت تا نیروهای هادس را ترغیب نماید تا همسر دوست داشتنی او، ائورودیکه از دنیای مردگان آزاد نماید.او چنان دلنواز می‌نواخت که نگهبانان خشمگین دنیای مردگان را آرام می‌کرد. سرانجام ائورودیکه اجازه یافت به دنیای زندگان برگردد؛ولی اورفئوس نباید تارسیدن به دنیای زندگان اوریدیکه را نگاه را می‌کرد و وقتی او این کار را کرد،ائورودیکه برای همیشه ناپدید شد.
  10. بسیاری از تعاریف و واژگان حیطه علوم در معرض کژفهمی و سوء برداشت قرار دارند و حتی مفاهیم پایه ای ریاضیات ، نجوم ، زیست شناسی و … ممکن است جابجا فهمیده شوند. مثلاً ممکن است فردی تصور کند مفهوم تکامل داروینی را خوب فهمیده اما اگر در محتوای ذهن او دقیق شویم درمی یابیم که فرد مورد نظر نمی تواند میان رویکرد داروینی و لامارکی تفاوتی قائل شود و در حقیقت این دو را با هم جابجا گرفته است. رد پای این فهم نادرست را غیر از علم، در فلسفه نیز میتوان یافت. به عنوان مثال بسیاری تصور میکنند متافیزیک یعنی چیزی ورای فیزیک یا مجموعه رویدادها یا پدیده هایی که فیزیک از تفسیر آن عاجز است. حتی افراد تحصیل کرده دانشگاهی نیز اصطلاح متافیزیک را اشتباهاً به پدیده های عجیب اطلاق می کنند . در سالهای اخیر این سوء استعمال لغات و تعاریف، بیش از همه گریبان فیزیک کوانتومی را گرفته و بسیاری تلاش کرده اند مبانی اصلی فیزیک کوانتومی را با مفاهیمی چون عشق؛ عرفان و معنویات و تائویسم پیوند دهند. بسیاری از افراد که این بخش از فیزیک را یا به کلی متوجه نشده اند یا بصورت درهم و مغشوش از سایرین یا ازطریق مجلات و وبسایت های زرد راجع به آن مطالب پراکنده ای شنیده یا خوانده اند ، تصور میکنند که فیزیک کوانتومی به دلیل توصیف پدیده های عجیب جهان، راز آلود و بنابر این معنوی است. غالباً از سوی این افراد ، اصرار عجیبی روی این موضوع وجود دارد که هرچه فیزیک جدید، از کوانتوم گرفته تا نسبیت به آن رسیده، پیشنیان می دانسته اند. تلفیق عرفان و معنویات با مفاهیم علمی، یکی از پرطرفدارترین بازارهای شبه علم است و در این بین ، فیزیک کوانتومی به دلیل ثقیل و پیچیده بودن مفاهیم، دستاویز خوبی برای فضل فروشی و اظهار نظرهای به ظاهر عمیق (ولی در باطن توخالی) است. در ایران نیز کتاب های پرفروش بسیاری در این خصوص نوشته شده و اقبال عمومی به همایش ها و سخنرانی هایی که اصطلاحات پرطمطراق و پرطنینی مثل فیزیک کوانتومی، جهان های موازی ، متافیزیک ، لوح جهان یازده بعدی، یا عناوین مغلوط شبه علمی مانند”اندیشه کوانتومی مولانا” و … لابلای آن گنجانده شده بسیار بالاست. حتی دست اندرکاران برنامه های فریب عمومی، رمالان حرفه ای ، فالگیرهای اینترنتی یا کسانی که مدعی اند با وصل شدن به یک مفهوم انتزاعی مثل حلقه های شعور کیهانی می توان بیماری ها را درمان کرد نیز از فیزیک کوانتوم صحبت میکنند تا آموزه های خود را ژرف و به عبارت دیگر علمی جلوه دهند. البته که دنیای عرفان زیباست. رباعیات خیام ، شوریدگی مولانا و رندی حافظ ، دنیایی جذاب و دوست داشتنیست اما این موضوع کمترین ارتباطی به سرفصل های علوم و فیزیک پیدا نمیکند. این سنخ تلفیق ها به صورت بنیادین غلط هستند هرچند که جذاب و زیبا به نظر برسند. درک اشتباهی که از آزمایش دو شکاف Double-slit experiment یانگ در فیزیک، در خصوص شناخت سرشت موجی یا ذره ای نور وجود دارد به این باور دامن زده که عده ای تصور کنند که ذرات نیز شعور و آگاهی دارند و بنابراین می توانند هومیوپاتی و یا باورهای عرفانی را با آن تطبیق بدهند.
  11. طبیعت هنوز هم می تواند ما را شگفت زده کند و به ما نشان دهد که تا چه اندازه دسته بندی اجرام آسمانی سخت است. مطالعه جدید ستاره شناسان روی یک کوتوله ی قهوه ایِ سرد که یک شبه سیاره در نظر گرفته شده بود، مشخص کرد این جرم احتمالا در گذشته ی دور یک ستاره بسیار داغ بود. به گزارش بیگ بنگ ، این جرم که WISE J0304-2705 نام دارد از کلاس کوتوله Y – سردترین کلاس دمایی ستاره‌ای که تاکنون شناسایی شده – محسوب می‌شود که به کمک کاوشگر فضایی نقشه بردار مادون قرمز میدان-گسترده ، وایز( WISE) رصد شده است. دانشمندان پس از بررسی طیف نوری این جرم، که نشانگر ساختار ترکیبی‌اش است گفتند، آنچه این کوتوله ی قهوه ای را ساخته نشان می دهد که بسیار پیر است و میلیاردها سال از زندگیش می گذرد. این کوتوله‌ی در فاصله‌ی ۳۳ تا ۵۵ سال نوری از زمین و در صورت فلکی کوره واقع شده است. دمای فعلی این جرم آسمانی حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ درجه سلسیوس است که دمایی بین زمین و ناهید میباشد. دمای این جرم مانند سیارات سنگی شبه زمین نبوده و در اصل یک توپ گازی غول‌پیکر شبیه مشتری است. اما این جرم ممکن است مربوط به یک منشا باستانی باشد که در آن یک تغییر گسترده در دما رخ داده است و احتمالا میلیون ها سال پیش، این جرم بسیار داغ بوده است. به گفته دانشمندان احتمالا در طول ۲۰ میلیون سال نخست از عمر WISE J0304-2705، دمای آن دست‌کم ۲۸۰۰ درجه سانتیگراد بوده و در یک میلیارد سالگی، دمایش به ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد کاهش پیدا کرد و این روند کاهش دما تاکنون ادامه پیدا کرده و به دمای ۱۰۰ تا ۱۵۰ درجه سانتیگراد رسید. پروفسور پینفیلد از محققان این پژوهش گفت: اندازه گیری‌ها نشان می‌دهد که این کوتوله، ممکن است یک جرم ترکیبی بوده و یا عضو باستانی و پیر از کهکشان باشد. این بدان معناست که دمای آن ممکن است بسیار زیاد بوده و تا هزاران درجه رسیده باشد. اما حالا میتواند در سطحش تنها یک فنجان چای را به جوش آورد. تا امروز تنها ۲۰ کوتوله‌ی کلاس Y کشف شده که بیشتر آنها نیز توسط کاوشگر مادون قرمز وایز رصد شده‌اند. محققان امیدوارند با بررسی این جرم بتوانند درک بهتری از تاریخه کیهان بدست آروند. محققان امیدوارند با رصدهای ۳ سال آینده بتوانند درباره کوتوله‌های کلاس Y اظهار نظر قطعی کنند. نتایج این مطالعه را می توانید در نسخنه پیش از چاپ Arxiv مطالعه کنید.
      • 2
      • Like
  12. بنظرم توهین به اقوام وفرهنگ ها آخربی شخصیتیه!واقعا جای تاسف داره...
  13. یکی ازمسخره ترین کارهایی که میشه انجام دادتفکیک جنسیتی که حتما نتایج منفی هم داره!متاسفانه این کار توبعضی ازدانشگاه هام داره انجام میشه!
