رفتن به مطلب

مشاركت مردمي


Abo0ozar

ارسال های توصیه شده

مشاركت مردمي از مسائل جديد و تازه اي در در چند سال اخير توجه بيشتري به آن مي شود. مسئولان به اين نتيجه رسيده اند كه مديريت شهر بدون در نظر گرفتن مردم كاري بي دشوار و ناموفق خواهد بود و عدم موفقيت بسياري از طرح هاي شهري كه در عدم رضايت شهروندان و استفاده كنندگان از اين برنامه ها نمود يافته است، مورد اعتراف همگان است.

 

يكي از مشكلات و ضعف هاي مديريت شهري فقدان چهارچوب مشخص به منظور بهره گیری از مشارکت شهروندان است. نگاه برخی مسئولان به مردم نگاه ارباب و رعیتی است، نه نگاه ولی نعمتی که مردم را ولی نعمت خود بدانند و به همین دلیل، در حل مشکلات کارشکنی می کنند. این نوع نگرش به دنبال حذف نهادهایی مانند شوراها و کاهش اختیارات آنها و به تبع کمرنگ شدن نقش مردم است.

در حال حاضر تغييراتي در مباني مديريت شهري صورت پذيرفته است كه اين تغيير سمت و سوي مردمي شدن را به خود گرفته است بر اين اساس از اولويت هاي بالاي سياست هاي مديران شهري و مديريت شهري، ايجاد زمينه هايي براي جلب مشاركت مردمي است.

نقش مردم در اداره اجتماعات بشري امري است كه امروزه بر آن تاكيد فراوان مي شود. حق تعيين سرنوشت مردم به دست خودشان و مشاركت مردمي در تمامي اموري كه مربوط به زندگي جمعي شان مي شود، به عنوان حقي طبيعي مورد پذيرش همگاني قرار گرفته است.

 

مشاركت و دخيل كردن مردم در مديريت شهري ، ضامن موفقيت طرحهاي شهري مي باشد ، اما مشاركت مردم و دخالت آنان در مراحل و قسمت هاي مختلف مديريت شهري درحال حاضر در كشور ما به حداقل اطلاع رساني محدود مي شود. يكي از مهمترين فوايد مشاركت شهروندان علاوه بر اطلاع رساني ، دريافت نظرات و پيشنهادهاي آنها در جهت ارتقاي كيفيت حاضر است. از آنجايي كه طرحهاي توسعه رايج كه توسط مديران شهري انجام می گردد به دليل عدم توجه به نيازهاي شهروندان به تدريج از كاربرد مناسب خود دور مي شود و از حمايت مردمي در انجام امور شهري محروم مي گردند.

 

به تقریب در همه محافل شهرسازی از عدم انطباق شهرهای ساخته شده با نیازها، علایق و سلایق شهروندان است. اغلب ساکنین شهرها از وجود مشکلات فراوان زندگی در شهر و عدم پاسخگویی مدیریت شهری به نیازهای اساسی آنها صحبت می کنند.حال این سوال مطرح است که علت بروز چنین وضعیتی چیست؟

پاسخی که به طور معمول به این پرسش داده می شود ، این است که علت را باید در عدم شناخت صحیح خواستها و نیازهای ساکنین شهر جستجو کرد.

طرح های شهری نمی تواند بدون توجه به نیازهای مردم مسائل اساسی شهرها با موفقیت توام باشد.

 

پس چاره کار چیست؟

پاسخ این است : مشارکت مردم

 

در این ادامه سعی بر این است تا به صورت كامل با مشارکت مردمی ، ويژگيها و حسن ها، عوامل ظهور ايده مشاركت ، نظريات مشاركتي ، دسته بندي نظرات با توجه به شرايط ايران ، الگوي كنوني مشاركت مردمي در ايران ، تكنيك هاي اطلاع رساني و مشاركتي و در نهايت سير تاريخي مشاركت مردمي در ايران آشنا شويم.

 

لینک به دیدگاه

تعاريف و مفاهيم مشاركت

در دهه 1960 میلادی ، تئوریهای انسان گرایانه در شهر سازی مطرح شد . این تئوریها انقلاب مشارکت را بوجود آورد . انقلاب مشارکت عکس العملی است در برابر دیدگاه سابق شهرسازی که مردم را فراموش کرده بود ، مردمی که محور اساسی برنامه ریزی شهر و شهرسازی محسوب می گردند . برای مردم شهرسازی می کردند، نه با مردم و این نتیجه اش به انفعال کشیدن مردم بود. در دیدگاههای انسان گرایانه سعی شده است که فاصله بین مردم و مدیران شهری کم شود . مشاركت در واقع پاسخ به شرايطي بود كه جوامع به خصوص مديريت ها در جهان پر تغيير با آن مواجه شدند. اما مشاركت چيست؟

در تعريف عام مشاركت ، سهيم بودن افراد گوناگون در انجام امر خاص مد نظر است ، اما در تعبير خاصي كه از مشاركت مي شود، مراد از شركت دادن مردم به همراه دولت و مسئولين دولتي در اداره امور كشور يا منطقه اي معين است ، و از نظر جامعه شناختي ، مشاركت ، همكاري و همياري اعضاي گروههاي اجتماعي به منظور انجام كاري به صورت دسته جمعي است.

" مشاركت عبارتست از دخالت موثر اعضاي يك گروه يا جامعه ( و يا نمايندگان آنها ) در تمامي فعاليتها و تصميم گيريهاي كه به كل گروه و جامعه مربوط مي باشد".

دايره المعارف شهر سازي ، مشاركت عمومي در شهرسازي را اين گونه تعريف مي كند.

" مشاركت عمومي در شهرسازي ابزاري است كه بوسيله آن اعضاي جامعه قادر به شركت كردن در تدوين سياستها و طرحهايي مي كردند كه بر روي محيط زندگي آنها تاثير مي گذارد."

از نظر بانك جهاني " مشاركت فرايندي است كه از طريق آن بهره وران، كنترل خود را بر روندهاي توسعه و تصميمات و منابع كه مرتبط با برنامه است، با هم تقسيم مي كنند."

كميسيون اسكفينگتون در بريتانيا مشاركت شهروندان را چنين تعريف مي كند: " مشاركت به نظر ما ، سهيم شدن مردم درتدوين سياستها و پيشنهادها است."

بر مبناي تعاريفي كه ذكر گرديد ، مي توان گفت كه شهرسازي مشاركتي فرايندي است كه در آن عموم شهروندان در فعاليتهاي شهرسازي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم بر روي زندگي آن تاثير دارد ، دخالت مي كنند.

" مشارکت در اغلب متون ، عمدتا به معنای شرکت دادن مردم با يكديگر در انجام کاری و شریک شدن در منافع کار آمده است، کلمه مشاركت معادل اصطلاح (participation )انگلیسی است که این کلمه از ریشه part به معنای قسمت ، جزء و بخش گرفته شده است و به معنای سهیم شدن در چیزی و یا قسمتی از آن چیز معنا می دهد".

اگر از دید مدیریتی به مشارکت نگریسته شود ، مشارکت فعال مردم در فرایند توسعه از پایین به عنوان یک نوع قدرت و ابتکار ساکنان در پیشبرد توسعه زیستگاههای مسکونی قلمداد می گردد . به طوری که دیوید مارسدن و پیتر الکی معتقدند : مشارکت به توزیع قدرت در جامعه مربوط است زیرا این قدرت است که گروهها را قادر می سازد که تعیین کنند کدام نیازها به و نیازهای چه کسانی از طریق توزیع و یا بکارگیری چه منابعی ؟ برطرف خواهد شد .

همچنین مشارکت می تواند به عنوان زمینه موثر در جهت بخشی نظام ارزش جامعه در تعیین اهداف مورد نظر جامعه شهری از کارکرد ارزنده ای برخوردار باشد ." سالیما عمر" بر اساس این دریافت از مشارکت می گوید :" فرایند مشارکت ، مداخله و کنترل مردم ، بیشتر به تعیین آنچه که از دیدگاه خود مردم یک زندگی بهتر را تشکیل می دهد منجر خواهد شد در این صورت تصمیماتی در ارتباط با این که چه چیزی یک زندگی را بهتر می سازد ، پیش از اینکه با آنچه مردم مهم و مقدس می شمارند منافات داشته باشد ، نظام ارزشی آن را منعکس می کند . "

میسرا تقریباً از همین دیدگاه و با ارزش قائل شدن به رای و نظر و خواست مردم در تعیین سرنوشت خویش می گوید . "مشارکت عبارتست از رشد توانیهای اساسی بشر از جمله شان و منزلت انساني و مسئول ساختن بشر در رويارويي نيروي تصميم گيري و عمل سنجيده و از روي فكر باشد"

لینک به دیدگاه

مزاياي مشاركت مردم در مديريت شهر

 

مي توان از مزاياهاي زير به عنوان مهمترين دستاوردهاي مشاركت مردمي نام برد:

1- سهيم شدن مردم در قدرت

2- افزايش سطح عمومي جامعه

3- ايجاد حس مسئوليت اجتماعي و تعلق به جامعه

4- اتخاذ تصميم درست تر و منطقي تر

5- تدوين هدفهاي صحيح براي برنامه ها و طرح هاي توسعه و عمران

6- پذيرش طرحها و برنامه ها توسط مردم

7- عدم تمركزگرايي و دستيابي به مديريت بهتر

 

عوامل ظهور ايده مشاركت

در زير به چند نمونه از اين عوامل اشاره مي كردد.

1- نقش مردم در اداره جامعه و پيدايش نظامهاي سياسي و اجتماعي مردم سالار اهميت پيدا كرده است.

2- تجربه اندوزي از روند هاي توسعه در دهه هاي گذشته بيانگر اين حقيقت اند كه عدم مشاركت مردم در فرايند توسعه سبب وارد آمدن زيانهاي فراوان شده است.

3- عدم تطابق طرح ها و برنامه هاي شهرسازي با نيازها و خواسته هاي مردم و بروز نارضايتيها و واكنش هاي منفي نسبت به اين طرحها از سوي مردم در دهه هاي گذشته نياز به مشاركت آنها را افزايش داده است.

4- اهميت يافتن فرايند تهيه طرحهاي شهرسازي و به اصطلاح ، فرايندنگر شدن طرحها.

5- عدم توانايي مالي دولتها براي تأمين منابع مالي طرحهاي شهرسازي.

6- توسعه اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي در ارتباط مستقيم با مشاركت شهروندان همراه است.

7- احساس تأمين منافع شهروندان كه اين احساس سبب عمل دسته جمعي و گروهي شهروندان گرديده است.

8- جلوگيري از وابستگي جامعه به دولت غالباً انگيزه اي براي تقويت مشاركتهاي مردمي بوده است.

لینک به دیدگاه

نظريه هاي مشاركتي

 

نظريه هاي متعددي در زمينه برنامه ريزي مشاركتي و شهر سازي مشاركتي از نيمه دوم دهه 1960 به اين سو مطرح گرديده است. ملاك انتخاب اين نظريه ها ، ميزان نوآوري و خلاقيت و استحكام نظري و تاثير گذاري بر نظريه هاي بعدي مي باشد.

 

نظريه مشاركتي جان ترنر

در فرایند تحول نظریات مربوط به نقش مردم و دولت در امر توسعه که توسط سازمان ملل متحد و کارشناسان آن سازمان نظریه پردازی شده است، به تشکیل سازمانهای محلی توسط اجتماعات محلی تاکید شده است، تا این سازمانهای غیر دولتی محلی نقش فعالی در توسعه و اداره امور محلی بر عهده گیرد .

جان ترنر (John turner) از متخصصان و کارشناسان سازمان ملل متحد در امور مشارکتهای مردمی ، نظریات عمده ای را در این باب ارائه نموده است وی با کارهای تحقیقاتی میدانی وسیع و نظریه پردازی های عمیق خود ، انواع مشارکت را به طور اصولی و علمی طبق بندی کرده و نظریه مربوط به آن را بیش از پیش عملی و قابل فهم گردانیده است. تحقیقات ترنر و دیگران نشان می دهد، هنگامی که دولت مرکزی در امور اجتماعات محلی دخالت می کند هم نیازهای واقعی این جوامع برای دولت مرکزی نهفته است و هم با کنار گذاشتن مردم محلی توان و امکانات آن نیز از دست می رود. وی با طبقه بندی اصولی انواع مشارکت در جدول معروف خود ، کمک شایانی به شکل گیری نظریه مشارکت کرده است . در زیر خلاصه ای از نظریه وی را مشاهده می نمائید .

 

ezfrbs.jpg

[/align]

 

1- در حالت اول دولت به شکل متمرکز عمل کرده و نیازی به مشارکت مردم احساس نمی کند . از این جمله دولتها می توان به کشورهای عربی اشاره کرد .

2- در این حالت دولت مقتدر و متمرکز ولی ثروتمند نیست . دولت به زور و یا با تشویق ، از مردم می خواهد کار مجانی در طرحهای زیر هدایت دولت انجام دهند ، و یا پول اهدا کنند و دولت خود اقدام به انجام طرحهای عمرانی می کند .

3- در این حالت دولت تابع تصمیم گیری مردم در تمام اموری که مربوط به آنها می شود، است . در حالی که دولت هزینه های عمرانی را از ثروت ملی می پردازد . مانند حکومتهای متکی بر مشارکت و دموکراسی از جمله کشورهای اسکاندیناوی

4- دولت دخالتی در امور محلی نمی کند . خود مردم از طریق ارگانهای مردمی که تشکیل می دهند ، هم منابع ملی را برای انجام توسعه فراهم می کنند و هم خودشان در تمام امور محلی تصمیم می گیرند : همانند شماره قاره اروپا و آمریکا.

آخرین نظریات بر این امر تاکید دارد دولت و مردم شرکایی هستند که با یکدیگر تقسیم کار می کند. محققين در زمینه مشارکت ، در سالهای اخیر نظریات مربوط به مشارکت سازمان ملل ، بانک جهانی ، جهان مرکز و ... را بار دیگر آزمودند و در مورد نظریه آنان به نظریه تازه تری رسیدند . نظریه پردازان اخیر ، از نظریه مشارکت (participation) به نظریه شراکت (partnership) رسیدند . بر اساس نظریه شراکت ، دولت مردم باید مانند دو شریک دارای منابع مشترک و با حقوق و اختیارات معین در کلیه کارهای مربوط به توسعه و اداره امور محلی کشور دوش به دوش همدیگر و هماهنگ با یکدیگر فعالیت کنند .در نظریه شراکت هم دولت و هم مردم با هم کار می کنند. دولت آن چرا که مردم نمی تواند فراهم کند و یا درباره آن تصمیم بگیرند، فراهم می کند و یا برای آن تصمیم می گیرد و همزمان مردم محلی در چهار چوب تشکیلات اجتماعات محلی خود هر آنچه که می توانند فراهم می کنند و در مورد هر آنچه که بخواهند و بتوانند تصمیم می گیرند .

 

 

 

نظريه مشاركتي جيمز ميجلي

 

ميجلي بر اساس پاسخ دولت ها به مشاركت ، آن را به چهار نوع تقسيم مي كند.

 

1- شيوه ضد مشاركتي

طرفداران اين عقيده معتقد به سركوب مشاركت توده ها هستند. حكومت ها اجازه مداخله و مشاركت همگاني در تدوين سياست ها را كه ممكن است با اهداف كلان اجتماعي و اقتصادي آن ها تعارض پيدا كند ، نمي دهد.

 

2- شيوه مشاركت هدايت كننده

در اين شيوه دولت از مشاركت اجتماعات محلي با انگيزه هاي پنهاني ، حمايت مي كند. مشاركت اجتماع محلي ، در اين شيوه ، به منظور كنترل سياسي اجتماعي ، با علم به اين كه مشاركت، اجراي طرح را تسهيل مي كند، به كار مي رود. در مجموع دولت ها با بهره گيري از شيوه هاي مشاركت هدايت شده اهداف زير را دنبال مي كند:

1- استفاده ابزاري از مشاركت، براي اجراي طرح هاي عمراني

2- كنترل جنبش ها و اجتماعات محلي

3- استفاده از جاذبه هاي مشاركت براي كسب مشروعيت سياسي – اجتماعي

 

3- شيوه مشاركت فزاينده

در اين شيوه دولت در برخورد با مشاركت به شكلي دوگانه عمل مي كند. به اين ترتيب كه در موضع گيري هاي رسمي از آن حمايت مي كند ، اما عملاً در مسير تحقق پيشنهادهاي مشاركتي اقدام موثري انجام نمي شود. (حبيبي ،84 )

 

4- شيوه مشاركت واقعي

در اين شيوه دولت ، به طور كامل از مشاركت اجتماعي حمايت مي كند و از طريق ايجاد ساز و كارهاي براي ورود موثر اجتماعات محلي در تمامي زمينه ها ، تلاش مي كند. دراين شيوه دولت متعهد به فعاليتهاي مشاركتي از طريق آموزش و تقويت اجتماعات محلي و ... و هماهنگي در تصميمات مركزي و محله اي است.

