masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 گاهی به این فکر میکنم.. که چرا بعضی از دوستان یا بعضی از ادما انقدر نامرد میشن.. ایا معنی دوست رو میدونن چیه؟ اصلا میدونن چی میگن.. یه ذره از روزگار دلم داره میگیره ولی هی میزنم به دید مثبت ولی تاچه حد.. تاحدودی خسته شدم منتظر نشسته ام برای روزی که باید برسه.. روز پراسترس شایدم بدون استرس.. 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 ببخش خودت را برایِ تمامِ راه های نرفته? برایِ تمامِ بی راه های رفته ببخش ،بگذار احساست قدری هوایی بخورد ...
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 زندگی یک پاداش است نه یک مکافات فرصتی است کوتاه! تا ببالی بیابی بدانی بیندیشی بفهمی زیبا بنگری... و در نهایت در خاطره ها بمانی... 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؟ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ! ﺗﻮ ﻫﻢ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺰﻥ 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺧﺮﯾﺪﻣﺶ !! ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ :ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ،ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ...! ﻣﺪﺗﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ . 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 11 تیر، 2016 آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند، همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند. مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست. مهم این است درون خود چه داری...!!!! مردم موهای صافشان را فر میزنند و آنها که موی فرفری دارند مویشان را صاف میکنند عدهای جلای وطن کرده به خارج میروند و آنها که خارج هستند و نمیتوانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانهها میسُرایند مجردها میخواهند ازدواج کنند متأهلها میخواهند طلاق بگیرند عدهای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری میکنند و عدهای دیگر با دارو و درمان بهدنبال فرزنددار شــــدن هستند لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند و چاقها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را میکشند شاغلان از شغلشان مینالند بیکارها دنبال شغلند فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند ثروتمندان از دغدغهی نداشتن صفا و خونگرمیِ فقرا مینالند افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند مردم عادی میخواهند مشهور شوند سیاهپوستان دوست دارند سفیدپوست شوند سفیدپوستان خود را برنزه میکنند هیچکس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است: "قدر داشتههایت را بدان
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 17 تیر، 2016 امروز اول صبح با بیمارم کلی گریه کردیم.. بخاطر یه دختر بی بضاعتی که پدرش فوت کرد و پدرش بخاطر خرج و مخارج نداشتن کفن و دفن رو زمین مونده بود.. دنیای ما چرا اینجوریه.. چرا دردو مرض برای کسایی که از لحاظ فقر دست و پنجه نرم میکنن.. همیشه میگم اگه من نداشتم سالها بود فوت کرده بودم.. چرا ثروت باید باشه تا کسی زنده بمونه یا ..... جای تاسف داره.. فقط تنها کاری که تونستیم کنی یه مقدار هزینه بدیم برای کمک.. ولی چ فایده.. فقط فکرم اینه خدابهشون صبر بده.. اون مادر چی میکشه الان... 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 23 تیر، 2016 دلم خیلی گرفته.... خیلی.............. حرفایی دارم که دیگه نمیتونم بزنم .....فقط تو سکوت خودم باید حلش کنم/:sad0:
ارسال های توصیه شده