  14. از تعدادی از مردم بپرسید که یک نابغه نام ببر و احتمالاً نام انیشتین به زبان اکثرشان می‌آید. حال بپرسید مفهوم نسبیت چیست که آن موقع تعداد اندکی از آنها می‌توانند به شما پاسخ دهند. همه می‌دانند که انیشتین کار بسیار حیرت‌انگیزی انجام داد اما بسیاری‌شان نمی دانند که آن کار چه بوده. تصور همگان بر این است که او انقلابی در درک ما از محیط فیزیکی ایجاد کرد اما این انقلاب در لابه‌لای محاسبات پیچیده ریاضی قرار دارند.چرا E=mc2 ؟و چه اهمیتی برای ما دارد؟نام اصلی: Why does E=mc2نوشته: برایان کاکس و جف فورشاوترجمه: سیامک عطاریانموضوع: فیزیک، کیهان شناسیتاریخ انتشار: مرداد ۱۳۹۳تعداد صفحه: ۲۳۵ + تصاویر ضمیمهوب‌سایت منتشر کننده: bigbangpage.comقیمت: ۵۰۰۰ توماننسخه PDF به همراه نسخه ۶ اینچی مخصوص موبایلاکثر مخاطبین این کتاب دوره‌ای از مباحث فیزیک را در دبیرستان و دانشگاه گذرانده‌اند (یا به گوششان خورده) که عمدتا مربوط به فیزیک کلاسیک بوده است. در صد سال اخیر زمینه علم فیزیک با ظهور نظریات جدیدی مانند نسبیت و کوانتوم تغییر یافته که به علت حجم بیشتر مطالب ریاضی مرتبط با آن‌ها، کمتر به طور عمومی مورد بحث قرار گرفته‌اند. اما درعین‌حال در اکثر کشفیات اخیر در کیهان‌شناسی، فیزیک ذرات و فیزیک بنیادی که برای مخاطبین عام علم نیز جالب توجه است، همواره صحبت از این نظریات است که درک کامل یافته‌های جدید علمی را برای مخاطبان دشوار می‌سازد.نویسندگان این کتاب تلاش کرده‌اند تا به ساده‌ترین زبان ممکن (که به قول خودشان فراتر از قضیه فیثاغورث نیست) نسبیت خاص انیشتین را به‌دست آورده و نتایج آن را توضیح دهند. همچنین فصلی را به ذرات بنیادی و نحوه تعامل آنها با یکدیگر اختصاص داده و به تولد و مرگ ستارگان نیز اشاره کرده‌اند. در نهایت فصل آخر شامل توضیحات کلی درباره نسبیت عام و تبعات آن است.خواندن این کتاب به سه گروه زیر توصیه می‌شود:۱- آن دسته از علاقه‌مندان به علم، که تصورشان از نظریات نسبیت عام و خاص انیشتین تنها به سفر در زمان یا عدم امکان عبور از سرعت نور خلاصه می‌شود، اما حین مطالعه یافته‌های جدید علمی که صحبت از نظریه نسبیت است، نمی‌توانند بین نسبیت و آن یافته ارتباط برقرار کنند. همچنین کسانی که تنها ذرات زیراتمی‌ای که به گوششان خورده الکترون، پروتون و نوترون است.۲- کسانی که قصد مطالعه جدی نظریات نسبیت عام و خاص را دارند می‌توانند با خواندن این کتاب قبل از ورود به مباحث ریاضی پیچیده‌تر، دید خوبی را نسبت به مسئله پیش‌رو کسب کنند.۳- به‌طور‌کلی کسانی که ایده خاصی در باب علم فیزیک ندارند، اما دوست دارند با واقعیت‌های دنیایی که در آن زندگی می‌کنند آشنا شوند.همچنین در پیوست ۱ کتاب تصاویری ارائه شده است که می تواند در درک بهتر مطالب ارائه شده مفید واقع شود. این تصاویر در اصل کتاب موجود نبوده و توسط مترجم جهت تکمیل مطالب اضافه شده‌اند.فهرست مطالبفصل اول: فضا و زمانفصل دوم: سرعت نورفصل سوم: نسبیت خاصفصل چهارم: فضا- زمانفصل پنجم: چرا E=mc2 ؟فصل ششم: و چه اهمیتی برای ما دارد؟ درباره اتم ها، تله موش ها و قدرت ستارگانفصل هفتم: منشاء جرمفصل هشتم: پیچاندن فضا- زمانپیوست: مجموعه تصاویرتوجه : این اثر ترجمه آقای سیامک عطاریان بوده و تمامی حقوق معنوی ترجمه اثر ، متلعق به مترجم می باشد.
  15. خوشه های بزرگ ِکیهانی در فضا – زمان وجود دارند که در اطرافشان خمیدگی و آشفتگی ایجاد می شود. آنها لنزهای گرانشی ایجاد می کنند و نور در مسیرشان خم می شود. این یکی از پیش بینی های نظریه ی نسبیت اینشتین است که اجرام بزرگ کیهانی باعث خمیدگی فضا- زمان می شود. ستاره شناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل یک خوشه بزرگ کیهانی را با دقت بیش از قبل نقشه برداری کردند. این مشاهدات که با دوربین میدان باز هابل انجام شد، یک خوشه کیهانی بنام mcs j0416.1-2403 را نشان می دهد، خوشه کهکشانی ای که جرمی معادل ۱۶۰ تریلیون برابر جرم خورشید دارد. جزئیات جرم در این نقشه، مدیون تصویر عمیق و بی سابقه از داده هایی است که به تازگی توسط مشاهدات هابل مهیا شده و همچنین مدیون عدسی گرانشی قوی (همگرایی گرانشی) است. اندازه گیری فاصله ی اجرام کیهانی بزرگ و دور دست، زیاد سخت نیست. اغلب برای کاوش محتوی خوشه های بزرگ کیهانی، ستاره شناسان از تاثیرات گرانشی بر روی نور اجرام دور دست استفاده می کنند. تلسکوپ فضایی هابل یکی از اهداف اصلی این کاوش را از مشاهده ی شش خوشه کیهانی مختلف از جمله mcs j0416.1-2403 که در تصویر بالا مشاهده می کنید انجام داد.با وجود توده های بزرگ تاثیر این خوشه های کیهانی به اطرافشان بسیار ناچیز است. در اکثر موارد آنها عدسی گرانشی ضعیف ایجاد می کنند و باعث می شوند این اجرام دورتر به نظر برسند. زمانی که خوشه ها بزرگ و به اندازه کافی متراکم و انبوه باشند، این تاثیرات چشمگیرتر می شود. تصاویری از کهکشان های معمولی مشاهده شده که مسیر رفت و برگشت نور را به یک حلقه تبدیل می کنند و حتی چندین برابر بقیه تصاویر به نظر می رسد. این تایثر نیز به عنوان عدسی قوی شناخته می شود و پدیده ای است که به دور شش خوشه ی مورد مطالعه هابل هم مشاهده شد.این تصویر عمیق اجازه ی مشاهده اجرام بسیار کم نور را می دهد تا بتوانیم کهکشان های تحت تاثیر عدسی گرانشی را بهتر از قبل بصورت دقیق بررسی کنیم. می دانیم که تاثیر پدیده عدسی گرانشی در خوشه های کهکشان بیش از چهار برابر تصور قبلی هست. با استفاده از دوربین توسعه یافته هابل اختر شناسان ۵۱ کهکشان جدید را در اطراف این خوشه مشاهده کردند و با این حساب تعداد کهکشان های تحت تاثیر عدسی گرانشی به تعداد ۶۸ عدد رسید، از آنجایی این کهکشان ها چندین برابر دیده می شوند این برابر ۲۰۰ تصویر تحت تاثیر لنز است که در قاب تصویر دیده می شود. این تصویر عمیق به گروهی از دانشمندان اجازه داد تا آشفتگی های ایجاد شده توسط ماده تاریک را در این خوشه های کهکشانی با چنین جرم زیادی بررسی کنند.عدسی گرانشی یکی از روش های ستاره شناسان برای درک ماده تاریک است که سه چهارم از ماده ی کیهان را احاطه کرده که بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و هیچ نوری ساطع نمی کند. این ماده ناشناخته که تنها در گرانش تاثیر می گذارد و حضور آن را باید از تاثیرات گرانشی اش تشخیص داد، از بقیه اجرام بدون اصطکاک عبور کند. بیش از بیست سال است که دانشمندان می دانند چگونه از کهکشان هایی که تحت تاثیر عدسی گرانشی هستند عکس برداری کنند. زمان زیادی طول می کشد تا تلسکوپی درست شود و بتواند مشاهدات عمیق و موثری داشته باشد تا توسط داده های آن مدل های دانشمندان برای نقشه برداری در جزئیات بسیار بی سابقه ای از سیستمی مثل j0416.1-2403 انجام شود.دانشمندان در این مطالعه ۵۷ کهکشان که بطور واضح تحت تاثیر عدسی گرانشی بودند را با ماده تاریک مدل سازی کردند، دقت این نقشه دو برابر بهتر از نقشه های قبلی است. خوشه ی کیهانی j0416.1-2403 در فاصله ۶۵۰ هزار سال نوری از زمین واقع شده و دانشمندان می گویند جرم آن ۱۶۰ تریلیون برابر خورشید است. این اندازه گیری دقیق تر از همه نقشه هایی است که از خوشه های کهکشانی صورت گرفته شده است. با بررسی دقیق اینکه توده، اختر شناسان می توانند آشفتگی فضا- زمان را با دقت زیاد تعیین می کنند. با ترکیب داده ها و منابع می تواند جزئیات توزیع جرم و سرعت نسبی خوشه های کهکشانی را تعیین کرد و این بررسی ها درک تکامل خوشه های کهکشانی را فراهم خواهد کرد. نتایج این تحقیقات در ماهنامه نجوم سلطنتی منتشر شده است.