 

 

نظريه مشاركتي شري ارنشتاين

 

در اواخر دهه 1960 ميلادي ، نقش مشاركت شهروندان در جوامع بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. ارنشتاين مشاركت شهروندي را با تعبير قدرت شهروندي به كار گرفت و در توضيح آن از نردبان مشاركت استفاده كرد.

نردبان مشاركت ارنشتاين داراي پله هاي زير است.

 

 

elbckh.jpg

 

 

 

نظريه مشاركتي اسكات ديويد سون

اسكات ديويد سون ، گردونه ي مشاركت خود را براي بحث مشاركت شهروندي طراحي كرد. اين گردونه ، سطوح مختلفي از مشاركت را بدون اين كه ترجيحي براي هر يك قائل شود ، ارائه مي كند. در اين مدل ، تصميم گيري در تعاملي مستمر بين دولت و شهروندان صورت مي گيرد.

هر چند كه ديويد سون براي سطوحي كه براي مشاركت بيان مي كند ، تقدم و تاخر خاصي قائل نيست و اساساً به همين دليل از استعاره ي گردونه به جاي نردبان استفاده مي كند، اما به هر حال سطوح چهارگانه اي براي مشاركت در نظر دارد كه عبارتند از:

1- اطلاع رساني 2- مشاوره

3- مشاركت 4- توانمند سازي

 

نظريه مشاركتي ديويد دريسكل

وي معتقد است، مشاركت بر سه اعتقاد ذيل مبتني است:

الف ) توسعه ، در وهله اول و پيش از همه ، بايد به نفع ساكنان محلي باشد

ب ) مردمي كه در محدوده مورد برنامه ريزي زندگي مي كنند ، دقيق ترين اطلاعات را درباره آن محدوده دارند

ج ) مردمي كه بيشترين تاثيرات را از تصميمات مي پذيرند، سهم بيشتري براي مشاركت در تصميم گيري دارند

از نظر دريسكل اشكال مختلفي از مشاركت وجود دارد كه در دو دسته كلي تر "مشاركت" و "عدم مشاركت" جاي مي گيرد. دريسكل انواع مشاركت را رد يك نمودار دو بعدي و بر حسب ميزان اختيار در تصميم گيري به شكل زير نشان مي دهد.

 

2hgbp04.jpg

 

بر اساس نمودار بالا مي توان قلمرو مشاركت و عدم مشاركت را از هم جدا كرد.

 

اشكال عدم مشاركت

1- دستكاري و تقلب

وقتي اتفاق مي افتد كه از نيروي كار و منابع مردم محلي ، براي رسيدن به اهداف طرح استفاده مي شود ، بدون اين كه قدرت تصميم گيري موثر به آنان اعطا شود.

2- تزئين

وقتي است كه از افراد خواسته مي شودكاري را انجام دهند ، بدون آنكه هدف آن را بدانند.

3- مساوات طلبي نمايشي

وقتي است افراد ، ظاهراً در كارها مشاركت داده شده اند ولي در واقع ، اختياري درباره موضوع و روند كارها ندارند.

 

اشكال مشاركت

1- مشاوره

وقتي است كه مسئولين يا برنامه ريزان ، نظرات مردم را جويا مي شوند و به نظرات آنها به طور جدي در تصميم گيري ها توجه مي شود.

2- بسيج اجتماعي

وقتي است كه از مردم خواسته شود ، در برنامه اي از قبل تدارك ديده شده شركت كنند.

دو مرحله قبلي مي توانند به تناسب در حوزه مشاركت و يا عدم مشاركت قرار بگيرد.

3- مسئوليت پذيري مردم

وقتي است كه شهروندان فعاليتي را آغاز مي كنند ، و خود تصميمات را اتخاذ كرده و نهايتاً محصول نهايي كار را تعيين مي كنند.

4- سهيم شدن در تصميمات

وقتي است كه همه اعضاي جامعه ، بدون در نظر گرفتن سن و سوابقشان فرصت مي يابند تا در روند امور شركت كنند و سهم برابري براي تاثيرگذاري بر تصميمات داشته باشند. مهم اين نيست كه طرح توسط دولت و يا مردم آغاز شده، بلكه مهم اين است متصديان طرح، اهميت جلب و مشاركت مردم را درك كنند.

لینک به دیدگاه

 

دسته بندي نظريه ها با توجه به شرايط ايران

 

با توجه به شرايط ايران نظريه هاي مشاركتي به سه دسته تقسيم مي شوند:

1- مشاركت شعاري

2- مشاركت محدود

3- مشاركت واقعي

 

1- مشاركت شعاري

در واقع مشاركت محصسوب نمي شود بلكه ادعاي داشتن مشاركت است . نيت اصلي ، نه تأمين منافع مردم ، بلكه تأمين منافع مراجع برنامه ريزي است. علت اصلي توسل به مشاركت ، كسب مشروعيت براي طرح و كاهش مقاومت مردم در مقابل آن و در نتيجه ، سهولت اجراي طرح است. هيچ سهمي از اختيارات ، تصميم گيري ها و سياست گذاري ها به مردم واگذار نمي شود. كمترين اطلاعات ممكن درباره طرح به مردم داده مي شود و اطلاعاتي هم كه منتشر مي شود ، تنها در بر دارنده ي آثار مثبت و قوت طرح است و از آثار منفي سخني به ميان نمي آيد و اساساً وجود هر گونه آثار منفي در طرح نفي مي گردد.

 

2- مشاركت محدود

نيت اصلي تأمين منافع مردم است، تا جايي كه با منافع دولت و مراجع برنامه ريزي تضاد پيدا نكند. سهمي از تصميم گيري و هدف گذاري واگذار نمي شود. مردم حق اظهار نظر و مخالفت دارند، اما نمي توانند بر اجراي نظراتشان نظارت داشته باشند و اعمال خواسته هاي خود را پيگيري نمايند.

مشاركت ابزاري براي بهبود كيفيت طرح ها قلمداد مي شود. جريان اطلاعات از پايين به بالاست ؛ يعني اطلاعات از مردم به برنامه ريزان منتقل مي شود. دامنه ي مشاركت ، محدود است و به مشاركت در تأمين اعتبار مالي طرح ها و نظر خواهي از مردم براي بعضي موارد مورد برنامه ريزي منحصر مي شود.

 

3- مشاركت واقعي

نيت اصلي ، تأمين حداكثر منافع مردم و جلب رضايت عموم است. هزينه هاي اين امر، توسط دولت يا سازمان پشتيبان طرح تأمين مي شود. شهروندان در تصميم گيري مشاركت دارند. علاوه بر اين، شهروندان حق اظهار نظر دارند ، حق اعتراض و مخالفت با طرح و حق نظارت بر اجراي خواسته هايشان را نيز دارند.

مشاركت علاوه بر آن كه ابزاري براي بهبود كيفيت طرح ها تلقي مي شود ، به عنوان هدف نيز قلمداد مي شود و موجب رشد فكري ، اجتماعي و مدني شهروندان مي گردد. جريان اطلاعات دوسويه و فعال است و مراجع برنامه ريزي و مردم ، هر دو ، اطلاعاتشان را در اختيار هم مي گذارند.

 

 

 

20gbokn.jpg

لینک به دیدگاه

الگوی کنونی گرایش به مشارکت در ايران

 

اگر بخواهیم الگویی (نمایش ساده شده ای از واقعیت) برای توضیح عوامل مؤثر بر گرایش بر مشارکت در شهروندان بسازیم، می توانیم نتایج پژوهش را در قالب گزاره ای زیر خلاصه کنیم:

1 – با افزایش سطح تحصیلات به طور محسوسی از احساس بی قدرتی کاسته می شود و احساس قدرت مندی فزونی می گیرد.

2 – با افزایش سن از احساس بی قدرتی کاسته شده و سپس بر آن افزوده می شود. به بیان دیگر میان سالان دارای بیشترین احساس قدرت مندی هستند .

3 - احساس بی قدرتی در میان اقوام غیرفارس اندکی بیشتر از فارسهاست. تعلق به فرهنگ اکثریت جامعه موجب افزایش احساس قدرتمندی می گردد .

4 – کسانی که زبان مادری آن غیرفارسی است ولی به زبان فارسی تکلم می کنند، تا حدودی تصور مثبت تری از خود نسبت به کسانی که زبان تکلم و مادری آنان غیرفارسی است، نشان می دهند. یعنی ادغام در فرهنگ اکثریت به کاهش احساس بی قدرتی می انجامد .

5 – مزد بگیران بخش عمومی معمولاً بیش از دیگران، انواع مشارکت را دارای منفعت ارزیابی کرده اند و در مقابل، کارفرمایان مخالف این جهت گیری را داشته اند (بخش روابط میان متغیرهای بینابینی و مستقل).

6 – کاهش احساس بی قدرتی موجب افزایش گرایش به مشارکت می گردد.

7 – در مجموع به نظر می رسد، با بزرگتر شدن شهر از گرایش به مشارکت کم می شود .

8 – افزایش روابط اخلاقی و سنتی میان همسایگان به افزایش گرایش به مشارکت می انجامد.

9 – هر چقدر افراد منافع مشارکت را بیشتر ارزیابی کنند و هزینه آن را کمتر، گرایش بیشتری به مشارکت از خود نشان می دهند.

10 – با افزایش تحصیلات، فواید مشارکت بیش از هزینه آن برآورد می شود، البته چندان قوی نیست.

11 – مزد بگیران بخش عمومی معمولاً بیش از دیگران احساس قدرت مندی می نمایند .

12 – افرادی که احساس بی قدرتی بیشتر می کنند، هزینه کلیه سطوح مشارکت را بیشتر ارزیابی می کنند.

به علاوه افرادی با احساس بی قدرتی منفعت مشارکت را کمتر ارزیابی می نمایند. در مجموع می توان گفت، برحسب تصوری که فرد از خویشتن دارد، ارزیابی او از واقعیت و هزینه و فایده مشارکت کاملاً متفاوت خواهد بود.

روابط بالا را می توان در قالب الگوی زیر خلاصه کرد.

 

29xdhz9.jpg

 

لینک به دیدگاه

 

تكنيك هاي مشاركتي

از آن جا كه مشاركتهاي مردمي رابطه اي دو سويه شامل كسب اطلاعات از مردم و در ادامه ارائه ايده ها و مشكلات به آنها است. در ابتدا به تطابق تكنيكها با سطوح تاثير گذاري يا قدرت خواهيم پرداخت و سپس به تكنيك هاي اطلاع رساني ( ارائه اطلاعات به مردم ) و تكنيك هاي مشاركت ( گرفتن اطلاعات از مردم ) خواهيم پرداخت.

 

1- تطابق تكنيكها با سطوح تاثير گذاري يا قدرت

وجه تمايز اين تكنيك ها در ميزان تاثيرگذاري و سهم مشاركان در تصميم گيري ها است. درك اين رابطه اهميت فراواني دارد. كارشناسان تاكيد دارند " ما حرفهاي مردم را شنيده ايم و از مشاركت انها بهره برده ايم ، اما چرا آنان هنوز فكر مي كنند به نظراتشان توجهي نمي شود؟" مشكل در اين است كه مردم انتظار دارند بر روي تصميمات تاثير گذار باشند و شنيدن نظرات به تنهايي براي دست يافتن به اين امر مهم ميسر نيست و سطوح انتظارات برآورده نخواهد شد؟ نكته اين نيست كه همه تنكيك ها بايد بر روي همه تصميمات موثر باشد زيرا اين امر در بيشتر مواقع به وقوع نمي پيوندد. نمودار زير نشان دهنده سطوح و تكنيك هاي مشاركت است.

 

zk68lg.jpg

 

2- تكنيك هاي اطلاع رساني

هر برنامه ريزي مشاركتي موثر بايد شامل يك برنامه آگاهي عمومي مناسب باشد. مردم بايد از موضوعي كه قرار است در آن مشاركت داشته باشند، آگاهي يابند. به همين دليل نياز دارند در مورد گزينه ها اطلاعات كافي داشته باشند. تا بهتر بتوانند تصميم گيري نمايند. در اين جا برخي از مهمترين تكنيك هاي كه مي تواند به برقراري ارتباط با مردم استفاده شود، معرفي مي شود. (شريفي ، 86 )

1- خلاصه دستوراعمل ها كه راهي براي نگهداري اطلاعات انتخاب شده مقامات اداره ها از پيشرفت كار است.

2- يكي از راه هاي آگاهي دادن به مردم و وادار نمودن آنها به مشاركت ، راه اندازي نمايشگاه ها است تا بتوانند نظر عموم و اراء آنها را به خود جلب كنند.

3- گزارش بلند كاري يك متن خبري است كه يك گزارش گر آن را مي نويسد و با فراخوان ساده متفاوت است.

4- كنفرانس خبري

5- بولتن خبري

6- ضميمه هاي روزنامه يكي از راههاي دستيابي به ديدگاههاي جامعه و تبادل اطلاعات مي باشد.

7- تبليغات يك راه مطمئن براي آگاه ساختن يا ارائه اطلاعات به همگان است.

در ادامه محدوديت ها و مزيت هاي تكنيك هاي اطلاع رساني را مشاهده مي نماييد.

 

21e7xi9.jpg

 

3- تكنيك هاي مشاركت

بعد از آگاه نمودن همه ، گام بعدي فراهم نمودن عرصه يا ساز و كارهايي است كه شهروندان بتوانند احساسات ، تفكرات يا علايق خود را اظهار كنند. در اين زمينه تكنيك هاي زير در دسترس است.

1- امتياز اصلي گروههاي مشاور اين است كه اعضاي آن از بحث ها آگاهتر مي شوند، بنابرين پيشنهادهايشان آگاهانه تر از مردم عادي است.

2- تابلوهاي اعلانات رايانه اي به طور فزاينده اي تبديل به يك ابزار مفيد براي مطلع ساختن و درگير ساخت همگان شده اند. (شريفي ، 86 )

3- گروه هاي متمركز ، گروههاي بحث و گفتگوي كوچكي هستند كه بوسيله تبليغات گسترش پيدا كرده اند.

4- خط مستقيم ،يك شماره تلفن است كه به طور گسترده اي براي ان تبليغ شده است و تماس گيرندگان را مستقيماً به شخصي كه مي تواند جواب پرسش هاي آنها را بدهد راهنمايي مي كند.

5- مردم غالباً در مصاحبه رو در رو و يا بحث و گفت و گوي فردي اطلاعات بيشتري نسبت به جلسات عمومي ارائه مي دهد.

6- گردهمايي شهري ، استماع عمومي ، جلسات شهري و ... يكي از مواردي است كه به طور گسترده در تكنيك هاي مشاركت مورد استفاده قرار مي گيرد.(شامل استماع عمومي، گپ هاي دوستانه ، كارگاهها و ...)

7- همه پرسي يك معيار براي حمايت از يك تصميم است، لازمه استفاده از همه پرسي مشاركت مردم است.

8- نظر سنجي به ويژه نظر سنجي هاي تلفيقي در چند سال اخير به عنوان روشي كم خرج براي مشخص شدن ديدگاههاي يك جامعه تلقي مي گردد. (شريفي ، 86 )

 

2ebeowk.jpg

لینک به دیدگاه

سیر تاریخی مشارکت مردمی درایران

 

لشکر کشیها، فتوحات و پیروزی هایی که در تاریخ ایران به ثبت رسیده است و با همکاری تنگاتنگ و عبرت آموزی که مردم این کشور در برابر هجوم اقوام وحشی و بیگانه از خود نشان داده اند، گر چه برخی از تاریخ نویسان آن را ناشی از نبوغ و قریحه حکام زمانه پنداشته اند ، اما در واقعیت دستاورد مشترک جوانمردانه ، همه جانبه و سازمان یافته مردم عادی کوچه و بازار ایران بوده است . هر گاه خفت شکست در برابر سلطه بیگانگان بر دوش این ملت سنگینی کرده ، این شکست و سرشکستگی در واقع حاصل عدم مشارکت و حضور مردم در عرصه عمل و به بازی نگرفتن آنها در شئونات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده است .

همکاری دسته جمعی در چارچوب سازمانهای محلی و بین طبقات مختلف مردم که با یکدیگر اشتراک منافع دارند ، مخصوصا گروه خرده کشاورزان و روستاییان خرده مالک از قدیم الایام بر مبنای تعالیم مذهبی ، اخلاقی و اجتماعی وجود داشته است و دارای ریشه های بس عمیق است که مظهر بارز آن هنوز در بسیاری از شئون زندگی مردم این سرزمین تجلی دارد .

در کتاب مقدس ایران باستان یعنی اوستا ، فعالیت های تعاونی و همکاری و مشارکت مردم در امر تولیدی به کرات تاکید شده است. شاهان باستان ایران چون کوروش و داریوش بر اساس تعالیم زردتشت و کتاب مقدس اوستا ، توجهی خاص به کشاورزان و کشاورزی مبذول داشته اند. می توان گفت یکی از اقدامهای بسیار موثر و مفید داريوش، تنظیم سند مالکیت و کشاورزی بوده است و در آن زمان قسمت مهمی از اراضی متعلق به اشراف بوده ، روستائیان در برابر مزد یا حصه معینی از درآمد به انجام امور کشاورزی می پرداختند. بدون تردید در چنین شرایطی زارعین نسبت به کار کشت و زرع رغبتی نشان نمی دانند و داریوش برای تشویق زارعین و امکان استفاده از فعالیتهای دسته جمعی ، سیستم استفاده مشترک از درآمد حاصله را مقرر داشت این نوع سیستم اقتصادی در واقع نوعی سازمان تعاونی بوده که در آن عصر پی ریزی شد.

پس از انقراض سلسله هخامنشی نظام مشترکی که داریوش پایه گذاری کرده بود، رو به سستی گرايیده و در دوره اشکانیان سازمانهای محلی بیش از پیش اهمیت پیدا کردند. در دوره ساسانیان بر اثر توسعه شکاف عظیم طبقاتی ، هیچ گونه آثاری از یک نوع همکاری محلی و اقتصادی بین طبقات مختلف اجتماعی باقی نماند . پس از ظهور اسلام ، مردم این سرزمین در کتاب مقدس و آسمانی خود با آیاتی چند مبنی بر لزوم همکاری و تعاون در امور خیریه ، پرهیز از بدی ها و دشمنی ها به تعاون و کمک به یکدیگر تشویق شدند. فرهنگ بستانی ایران نمونه های فراوانی از تشویق مردم به اموری از قبیل درخت کاری ، زراعت و … را در بردارد که وجود زمینه های فرهنگی مشارکت را در گذشته های دور این سرزمین تاکید می کند . در این میان ذکر این نکته ضروری است که پیدایش انگیزه های مشارکت و روح مشارکت در عرصه منافع جمعی و تلاش در بهبود وضعیت اجتماعی در شکل اسلامی وقف قوی تر و غنی تر است .

وقف يكي از محلهای بارز مشارکت در فرهنگ اسلامی و مذهبی ایران و جایگاه رشد و تعالی انگیزه های اشتراک مساعی در بهبود امور اقتصادی و اجتماعی مردم است که طی سالهای متمادی ، از آغاز ظهور اسلام تاکنون در ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی رواج داشته و امروزه ، آثار آن را در بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی اقشار مختلف مردم شاهدیم .

مشارکت مردم در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و خدماتی از دیرباز به صورت یک سنت حسنه در کشورمان وجود داشته و همانطور که اشاره شد در دوره های مختلف تاریخی به اشکال متفاوت و بعضاً مشابه ظهور و بروز یافته است . شاید ارزش ها و سنت های محلی از زمینه های اولیه ی این گونه مشارکت ها بوده است .

آنچه مسلم است از دیرباز مسائل جغرافیایی و فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی ایران از مهمترین عوامل گسترش مشارکت ها بوده است .

سابقه مدیریت شهری به روش امروزی در ایران به یک قرن پیش یعنی تصویب « قانون بلدیه » در سال 1286 بر می گردد . اما قانون مصوب 1309 تحت عنوان قانون جدید بلدیه در زمان رضا شاه را می توان زیر بنای نظام مدیریت شهری در ایران قلمداد نمود. قانون سال 1286 که از روی الگوی مدیریت شهری اروپا تهیه شده است، اختیارات وسیعی را به انجمنهای ایالتی و ولایتی داده بود، ولی این انجمنها در سال 1290 به دنبال به توپ بستن مجلس منحل گردید .

متعاقب به قدرت رسیدن رضا شاه و با تصویب قانون 1309 از یک سو اختیار و اعتبار شهرداری به عنوان یک دستگاه اجرایی حکومتی افزایش یافت و از سویی دیگر نقش مردم در اداره امور شهر ستان مانند سایر امور حکومتی به شدت کاهش یافت.

در سال 1328 با تصویب قانون شهرداریها که به قانون « استقلال شهرداری ها » معروف گردید سهم موثری به مردم در اداره امور شهر داده شد ، لیکن به دلیل اختلافاتی که بین حکومت مرکزی و انجمنهای شهر به وجود آمد ، بر اساس قانون « اصلاح قانون شهرداری ها » مصوب 1331 قدرت انجمنهای شهر کاهش داده شد که متعاقب آن در سال 1334 کلیه انجمنهای شهر منحل شد .

متأسفانه در کشورهای با نظام متمرکز استبدادی ، چون نظر مردم و مشروعیت مردمی حکومت در تعارض با خودکامگی رهبران این کشورهاست، لذا رابطه بین جامعه و مدیریت شهری یا وجود ندارد و یا بیشتر تقلیدی از یک رابطه متقابل در یک بستر سیاسی و اجتماعی مناسب است . در دوران پهلوی ، به دلیل وجود درآمدهای نفت ، دولت مرکزی با در دست داشتن قدرت سیاسی و اقتصادی، دلیلی برای کسب نظر و رای مردم و مشارکت آنها در مدیریت شهر وجود نداشت. از عوامل حاکمیت و اقتدار مدیریت منابع مالی و الگوهای فکری که در نظامهای مردمی ، پدید هایی ناشی از سیستم شهر و درون زا هستند، در ایران قبل از انقلاب تبدیل به عوامل ناشی از حکومت که سیستم شهر را درجهت اهداف حکومت تحت تاثیر قرار می دهد، گردید. این مشکل و عدم توجه به خواست مردم جدای از مدیریت شهری در فرایند تهیه و تصویب طرحهای جامع شهری نیز در قبل از انقلاب وجود داشته است.

اگر چه در بخشهایی از این پژوهش نشان داده شد که در تاریخ گذشته ایران، می توان جلوه ها و زمینه هایی برای مشارکت مردم در اداره امور یافت، لیکن همان مطالعات تأیید می کرد که مشارکت هیچ گاه به صورت یک فرآیند مستمر، پایدار، پویا و رو به تکامل وجود نداشته است. هر زمان پدیده مشارکت به صورت ضعیف، شروع به نشو و نما نموده، وجود زمینه های نامساعد باعث شده تا روند آن با انقطاعها و گسستهای مکرر و طولانی روبرو گردد.

ماهیت استبدادی حکومتهای قبل از انقلاب اسلامی و ساختار مطلقه قدرت، انحصار و انسداد عرصه سیاست، اتکای دولت به حمایت قدرتهای خارجی، متکی بودن دولت به عواید نفت و عدم نیاز به مردم و استقلال از طبقات اقتصادی (و اجتماعی)، بی سوادی توده های مردم، وجود فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی، ضعف نهادهای مدنی، ناهمگونی اجتماعی و فقدان خودآگاهیهای طبقاتی (که موجب تبدیل طبقات اقتصادی به طبقات اجتماعی) گردد و... اصولاً مجال و امکانی برای مشارکت مردم به شکل واقعی و به طور مستمر و گسترده باقی نمی گذاشت.

نقش مردم و دخالت دادن خواست آنان در هیچ کدام از فرایند بررسی و تصویب طرحها مشاهده نمی شود و نظام شدیداً متمرکز برنامه ریزی را در این دوران که برآمده از سیاستهای استبدادی حکومت پهلوی می باشد را می بینیم . تا اینکه طومار نظام ستم شاهی در بهمن ماه 1357 با طوفان شورش ملت ایران در هم پیچیده می شود و فصل نوینی از حکومت اسلام و مردم سالاری آغاز می گردد .

انقلاب اسلامی علیه یک نظام استبدادی و با هدف دگرگون ساختن آن به وقوع پیوسته بود. مردمی که در جریان انقلاب اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، نظارت و مهار بر نظام تصمیم گیری عمومی را حق خود می دانستند و برای اعمال این نظارت و مهار بر حکومت در صحنه های مختلف اجتماعی حاضر می شدند. انقلاب به آنها آموخته بود، در صورتی که به طور منسجم و فعال عمل کنند، هیچ قدرتی قادر به ایستادگی در مقابل اراده آنها نخواهد بود. مردم خود را شایسته و ذی حق می دانستند که بر خویش حکومت کنند و زمام داران را مسئول می دانستند که به پرسشهای آنان پاسخ گفته و به اعتراضها و انتقادهایشان توجه کنند. حاکمیت مردم از اهداف اساسی انقلاب اسلامی بود و تلاش برای نهادینه کردن این هدف از جهت گیریهای اساسی زمام داران بود. این گرایش به حاکمیت مردم، خود را در تأسیس نهادهای جدیدی در نظام سیاسی ایران متجلی ساخت و خود از ارکان این نظام گردید.

بعد از انقلاب اسلامی ، به دلیل تنفر مردم از نظام سابق و از شهرداری به عنوان مرتبط ترین دستگاه اداری با نیازها و فعالیتهای گسترده اجتماعی جامعه شهری از یک سو و قوی ترین ابزار حکومت برای اعمال سیاستهای تبعیض آمیز و تحریک کننده از سوی دیگر ، مورد اعتراض بررسی قرار گرفت . لذا دخالت پذیرفته شده دولت در ارائه خدمات مختلف مورد نیاز مردم ، باعث تضعیف اقتدار شهرداری و تجزیه مدیریت شهری گردید .

در اولین اقدام در جهت دگرگونی در فرایند تهیه و تصویب ، شورای عالی شهرسازی در اولین جلسه فروردین 1358 خویش ، با الهام از خواستهای مردم در پذیرش نقش بیشتری در اداره جامعه ، بازنگری لازم را به عمل می آورد .

بر طبق دستورالعمل عدم تمرکز کارها و واگذاری بیشتر وظایف به مقامات محلی مواردی همچون دخالت شهرداری ها در مراحل تصویب و بررسی طرح در برابر دید عموم ، کسب نظر از شورای شهر و شهرداری منظور گردید و بدین ترتیب در قالب حقوقی اولین قدمهای مشارکت مردمی در تهيه فرایند برنامه ریزی شهری برداشته می شود.

متاسفانه بدلیل عدم تشکیل شوراهای شهر و استان اثرات این دستورالعمل از بین رفت . شهرداری در این برهه از زمان ، از نظر مالی کاملاً وابسته به دولت و اعتبارات و کمک های دولتی بود از نظر اختیارات و اقتدار اداری کاملا وابسته به دولت بود و از نظر اطلاعات و برنامه ریزی شهری دنباله رو اقدامات انجام شده توسط سایر ارگانها و اشخاص بود و بدین ترتیب علاوه بر سازمان شهرداری ، سازمان زمین شهری ، وزارت نیرو ، سازمان جهاد سازندگی ، بنیاد مسکن دارای نقش های برجسته تری در مدیریت شهری نسبت به شهرداری به عنوان سازمان مسئول مدیریت شهری بودند .

روشن است دخالت مستقیم دولت در مدیریت شهری مستلزم پشتیبانی مالی بیشتر دولت است . به همین دلیل توزیع اعتبارات عمرانی شهری نشان دهنده نقش دولت در هزینه های عمران شهری و همچنین تجزیه و تقسیم اختیارات مدیریت شهری بین دستگاههای موازی است.

آنچه اکنون در فرایند بررسی و تصویب طرحهای توسعه شهری مشخص است جای خالی حضور مردم درعرصه بررسی و تصویب طرحهای جامع می باشد که در کنار توجه ضعیف و کم رنگ به شهرداری و نقش شهرداری در تصویب طرحها و قائل نشدن هیچ حقوقی در نظارت و دخالت شهرداری و شورای شهر در مراحل بررسی و تصویب طرحها امکان پذیری اجرای طرح و تصویب آن را نیز زیر سوال می برد.

نظام سیاسی جمهوری اسلامی تنها متأثر از اقدامهای خود آگاه ما نیست، بلکه از فرایندهای غافلانه و ناخودآگاهی که ریشه در تاریخ ما دارد نیز متأثیر شده است. تحت تأثیر عواملی که توضیح داده شد، نظامی حقوقی- سیاسی سه وجهی با عنوان جمهوری اسلامی شکل گرفت. این نظام سیاسی ترکیبی از عناصر فرهمندانه ،گروه سالارانه و مردم سالارانه بود.

وجه مردم سالارانه نظام در قوانین نهادهایی تجلی می کند که با هدف محدود و مسئول کردن قدرت زمام داران طراحی شده اند و امکان تغییر مسالمت آمیز زمام داران و خط مشیها را فراهم می آورند.

لینک به دیدگاه

دوستان سلام

اميدوارم مطالبي كه به عنوان مشاركت مردمي در اختيارتان قرار گرفته است ، برايتان جذاب بوده باشد.

در صورتي كه تمايل به اطلاعات بيشتري در زمينه مشاركت مردمي داريد مي توانيد از منابع زير استفاده كنيد.

 

 ابراهیمی مجرد، محسن . (1377) . " سیستم مدیریت و فرآیند تصمیم گیری شوراهای اسلامی شهرها". فصلنامه ی پژوهش، شماره ی 2. تهران، ناشر جهاد دانشگاهی.

 احمدی، حسن. (1378). " الگوهای برنامه ریزی شهری در آمریکا" .تهران، مرکز مطالعات برنامه ریزی شهری.

 احمدي، حسن. ( 1382). " شهرسازي مشاركتي ، برنامه ريزي با مردم". ماهنامه شهرداري ها، شماره 36. تهران ، انتشارات سازمان شهرداريها

 احمدي، حسن. (1379) . " ضرورت مشاركت مردم در فرايند شهرسازي". خبرنامه داخلي جامعه مهندسين شهرساز ، شماره 7. تهران.

 احمدی، حسن. (1377). " عوامل ظهور و گسترش ایده مشارکت در شهرسازی". فصلنامه ی پژوهش، شماره2. تهران، ناشر جهاد دانشگاهی.

 حبيبي ، سيد محسن ، سعيدي رضواني، هادي. (1384). " شهرسازي مشاركتي ، كاوشي نظري در شرايط ايران". تهران.

 زجاجي، احمد. (1384). " مشاركت مردمي در شهرسازي و مديريت بحران" . تهران، پايان نامه.

 شريفي، مرجان، رشيدي فر، فاطمه. (1386) . " مشاركت مردمي در برنامه ريزي شهري" . ماهنامه شهرداريها شماره 82. تهران ، انتشارات سازمان شهرداريهاي كشور.

 علوي تبار، عليرضا. (1382). " الگوي مشاركت شهروندان در اداره امور شهرها" . تهران، انتشارات سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور.

 كلدي، عليرضا. (1386). " بررسي نگرش شهروندان به مشاركت در مديريت شهري؛ مطالعه اي در منطقع 7 تهران". ماهنامه شهرداري ها ، شماره 79 . تهران، انتشارات سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور.

 ماهنامه شهرداریها ( 1378). سال اول ، شماره ی 6 . تهران، انتشارات سازمان شهرداریهای کشور .

 ماهنامه شهرداریها ( 1378). سال اول ، شماره ی 7 . تهران، انتشارات سازمان شهرداریهای کشور.

 مطوف، شريف. (1377) ،" برنامه ريزي از بالا يا پايين و نقش مشاركت مردم در برنامه ريزي توسعه منطقه اي و محلي". ارائه شده به همايش تدوين برنامه سوم. تهران ، سازمان برنامه و بودجه.

 مطوف، شريف. (1378). " نقش فرهنگ ، مشاركت و محيط زيست در توسعه پايدار منطقه اي". فصلنامه پژوهش، شماره 2 . تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي.

 مطوف، شريف. (1377). " نقش مشاركت مردم در برنامه ريزي توسعه كشور". فصلنامه پژوهش، شماره 3. تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي

2 Mäntysalo, Raine. (2005)." Approaches to Participation in Urban Planning Theories". Florence, university of Florence.

 Manfred, Josef. (2005). "Contextualization An Approach to Improve Participation in Urban Planning Processes".