      • 4
      • Like
  16. عجب...!
  17. محققان به تازه‌گی ماده‌ای را کشف کرده‌اند که می‌تواند دوربین فروسرخ را فریب داده و در عین حال که گرم است طیف حرارتی مواد سرد را داشته باشد. همان‌طور که در کتاب‌های درسی فیزیک توضیح داده شده، هر چه جسمی گرم‌تر شود، نور بیشتری از خود گسیل می‌کند. سربازان بر مبنای همین اصل می‌توانند با استفاده از نور فروسرخ دشمنان را حتی در تاریکی مطلق نیز شناسایی کنند. محققان به تازه‌گی ماده‌ای را کشف کرده‌اند که رفتار ترمودینامیکی عجیبی از خود نشان می‌دهد. این ماده در عین حالی که گرم می‌شود طوری به نظر می‌رسد که گویا در حال سردشدن است. این ماده به دلیل تعامل غیرمعمولی که با نور فروسرخ دارد می‌تواند پوشش مقاومی در برابر دوربین‌های حساس به حرارت باشد و همچنین در بهینه‌کردن ابزارهای سرمایشی و گرمایشی به کار برده شود. نتایج این یافته‌ها در تاریخ 21 اُکتبر در Physical Review X منتشر شد. دی‌اکسیدِوانادیوم با گرم شدن (چپ به راست)، نور فروسرخی که از خود گسیل می‌کند مانند این است که نمونه سرد شده باشد. نور قرمز به طور معمول نشان‌دهنده مواد گرم و نور آبی نشان‌دهنده مواد سرد است. اما دانشمندان در تلاش‌اند موادی را طراحی کنند که با گرم‌ شدن، نور بیشتری از خود گسیل نکنند. آنها برای دست‌یابی به این هدف سعی دارند موادی را بیابند که در دمای مشخصی تعامل خود با نور و الکتریسته را تغییر می‌دهند. ترکیب دی‌اکسیدِوانادیوم چنین گذاری را در حدود دمای 70 درجه سلسیوس از خود نشان می‌دهد، به طوری که به طور ناگهانی از حالت عایق به رسانا تغییر حالت می‌دهد. میکائیل کتس(Mikhail Kats) ، دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه هاروارد، رفتار دی‌اکسیدوانادیوم با نور را در دماهای بالای دمای گذار بررسی کرده است. کتس و همکارانش به این منظور لایه باریکی از دی‌اکسید وانادیوم به ضخامت 150 نانومتر را بر روی لایه‌ای از یاقوت کبود لایه نشانی کردند. آنها سپس نمونه دی‌اکسیدوانادیوم-یاقوت کبود را حرارت داده و با استفاده از دوربین فروسرخ مشخص کردند که چه مقدار نور فروسرخ با گرم شدن نمونه از آن گسیل می‌شود. آنها دریافتند که با گرم شدن نمونه از 60 درجه سلسیوس تا 74 درجه سلسیوس، رنگ نمونه به تدریج از آبی به قرمز تغییر می‌کند. اما ناگهان اتفاق عجیبی می‌افتد: با افزایش دمای نمونه تا 100 درجه سانتی‌گراد، نمونه نور آبی از خود ساطع کرده و در همان وضعیت باقی می‌ماند. کتس می‌گوید «به نظر ما این واقعا پدیده جالب توجهی است». او می‌افزاید «شما جسمی دارید که در 90 درجه سلسیوس دقیقا مانند دمای 50 درجه سلسیوس به نظر می‌رسد». کتس و همکارانش بر این باورند که چون این ماده به طور موثری دما را پنهان می‌کنند، از این رو به سربازان و هواپیماهای نظامی این امکان راخواهد داد تا از شناسایی شدن توسط حسگرهای حرارتی مصون بمانند. چنین ماده‌ای همچنین می‌تواند به دستگاه‌های تولیدکننده گرما این امکان را دهد تا با گسیل تابش کمتر در شرایط سرد و تابش بیشتر در شرایط گرم در دمای ثابتی باقی بمانند. کتس می‌گوید چنین فن‌آوری می‌تواند انرژی را در ماهواره‌های فضایی که دمایشان را تنها از طریق جذب و گسیل نور کنترل می‌کنند، ذخیره کند. محققان همچنین در تلاش‌اند تا بفهمند چگونه دی‌اکسید وانادیوم با گرم شدن ساختار درونی‌اش را از نو می‌چیند تا برهم‌کنش غیرطبیعی با نور و الکتریسته داشته باشد. کتس و همکارانش امیدوارند با فهم ثابت ساختار ریز دی‌اکسید وانادیوم بتوانند چگونگی کنترل تابش توسط این ماده را دریابند. دنیل وِسِرمن (Daniel Wasserman) مهندس برق در دانشگاه الینویس نیز که این موضوع برایش بسیار جالب است می‌گوید «این مقاله می‌تواند دریچه‌ای را به فیزیک بسیار جالبی بگشاید.»
      • 4
      • Like
  18. parisa.na

    سفربه ابرهای مشتری...