 Kemmerer, Siegfried. (2006)." Internet-assisted citizen participation in urban planning by reference to the city of Osnabrück". Osnabrück

 Lethonen, Samuil. (2006). "Public participation in urban planning and strategies"

http://www.britanica.com/ type of city Government

لینک به دیدگاه

واژه شهروند چندی است که به صورت مدام در رسانه های ما مطرح می شود اما بحث چندانی درباره این مفهوم صورت نگرفته است . به ویژه در مباحثی چون شهر و شهر نشینی ما خلا» های بسیاری داریم که به اعتقاد صاحبنظران پرداختن به این امور زیربنای توسعه ایران خواهد بود. از این رو بررسی دیدگاه صاحبنظران در این زمینه ضروری به نظر می رسد. افزایش جمعیت و شهر نشینی به عنوان پدیده ای فراگیر در یکصد سال اخیر، هم کشورهای صنعتی و هم کشورهای در حال توسعه را در بر گرفته است . به طوری که بسیاری از جوامع، دارای شهرهای پرجمعیت چند میلیونی هستند. پیش از سال ۱۹۰۰ میلادی رشد شهرنشینی مربوط به کشورهای غربی بود ، اما از ابتدای قرن بیستم، دامنه شهر نشینی به کشورهای در حال توسعه نیز کشیده شد و در دهه های اخیر جمعیت شهر نشین اغلب کشورهای در حال توسعه بیش از جمعیت روستا نشین آنهاست. گسترش شهرها و در نتیجه افزایش جمعیت و مهاجرت از روستاها پدید آمده است. همچنین مهاجرت از روستا به شهر باعث تراکم جمعیت شهر می شود و این در حالی است که مهاجران وارد شده به شهر با اوضاع و احوال زندگی شهری خو نگرفته اند. روند سریع انتقال جمعیت از روستا به شهر در برخی شهرها با ایجاد منابع و امکانات کافی شهری مانند مسکن، آب، برق و ... همراه نبوده است و کمبودهایی احساس شده است. از طرف دیگر افزایش جمعیت، گسترش فیزیکی شهر را در پی داشته و ارائه خدمات شهری را مشکل کرده است. بدین ترتیب مشکل مسکن، کمبود فضای سبز کافی، آلودگی هوای ناشی از تردد اتومبیل ها، حاشیه نشینی و بیکاری از جمله عوامل نارضایتی شهری است .

 

این روزها حل مسائل شهری ، جز با شناختن نیازها، خواسته ها و نگرش های شهروندان امکان پذیر نیست و شناخت مسائل، جز با پژوهش میسر نخواهد شد. از سوی دیگر آگاهی از نیازها و مسائل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی که می توانند در رفع مشکلات شهری داشته باشند، زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی بین نهاد خدمات رسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری برقرار شود. مشارکت شهروندان در مدیریت شهری می تواند در تامین منابع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیبها و تنشهای ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان موثر باشد. در عصر حاضر همراه با پیشرفت های تکنولوژی، مسائل مهم و پیچیده ای بوجود آمده است. گسترش شهرنشینی در دهه های اخیر بویژه افزایش جمعیت و کمبود امکانات رفاهی متناسب با این افزایش جمعیت، مشکلات اجتماعی فراوانی پیش روی مدیریت شهری قرار داده است.

 

بدین ترتیب بررسی نگرش شهروندان از مشارکت در مدیریت شهری به عنوان هدف اصلی این تحقیق می تواند حائز اهمیت باشد. مشارکت فرایندی توصیف شده است که توسط آن مردم می توانند خود را سازمان دهند و از طریق آن در فعالیت های توسعه محلی توان اظهار نظر یابند، همچنین روابط اجتماعی و تعامل ها یکی از عوامل مهم در ایجاد احساس تعلق عنوان شده به طوری که تعامل اجتماعی را تشکیل می دهد و در شکل گیری جمعی متشکل از افراد، نقش برجسته ای ایفا می کند. در مطالعه ای دیگر، با تکیه بر جنبه های روانشناختی و جامعه شناختی، مشارکت پدیده ای است که دارای چهار بعد صیانت نفس، درک نفس، قدرت تصمیم برای خود و تسلط بر نفس است. به عبارت دیگر، مشارکت، رشد توانایی های اساسی بشر از جمله شان و منزلت انسانی و مسئول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم گیری و عمل است. با این تفاسیر در نظام مدیریت مردمی، هدف این است که همه حضور داشته باشند. همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود دراین امر مشارکت کنند. از این رو مدیریت شهری در صورتی می تواند موفق باشد که از پایین ترین سطح تا بالا ترین سطح در آن مدیریت کلان شهری، مدیریت شهری -مناطق شهری -مواحی شهری و محلات شهری به عنوان لایه های سیاست گذاری و تصمیم گیری وجود داشته باشد.

 

در این میان بحث مشارکت از نظر کیفیت و کمیت مطرح است. در نظام مدیریت مردمی، هدف این است که همه حضور داشته باشند، همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود در این امر مشارکت کنند از جمله عناصر دولتی، محلی، بخش خصوصی و ... به این منظور باید شرایط زیر مهیا باشد: مشروعیت مدیریت شهری، شفافیت، پاسخگویی و محاسبه پذیری، پوشش دهی به همه اقشار مشاغل و غیر مشاغل شهری. به همین خاطر توانمند سازی شوراها و شهرداری ها ضرورت است و باید بستر سازی فرهنگی برای مدیران و کارکنان و سپس برای شهروندان فراهم شود. راه حل مناسب در پدید آمدن حرکت های اجتماعی باید با مشارکت محله ها صورت گیرد، در حقیقت باید سازمان های مشارکتی در واحد محله شکل بگیرد و عزم ملی با حرکت های اجتماعی پیوند بخورد و منابع دولتی در خدمت و تسهیل کننده این حرکتها باشد. باید ایده، فکر و برنامه توسط خود مردم تولید شود و مدیریت شهری به صورت تسهیل کننده در کنار این قضیه باشد. هنگاهی که شهروندان نسبت به محیط اجتماعی خود احساس تعلق نمایند، شرایط لازم برای اجتماعی اخلاقی فراهم شود و با افزایش تعلق اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش می یابد.

 

چنانچه افراد نسبت به پاداش ناشی از عمل مشارکتی باور نداشته یا دریافت آن را دور دست ببینند، تمایل کمتری برای مشارکت خواند داشت. همچنین بین میزان تصور فرد از کارایی و میزان مشارکت او ارتباط وجود دارد. به عبارت دیگر کسانی که تصور می کنند کارایی بیشتری در امور مشارکتی دارند، میزان مشارکت آنها بیشتر است. در واقع می توان گفت ارتباط معنی داری بین میزان توانایی شهروندان برای کنش های مشارکتی در امور شهری و میزان مشارکت آنها وجود دارد. بر این اساس هر قدر شهروندان احساس قوی تری برای فعالیت های مشارکتی خود داشته باشند به همان نسبت بر میزان مشارکت آنها افزوده خواهد شد.

 

در این میان آمار جهانی نشان می دهد مردان بیشتر از زنان مشارکت دارند، تحصیلکرده ها بیشتر مشارکت دارند، شهرنشینان بیش از روستائیان ، افراد سنین ۳۵ تا ۵۵ سال بیش از جوانترها، متاهلین بیش از مجردین و ساکنان قدیمی محله ها بیش از تازه واردین است. همچنین در مورد سطح مشارکت اجتماعی، یافته ها نشان می دهد ۲/۲۹ درصد مشارکت اجتماعی پایین، ۴/۵۶ درصد مشارکت اجتماعی متوسط و ۴/۵ درصد مشارکت اجتماعی بالا داشته اند. به علاوه میزان رضایتمندی شهروندان از خدمات شهری ، میزان احساس تعلق اجتماعی پاسخگویان ، طرز تلقی شهروندان از مفهوم و معنی مشارکت، طرز تلقی شهروندان از اینکه عملی مشارکتی، پاداشی را به همراه دارد، طرز تلقی شهروندان از تمایل برای مشارکت در مدیریت شهری مورد سنجش قرار گرفت و در این تحقیق رابطه معنی داری بین میزان مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری و متغیر های میزان تحصیلات و شغل دیده نشد. همچنین می توان گفت که بین میزان مشارکت اجتماعی و میزان احساس مالکیت بر اموال عمومی شهر ارتباط معنی داری وجود دارد.

 

از سوی دیگر هرگاه طرز تلقی از مفهوم مشارکت به ارائه پیشنهادات تعبیر شود میزان مشارکت اجتماعی افزایش می یابد، ولی هرگاه طرز تلقی از مفهوم مشارکت بعد مالی و پرداخت وجه یا بعد عملی و اجرایی به خود گیرد، میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. با توجه به اینکه میزان احساس مالکیت بر اموال عمومی شهر توسط شهروندان بسیار ضعیف است، ضروری است تا با آموزش های مناسب احساس مالکیت در شهروندان تقویت شده و نیز مشارکت در مدیریت شهری محسوس شود. نتایج بررسی ها نشان داده است که میزان تعلق اجتماعی شهروندان ضعیف است و شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس تعلق و یگانگی ندارند.

 

ساختار زندگی شهری شرایطی را ایجاد نموده که منافع عمومی در مقابل منافع شخصی رنگ باخته است. فردی که از روستا به شهر مهاجرت می کند، بعد از اقامت به عنوان شهرنشین محسوب می شود، اما هنگامی که با قوانین و مقررات و مناسبات محیط جدید آشنا می شود و آن را قبول کرده قواعد آن را رعایت نماید، شهروند محسوب خواهد شد و چنانچه نسبت به آن احساس تعلق نماید، منافع عمومی برای او به اندازه منافع فردی اهمیت می یابد و در این شرایط مشارکت اجتماعی در امور شهری خواهد داشت . بنابر این بهتر است با افزایش برنامه های آموزش فرهنگی و اجتماعی، حقوق زندگی شهری به شهروندان شناسانده و زمینه مشارکت اجتماعی آنان در مدیریت شهری فراهم شود. نزدیک ترین مفهومی که از مشارکت اجتماعی در ذهن مردم ایجاد می شود، مشارکت در رعایت قوانین و مقررات شهری و مشارکت در ارائه کمک فکری است و دور ترین مفهومی که از مشارکت در ذهن افراد ایجاد می شود ، مشارکت عملی و اجرایی است. در حقیقت شهروندان در اموری که جنبه قانونی پیدا می کند و جزو الزامات زندگی شهری است ( نظیر رعایت قوانین و مقررات شهری ) و نیز در اموری که آسان تر است ( ارائه پیشنهاد و نظر ) آمادگی بیشتری برای مشارکت دارند.

 

نویسنده : امید سیاوش ، روزنامه مردم سالاری

 

 

لینک به دیدگاه

مطالب خیلی خوبی بود دستت درد نکنه. تاپیک خیلی خوب و پرباریه.

 

از این به بعد مطالب و مقالات مربوط به مشارکت مردمی تو همین تاپیک قرار بگیره.

 

1747.jpg

لینک به دیدگاه

مشارکت برای مدیریت شهر

 

افراد، در مفهوم شهروندی دارای سه حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی میباشند كه در قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است كه در آن حق مشاركت از مهمترین مصادیق حقوق شهروندی میباشد اما زمینه تحقق حقوق شهروندی كه در قانون اساسی مطرح شده وقتی فراهم میشود كه حقوق مذكور تنها در قالب متون قانونی محدود و باقی نمانده و به یك واقعیت اجتماعی تبدیل شود .

شهر مخلوق انسانها بوده و از رفتار و فرهنگ شهروندان خود تأثیر میپذیرد. با تحلیل و تفسیر سیمای شهر میتوان به عمق اندیشه، برنامه و فرهنگ مردم ساكن شهر پی برد و در واقع شناسایی فرهنگها، نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اعتقادی جامعه شهری از طریق ظاهر هر شهر پدیدار میشود.

شهر تهران كه جزء كلانشهرها بوده، مركز قدرت و یك جامعه شهری صنعتی محسوب میشود ،كه نیازمند آموزشهای شهری و مشاركتهای اجتماعی است، اما روند و فرآیند آموزشهای شهری و بسترسازی جهت پذیرش آموزشها از سوی شهروندان حائز اهمیت بسیار است. شناخت دقیق مسائل و مشكلات زندگی شهری و ساز و كارها و تحلیل آنها برای ایجاد رفتارهای مطلوب و ارتقاء آگاهیهای شهروندان امری ضروری است.

حضور اجتماعی شهروندان در جامعه شهری، مستلزم ایجاد باور عمومی در شهروندان، مبنیبر مشاركت آنها در تصمیمگیریهای شهری است. در واقع تقویت احساس تعلق به محله و شهر منجر به مشاركت داوطلبانه بیشتر شهروندان خواهد شد. اگر آموزش به یك هدف و مسئولیت تبدیل شود و امكانات توسعه و پیشرفت برای همه ساكنین شهر از همان آغاز كودكی و نوجوانی فراهم شود در آن صورت است كه شهر تبدیل به یك شهر آموزش دهنده خواهد شد.

افزایش آسیبهای شهری همانند؛ آلودگیهای زیستمحیطی، ترافیك، ازدحام جمعیت، آلودگیهای صوتی و همچنین گسترش سكونتگاههای غیررسمی، ناپایداری شهری در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و محیطی و مواردی از این دست كه مولود توسعه ناقص و ناپایدار شهری در جوامع در حال توسعه است، شهروندان را با مشكلات اجتماعی، روانی و فرهنگی متعدد روبهرو نموده و این مسائل آسیبزا به عدم تعادل زیستی منتهی شده است.

بنابراین با گسترش آسیبهای ناشی از مسائل شهری، آموزشهای شهروندی و ضرورت آن، جایگاه ویژهای در حوزه توسعه اجتماعی و فرهنگی شهروندان میباید.

با تدوین بهینه مولفههای بنیادین آموزشهای شهری، میتوان میزان مشاركت شهروندان را گسترش و رفتارهای اجتماعی مطلوب شهروندی را در مردم تقویت نمود. آموزش در فرآیند توسعه، هم از لحاظ تغییر ساختاری و هم فرصتهای فردی نقش مهمی را ایفا میكند . نیاز به آموزش در شهر و كلانشهر بخصوص در بحثهای مربوط به توسعه اجتماعی، انكارناپذیر است.

در دهه ۱۹۵۰ سازمان ملل متحد، آموزش را به عنوان یك نیاز اساسی شناخته و آن را عنصر اصلی توسعه معقول عنوان نمود. امروزه آموزش میتواند استانداردهای بالاتر زندگی شهری را فراهم آورده و تحرك اجتماعی را تقویت نماید. پیشرفت و توسعه در گرو، ارتقا سطح آموزش، آگاهی، مهارت، رفتار و بینش منابع انسانی است. بنابراین توجه به امر آموزشهای شهروندی و بهسازی منابع انسانی شهری، بیش از پیش ضرورت پیدا میكند.

واقعیتهای قابل مشاهده جامعه ما نشان میدهد شهروندان آموزش كافی در مباحث شهری و شهرنشینی نداشته و ندارند و افراد در جامعه شهری به خصوص قشر تحصیل كرده، برخلاف آموختههای خود در شهر عمل نموده و كمرنگی انتقال اخلاق حرفهای و حس مسئولیت، تعلق و مشاركت در سیستم آموزش كاملاً مشهود است.

هدف در آموزشهای شهری این است كه آموزشها، واقعیتها را به شهروندان انتقال داده و آن را به رفتار اجتماعی مطلوب تبدیل نماید البته اگر این آموزشها )یعنی كسب دانش پایه درباره مسائل شهری، بازیافت، ترافیك،...) در كلیه سطوح تحصیلی از دبستان تا دانشگاه اجرا و پیاده شود اثر قابل توجهی در توسعه اجتماعی، اقتصادی شهری خواهد داشت.

در جامعه كنونی برای تحقق تمركززدایی از دولت و انتقال وظایف شوراها و پارلمانهای محلی و هموارسازی بستر تحققگذار (از دولتگرایی در حاكمیت شهری به شهروندمداری) نیازمند به آموزشهای نوینی برای ایجاد و تثبیت حاكمیت قانون و حقوق شهروندی آموزشهای شهری، وفاییگرایی، مشاركت، تعلق اجتماعی، پاسخگویی، كارآیی و اثربخشی هستیم.

شهروندی؛ ایده شهروندی، پیشینه طولانی داشته و از قرن نوزدهم به بعد، بویژه پس از جنگ جهانی اول رونق بیشتری یافته و پس از جنگ جهانی دوم گسترش پیدا كرد.

شهروندی، موضوعی از فرایندهای جامعه مدرن است و در عرف جامعهشناسی دارای مرزهای تعریفی خاص است كه عموماً برخاسته از نگرش عقلانی نسبت به قانون و حقوق افراد در جامعه است و به عنوان یك منزلت اجتماعی در نگرش به جامعه مدنی تلقی میشود كه به موجب آن، شرایط برخورداری فرد را از حقوق و قدرت فراهم میكند. شهروندی مفهومی است كه در هر محیطی عمل میكند اما به شرطی كه با امكاناتی همراه شده و به آن تشخص و وجود بخشیده است برای آن محیط تعریف شده باشد.

در حال حاضر شهروندی و آموزشهای شهری، موضوع مورد مطالعه و آموزش مبحث شهری بوده كه از مهمترین اهداف آن ارتقاء مهارتها، توانمندیها، ارزشهای انسانی و تسهیلكننده زندگی شهری میباشد.

افراد، در مفهوم شهروندی دارای سه حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی میباشند كه در قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است كه در آن حق مشاركت از مهمترین مصادیق حقوق شهروندی میباشد اما زمینه تحقق حقوق شهروندی كه در قانون اساسی مطرح شده وقتی فراهم میشود كه حقوق مذكور تنها در قالب متون قانونی محدود و باقی نمانده و به یك واقعیت اجتماعی تبدیل شود.

در چنین شرایطی است كه جامعه موجود، جامعهای آمادهگذار (انتقال حكومت مركزی، محلی و مشاركت اجتماعی) خواهد بود. بنابراین برای تحقق حقوق شهروندی، نقش شهروندان مهم بوده و با توجه به تنوع حقوق شهروندی، مشاركتهای مردمی نیز متفاوت میباشد لذا نفوذ در شهروندان و بسترسازی جهت پذیرش آموزشها از سوی شهروندان در آموزشهای شهری امری ضروری است و جهت تغییر و تبدیل رفتارهای غیراجتماعی نامطلوب شهری به رفتارهای آموزش دیده باید براساس شناخت مسائل و مشكلات محلههای شهر بررسی و تحلیل آنها ضمن آموزشهای شهروندی ارائه شود.

شهروند آموزش دیده میتواند با آموزشهای مؤثر شهری، نقش و تأثیرات متعددی را بر تحول اجتماعی شهر بگذارد چرا كه شهروندان هم سازنده شهر و هم بهرهبردار و اثرپذیر از شهر میباشند.

طی آموزشهای شهروندی ارتقا آگاهی شهروندان نسبت به سرمایههای انسانی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی امكانپذیر میشود و در واقع مشاركت همگانی و حركتهای اجتماعی مردمی، اوج فعالیتهای مؤثر مدیریت شهری است كه از ایجاد تعلق اجتماعی در بین شهروندان ناشی میشود.

در ارائه آموزشهای شهروندی، فرآیند آموزشی یعنی دانش برنامهریزی، تولید و تدوین محتوای منطبق با نیازهای شهری، طراحی محصول آموزش نقش بسیار مؤثری دارد در اصل آموزشها و نیازها در قالب سلسله آموزشهای حضوری، غیرحضوری و مجازی گنجانده شده و با هماهنگی و ارزیابی مستمر، رابطه دقیقی بین نیازهای جامعه شهری در سطوح و مقاطع مختلف با اثربخشی اقدامات انجام شده نمایان میشود.

بنابراین تا زمانی كه آموزشهای اساسی شهری برای شهروندان براساس فرآیند استاندارد صورت نگیرد توفیقی در انجام برنامه ساماندهی به دست نخواهد آمد چرا كه دیدگاههای شهروندان و اقدامات آنان در زمینههای ساماندهی مسائل شهری بسیار مهم بوده و به ثمر رساندن و تحقق این مهم، آموزشهای شهری و مشاركتهای اجتماعی را میطلبد.

لینک به دیدگاه
  • 2 هفته بعد...

سید محمد سیادتی

منبع:روزنامه همشهری

 

در شرایط فعلی، نه تنها در مدیریت شهری بلكه در مدیریت كشور، در تمام ابعاد اقتصادی، اداری، اجتماعی و ... هر فنی كه دولت میزند، برخی افراد فرصتطلب و حرفهای، به طریقی آن را بدل زده و فرصتهای ملی جهت ارتقای كشور را به منافع فردی تبدیل و توانایی دولت را در بهرهوری كاهش میدهند .

 

شورا و شورایاری میتواند یكی از راههای مقابله با فرصت طلبان و استفاده از تجارب شورایاریها و تعمیم آن در كلیه سازمانها، میتواند نقطه عطفی برای خروج از بحران مسائل گسترده كشور باشد

.

طرح جهادی ۱۳۷ گرچه خدمات مثبت ارزندهای انجام داده و میدهد، حتی اگر هیچ قدمی هم برنداشته باشد، فقط وجود آن، تحول بزرگی در حركت اداری و كنترل و نظارت مردمی به وجود آورده است.

 

در نظر بگیرید كه در یك میدان مشق و تمرین نظامی، اگر در هر یك میلیون گلوله مشقی، فقط یك گلوله واقعی وجود داشته باشد، به خاطر همان یك گلوله، تمامی عملیات تمرینی، جنبه واقعی به خود خواهد گرفت و از حالت نمایشی خارج خواهد شد.

 

طرح ۱۳۷ و همكاری شورایاریها در شهرداری همان یك گلوله است كه به عنوان بهترین كانال نظارت مردمی، تحرك بسیار بالایی در شهرداری به وجود آورده است؛ هر چند به دلیل تجربه اول نقاط ضعفی هم دارد، كه به عنوان یك شورایار به تحلیل برخی از این نقاط ضعف و قوت پرداخته و سعی میكنم در هر مورد، با یك مثال واقعی، آن را ملموستر نمایم.

 

● ارتقاء كیفیت خدمات

تاكنون در خیلی از موارد، برای لكهگیری آسفالت خیابانها، بدون كندن آسفالت و كوبیدن محل آن و ریختن آسفالت همسطح، فقط روی قسمتهای معیوب، مقداری قیر و آسفالت میریختند كه این عمل دقیقاً در خلاف جهت ترمیم آسفالت و یكنواختی روكش بعدی آسفالت بود و نه تنها سرمایه ملی را به جیب پیمانكاران سرازیر میكرد، از كیفیت آسفالت روكش میكاست كه با نظارت مردمی و شورایاران از آن جلوگیری شد.

 

عدم توجه به مراجعات مكرر شورایاران و گزارش به مقامات بالاتر و بررسی صحت اعتراض شورایاران، منجر به تعویض مدیرانی شده است كه مسئولیت خود را جدی نگرفتهاند. این موضوع در منطقه ۱ اتفاق افتاده و حركتی اساسی در اداره شهرداری به وجود آورده است.

 

ملاحظهكاری مدیران همسطح نسبت به هم؛ ارتباط كاری ادارات مختلف شهرداری با هم و وجود حس ملاحظه همكاران اداری نسبت به هم، موجب تأخیرها و اشكالات متعددی میشده كه با حضور شورایاران، مسائل از طریق آنها راحتتر مطرح و مرتفع میگردد؛ بدون آن كه در رابطه همكاری مدیران بخشهای مختلف با هم، خدشهای وارد شود.

 

● لختی بدنه اداری

جدی بودن انجام وظایف اداری، هنوز در مراحل پایین دستی، جا نیفتاده است. مثلاً تصرف قطعاتی از زمینهای بلا معارض در محل، به نام شهرداری كه پس از یك سال تلاش بیهوده، فقط پس از تعویض مدیریت مربوطه، ظرف یك جلسه پذیرفته و به اجرا در آمد؛ در مراحل پاییندستی، پیگیری كار، همچنان با لختی و رفت و آمدهای بیهوده مواجه و از این ماه به ماه آینده موكول میگردد كه لازم است با بدنه اجرایی پایینتر نیز جدیتر برخورد شود.

گاه در برخی مناطق كه شهرداران منطقه، احتمالاً باور چندانی به شورایاری ندارند و یا آن را مداخله در كار خود میدانند، همكاری شورایاران با مدیران واحدها به حداقل یا به صورت راكد درآمده و از این فرصت بسیار مطلوب، بهرهبرداری شایانی نمیشود، این نیروی مردمی رایگان و بدون هزینه كه میتواند نقش بسیار سازندهای در صرفهجویی، بهرهوری و كیفیت بالاتر داشته باشد، بلااستفاده میماند.

چنانچه ادامه كار شهرداران مناطق، به میزان موفقیت شورایاران وابسته شود اشكال فوق برطرف خواهد شد.

 

● حضور مردم

وجود هزاران سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی مشابه شورایاری (ngo) در كشورهای مترقی در تمامی ابعاد، حاكی از آن است كه بدون حضور مردم، هیچ دولتی قادر به اداره امور كشور نخواهد بود.نقش واقعی شورایاران، نه تنها در همكاری با شهرداری بلكه در جذب حمایت مردم و ایجاد تشكیلاتی منسجم برای وجود سرشاخههای ارتباطی در تك تك كوچهها جهت ارتباط با تمامی اهالی محل برای جذب همكاری آنهاست.

 

شورایارانی كه بتوانند در این امر موفق باشند، خواهند توانست رسالت مردمی خود را به انجام رسانند

.

اهمیت این مسأله، شاید از نظر شهرداری و از نظر شورایاران، دور مانده و به آن توجهی نشده است !

 

اگر نقش شورایاران را در داشتن یك محیط زندگی مناسب خلاصه كنیم، گرانفروشیها، كمفروشیها، جلوگیری از تجاوز به حقوق دیگران، رفع نابسامانیها، ایجاد فرصتها، حل اختلافها و ... نكاتی هستند كه با كمك مردم و با برنامهریزی مناسب میتوان به همه آنها رسیدگی و محیطی لذتبخش برای همه به وجود آورد و این زمانی روی خواهد داد كه با جذب اعتماد و همكاری مردم، از طریق گسترش خدمات به مردم، به آن جامه عمل پوشانده شود.

 

لینک به دیدگاه

کامبیز مصطفی پور - جامعه شناس و استاد دانشگاه

 

 

گسترش چشمگیر شهرنشینی در سال های اخیر به ویژه افزایش جمعیت مهاجر در ابرشهری چون تهران، مسائل و مشکلات بسیاری را برجای گذاشته است. روند سریع هجوم به شهرها و فقدان منابع کافی و نزول استاندارد زندگی، مسائل و مشکلات خاصی را در زندگی شهری پدید آورده است؛ کمبود مسکن، آلودگی هوا، معضلات ترافیکی، وجود بافت های فرسوده شهری، کمبود فرصت های فراغتی و تفریحی و ورزشی، افزایش جرائم و انحرافات اجتماعی، کمبود مراکز بهداشتی و درمانی، آلودگی های زیست محیطی و مشکلات دیگر از این دست، بخشی از مشکلات حل نشده زندگی شهری است. مدیریت شهری امروزی در شهرهای بزرگ دیگر قادر نخواهند بود با روش های سنتی و معمول گذشته در ارائه خدمات یک سویه موفقیتی حاصل کنند. برخلاف بسیاری از واژگان علوم اجتماعی، مشارکت participation واژه یی است که به رغم تنوع در مصادیق آن در مورد فضای مفهومی اش ابهام چندانی وجود ندارد و این مفهوم در یک نگرش کلی و عام عبارت است از؛ ?کنشی قصدمند، هدفدار، ارادی، ارزشی با خصوصیات متعامل بین کنشگر و زمینه محیطی و اجتماعی اش جهت نیل به هدفی معین و مشترک.? (محسنی تبریزی، ۱۳۷۳؛ ۹۷)

 

به رغم ضرورت توسعه مشارکت شهروندان در اداره شهر این مفهوم یعنی امکان ورود سازمان یافته شهروندان در پذیرش مسوولیت شهری در سطوح ?مشارکت در اندیشه، اظهارنظر، پیشنهاد، تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرا، نظارت بر پروژه های شهری? با موانع بسیاری مواجه است که فرصت صعود شهروندان از پلکان مشارکت را محدود می کند، ذیلاً به بخشی از آن اشاره می شود؛

 

۱) ظرفیت و آمادگی سازمان های مشارکت پذیر

بسیاری از سازمان ها وجود عنصر جدید، نامانوس و غریبه را تحت عنوان ?گروه های مشارکت جو? برنمی تابند و اصولاً اعتقادی به این موضوع که مشارکت موجب افزایش منافع و کاهش هزینه های سازمان می شود وجود ندارد، ریشه تعارضات موجود در بین شهروندان مشارکت جو و سازمان های خدمات رسان شهری از اینجا ناشی می شود که؛

 

▪ فعالیت های مشارکتی زمان و بودجه سازمان را به هدر می دهد

برخی از کارگزاران سازمان های خدمات رسان شهری بر این باورند که در بسیاری از موارد استفاده از رهیافت مشارکتی، برنامه ریزی پروژه را کندتر و گران تر می کند، اجرای یک پروژه عمرانی با روش مشارکتی نسبت به روش غیرمشارکتی زمان بیشتری می برد. گروه های مشارکت جو باید سازماندهی شوند و تدریجاً قدرت بگیرند و آموزش های لازم را ببینند، همه این مراحل ستادهای اجرایی را مجبور می کند از روش های معمول برنامه ریزی دست بردارند تا بتوانند به عنوان ارتباط دهنده، تسهیل کننده و مذاکره کننده کار کنند. همه این وظایف نیازمند آموزش است و در نتیجه هزینه های برنامه ریزی را افزایش می دهد. اگرچه سرمایه گذاری در زمان و بودجه در نهایت با اجرای خوب یک فرآیند مشارکتی و تعهد نسبت به آن قابل جبران است اما این باور کماکان مسیر مشارکت را کند می کند.

 

▪ انتظارات فزاینده مردم

از آنجا که پایه های مشارکت بر روی خواسته ها و نیازهای یک جمعیت موثر در پروژه ها قرار دارد، به طور اجتناب ناپذیری به افزایش انتظارات می انجامد. همراه با افزایش انتظارات مشکلات نیز گسترش می یابد و دستیابی به این انتظارات همراه با تغییر مداوم شرایط مشکل تر است و مدیران ستادی را از رویارویی با این شرایط گریزان می سازد.

 

▪ مدیریت منافع گوناگون و تضادهایی که به وسیله مشارکت شعله ور می شوند؛ دیر یا زود منافع متفاوت شرکت کنندگان در فرآیند مشارکت به اختلاف و درگیری می انجامد، زیرا مشارکت نه فقط گروه های حاشیه یی را به میدان تصمیم سازی می آورد بلکه ظرفیت آنان را برای بلندکردن صدایشان و بیان نیازهایشان افزایش می دهد. فرآیند مشارکت تقریباً همیشه موجب تغییراتی در روابط قدرت می شود، آنهایی که به طور سنتی غالب بوده اند اغلب در برابر تغییرات مقاومت می کنند، زیرا فرآیند مشارکت واقعی تقاضای تقسیم قدرت را با گروه هایی می کند که به طور تاریخی از روند مذاکره و چانه زنی حذف شده اند.

 

۲) ویژگی فعالیت های مشارکت جویانه در عرصه شهری

بسیاری از تعارضات بین گروه های مشارکتی و سازمان های خدمات رسان شهری از آنجا ناشی می شود که سه نظام در هم تنیده از مدیریت در حوزه شهری، مبنای عقلانیت کنش مشارکتی را مورد تشکیک قرار می دهد.

 

▪ بسیاری از خدمات شهری در قالب نظام بوروکراتیک محقق می شود. بوروکراسی و واژه دیوانسالاری در وهله اول به سلسله مراتب منظم کارمندان بر پایه مسوولیت هایشان اطلاق می شود، دیوانسالاری به عنوان پدیده برجسته و مهم جامعه امروزی است، ماکس وبر دیوانسالاری را مظهر کوشش عقلانی جهت هدایت همه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در عصر صنعت می داند، آنگاه که باید مجموعه های بزرگ به کار افتد، عملیات هماهنگ شوند، نتایج به دست آمده کنترل و تصحیح شوند، ناچار به دستگاه های تخصصی و مقتدر نیاز است. از دیدگاه تئوریک دیوانسالاری عبارت است از سازمان دهی اداری مجموعه یی از وسایل، تجهیزات و منابع در جهت تحقق اهداف کلی.