    جرم این سیاره عظیم از هلیوم و هیدروژن ساخته شده، ۳۱۸ برابر زمین است، نسبت به انرژی که از خورشید دریافت می کند، انرژی بیشتری رها می کند. توفانهای آن نیروهای پرفشاری هستند که هلیوم را به مایع تبدیل کرده و منجر به بارش بارانهای شدید و وزش بادهای سریع با سرعت زیادی می شوند، آیا با تمام این اوصاف می توان سوار بر سفینه ای فضایی از میان ابرهای مشتری عبور کرد و جان سالم به در برد؟بر خلاف شهرت فریبنده « غول گازی » ، در زیر ابرهای سرخ رنگ سیاره مشتری هسته ای صخره ای و چگال وجود دارد که احتمالا ۲۰ برابر زمین جرم دارد. بنابراین این هسته جامد سد راه هر سفینه ای خواهد بود که بخواهد مستقیما از سیاره عبور کند. اما حتی استفاده از مسیری انحرافی از میان ابرهای مشتری میتواند فاجعه آمیز باشد. بخش اعظم اطلاعات فعلی اخترشناسان از شرایط داخلی سیاره مشتری توسط کاوشگر گالیله بدست آمده است. این کاوشگر در ۱۸ اکتبر سال ۱۹۸۹، به سمت مشتری پرتاب شد و پس از ۶ سال سفر فضایی در ۷ دسامبر ۱۹۹۵ به منظومه مشتری رسید و دقیق ترین عکسهای آن زمان را برای دانشمندان فرستاد. این کاوشگر در دسامبر سال ۱۹۹۵ میلادی فضاپیمای گالیله کاوشگری را به درون جو مشتری فرستاد، این کاوشگر توانست تا عمق ۱۵۰ کیلومتری آن نفوذ کرده و قبل از تبخیر شدن توانست برای اولین بار از جو مشتری نمونه برداری کند و داده های خود را به زمین ارسال کند.فضاپیمای گالیله با تحلیل رفتن قدرت مانورش و همچنین به دلیل اتمام سوختش، این احتمال وجود داشت که تحت تاثیر جاذبه اقمار مشتری، به خصوص اروپا، به سوی آن کشیده شده و با آن برخورد کند. لذا دانشمندان بیم آن داشتند که در صورت بروز چنین برخوردی، سطح اروپا با موجودات میکروسکوپی که احتمالاً در فضاپیما وجود داشت آلوده شود و بر تحقیقات بعدی در مورد وجود حیات در این قمر مشتری اثر گذارد. به همین دلیل در روز ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۳ برای نابودی گالیله، این فضاپیما به اعماق اتمسفر مشتری ارسال کردند. به گفته ناسا، گالیله تا آخرین لحظات قبل از انهدام به ارسال تصویر به زمین ادامه داد، این کاوشگر موفق به نفوذ در لایه خارجی گازی مشتری تا فشار ۲۲ برابر فشار زمین شد. فضاپیمای گالیله که تا به امروز سخت‌ترین تلاش برای ورود به جو سیاره‌ای را انجام داده‌است دمایی دو برابر دمای سطح خورشید و نیرویی به اندازه ۲۳۰g یعنی ۲۳۰ برابر شتاب گرانشی در سطح زمین را هنگام نفوذ در مشتری تجربه کرد.براساس یافته های دانشمندان ، هر سفینه ای که بخواهد از میان مشتری عبور کند با مشکلات زیر روبرو خواهد شد؛ نخست، سفینه باید از میان کمربند تشعشعی نابودگر تجهیزات الکترونیکی سیاره عبور کند؛ کمربندی که تا ۳۰۰ هزار کیلومتری اطراف سیاره گسترده شده است. سپس با بادهای ویرانگری به سرعت ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت مواجه می شود که در جو سرشار از هیدروژن سیاره در حال وزیدن هستند. در ۱۰۰ کیلومتر ابتدای جو مشتری دما به ۱۵۰ درجه سانتی گراد خواهد رسید و اخترشناسان تخمین می زنند که در نزدیکی هسته، دما به ۲۸ هزار درجه افزایش می یابد.۱۵ هزار کیلومتر پایین تر، بین جو سیاره و هسته داغ و صخره ای آن، احتمالا لایه ای داخلی از جنس هیدروژن فلزی مایع وجود دارد. این ماده فوق العاده رسانا تنها تحت فشار خرد کننده ۳۰۰ میلیارد پاسکال امکان شکب گیری دارد. بنابراین به نظر می رسد اصولا بهتر است فکر عبور از کنار بزرگترین سیاره منظومه شمسی را از سر بیرون کنید.bigbangpage.com
      • 1
      • Like
  19. تابش زمینه‌ی کیهانی،‌ پس‌تاب مهبانگ است. یک سیگنال رقیق بیش از سیزده میلیارد ساله که پاسخ پرسش‌های بسیاری از ماهیت جهان ما را با خود دارد. این تابش به شکل غیرمنتظره‌ای در سال ۱۹۶۴ کشف شد و طی چهار دهه گذشته با آزمایش‌های زیادی مورد پژوهش قرار گرفته است.تاکنون دو جایزه‌ی نوبل فیزیک به تحقیق در تابش زمینه‌ی کیهانی اختصاص یافته است: یکی در سال ۱۹۷۸ به آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون که اولین بار آن را کشف کردند و دیگری در سال ۲۰۰۶ به جرج اسموث و جان مَتِر به خاطر نتایج ماهواره‌ی تحقیقاتی COBE.بیشتر اطلاعات کیهانی موجود در تابش زمینه‌ی به صورت نوسانات صوتی در پلاسمای چگال، که جهان اولیه را پر کرده بود، رمزگذاری شده است. موسیقی مهبانگ که کیهان‌شناسان تلاش بسیاری جهت شناسایی و تحلیل آن داشته‌اند. تشخیص مدل‌های مختلف کیهان‌شناسی بسیار شبیه این است که ابزارهای موسیقی مختلف را از زیر و بم صدای آن‌ها تشخیص دهیم. اخیراً از این صدای شگفت‌انگیز کیهانی با آزمایش‌هایی همچون Boomerang و Maxima و به تازگی توسط ماهواره WMAP پرده‌برداری شده است. این مسئله منجر به جهش عظیمی در درک ما از جهان شده است، اما جستجو همچنان ادامه دارد.آوای مهبانگتابش زمینه‌ی کیهانی و کیهان‌شناسی جدیدنوشته‌ی : آمدئو بالبی (Balbi, Amedeo)ترجمه: سمانه‌ی نوروزیدر ادامه به قسمت‌هایی از متن این کتاب توجه فرمایید:وقتی به معادلات تحول جهان در مدل مهبانگ نگاهی بیاندازیم، روشن می‌شود که مقدار امگا در حین انبساط ثابت نمی‌ماند، و بیشتر و بیشتر از یک دور می‌شود. با دقت می‌توان گفت که اگر امگا گاهی اوقات کمتر از یک باشد، جهان تحول خواهد یافت. و اگر بزرگ‌تر از یک باشد،‌ بزرگ‌تر هم خواهد شد. تنها موردی که مقدار آن با زمان ثابت می‌ماند، وقتی است که دقیقاً برابر با یک باشد. همه مقادیر دیگر در وضعیت ناپایدار ناراحت‌کننده‌ای هستند. به عبارت دیگر اگر چند ثانیه پس از مهبانگ جهان دارای مقدار امگای کمی متفاوت از یک می‌بود (فقط مقدار بسیار بسیار کمی بزرگ‌تر یا کوچک‌تر) این مقدار کوچک تقویت می‌شد،‌ از کنترل خارج گشته و امروزه بسیار بزرگ یا بسیار کوچک می‌بود. از این واقعیت که امروزه مقدار امگا را بسیار نزدیک به یک رصد می‌کنیم، نتیجه می‌گیریم که فرآیندهایی مقدار آن را با دقت باورنکردنی در جهان اولیه تنظیم کرده است.در اینجا درباره‌ی تنظیم ظریف صحبت نمی‌کنیم، بلکه حرف از یک تنظیم دقیق است. برای واضح‌تر شدن:یک ثانیه پس از مهبانگ، امگا باید با تقریب خطای خیلی کمی برابر با یک باشد. برای زمان‌های زودتر این مقدار خطا باید کمتر هم باشد.اینکه امگا دقیقاً برابر با یک است، باید خوب باشد. اما معما را حل نمی‌کند. چرا از بین بی‌نهایت مقادیری که امگا می‌توانست داشته باشد،‌طبیعت مقدار یک را انتخاب کرد؟ با یک پارادوکس مواجهیم. کمی شبیه به این است که یک مداد درست در نوک تیزش دارای تعادل کامل باشد. هرچند این موقعیت با قوانین فیزیکی مجاز است، احتمال اینکه این شرایط شانسی اتفاق افتاده باشد، بسیار ضعیف است ….