 

▪ بخش دیگر از فعالیت های مدیریت شهری تحت تاثیر از یک نظام تکنوکراتیک قرار دارد. تکنوکراسی یا فن سالاری را می توان به عنوان سلطه و قدرت تعیین کننده فن و تکنیک در دنیای جدید تعریف کرد. این سلطه بر این باور است که فن و تکنیک خود به خود می تواند سعادت انسان ها را بدون همکاری او تحقق بخشد. فن سالار کسی است که به جهت لیاقت و مهارت فنی اش گرایش بدان می یابد که به اداره زمینه هایی از حیات اجتماعی بپردازد که در حوزه تخصص او است. در دنیای جدید بسیاری از مسائل از جمله مسائل مربوط به سازمان اجتماعی و برنامه ریزی در باب صیرورت اجتماعی دارای ابعاد فنی هستند و این خطر وجود دارد که قدرت و مدیریت به دست فن سالارانی محض سپرده شود که منافع عمومی را جز با توجه به صلاحیت خاص و زاویه دید خود مورد داوری قرار نمی دهند. بسیاری از خدمات شهری نظیر روکش آسفالت، جدول گذاری، محاسبات شهرسازی و برنامه ریزی های شهری پیاده رو سازی ها، احداث پارک ها و فضای سبز و... مشروعیت اش را از یک نظام تکنوکراتیک اخذ می کند و نمی توان انتظار داشت مشارکت سازمان یافته شهروندان در فعالیت های مزبور به عنوان کنش عقلانی معطوف به هدف تلقی شود.

 

▪ از سویی دیگر بسیاری از فعالیت ها و خدمات شهری وجود دارد که با قابل ترین نظام مدیریتی بوروکراتیک و تکنوکراتیک نمی توان در انجام آن موفقیتی حاصل کرد. این دسته از فعالیت ها صرفاً از طریق نظام مردم سالار و دموکراتیک قابل انجام است. نظام دموکراسی یا مردم سالاری از ریشه یونانی به معنای مردم و قدرت اخذ شده است و شکلی از حکومت است که اعضای آن توان اندیشیدن، انتقاد کردن، مشارکت و همبستگی را برای قاطبه مردم قائلند. بنابراین مردم سالاری مجموعه یی متشکل از الزامات و خدمات متقابل را تشکیل می دهد، نظامی است که در آن آگاهی نسبت به حقوق و وظایف و تکالیف وجود دارد. در نظام مردم سالاری در عرصه مدیریت شهری، مردم هم حق دارند و هم تکلیف دارند تا در عرصه حیات اجتماعی زندگی شهری ایفای نقش کنند. مشارکت مردم در عرصه مدیریت شهری نه فقط به عنوان فرآورده بلکه به عنوان فرآیند از اهمیت ویژه یی برخوردار است، هرچند فرآورده های بسیاری را این نظام برای مدیریت شهری به ارمغان خواهد آورد که اشاره یی مختصر به بخشی از آن می تواند اهمیت این نظام را در عرصه مدیریت شهری نشان دهد؛ کاهش مصرف آب، کاهش تولید زباله و تفکیک آن از مبدأ، کاهش آلودگی هوا، کاهش مصرف انرژی، کاهش وندالیسم و آسیب رسانی به اموال عمومی شهر، تقویت زیبایی شهر، رعایت حقوق عابر پیاده، رعایت قوانین و ضوابط شهری، مقاوم سازی ساختمان ها در برابر زلزله، نوسازی بافت های فرسوده شهر، رعایت قوانین ترافیکی، ساخت و ساز شهری و نظافت شهر و بسیاری دیگر از فعالیت های شهری فقط و فقط در یک رویکرد مشارکتی و در قالب مشارکت همه مردم می تواند نتایج بسیاری را برای مدیریت شهری به ارمغان آورد و نظام های دموکراتیک و تکنوکراتیک در آن هرگز موفقیتی نخواهند داشت.

 

منبع: شهرداری کردکوی

لینک به دیدگاه
  • 1 ماه بعد...

ضرورت بكارگيري الگوي فرآيند طراحي شهري با تمركز بر مشاركت مردم در برنامه ريزي و طراحي بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري

 

چكيده

 

بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري بخش اعظمي از سطح شهرهاي كشور را تشكيل مي دهند . اين بافتها از يك سو از طيف گسترده اي از مشكلات كالبدي، عملكردي، ترافيكي و زيست محيطي رنج مي برند و براي كل گسترده شهر يك تهديد جدي به شمار مي آيند و از سوي ديگر مهمترين پتانسيل شهرها براي استفاده از زمين جهت اسكان جمعيت، تامين فضاهاي باز و خدماتي و نيز بهبود محيط زيست محسوب مي گردند . برخي از مت خصصين امور شهري بر اين باروند كه مواجهه با بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري مي بايد پس از شناخت و دسته بندي انواع بافتهاي مذكور و تدوين شيوه هاي مواجهه با هر يك صورت پذيرد كه اين امر بواسطه تعدد و تنوع بافتهاي فرسوده وطيف گسترده اي از اقشار جامعه با ويژگي ها ي متنوع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تنها ساماندهي بافتهاي مذكور را به تعويق مي اندازند . از سوي ديگر همين تنوع و تطور بافتها و اقشار ساكن، ضامن تنوع، برجستگي و منحصر به فرد بودن سيماي شهري محدوده هاي مورد نظر خواهد بود.

 

دانلود متن کامل مقاله به صورت PDF

لینک به دیدگاه
  • 1 سال بعد...

مشارکت(Participation)

 

مشارکت :کوشش های سازمان یافته برای افزایش کنترل بر منابع و نهادهای نظم دهنده در شرایط اجتماعی معین از سوی برخی از گروه‌ها و جنبش‌هایی که تاکنون از حیطه اعمال چنین کنترلی محروم و مستثنی بوده‌اند. (مؤسسه تحقیقات ملل متحد)

مشارکت:شرکتداوطلبانه مردم در یک یا چندبرنامهعمومیتافرضشوددر توسعه ملینقشدارند )کمیسیوناقتصادیآمریکایلاتین(

مجموعه ای از رویکردها ، رفتارها و روش های مختلف می دانند که به مردم اجازه می دهد خود کار ارزیابی ، تحلیل و برنامه ریزی را انجام داده ، خود تصمیم بگیرند که چه اقداماتی باید در این زمینه انجام داده و چگونه بر آن نظارت داشته و ارزشیابی کنند .

آنچه در توسعه مهم است نگاه همه جانبه به همه مواردی است که بر زندگی بشر تاثیر میگذارد و موضوعات را از فضای پیرامونش جدا نمیکند.

حرکتش براساس ظرفیتها و تواناییهای موجود و تمام فاکتورهای واقعی است و دید آیندهنگری و پایداری محیطی را مدنظر میگیرد.

اصول کار مشارکتی

 

  • گفتگو
  • شفافيت
  • يادگيري مشترك
  • احترام به تنوع و تفاوت ها
  • انعطاف پذيري
  • توانمند سازي يا توانمند شدن
  • توسعههمان فرایند اصلاح و بازنگری است که همه کاربران را تحت تاثیر خودش قرار میدهد.
  • مشارکت و درگیری کاربر، فضای رشد را به محصول و خدمات ما را میدهد.
  • فضای رشد محصول فضای ارتقاء و خلاقیت طراح و بقای تولید کننده است.

انواع مشارکت

 

  • مشارکت انفعالی
  • مشارکت در دادن اطلاعات
  • مشارکت برای انگیزه های مادی
  • مشارکت از طریق مشورت
  • مشارکت کارکردی
  • مشارکت تعاملی
  • مشارکت خود جوش

 

تهيه كننده : خانم شادي عظيمي

منبع: umic.ir

لینک به دیدگاه

سطوح مشارکت

 

partnership1234567.png

 

شاخص های کار مشارکتی

 

  • داوطلبانه بودن (که بر عنصر اختیار در کنش مشارکتی اشاره دارد.)
  • آگاهانه بودن ( کنشگر نسبت به موضوع اطلاع و شناخت دارد.)
  • مسئولیت پذیری در برابر کنش و آثار مترقب بر آن

ابعاد متفاوت مشارکت

مشارکت به مثابه همکاری:

مشارکت یک همکاری داوطلبانه توسط مردم است که برای انجام یک برنامه عمومی یا یک اتفاق از پیش تعریف نشده صورت می‌گیرد. در این نوع همکاری مردم انتظار دارند که از آن برنامه نقد کنند و یا آن را شکل دهند.

مشارکت به مثابه درگیر شدن: مشارکت در تصمیم‌گیری، در تعریف مشکلات، تنظیم جایگزین‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و تخصیص منابع

مشارکت در انجام فعالیت ها، مدیریت و اجرای برنامه‌ها، استفاده از خدمات

مشارکت در اقدامات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، یا سایر سودهای فردی و یا جمعی و

مشارکت در ارزشیابی فعالیت‌ها و نتایج آنان

مشارکت به مثابه سازماندهی:

مشارکت مرتبط است به سازماندهی فعالیت‌هایی به منظور افزایش کنترل بر منابع .

مشارکت به مثابه توانمندسازی:

مشارکت محلی فرایند فعالی است که در آن ذینفعان مسیری را تعیین می‌کنند و پروژه را با نگاهی به چشم اندازی از افزایش رفاه در ارتباط با در آمد، رشد فردی، اعتماد به نفس یا سایر ارزش‌ها تعریف می کنند.

طیف مشارکت

 

partnership12345677.jpg

 

 

تهيه كننده : خانم شادي عظيمي

منبع: umic.ir

لینک به دیدگاه
  • 1 ماه بعد...

مشارکت شهروندان در تدوین بودجه شهرداری

 

تاریخچه برنامه ریزی و تدوین بودجه در برزیل همواره تحت تأثیر مسائلی چون تمرکز قدرت، اتلاف منابع، موضوعات سیاسی و فساد قرار داشته است. پورتو آلگر، شهری است که مدت ها با این مشکلات دست و پنجه نرم می کرد. پورتو آلگر، مرکز ایالت ریو گراندسول، حدود یک میلیون و دویست هزار نفر جمعیت دارد. این شهر تا اوایل دهه 80 میلادی با رشد فزاینده جمعیت روبرو بود که باعث تمرکز ثروت در بخش محدودی از شهر و به حاشیه رانده شدن بیش از یک سوم جمعیت آن گردید. این بخش شهر مدتها از دید مسئولین پنهان مانده بود و هیچ توجهی با آن نمی شد. در سال 1986، بخش عظیمی از حاشیه نشینان از آب آشامیدنی سالم، سیستم فاضلاب و خیابان و کوچه های آسفالت شده بی بهره بودند. شهرداری، مناطق حاشیه شهر را به حال خود رها کرده بود و در تخصیص بودجه، مسائلی غیر از دغدغه های شهروندان اولویت یافته بود. علاوه بر این، شهر دچار بحران های مالی و اداری زیادی شده بود. درآمد شهرداری که عموماً از طریق عوارض تأمین می شود به هیچ وجه هزینه های شهری و کارهای عمرانی را پوشش نمی داد. در نتیجه شهر همچنان مدیون شهروندان حاشیه نشین باقی ماند.

مقاله حاضر در مورد بودجه مشارکتی شهرداری ها و اثرات و نتایج آن می باشد که امیدوارم مفید واقع شود.

 

دانلود مقاله

لینک به دیدگاه
  • 1 ماه بعد...

مشاركت مردمي

مشاركت مردمي از مسائل جديد و تازه اي در در چند سال اخير توجه بيشتري به آن مي شود. مسئولان به اين نتيجه رسيده اند كه مديريت شهر بدون در نظر گرفتن مردم كاري بي دشوار و ناموفق خواهد بود و عدم موفقيت بسياري از طرح هاي شهري كه در عدم رضايت شهروندان و استفاده كنندگان از اين برنامه ها نمود يافته است، مورد اعتراف همگان است.

 

يكي از مشكلات و ضعف هاي مديريت شهري فقدان چهارچوب مشخص به منظور بهره گیری از مشارکت شهروندان است. نگاه برخی مسئولان به مردم نگاه ارباب و رعیتی است، نه نگاه ولی نعمتی که مردم را ولی نعمت خود بدانند و به همین دلیل، در حل مشکلات کارشکنی می کنند. این نوع نگرش به دنبال حذف نهادهایی مانند شوراها و کاهش اختیارات آنها و به تبع کمرنگ شدن نقش مردم است.

در حال حاضر تغييراتي در مباني مديريت شهري صورت پذيرفته است كه اين تغيير سمت و سوي مردمي شدن را به خود گرفته است بر اين اساس از اولويت هاي بالاي سياست هاي مديران شهري و مديريت شهري، ايجاد زمينه هايي براي جلب مشاركت مردمي است.

نقش مردم در اداره اجتماعات بشري امري است كه امروزه بر آن تاكيد فراوان مي شود. حق تعيين سرنوشت مردم به دست خودشان و مشاركت مردمي در تمامي اموري كه مربوط به زندگي جمعي شان مي شود، به عنوان حقي طبيعي مورد پذيرش همگاني قرار گرفته است.

 

مشاركت و دخيل كردن مردم در مديريت شهري ، ضامن موفقيت طرح هاي شهري مي باشد ، اما مشاركت مردم و دخالت آنان در مراحل و قسمت هاي مختلف مديريت شهري درحال حاضر در كشور ما به حداقل اطلاع رساني محدود مي شود. يكي از مهمترين فوايد مشاركت شهروندان علاوه بر اطلاع رساني ، دريافت نظرات و پيشنهادهاي آنها در جهت ارتقاي كيفيت حاضر است. از آنجايي كه طرحهاي توسعه رايج كه توسط مديران شهري انجام می گردد به دليل عدم توجه به نيازهاي شهروندان به تدريج از كاربرد مناسب خود دور مي شود و از حمايت مردمي در انجام امور شهري محروم مي گردند.

 

به تقریب در همه محافل شهرسازی از عدم انطباق شهرهای ساخته شده با نیازها، علایق و سلایق شهروندان است. اغلب ساکنین شهرها از وجود مشکلات فراوان زندگی در شهر و عدم پاسخگویی مدیریت شهری به نیازهای اساسی آنها صحبت می کنند.حال این سوال مطرح است که علت بروز چنین وضعیتی چیست؟

پاسخی که به طور معمول به این پرسش داده می شود ، این است که علت را باید در عدم شناخت صحیح خواستها و نیازهای ساکنین شهر جستجو کرد.

طرح های شهری نمی تواند بدون توجه به نیازهای مردم مسائل اساسی شهرها با موفقیت توام باشد.

 

پس چاره کار چیست؟

پاسخ این است : مشارکت مردم

 

در این ادامه سعی بر این است تا به صورت كامل با مشارکت مردمی ، ويژگيها و حسن ها، عوامل ظهور ايده مشاركت ، نظريات مشاركتي ، دسته بندي نظرات با توجه به شرايط ايران ، الگوي كنوني مشاركت مردمي در ايران ، تكنيك هاي اطلاع رساني و مشاركتي و در نهايت سير تاريخي مشاركت مردمي در ايران آشنا شويم.

تعاريف و مفاهيم مشاركت

در دهه 1960 میلادی ، تئوریهای انسان گرایانه در شهر سازی مطرح شد . این تئوریها انقلاب مشارکت را بوجود آورد . انقلاب مشارکت عکس العملی است در برابر دیدگاه سابق شهرسازی که مردم را فراموش کرده بود ، مردمی که محور اساسی برنامه ریزی شهر و شهرسازی محسوب می گردند . برای مردم شهرسازی می کردند، نه با مردم و این نتیجه اش به انفعال کشیدن مردم بود. در دیدگاههای انسان گرایانه سعی شده است که فاصله بین مردم و مدیران شهری کم شود . مشاركت در واقع پاسخ به شرايطي بود كه جوامع به خصوص مديريت ها در جهان پر تغيير با آن مواجه شدند. اما مشاركت چيست؟

در تعريف عام مشاركت ، سهيم بودن افراد گوناگون در انجام امر خاص مد نظر است ، اما در تعبير خاصي كه از مشاركت مي شود، مراد از شركت دادن مردم به همراه دولت و مسئولين دولتي در اداره امور كشور يا منطقه اي معين است ، و از نظر جامعه شناختي ، مشاركت ، همكاري و همياري اعضاي گروههاي اجتماعي به منظور انجام كاري به صورت دسته جمعي است.

" مشاركت عبارتست از دخالت موثر اعضاي يك گروه يا جامعه ( و يا نمايندگان آنها ) در تمامي فعاليتها و تصميم گيريهاي كه به كل گروه و جامعه مربوط مي باشد".

دايره المعارف شهر سازي ، مشاركت عمومي در شهرسازي را اين گونه تعريف مي كند.