  20. بزرگترین سوالات در نجوم درباره ی نحوه ی شکل گیری سیارات، ستارگان، کهکشانها و کیهان است. کتاب منشأ کیهان توضیح می دهد که چگونه اخترشناسان طی یک دهه ی گذشته توانسته اند پاسخهای احتمالی این سوالات بنیادی را بیابند.کتاب منشأ کیهان با شروع مأموریتهای فضایی که منجر به رازگشایی از سیستم سیاره ای خودمان شد، سفری را در فضای بیکران آغاز کرده و در زمان به عقب برمی گردد. کشف دیگر سیستمهای سیاره ای و رابطه ی آنها با حیات فرازمینی را توصیف می کند. لحظات اولیه ی زندگی یک ستاره پوشیده است، آنچنان که تولد و شکل گیری کهکشانها و بزرگترین سوال، یعنی منشأ کیهان رازآلود است. در این کتاب با پاسخ های این سوالات مهم روبرو خواهید شد. منشأ کیهان همچنین روایت گر داستان انسانی پشت این اکتشافات بزرگ نجومی است. اخترشناسانی که در پی یافتن سیاره ی ایکس بودند، یک سیاره را هم از دست دادند. باستان شناسان کیهانی که از تاریخچه ی کهکشان ها رمزگشایی کرده اند، حال قصد دارند با بهره گیری از تلسکوپ های غول پیکر از راز سر به مهر منشأ کیهان پرده بردارند.منشأ کیهانچگونگی تشکیل سیارات، ستارگان، کهکشانها و آغاز کیهان————————————————-OriginsHow The Planets, Stars, Galaxies and the Universe Beganنوشته‌ی : استیون ایلز (Eales, Stephen)ترجمه: حسن فتاحیانتشارات: مازیارموضوع: کیهان شناسیچاپ اول، ۱۳۹۲تعداد صفحه: ۳۱۲ – مصور – نمودار – جدولوب‌سایت ناشر: [Hidden Content]: ۱۳۰۰۰ توماناین کتاب یکی از سری کتاب‌های «جهان اخترشناسان» است که طی سال‌های اخیر در سطح بین‌المللی توسط انتشارات اشپینگر چاپ شده است. نویسنده‌ی این کتاب یکی از اعضای هیات علمی بخش فیزیک و ستاره‌شناسی دانشگاه کاردیف انگلستان است. کتاب در حالی‌که جدید‌ترین تحقیقات اخترشناسی را عرضه می‌دارد، همزمان به شکل هنرمندانه‌ای مشکلات و موفقیت‌ها و مسیر علمی را که اخترشناسان طی کرده‌اند، را نیز بیان می‌کند. به ویژه آن که رویکرد کتاب، اخترشناسی رصدی است. کتاب از چهاربخش اصلی تشکیل شده است:بخش اول به منشأ سیارات و چگونگی شکل‌گیری آن می‌پردازد و بعد از بیان یک گزارش علمی-تاریخی پیرامون سیارات، نظریات نوین علمی درباره‌ی چگونگی شکل‌گیری منظومه‌ی شمسی را بیان می‌کند و پس از آن بحث بسیار نوپا و پویای سیارات خورشیدی را مطرح کرده و چگونگی یافتن سیارات پیرامون دیگر ستاره‌ها را شرح می‌دهد. چه بسا در این تحقیقات مهیج، روزی پاسخ این سوال مهم را بیابیم که آیا در کیهان تنها هستیم؟ بخش دوم کتاب به بررسی ماهیت و تحول ستارگان می‌پردازد و خوانندگان را از نظر علمی با آن نقطه‌های نورانی که هر شب بالای سر می‌بینند، آشنا می‌کند. ستارگان از چه چیزی تشکیل شده‌اند، از کجا آمده‌اند، پایان کارشان چگونه خواهد بود؟ بخش سوم،‌ بررسی تکامل کهکشان‌هاست. کهکشان‌ها مانند مجتمع‌های مسکونی در انواع و اندازه‌های مختلف هستند که ستارگان در آن سکنی گزیده‌اند. در این بخش سفری علمی و خیال‌انگیز از خانه‌ی دوست‌داشتنی خودمان یعنی کهکشان راه شیری به کهکشان‌های دوردست خواهیم داشت و با ساختار،‌ ویژگی‌ها و طبقه‌بندی‌ آن‌ها و تأثیر شگرف‌شان در ارتقا شناخت علمی ما از کیهان آشنا خواهیم شد. بخش چهارم و پایانی کتاب به مبحث پرمخاطره و سوال‌برانگیز کیهان‌شناسی اختصاص دارد. کیهان‌شناسی بخش جذابی از دنیای ستاره‌شناسی است که در پی پاسخ‌گویی به سوالاتی درباره‌ی کل جهان هستی است. از چگونگی وجود کیهان گرفته تا پایان آن.کیهان‌شناسی گاهی آن‌چنان با ریاضیات پیچیده در هم می‌آمیزد که بزرگترین ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان را به مبارزه می‌طلبد و گاهی عمیقاً با فلسفه به عنوان ناب‌ترین محصول اندیشه‌ی انسان خردمند پهلو به پهلو می‌زند. در این بخش از کتاب می‌آموزیم که جهان هستی چگونه خلق شده است، در ابتدایی‌ترین لحظات آفرینش چه وقایعی روی داده است؟ عناصر سازنده‌ی گیتی چه چیزهایی هستند و چرا کیهان در حال انبساط است؟ و سوالات بسیار دیگر. همزمان به شکلی تاریخی پا به پای دانشمندان درباره‌ی نحوه‌ی کارشان و حتی خصوصیات اخلاقی‌شان آشنا می‌شویم.در ادامه به قسمت‌هایی از متن این کتاب توجه فرمایید: فرض کنید شما، اخترشناسی روی سیاره‌ای نزدیک آلفا قنطورس هستید که دنبال سیاره‌هایی اطراف دیگر ستاره‌ها می‌گردد. شما به ستاره‌ای که در فاصله‌ی چهارسال نوری قرار دارد علاقه‌مند می‌شوید (منظور خورشید منظومه‌ی شمسی)، زیرا کاملاً به ستاره‌ی خودتان شبیه است و بنابراین ممکن است سیارات مناسبی جهت داشتن زندگی شبیه زندگی‌ آلفا قنطورس داشته باشید. با پیش‌بینی کامل، این ستاره‌ را با استفاده از تکنیک دوپلر مشاهده می‌کنید. با این وجود بعد از یک ماه مشاهدات دقیق، شما هیچ تغییری در مکان خطوط طیف ستاره ندیده‌اید، نتیجه می‌گیرید که در کمال ناامیدی ستاره هیچ سیاره‌ای ندارد. چرا؟دلیل این نتیجه‌ی عجیب (منظومه‌ی شمسی روی هم رفته دارای چندین سیاره‌ی بزرگ است)، این است که اندازه‌ی لرزش ستاره فقط به جرم سیاره بستگی ندارد. این مقدار به فاصله‌ی سیاره از ستاره نیز وابسته است: فاصله‌ی بیشتر از ستاره، نیروی گرانشی ضعیف‌تر میان این دو و تغییرات کوچک‌تر در طول موج‌های خطوط طیفی ستاره را منجر خواهد شد. سیارات غول نزدیک ستاره‌ها (مشتری‌گون‌های داغ) به راحتی کشف شدند، زیرا هم بزرگ هستند و هم به ستاره‌شان خیلی نزدیک و بنابراین سیگنال‌های دوپلری بزرگ تولید می‌کنند. سیستم‌های سیاره‌ای نظیر سیستم ما به سختی کشف می‌شوند. ممکن است یک نفر اهل آلفا قنطورس با تکنولوژی پیشرفته‌تری بتواند فقط مشتری را حس کند ولی اگر مشتری از خورشید خیلی دور یا کمی کوچک‌تر بود، او حتماً شکست می‌خورد. سیاراتی مانند زمین، البته با جرمی کمتر از یک صدم جرم مشتری غیر ممکن است نمایان شوند.بنابراین، هنوز امکان وجود سیستم‌های سیاره‌ای که شامل «مشتری‌گون‌های داغ» باشند، درصد کمی دارد. بیشتر سیستم‌های سیاره‌ای، اکثریت ساکت و بی‌صدا مثل سیستم خود ما هستند. با این وجود حتی اگر فقط درصد کوچکی از سیستم‌های سیاره‌ای، سیارات غول نزدیک ستاره‌شان داشته باشند، وجودشان تعجب‌آور است. هنگام شکل‌گیری منظومه‌ی شمسی گرمای خورشید که به تازگی تشکیل شده بود، از به وجود آمدن موادی که نقطه‌ی ذوب پایین دارند در قسمت مرکزی قرص منظومه‌ی شمسی جلوگیری کرد. بنابراین مواد جامد کمی نزدیک به مرکز وجود داشت که طبیعتاً منجر به تشکیل سیارات کوچک‌تر شد. سیارات بیرونی‌تر بیشتر از گاز تشکیل شده‌اند تا مواد جامد. ولی اگر آن‌ها به روش هسته‌ای برافزایشی یا هسته‌ی تجمیعی تشکیل شده بودند، باید شامل هسته‌ی سختی می‌شدند که خیلی بزرگتر از جرم سیارات داخلی است. اگر مدل استاندارد تشکیل سیاره‌ای درست باشد، نقشه‌ی منظومه‌ی شمسی (شامل کل سیارات)، دقیقاً چیزی است که انتظار می‌رود.یک تفسیر ممکن برای مشتری‌گون‌های داغ این است که سیارات غول به روش هسته‌ای برافزایشی تشکیل نشده‌اند، بلکه در عوض به واسطه‌ی رمبش گرانشی ناگهانی قسمت بزرگی از قرص به وجود آمده‌اند. اگر این تغییر خط داستان درست باشد، هیچ هسته‌ی سختی در مراکز غول‌های گازی منظومه‌ی شمسی وجود ندارد و مقدار مواد جامد در قرص خورشید نامربوط است. روش آشکار برای آزمون این نظریه، جستجوی هسته‌های سخت است ولی متأسفانه جو آن‌ها، به اندازه‌ای ضخیم است که ما هیچ نظری نداریم که آیا مشتری، زحل و بقیه، هسته‌های سخت دارند یا تماماً گازی هستند.تفسیر دوست‌داشتنی برای وجود مشتری‌‌گون‌های داغ این است که بعضی اوقات تمایل داریم اشتباه کنیم: سیارات در مسیرشان ثابت نیستند. برای مثال اجرام موجود در لبه‌ی کمربند کوئیپر، جایی که امروز آن‌ها را مشاهده می‌کنیم، نمی‌توانند آن سوی مدار نپتون تشکیل شده باشند، بلکه در منظومه‌ی شمسی داخلی شکل گرفته‌اند. حتی پس از تشکیل سیارات، میلیاردها ریز سیاره وجود دارد. تکه‌های بزرگ و کلفت سنگ با قطری در حدود ۱۰۰ کیلومتر که در منظومه‌ی شمسی داخلی در هیچ سیاره‌ای گرد هم نیامده‌اند. به هر حال در مورد ریز سیارات باقیمانده، تشکیل سیارات غول پیامی برای اتمام بود. زودتر یا دیرتر، یک ریز سیاره‌ی نزدیک به یکی از سیارات غول، به ناچار با احتمال بالای خروج از منظومه‌ی شمسی توسط نیروی گرانشی سیاره مواجه می‌شود. برخوردهای گرانشی احتمالاً باعث ایجاد تشکیل کمربند EK و ابر اورت بوده است. ولی ممکن است آن‌ها خودشان اثر بزرگی روی مدار سیارات داشته باشند. اگر ریزسیاره به دلیل برخورد گرانشی با یک غول به زور از خورشید دور شده باشد، انرژی گرانشی زیادی به دست می‌آورد. انرژی کسب شده توسط ذره‌ی گرانشی باید از جایی آمده باشد و تنها جایی …….