" مشاركت عمومي در شهرسازي ابزاري است كه بوسيله آن اعضاي جامعه قادر به شركت كردن در تدوين سياستها و طرحهايي مي كردند كه بر روي محيط زندگي آنها تاثير مي گذارد."

از نظر بانك جهاني " مشاركت فرايندي است كه از طريق آن بهره وران، كنترل خود را بر روندهاي توسعه و تصميمات و منابع كه مرتبط با برنامه است، با هم تقسيم مي كنند."

كميسيون اسكفينگتون در بريتانيا مشاركت شهروندان را چنين تعريف مي كند: " مشاركت به نظر ما ، سهيم شدن مردم درتدوين سياستها و پيشنهادها است."

بر مبناي تعاريفي كه ذكر گرديد ، مي توان گفت كه شهرسازي مشاركتي فرايندي است كه در آن عموم شهروندان در فعاليتهاي شهرسازي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم بر روي زندگي آن تاثير دارد ، دخالت مي كنند.

" مشارکت در اغلب متون ، عمدتا به معنای شرکت دادن مردم با يكديگر در انجام کاری و شریک شدن در منافع کار آمده است، کلمه مشاركت معادل اصطلاح (participation )انگلیسی است که این کلمه از ریشه part به معنای قسمت ، جزء و بخش گرفته شده است و به معنای سهیم شدن در چیزی و یا قسمتی از آن چیز معنا می دهد".

اگر از دید مدیریتی به مشارکت نگریسته شود ، مشارکت فعال مردم در فرایند توسعه از پایین به عنوان یک نوع قدرت و ابتکار ساکنان در پیشبرد توسعه زیستگاههای مسکونی قلمداد می گردد . به طوری که دیوید مارسدن و پیتر الکی معتقدند : مشارکت به توزیع قدرت در جامعه مربوط است زیرا این قدرت است که گروهها را قادر می سازد که تعیین کنند کدام نیازها به و نیازهای چه کسانی از طریق توزیع و یا بکارگیری چه منابعی ؟ برطرف خواهد شد .

همچنین مشارکت می تواند به عنوان زمینه موثر در جهت بخشی نظام ارزش جامعه در تعیین اهداف مورد نظر جامعه شهری از کارکرد ارزنده ای برخوردار باشد ." سالیما عمر" بر اساس این دریافت از مشارکت می گوید :" فرایند مشارکت ، مداخله و کنترل مردم ، بیشتر به تعیین آنچه که از دیدگاه خود مردم یک زندگی بهتر را تشکیل می دهد منجر خواهد شد در این صورت تصمیماتی در ارتباط با این که چه چیزی یک زندگی را بهتر می سازد ، پیش از اینکه با آنچه مردم مهم و مقدس می شمارند منافات داشته باشد ، نظام ارزشی آن را منعکس می کند . "

میسرا تقریباً از همین دیدگاه و با ارزش قائل شدن به رای و نظر و خواست مردم در تعیین سرنوشت خویش می گوید . "مشارکت عبارتست از رشد توانیهای اساسی بشر از جمله شان و منزلت انساني و مسئول ساختن بشر در رويارويي نيروي تصميم گيري و عمل سنجيده و از روي فكر باشد"

مزاياي مشاركت مردم در مديريت شهر

 

مي توان از مزاياهاي زير به عنوان مهمترين دستاوردهاي مشاركت مردمي نام برد:

1- سهيم شدن مردم در قدرت

2- افزايش سطح عمومي جامعه

3- ايجاد حس مسئوليت اجتماعي و تعلق به جامعه

4- اتخاذ تصميم درست تر و منطقي تر

5- تدوين هدفهاي صحيح براي برنامه ها و طرح هاي توسعه و عمران

6- پذيرش طرحها و برنامه ها توسط مردم

7- عدم تمركزگرايي و دستيابي به مديريت بهتر

 

عوامل ظهور ايده مشاركت

در زير به چند نمونه از اين عوامل اشاره مي كردد.

1- نقش مردم در اداره جامعه و پيدايش نظامهاي سياسي و اجتماعي مردم سالار اهميت پيدا كرده است.

2- تجربه اندوزي از روند هاي توسعه در دهه هاي گذشته بيانگر اين حقيقت اند كه عدم مشاركت مردم در فرايند توسعه سبب وارد آمدن زيانهاي فراوان شده است.

3- عدم تطابق طرح ها و برنامه هاي شهرسازي با نيازها و خواسته هاي مردم و بروز نارضايتيها و واكنش هاي منفي نسبت به اين طرحها از سوي مردم در دهه هاي گذشته نياز به مشاركت آنها را افزايش داده است.

4- اهميت يافتن فرايند تهيه طرحهاي شهرسازي و به اصطلاح ، فرايندنگر شدن طرحها.

5- عدم توانايي مالي دولتها براي تأمين منابع مالي طرحهاي شهرسازي.

6- توسعه اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي در ارتباط مستقيم با مشاركت شهروندان همراه است.

7- احساس تأمين منافع شهروندان كه اين احساس سبب عمل دسته جمعي و گروهي شهروندان گرديده است.

8- جلوگيري از وابستگي جامعه به دولت غالباً انگيزه اي براي تقويت مشاركتهاي مردمي بوده است.

نظريه هاي مشاركتي

 

نظريه هاي متعددي در زمينه برنامه ريزي مشاركتي و شهر سازي مشاركتي از نيمه دوم دهه 1960 به اين سو مطرح گرديده است. ملاك انتخاب اين نظريه ها ، ميزان نوآوري و خلاقيت و استحكام نظري و تاثير گذاري بر نظريه هاي بعدي مي باشد.

 

نظريه مشاركتي جان ترنر

در فرایند تحول نظریات مربوط به نقش مردم و دولت در امر توسعه که توسط سازمان ملل متحد و کارشناسان آن سازمان نظریه پردازی شده است، به تشکیل سازمانهای محلی توسط اجتماعات محلی تاکید شده است، تا این سازمانهای غیر دولتی محلی نقش فعالی در توسعه و اداره امور محلی بر عهده گیرد .

جان ترنر (John turner) از متخصصان و کارشناسان سازمان ملل متحد در امور مشارکتهای مردمی ، نظریات عمده ای را در این باب ارائه نموده است وی با کارهای تحقیقاتی میدانی وسیع و نظریه پردازی های عمیق خود ، انواع مشارکت را به طور اصولی و علمی طبق بندی کرده و نظریه مربوط به آن را بیش از پیش عملی و قابل فهم گردانیده است. تحقیقات ترنر و دیگران نشان می دهد، هنگامی که دولت مرکزی در امور اجتماعات محلی دخالت می کند هم نیازهای واقعی این جوامع برای دولت مرکزی نهفته است و هم با کنار گذاشتن مردم محلی توان و امکانات آن نیز از دست می رود. وی با طبقه بندی اصولی انواع مشارکت در جدول معروف خود ، کمک شایانی به شکل گیری نظریه مشارکت کرده است . در زیر خلاصه ای از نظریه وی را مشاهده می نمائید .

 

 

[/align]

 

1- در حالت اول دولت به شکل متمرکز عمل کرده و نیازی به مشارکت مردم احساس نمی کند . از این جمله دولتها می توان به کشورهای عربی اشاره کرد .

2- در این حالت دولت مقتدر و متمرکز ولی ثروتمند نیست . دولت به زور و یا با تشویق ، از مردم می خواهد کار مجانی در طرحهای زیر هدایت دولت انجام دهند ، و یا پول اهدا کنند و دولت خود اقدام به انجام طرحهای عمرانی می کند .

3- در این حالت دولت تابع تصمیم گیری مردم در تمام اموری که مربوط به آنها می شود، است . در حالی که دولت هزینه های عمرانی را از ثروت ملی می پردازد . مانند حکومتهای متکی بر مشارکت و دموکراسی از جمله کشورهای اسکاندیناوی

4- دولت دخالتی در امور محلی نمی کند . خود مردم از طریق ارگانهای مردمی که تشکیل می دهند ، هم منابع ملی را برای انجام توسعه فراهم می کنند و هم خودشان در تمام امور محلی تصمیم می گیرند : همانند شماره قاره اروپا و آمریکا.

آخرین نظریات بر این امر تاکید دارد دولت و مردم شرکایی هستند که با یکدیگر تقسیم کار می کند. محققين در زمینه مشارکت ، در سالهای اخیر نظریات مربوط به مشارکت سازمان ملل ، بانک جهانی ، جهان مرکز و ... را بار دیگر آزمودند و در مورد نظریه آنان به نظریه تازه تری رسیدند . نظریه پردازان اخیر ، از نظریه مشارکت (participation) به نظریه شراکت (partnership) رسیدند . بر اساس نظریه شراکت ، دولت مردم باید مانند دو شریک دارای منابع مشترک و با حقوق و اختیارات معین در کلیه کارهای مربوط به توسعه و اداره امور محلی کشور دوش به دوش همدیگر و هماهنگ با یکدیگر فعالیت کنند .در نظریه شراکت هم دولت و هم مردم با هم کار می کنند. دولت آن چرا که مردم نمی تواند فراهم کند و یا درباره آن تصمیم بگیرند، فراهم می کند و یا برای آن تصمیم می گیرد و همزمان مردم محلی در چهار چوب تشکیلات اجتماعات محلی خود هر آنچه که می توانند فراهم می کنند و در مورد هر آنچه که بخواهند و بتوانند تصمیم می گیرند .

 

 

 

نظريه مشاركتي جيمز ميجلي

 

ميجلي بر اساس پاسخ دولت ها به مشاركت ، آن را به چهار نوع تقسيم مي كند.

 

1- شيوه ضد مشاركتي

طرفداران اين عقيده معتقد به سركوب مشاركت توده ها هستند. حكومت ها اجازه مداخله و مشاركت همگاني در تدوين سياست ها را كه ممكن است با اهداف كلان اجتماعي و اقتصادي آن ها تعارض پيدا كند ، نمي دهد.

 

2- شيوه مشاركت هدايت كننده

در اين شيوه دولت از مشاركت اجتماعات محلي با انگيزه هاي پنهاني ، حمايت مي كند. مشاركت اجتماع محلي ، در اين شيوه ، به منظور كنترل سياسي اجتماعي ، با علم به اين كه مشاركت، اجراي طرح را تسهيل مي كند، به كار مي رود. در مجموع دولت ها با بهره گيري از شيوه هاي مشاركت هدايت شده اهداف زير را دنبال مي كند:

1- استفاده ابزاري از مشاركت، براي اجراي طرح هاي عمراني

2- كنترل جنبش ها و اجتماعات محلي

3- استفاده از جاذبه هاي مشاركت براي كسب مشروعيت سياسياجتماعي

 

3- شيوه مشاركت فزاينده

در اين شيوه دولت در برخورد با مشاركت به شكلي دوگانه عمل مي كند. به اين ترتيب كه در موضع گيري هاي رسمي از آن حمايت مي كند ، اما عملاً در مسير تحقق پيشنهادهاي مشاركتي اقدام موثري انجام نمي شود. (حبيبي ،84 )

 

4- شيوه مشاركت واقعي

در اين شيوه دولت ، به طور كامل از مشاركت اجتماعي حمايت مي كند و از طريق ايجاد ساز و كارهاي براي ورود موثر اجتماعات محلي در تمامي زمينه ها ، تلاش مي كند. دراين شيوه دولت متعهد به فعاليتهاي مشاركتي از طريق آموزش و تقويت اجتماعات محلي و ... و هماهنگي در تصميمات مركزي و محله اي است.

 

 

نظريه مشاركتي شري ارنشتاين

 

در اواخر دهه 1960 ميلادي ، نقش مشاركت شهروندان در جوامع بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. ارنشتاين مشاركت شهروندي را با تعبير قدرت شهروندي به كار گرفت و در توضيح آن از نردبان مشاركت استفاده كرد.

نردبان مشاركت ارنشتاين داراي پله هاي زير است.

 

 

 

 

 

 

 

نظريه مشاركتي اسكات ديويد سون

اسكات ديويد سون ، گردونه ي مشاركت خود را براي بحث مشاركت شهروندي طراحي كرد. اين گردونه ، سطوح مختلفي از مشاركت را بدون اين كه ترجيحي براي هر يك قائل شود ، ارائه مي كند. در اين مدل ، تصميم گيري در تعاملي مستمر بين دولت و شهروندان صورت مي گيرد.

هر چند كه ديويد سون براي سطوحي كه براي مشاركت بيان مي كند ، تقدم و تاخر خاصي قائل نيست و اساساً به همين دليل از استعاره ي گردونه به جاي نردبان استفاده مي كند، اما به هر حال سطوح چهارگانه اي براي مشاركت در نظر دارد كه عبارتند از:

1- اطلاع رساني 2- مشاوره

3- مشاركت 4- توانمند سازي

 

نظريه مشاركتي ديويد دريسكل

وي معتقد است، مشاركت بر سه اعتقاد ذيل مبتني است:

الف ) توسعه ، در وهله اول و پيش از همه ، بايد به نفع ساكنان محلي باشد

ب ) مردمي كه در محدوده مورد برنامه ريزي زندگي مي كنند ، دقيق ترين اطلاعات را درباره آن محدوده دارند

ج ) مردمي كه بيشترين تاثيرات را از تصميمات مي پذيرند، سهم بيشتري براي مشاركت در تصميم گيري دارند

از نظر دريسكل اشكال مختلفي از مشاركت وجود دارد كه در دو دسته كلي تر "مشاركت" و "عدم مشاركت" جاي مي گيرد. دريسكل انواع مشاركت را رد يك نمودار دو بعدي و بر حسب ميزان اختيار در تصميم گيري به شكل زير نشان مي دهد.

 

 

 

 

بر اساس نمودار بالا مي توان قلمرو مشاركت و عدم مشاركت را از هم جدا كرد.

 

اشكال عدم مشاركت

1- دستكاري و تقلب

وقتي اتفاق مي افتد كه از نيروي كار و منابع مردم محلي ، براي رسيدن به اهداف طرح استفاده مي شود ، بدون اين كه قدرت تصميم گيري موثر به آنان اعطا شود.

2- تزئين

وقتي است كه از افراد خواسته مي شودكاري را انجام دهند ، بدون آنكه هدف آن را بدانند.

3- مساوات طلبي نمايشي

وقتي است افراد ، ظاهراً در كارها مشاركت داده شده اند ولي در واقع ، اختياري درباره موضوع و روند كارها ندارند.

 

اشكال مشاركت

1- مشاوره

وقتي است كه مسئولين يا برنامه ريزان ، نظرات مردم را جويا مي شوند و به نظرات آنها به طور جدي در تصميم گيري ها توجه مي شود.

2- بسيج اجتماعي

وقتي است كه از مردم خواسته شود ، در برنامه اي از قبل تدارك ديده شده شركت كنند.

دو مرحله قبلي مي توانند به تناسب در حوزه مشاركت و يا عدم مشاركت قرار بگيرد.

3- مسئوليت پذيري مردم

وقتي است كه شهروندان فعاليتي را آغاز مي كنند ، و خود تصميمات را اتخاذ كرده و نهايتاً محصول نهايي كار را تعيين مي كنند.

4- سهيم شدن در تصميمات

وقتي است كه همه اعضاي جامعه ، بدون در نظر گرفتن سن و سوابقشان فرصت مي يابند تا در روند امور شركت كنند و سهم برابري براي تاثيرگذاري بر تصميمات داشته باشند. مهم اين نيست كه طرح توسط دولت و يا مردم آغاز شده، بلكه مهم اين است متصديان طرح، اهميت جلب و مشاركت مردم را درك كنند.

دسته بندي نظريه ها با توجه به شرايط ايران

 

با توجه به شرايط ايران نظريه هاي مشاركتي به سه دسته تقسيم مي شوند:

1- مشاركت شعاري

2- مشاركت محدود

3- مشاركت واقعي

 

1- مشاركت شعاري

در واقع مشاركت محصسوب نمي شود بلكه ادعاي داشتن مشاركت است . نيت اصلي ، نه تأمين منافع مردم ، بلكه تأمين منافع مراجع برنامه ريزي است. علت اصلي توسل به مشاركت ، كسب مشروعيت براي طرح و كاهش مقاومت مردم در مقابل آن و در نتيجه ، سهولت اجراي طرح است. هيچ سهمي از اختيارات ، تصميم گيري ها و سياست گذاري ها به مردم واگذار نمي شود. كمترين اطلاعات ممكن درباره طرح به مردم داده مي شود و اطلاعاتي هم كه منتشر مي شود ، تنها در بر دارنده ي آثار مثبت و قوت طرح است و از آثار منفي سخني به ميان نمي آيد و اساساً وجود هر گونه آثار منفي در طرح نفي مي گردد.