  21. هیچ قسمتی از علم به اندازه‌ی قانون دوم ترمودینامیک در سرنوشت آدمی سهم نداشته، و در عین حال کمتر بخشی از علم به این اندازه مبهم مانده است. سخن گفتن از قانون دوم همانا و به ذهن رسیدن موتورهای بخار بزرگ، ریاضیات عالی و انتروپی به دشواری قابل فهم، همان. اگر آزمون‌ باسوادی سی‌.پی‌. اسنو را پیش بکشیم که در آن ندانستن قانون دوم هم ارز با نخواندن آثار شکسپیر فرض شده است، افراد زیادی سربلند بیرون نخواهند آمد.در این کتاب، شیمیدان و نویسنده‌ی علمی پرآوازه، پرفسور پیت اتکینز، با چیره‌دستی به ما نشان می‌دهد که چگونه یک اصل ساده در تبدیلات انرژی، مسئول هر نوع دگرگونی و تغییری است که در گوشه و کنار طبیعت پدید می‌آید. از موتور بخار تا خود حیات، این نوشتار آکنده است از مثال‌ها،‌ایده‌ها و تصاویری سرزنده، ولی کمابیش عاری از ریاضیات. حتی آنانی که می‌اندیشند از قانون دوم سر در می‌آورند، به سختی می‌توانند به زوایا و بینشی تازه، از آنچه که در جهان پیرامون ما می‌گذرد، دست یابند. این کتاب زیبا را هم خبرگان باید بخوانند و هم تازه‌کارها که به ویژه برای آنان نوشته شده است.قانون دوم: انرژی، آشوب و شکل——————–The Second Lawنوشته‌ی : پیتر اتکینز( Peter Atkins )ترجمه: رامین رامبدانتشارات: مازیارموضوع: فیزیک – ترمودینامیکچاپ اول، ۱۳۹۲تعداد صفحه: ۲۸۸ ص – مصور (بخش رنگی) – نمودار – جدولوب‌سایت ناشر: [Hidden Content]: ۱۳۰۰۰ تومان (به همراه سی‌دی)فهرست مطالبپیش گفتارفصل ۱ : بی‌تقارنی طبیعتشناسایی انرژیقوانین ترمودینامیکانقلاب‌های بی‌تقارنیشناسایی بی‌تقارنیفصل ۲ : نشانه‌های دگرگونیماهیت گرما و کاردانه‌های دگرگونیبه سوی تباهیانتروپیاندازه‌گیری انتروپیمحو شدن کیفیتسقف‌های کاراییشکافتن پوستهفصل ۳ : فروغلتیدن در آشوبدرون انرژیدماجهت دگرگونی طبیعتفرایندهای طبیعیفصل ۴ : شمارش آشوبدیو بولتزمانقفس دیوآشوب، همدوسی و تباهیفصل ۵ : توان آشوبکانو زیر میکروسکوپموتور استرلینگدرونسوزیتوان توربینپیش به سوی همدوسیفصل ۶ : تبدیل‌های آشوبتبدیل‌های شیمیاییسوزاندن آهنخنک‌شدن در نقش گرم‌شدنسرعت دورریزیآشوب و نظمفصل ۷ : توا‌ن‌های دماحیات عادیبه دست‌آوردن سرمانخستین کاستن از تواندومین کاستن از توانکاستن از توان پایینیتوان‌های داغ‌ترداغ‌تر از بی‌نهایتبه سوی حیاتفصل ۸ : آشوب سازندهپدیدارشدن ساختار ظریفپروتئین‌هاانرژی آزادواکنش‌های غیرطبیعی حیاتالکتروشیمی حیاتفصل ۹ : الگوهای آشوبساختارساختارهای ناپدیدشوندهپدیدارشدن پیچیدگیتقدیس موتور بخارپیوست ۱ : یکاهاپیوست ۲ : روابط رسمیترمودینامیکدماپیوست ۳ :منابع
  22. آیا فضایی ها برای ما پیام ارسال می کنند؟ ستاره شناسان در پی رمزگشایی سیگنال های رادیویی مرموزی هستند که احتمال می رود از سوی بیگانگان فضایی در کائنات منتشر شده باشد و به زمین رسیده است. به گزارش مهر، یک ستاره شناس انگلیسی در سال ۱۹۶۷ سیگنال های ضربان داری را که از فضای خارج از منظومه شمسی می آمدند تشخیص داد. تا چند ماه وی این نظریه را مطرح کرد که این سیگنال ها می تواند از یک منشا هوش خارج از منظومه شمسی نشات گرفته باشد اما بعدها اثبات شد که منبع این سیگنال ها ستاره هایی با سرعت گردش بسیار زیاد موسوم به تپ اختر هستند. با این حال، شنیده شدن یک سری جدید از سیگنال های مرموز موسوم به “انفجار رادیویی سریع” (FRBs) دوباره ذهن ستاره شناسان را به خود مشغول کرده است که ممکن است این سیگنال ها پیام بیگانگان فضایی باشد. این سیگنال ها از آن جهت یک راز هستند که مشخص نیست چه چیزی می تواند چنین انفجارهای کوتاه اما شدیدی را تولید کند. این امر گمانه زنی هایی را در مورد منشا این سیگنال ها مطرح کرده است از جمله برخورد ستاره ها یا پیام هایی که به طور مصنوعی شکل گرفته باشند. نخستین FRB در سال ۲۰۰۷ توسط تلسکوپ های رادیویی شنیده شد اما این امواج بسیار موقتی بودند و تصادفی به نظر می رسیدند و چند سال طول کشید تا ستاره شناسان توافق کنند که این سیگنال ها ناشی از نقص در یکی از تجهیزات تلسکوپ بوده است. این سیگنال که فقط پنج میلی ثانیه طول کشید به افتخار کاشف آن دانکن لوریمر، انفجار لوریمر نامگذاری شد. این انتشار رادیویی بسیار پراکنده بود و کارشناسان گفتند این امواج می بایست از یک فاصله بسیار دور و احتمالا میلیاردها سال نوری آن طرف تر آمده باشد. تخمین های اولیه حاکی از آن بود که روزانه ۱۰ هزار رویداد از این نوع اتفاق می افتد اما در واقع شنیده شدن امواج دیگر در سال ۲۰۱۲ دانشمندان را بیشتر به فکر فرو برد. این زمانی بود که تلسکوپ رادیویی پارکس در استرالیا همراه با گروه دیگری از سیگنالها، سیگنال FRB دیگری را شنید، اما اینکه فقط پارکس این سیگنال ها را تشخیص می داد موجب شد دانشمندان فکر کنند این امواج خطا و نقص تجهیزاتی است. تا اینکه، کشف اخیر در ماه اوریل سال جاری توسط یک تلسکوپ رادیویی بزرگ در پورتو ریکو دانشمندان را متقاعد کرد که این سیگنال ها واقعی هستند. اما این دانش پژوهان هنوز نتوانسته اند پاسخی در توضیح چرایی و چگونگی این سیگنال ها ارائه کنند. نظریه هایی که تا کنون در مورد منشا این سیگنال ها مطرح شده، شامل ظهور کوتوله های سفید، ستاره های سوزان، برخورد ستاره های نوترونی و وسوسه انگیزترین نظریه سیگنال هایی از سوی بیگانگان فضایی است. “نیگل واتسون” نویسنده کتاب راهنمای یوفو می گوید: این یافته های شگفت انگیز حاکی از آن است که یک پدیده ستاره شناختی ناشناخته یا غیر معمول و یا یک شبکه بزرگ ارتباطی بیگانه و وجود اشکالی از حیات هوشمند در کائنات است. وی افزود: هر سیگنال غیر معمول از فضای خارج ما را ترغیب می کند تا فکر کنیم نکند از سوی یک تمدن بیگانه باشد. از آنجا که این سیگنال بسیار گریزان و تفسیر آن دشوار است از این رو باید تحلیل و بررسی های بیشتری در مورد آن صورت گیرد. این پژوهشگر اظهار داشت: اگر این یک سیگنال بیگانه باشد و ما- ساکنان زمین – در این کائنات عظیم تنها نباشیم می تواند تاثیر عظیمی بر درک ما از جایگاهمان در جهانیان بگذارد. وی تاکید کرد : اما در حال حاضر FRB ها هنوز یک راز سر به مهر هستند. برای تعیین دقیق اینکه این سیگنال ها از کجا می آیند و عامل شکل گیری آنها چیست مطالعات و رصدهای بیشتری در آینده لازم است و تا آن زمان منتفی کردن هر نظریه خاصی دشوار است.bigbangpage.com
      • 3
      • Like
  23. parisa.na

    کشف سردترین ستاره جهان!

    دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا سردترین ستاره را در جهان قابل مشاهده کشف کردند. این ستاره یک “کوتوله قهوه ای” میباشد که در فاصلۀ ۷.۲ سال نوری از زمین واقع شده و به نظر می رسد سردترین از نوع خود باشد. این کوتوله قهوه ای با استفاده از سامانه WISE ناسا و تلسکوپ‌ فضایی اسپیتزر کشف شده است.این تصویر هنری از کوتوله قهوه ای WISE J085510.83-071،۴۴۲.۵ میباشد. خورشید ستاره درخشان به طور مستقیم در سمت راست کوتوله قهوه ای قابل مشاهده است.سردترین کوتوله قهوه‌ای جدید WISE J085510.83-071442.5 نام دارد و دمای آن بین -۴۸ تا -۱۳ درجه سانتیگراد گزارش شده است؛ این در حالی است که دارندگان پیشین رکورد سردترین کوتوله‌های قهوه‌ای جهان، دارای دمای اتاق هستند و آن‌ها نیز توسط WISE و اسپیتزر کشف شدند. این جرم کیهانی چهارمین سیستم نزدیک به خورشید بوده و دمای آن به اندازه قطب شمال زمین است. دمای بی‌نهایت سرد این جرم کیهانی نکات فراوانی را به دانشمندان درباره جو سیاراتی ارائه می‌دهد که دارای دماهای سرد مشابه هستند.کوتوله‌های قهوه‌ای حیاتشان را مانند ستارگان و با فروریختگی گوی‌های گاز آغاز می‌کنند اما آن‌ها فاقد جرم لازم برای سوزاندن سوخت هسته‌ای و تشعشع نور ستاره‌ای هستند. این اجسام برای این که سیاره خوانده شوند، بیش از اندازه بزرگ بوده و همچنین برای این که ستاره نامیده شوند، بیش از اندازه کوچک‌ هستند. گرچه کوتوله تازه کشف‌شده به منظومه شمسی بسیار نزدیک است، اما هدف ایده‌الی برای سفرهای فضایی انسان در آینده دوردست نخواهد بود زیرا هر سیاره‌ای که اطراف آن مدارگردی کند، برای پشتیبانی از حیات بیش از اندازه سرد خواهد بود.کوتوله‌های قهوه‌ای ستارگان کوچکی هستند که هنگام تشکیل شدنِ مرکزشان، به اندازه کافی داغ نمی‌شوند تا فرایند ذوب یا همجوشی هسته‌ای در آنها به وجود آید. به عبارت دیگر آنها به خورشیدهای نورانی و گرم تبدیل نمی‌شوند بلکه بلافاصله پس از تشکیل سرد می‌شوند و نوری از خود نمی‌تابانند بگونه‌ای که به سختی دیده می‌شوند.bigbangpage.com
      • 1
      • Like
  24. قوی ترین نظریه ای که در مورد پیدایش جهان مطرح هست این است که تمام ماده و پاد ماده و انرژی تاریک و هرچیزی که در جهان موجودیت دارد در ابتدا در یک نقطه خیلی کوچک بطور بی نهایت فشرده قرار گرفته بود. هنوز زمانی خلق نشده بود و مکانی وجود نداشت چون کل جهان در همان یک نقطه بود. این نقطه بسیار داغ و با چگالی شدیدا زیاد منفجر میشود…اما نه یک انفجار معمولی ! نمیدانم در کارگاه های شیشه سازی دیدید که چطور داخل شیشه رو با حباب باد میکنند؟ آن نقطه کوچک و بسیار داغ هم دقیقا همانطور اول دچار تورم میشود و کمی بعد چون چگالیش از بی نهایت به سمت یک عدد مقدار دار حرکت کرده سریعا سردتر میشود و پلاسما خلق میشود… کم کم کوآرک ها و گلوئون ها بوجود می آیند، با ترکیب های مختلف این مواد پروتون ها و نوترون ها تشکیل میشوند، جلوتر که میرویم الکترونها شکل میگیرند و بعد اولین و ساده ترین اتم جهان یعنی هیدروژن شکل میگیرد. بعد اتم های بزرگتر یکدیگر را جذب میکنند، ترکیبهای مختلف اتم های مختلف و مولکولهای مختلف، بعد بدلیل جاذبه بین اجرام اتم های سنگین تر همدیگر را جذب کردند و توده های گاز شکل گرفتند. توده های گاز بدلیل جاذبه بهم چسبیدند و فشرده شدند و اولین ستاره ها و کهکشان ها را شکل دادند و بعد ها جامدات شکل گرفت و بعد از ۱۳.۸ میلیارد سال این جهان به شکل امروزی درست شد. اما جهان فقط از ماده تشکیل نشده است، جهان متشکل از ماده، پاد ماده، ماده تاریک و انرژی تاریک هست… ماده همان چیزی هست که ما می بینیم و لمس میکنیم و شامل تمامی الکترون ها و پروتون ها ، ذرات زیر اتمی و هر چیزی که جهان رو ساخته میباشد. اما ماده فقط ۵ درصد جهان رو شامل میشود، یعنی هرچیزی که ما از جهان میتوانیم کشف کنیم فعلا در حد همان ۵ درصد است. تمام جهانی که دیدیم و کشف کردیم محدود به همان ۵ درصد میشود. اما عنصر دیگر پاد ماده میباشد، مقدار ماده و پاد ماده در جهان و در همان ابتدای بیگ بنگ (انفجار بزرگ) برابر بود. پاد ماده چیزی بود که در برخورد با ماده نیستی شکل میگرفت، ماده و پاد ماده اگر جداگانه باشند یعنی هم ماده داریم و هم پاد ماده… این ماده و پاد ماده بطور کاملا تصادفی و بطور کاملا متوالی و دائما در فضا از نیستی از هم جدا میشوند، انگار از یک ذره فرضی در جای جای فضا دو عدد ذره یکی بنام ماده و دیگری بنام پاد ماده از هم جدا میشوند و بعد در همان آن بهم برخورد میکنند و دوباره نیستی تشکیل میشود و اتفاقی نمی افتد. اما اگر حادثه ای رخ بدهد که احیانا ماده و پاد ماده به هم برخورد نکنند یا احیانا مقدار ماده در جهان بیشتر از پاد ماده شود، آن وقت ماده تشکیل میشود. حدس زده میشود که در همان لحظات اولیه بیگ بنگ یک واقعه نادری بنام باریوم زایی رخ داده که میزان ماده در جهان را بیشتر کرده که ما امروزه شاهد وجود ماده هستیم. شما با هر ذره پاد ماده میتوانید یک ذره از ماده را نابود کنید، نابود به معنای واقعی .. یعنی نیستی… پارامتر دیگر، “ماده تاریک” هست. “ماده تاریک” چیزی است که تا بحال مشاهده یا رصد نشده اما اثرش دیده شده است. تحقیقات نشان میدهد در هر جایی که ماده هست در واقع توسط ماده تاریک هم احاطه شده است. انگار جاذبه بین ماده ها موجب وجود ماده تاریک میشود، با حرکت ماده در فضا مشاهده شده که ماده تاریک هم مثل یک توده نامشخص در پی آن حرکت میکند و ماده رو احاطه کرده است، به آن می گویند تاریک چون برای ما همچنان ناشناخته است. از همه جالبتر “انرژی تاریک” است، انرژی تاریک یا به قول اینشتین ثابت کیهانی. حالا اینجا دیگر مربوط میشود به اینکه سرنوشت جهان چه خواهد شد؟ دانشمندان بعد از اینکه متوجه شدند جهان در حال گسترش و انبساط است و کم کم کهکشان ها در حال دور شدن از هم هستند و به مرور فهمیدند که پس حتما در ابتدا این کهکشان ها به هم نزدیک بودند و با مهندسی معکوس به بیگ بنگ پی بردند. نکته جالب این میباشد که با اینکه جهان از یک نقطه با یک انفجار تقریبا یکسان و متوازن خلق شده و جهان به طرفین این نقطه گسترش پیدا کرده، اما هیچ کسی ادعا نمیکند که جهان کروی شکل باشد !!! چون ذاتا جهان کروی شکل نیست… واقعیت تلخ این است که جهان دقیقا تخت هست !!! ببینید وقتی بیگ بنگ رخ داد در همان لحظه جهان مثل یک بادکنک شروع به گسترش کرد. فضا و زمان هم در پی آن گسترش و تورم پیدا کردند. فرض کنید روی یک بادکنک با خودکار چندین نقطه را علامت گذاری کردید. حالا آن بادکنک رو باد میکنید… این نقاط از هم دور میشوند، فضا و زمان و کهکشان ها گسترش پیدا میکنند، اما دقت کنید که شما برای اینکه از یک سمت بادکنک به سمت دیگر آن بخواید حرکت کنید نمیتوناید از داخل بادکنک حرکت کنید چون داخل بادکنک فضا و زمان وجود ندارد، شما باید از سطح بادکنک مسیر را طی کنید. حالا اگر این بادکنک رو پاره کنید و روی یک میز قرار بدید می بینید که جهان بصورت تخت و یک صفحه گسترش پیدا کرده است. درست است که جهان بطور دایره ای گسترش پیدا کرده، اما این گسترش داخل این دایره را تو داخلی کرده و در سطح پهن شده است، بله جهان به شکل تخت در حال گسترش هست. اما مشاهده این گسترش جهان موجب شد تا پژوهشگران به این نتیجه برسند که این گسترش بدلیل شتاب اولیه در هنگام بیگ بنگ بوده و اذعان کردند که پس بنابراین به مرور این شتاب و سرعت گسترش جهان متوقف خواهد شد و بدلیل اصل جاذبه بین اجرام کم کم دوباره کهکشانها و ستاره ها همدیگر را جذب میکنند و جهان دوباره کوچکتر میشود و رفته رفته جاذبه قوی تر میشود، در نهایت مجددا جهان در اندازه یک کوآنتوم خلاصه میشود و دوباره منفجر میشود و بیگ بنگی دیگر و دوباره خلقت. یعنی فکر کردند که این توالی پی در پی اتفاق خواهد افتاد، تا اینکه هابل کشف کرد که سرعت دور شدن کهکشان ها از همدیگر رفته رفته در حال افزایش است و این سرعت اصلا هم به نظر رو به کاهش نمیرسید و از اینجا بود که ثابت کیهانی اینشتین اثبات شد و پدیده ای جدید بنام انرژی تاریک وارد علم شد. انرژی تاریک مسئول این گسترش بی رویه جهان هست، انرژی تاریک رفته رفته کهکشان ها و تمامی اجرام عالم را از هم دورتر میکند. حالا فرض کنید مثلا ۱۰ میلیارد سال پیش تمام مواد جهان به هم خیلی نزدیکتر از الان بودند، پس می توان گفت فشردگی ماده در جهان زیاد بود یا چگالی ماده دنیا زیاد بود، اما رفته رفته “انرژی تاریک” مواد را از هم دورتر کرد و کهکشان ها از هم فاصله گرفتند و فواصل بین کهکشانی بیشتر شد. در نتیجه مقدار ماده در جهان با اینکه ثابت هست اما فاصله این مواد از هم بیشتر شده است، پس می توان گفت که غلظت ماده در جهان کمتر میشود و این فشردگی مواد روز به روز منبسط تر ، در نتیجه بعبارتی جهان هر روز در حال رقیق تر شدن هست. این کاهش غلظت فعلا در حد کهکشانی هست. اما به مرور انرژی تاریک بعد اینکه کهکشانها را از هم جدا کرد کم کم ستاره ها را از هم جدا میکند، بعد منظومه ها رو از هم جدا میکند. بعد سیارات رو از هم جدا میکند و بعد سیارات کم کم دچار فروپاشی میشوند و به اجزای کوچکتر تقسیم میشوند. کوها از هم جدا میشن، بعد ها انرژی تاریک تا جایی پیش میرود که اجزای مواد از هم جدا میشوند و به مولکولهای تشکیل دهنده شان تقسیم میشوند، بعدها اتم ها از هم جدا میشوند، بعدها نوترون ها، پروتون ها، نوترونو ها، پوزیترون ها و در مراحل بعدی حتی کوارکها هم از هم جدا میشوند و در نهایت ذرات زیر اتمی هم دچار فروپاشی شده و چیزی بنام وجود موجودیت نخواهد داشت. بله.. این است پایان جهان توسط انرژی تاریک. فروپاشی مواد به کوچکترین اجزای سازنده تا دیگر نتوان به آن ماده گفت. به این فرایند اصطلاحا “بیگ فریز” یا سرد شدن بزرگ جهان میگویند و که در نهایت جهانی سرد، عاری از ستاره و پر از سیاهچاله برجا خواهد ماند. در این بین نظریه دیگری هم هست بنام ریسمان یا جهان های موازی… در این نظریه هر ذره ای که در این جهان هست اعم از پروتون و الکترون و حتی ذرات خود شما ذره نیستند بلکه یک ریسمان هستند که هر تکه از این ریسمان در یک جهان نمودار میباشد. در واقع هر ذره ای که در جهان وجود دارد یک ذره از یک ریسمان میباشد که مابقی ذرات این ریسمان در جهان های موازی جهان ما وجود دارند. جهان های بی نهایت موازی هم قرار گرفته اند که هرکدوم بخشی از یک ریسمان را در خودشان جا داده اند. هر بخشی از هر ریسمان دارای ویژگی خاصی است، مثلا اگر در جهان ما ذره گراویتون موجب جاذبه میشود ممکن هست که در جهان های موازی چسبیده به جهان ما امتداد ذره گلوئون در ریسمان خودش موجب دافعه شود. نکته جالب این است که تمام این جهان های موازی واقعیت دارند در عینی که هیچ کدوم از دیگری خبری ندارند، ممکن است در این جهان شما ۲۷ سال سن داشته باشید در حالی که در جهان دیگر شما ۸۷ سال سن داشته باشید. یا هر امکان دیگری. بطور خلاصه جهان های موازی میگوید که هر ذره ای که در این جهان ما تا کنون شناخته ایم صرفا یک بخش از یک ریسمان است که این ریسمان هر قسمتش در یکی از جهان ها قرار گرفته است. امواج گرانشی که جدیدا مشاهده و در حال کشف هستند وجود جهان های موازی رو اثبات میکنند. نظریه خلق جهان و نابودی از جهان های موازی و نظریه ریسمان هم جالب توجه میباشد. بنا به نظریه ریسمان بیگ بنگ صحیح است اما نظریه ریسمان سعی میکند دلیل بیگ بنگ رو توصیف کند. طبق نظریه ریسمان این جهان های موازی که تو در تو هستند و بهم چسبیده هستند در واقع ممکن هست گاها بهم برخورد کنند، نظریه ریسمان میگوید که چنانچه دو جهان موازی بهم برخورد کنند بیگ بنگ اتفاق می افتد، و جهان قبلی هم طبیعتا طی این برخورد نابود میشورد!!! پس دوباره میگوییم برای تاکید! طبق نظریه ریسمان بیگ بنگ زمانی رخ میدهد که دو جهان موازی بهم برخورد کنند !
      • 2
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...