 

2- مشاركت محدود

نيت اصلي تأمين منافع مردم است، تا جايي كه با منافع دولت و مراجع برنامه ريزي تضاد پيدا نكند. سهمي از تصميم گيري و هدف گذاري واگذار نمي شود. مردم حق اظهار نظر و مخالفت دارند، اما نمي توانند بر اجراي نظراتشان نظارت داشته باشند و اعمال خواسته هاي خود را پيگيري نمايند.

مشاركت ابزاري براي بهبود كيفيت طرح ها قلمداد مي شود. جريان اطلاعات از پايين به بالاست ؛ يعني اطلاعات از مردم به برنامه ريزان منتقل مي شود. دامنه ي مشاركت ، محدود است و به مشاركت در تأمين اعتبار مالي طرح ها و نظر خواهي از مردم براي بعضي موارد مورد برنامه ريزي منحصر مي شود.

 

3- مشاركت واقعي

نيت اصلي ، تأمين حداكثر منافع مردم و جلب رضايت عموم است. هزينه هاي اين امر، توسط دولت يا سازمان پشتيبان طرح تأمين مي شود. شهروندان در تصميم گيري مشاركت دارند. علاوه بر اين، شهروندان حق اظهار نظر دارند ، حق اعتراض و مخالفت با طرح و حق نظارت بر اجراي خواسته هايشان را نيز دارند.

مشاركت علاوه بر آن كه ابزاري براي بهبود كيفيت طرح ها تلقي مي شود ، به عنوان هدف نيز قلمداد مي شود و موجب رشد فكري ، اجتماعي و مدني شهروندان مي گردد. جريان اطلاعات دوسويه و فعال است و مراجع برنامه ريزي و مردم ، هر دو ، اطلاعاتشان را در اختيار هم مي گذارند.

الگوی کنونی گرایش به مشارکت در ايران

 

اگر بخواهیم الگویی (نمایش ساده شده ای از واقعیت) برای توضیح عوامل مؤثر بر گرایش بر مشارکت در شهروندان بسازیم، می توانیم نتایج پژوهش را در قالب گزاره ای زیر خلاصه کنیم:

1 – با افزایش سطح تحصیلات به طور محسوسی از احساس بی قدرتی کاسته می شود و احساس قدرت مندی فزونی می گیرد.

2 – با افزایش سن از احساس بی قدرتی کاسته شده و سپس بر آن افزوده می شود. به بیان دیگر میان سالان دارای بیشترین احساس قدرت مندی هستند .

3 - احساس بی قدرتی در میان اقوام غیرفارس اندکی بیشتر از فارسهاست. تعلق به فرهنگ اکثریت جامعه موجب افزایش احساس قدرتمندی می گردد .

4 – کسانی که زبان مادری آن غیرفارسی است ولی به زبان فارسی تکلم می کنند، تا حدودی تصور مثبت تری از خود نسبت به کسانی که زبان تکلم و مادری آنان غیرفارسی است، نشان می دهند. یعنی ادغام در فرهنگ اکثریت به کاهش احساس بی قدرتی می انجامد .

5 – مزد بگیران بخش عمومی معمولاً بیش از دیگران، انواع مشارکت را دارای منفعت ارزیابی کرده اند و در مقابل، کارفرمایان مخالف این جهت گیری را داشته اند (بخش روابط میان متغیرهای بینابینی و مستقل).

6 – کاهش احساس بی قدرتی موجب افزایش گرایش به مشارکت می گردد.

7 – در مجموع به نظر می رسد، با بزرگتر شدن شهر از گرایش به مشارکت کم می شود .

8 – افزایش روابط اخلاقی و سنتی میان همسایگان به افزایش گرایش به مشارکت می انجامد.

9 – هر چقدر افراد منافع مشارکت را بیشتر ارزیابی کنند و هزینه آن را کمتر، گرایش بیشتری به مشارکت از خود نشان می دهند.

10 – با افزایش تحصیلات، فواید مشارکت بیش از هزینه آن برآورد می شود، البته چندان قوی نیست.

11 – مزد بگیران بخش عمومی معمولاً بیش از دیگران احساس قدرت مندی می نمایند .

12 – افرادی که احساس بی قدرتی بیشتر می کنند، هزینه کلیه سطوح مشارکت را بیشتر ارزیابی می کنند.

به علاوه افرادی با احساس بی قدرتی منفعت مشارکت را کمتر ارزیابی می نمایند. در مجموع می توان گفت، برحسب تصوری که فرد از خویشتن دارد، ارزیابی او از واقعیت و هزینه و فایده مشارکت کاملاً متفاوت خواهد بود.

روابط بالا را می توان در قالب الگوی زیر خلاصه کرد.

تكنيك هاي مشاركتي

از آن جا كه مشاركتهاي مردمي رابطه اي دو سويه شامل كسب اطلاعات از مردم و در ادامه ارائه ايده ها و مشكلات به آنها است. در ابتدا به تطابق تكنيكها با سطوح تاثير گذاري يا قدرت خواهيم پرداخت و سپس به تكنيك هاي اطلاع رساني ( ارائه اطلاعات به مردم ) و تكنيك هاي مشاركت ( گرفتن اطلاعات از مردم ) خواهيم پرداخت.

 

1- تطابق تكنيكها با سطوح تاثير گذاري يا قدرت

وجه تمايز اين تكنيك ها در ميزان تاثيرگذاري و سهم مشاركان در تصميم گيري ها است. درك اين رابطه اهميت فراواني دارد. كارشناسان تاكيد دارند " ما حرفهاي مردم را شنيده ايم و از مشاركت انها بهره برده ايم ، اما چرا آنان هنوز فكر مي كنند به نظراتشان توجهي نمي شود؟" مشكل در اين است كه مردم انتظار دارند بر روي تصميمات تاثير گذار باشند و شنيدن نظرات به تنهايي براي دست يافتن به اين امر مهم ميسر نيست و سطوح انتظارات برآورده نخواهد شد؟ نكته اين نيست كه همه تنكيك ها بايد بر روي همه تصميمات موثر باشد زيرا اين امر در بيشتر مواقع به وقوع نمي پيوندد. نمودار زير نشان دهنده سطوح و تكنيك هاي مشاركت است.

 

 

 

 

2- تكنيك هاي اطلاع رساني

هر برنامه ريزي مشاركتي موثر بايد شامل يك برنامه آگاهي عمومي مناسب باشد. مردم بايد از موضوعي كه قرار است در آن مشاركت داشته باشند، آگاهي يابند. به همين دليل نياز دارند در مورد گزينه ها اطلاعات كافي داشته باشند. تا بهتر بتوانند تصميم گيري نمايند. در اين جا برخي از مهمترين تكنيك هاي كه مي تواند به برقراري ارتباط با مردم استفاده شود، معرفي مي شود. (شريفي ، 86 )

1- خلاصه دستوراعمل ها كه راهي براي نگهداري اطلاعات انتخاب شده مقامات اداره ها از پيشرفت كار است.

2- يكي از راه هاي آگاهي دادن به مردم و وادار نمودن آنها به مشاركت ، راه اندازي نمايشگاه ها است تا بتوانند نظر عموم و اراء آنها را به خود جلب كنند.

3- گزارش بلند كاري يك متن خبري است كه يك گزارش گر آن را مي نويسد و با فراخوان ساده متفاوت است.

4- كنفرانس خبري

5- بولتن خبري

6- ضميمه هاي روزنامه يكي از راههاي دستيابي به ديدگاههاي جامعه و تبادل اطلاعات مي باشد.

7- تبليغات يك راه مطمئن براي آگاه ساختن يا ارائه اطلاعات به همگان است.

در ادامه محدوديت ها و مزيت هاي تكنيك هاي اطلاع رساني را مشاهده مي نماييد.

 

 

 

 

3- تكنيك هاي مشاركت

بعد از آگاه نمودن همه ، گام بعدي فراهم نمودن عرصه يا ساز و كارهايي است كه شهروندان بتوانند احساسات ، تفكرات يا علايق خود را اظهار كنند. در اين زمينه تكنيك هاي زير در دسترس است.

1- امتياز اصلي گروههاي مشاور اين است كه اعضاي آن از بحث ها آگاهتر مي شوند، بنابرين پيشنهادهايشان آگاهانه تر از مردم عادي است.

2- تابلوهاي اعلانات رايانه اي به طور فزاينده اي تبديل به يك ابزار مفيد براي مطلع ساختن و درگير ساخت همگان شده اند. (شريفي ، 86 )

3- گروه هاي متمركز ، گروههاي بحث و گفتگوي كوچكي هستند كه بوسيله تبليغات گسترش پيدا كرده اند.

4- خط مستقيم ،يك شماره تلفن است كه به طور گسترده اي براي ان تبليغ شده است و تماس گيرندگان را مستقيماً به شخصي كه مي تواند جواب پرسش هاي آنها را بدهد راهنمايي مي كند.

5- مردم غالباً در مصاحبه رو در رو و يا بحث و گفت و گوي فردي اطلاعات بيشتري نسبت به جلسات عمومي ارائه مي دهد.

6- گردهمايي شهري ، استماع عمومي ، جلسات شهري و ... يكي از مواردي است كه به طور گسترده در تكنيك هاي مشاركت مورد استفاده قرار مي گيرد.(شامل استماع عمومي، گپ هاي دوستانه ، كارگاهها و ...)

7- همه پرسي يك معيار براي حمايت از يك تصميم است، لازمه استفاده از همه پرسي مشاركت مردم است.

8- نظر سنجي به ويژه نظر سنجي هاي تلفيقي در چند سال اخير به عنوان روشي كم خرج براي مشخص شدن ديدگاههاي يك جامعه تلقي مي گردد. (شريفي ، 86 )

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

سیر تاریخی مشارکت مردمی درایران

 

لشکر کشیها، فتوحات و پیروزی هایی که در تاریخ ایران به ثبت رسیده است و با همکاری تنگاتنگ و عبرت آموزی که مردم این کشور در برابر هجوم اقوام وحشی و بیگانه از خود نشان داده اند، گر چه برخی از تاریخ نویسان آن را ناشی از نبوغ و قریحه حکام زمانه پنداشته اند ، اما در واقعیت دستاورد مشترک جوانمردانه ، همه جانبه و سازمان یافته مردم عادی کوچه و بازار ایران بوده است . هر گاه خفت شکست در برابر سلطه بیگانگان بر دوش این ملت سنگینی کرده ، این شکست و سرشکستگی در واقع حاصل عدم مشارکت و حضور مردم در عرصه عمل و به بازی نگرفتن آنها در شئونات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده است .

همکاری دسته جمعی در چارچوب سازمانهای محلی و بین طبقات مختلف مردم که با یکدیگر اشتراک منافع دارند ، مخصوصا گروه خرده کشاورزان و روستاییان خرده مالک از قدیم الایام بر مبنای تعالیم مذهبی ، اخلاقی و اجتماعی وجود داشته است و دارای ریشه های بس عمیق است که مظهر بارز آن هنوز در بسیاری از شئون زندگی مردم این سرزمین تجلی دارد .

در کتاب مقدس ایران باستان یعنی اوستا ، فعالیت های تعاونی و همکاری و مشارکت مردم در امر تولیدی به کرات تاکید شده است. شاهان باستان ایران چون کوروش و داریوش بر اساس تعالیم زردتشت و کتاب مقدس اوستا ، توجهی خاص به کشاورزان و کشاورزی مبذول داشته اند. می توان گفت یکی از اقدامهای بسیار موثر و مفید داريوش، تنظیم سند مالکیت و کشاورزی بوده است و در آن زمان قسمت مهمی از اراضی متعلق به اشراف بوده ، روستائیان در برابر مزد یا حصه معینی از درآمد به انجام امور کشاورزی می پرداختند. بدون تردید در چنین شرایطی زارعین نسبت به کار کشت و زرع رغبتی نشان نمی دانند و داریوش برای تشویق زارعین و امکان استفاده از فعالیتهای دسته جمعی ، سیستم استفاده مشترک از درآمد حاصله را مقرر داشت این نوع سیستم اقتصادی در واقع نوعی سازمان تعاونی بوده که در آن عصر پی ریزی شد.

پس از انقراض سلسله هخامنشی نظام مشترکی که داریوش پایه گذاری کرده بود، رو به سستی گرايیده و در دوره اشکانیان سازمانهای محلی بیش از پیش اهمیت پیدا کردند. در دوره ساسانیان بر اثر توسعه شکاف عظیم طبقاتی ، هیچ گونه آثاری از یک نوع همکاری محلی و اقتصادی بین طبقات مختلف اجتماعی باقی نماند . پس از ظهور اسلام ، مردم این سرزمین در کتاب مقدس و آسمانی خود با آیاتی چند مبنی بر لزوم همکاری و تعاون در امور خیریه ، پرهیز از بدی ها و دشمنی ها به تعاون و کمک به یکدیگر تشویق شدند. فرهنگ بستانی ایران نمونه های فراوانی از تشویق مردم به اموری از قبیل درخت کاری ، زراعت و … را در بردارد که وجود زمینه های فرهنگی مشارکت را در گذشته های دور این سرزمین تاکید می کند . در این میان ذکر این نکته ضروری است که پیدایش انگیزه های مشارکت و روح مشارکت در عرصه منافع جمعی و تلاش در بهبود وضعیت اجتماعی در شکل اسلامی وقف قوی تر و غنی تر است .

وقف يكي از محلهای بارز مشارکت در فرهنگ اسلامی و مذهبی ایران و جایگاه رشد و تعالی انگیزه های اشتراک مساعی در بهبود امور اقتصادی و اجتماعی مردم است که طی سالهای متمادی ، از آغاز ظهور اسلام تاکنون در ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی رواج داشته و امروزه ، آثار آن را در بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی اقشار مختلف مردم شاهدیم .

مشارکت مردم در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و خدماتی از دیرباز به صورت یک سنت حسنه در کشورمان وجود داشته و همانطور که اشاره شد در دوره های مختلف تاریخی به اشکال متفاوت و بعضاً مشابه ظهور و بروز یافته است . شاید ارزش ها و سنت های محلی از زمینه های اولیه ی این گونه مشارکت ها بوده است .

آنچه مسلم است از دیرباز مسائل جغرافیایی و فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی ایران از مهمترین عوامل گسترش مشارکت ها بوده است .

سابقه مدیریت شهری به روش امروزی در ایران به یک قرن پیش یعنی تصویب « قانون بلدیه » در سال 1286 بر می گردد . اما قانون مصوب 1309 تحت عنوان قانون جدید بلدیه در زمان رضا شاه را می توان زیر بنای نظام مدیریت شهری در ایران قلمداد نمود. قانون سال 1286 که از روی الگوی مدیریت شهری اروپا تهیه شده است، اختیارات وسیعی را به انجمنهای ایالتی و ولایتی داده بود، ولی این انجمنها در سال 1290 به دنبال به توپ بستن مجلس منحل گردید .

متعاقب به قدرت رسیدن رضا شاه و با تصویب قانون 1309 از یک سو اختیار و اعتبار شهرداری به عنوان یک دستگاه اجرایی حکومتی افزایش یافت و از سویی دیگر نقش مردم در اداره امور شهر ستان مانند سایر امور حکومتی به شدت کاهش یافت.

در سال 1328 با تصویب قانون شهرداریها که به قانون « استقلال شهرداری ها » معروف گردید سهم موثری به مردم در اداره امور شهر داده شد ، لیکن به دلیل اختلافاتی که بین حکومت مرکزی و انجمنهای شهر به وجود آمد ، بر اساس قانون « اصلاح قانون شهرداری ها » مصوب 1331 قدرت انجمنهای شهر کاهش داده شد که متعاقب آن در سال 1334 کلیه انجمنهای شهر منحل شد .

متأسفانه در کشورهای با نظام متمرکز استبدادی ، چون نظر مردم و مشروعیت مردمی حکومت در تعارض با خودکامگی رهبران این کشورهاست، لذا رابطه بین جامعه و مدیریت شهری یا وجود ندارد و یا بیشتر تقلیدی از یک رابطه متقابل در یک بستر سیاسی و اجتماعی مناسب است . در دوران پهلوی ، به دلیل وجود درآمدهای نفت ، دولت مرکزی با در دست داشتن قدرت سیاسی و اقتصادی، دلیلی برای کسب نظر و رای مردم و مشارکت آنها در مدیریت شهر وجود نداشت. از عوامل حاکمیت و اقتدار مدیریت منابع مالی و الگوهای فکری که در نظامهای مردمی ، پدید هایی ناشی از سیستم شهر و درون زا هستند، در ایران قبل از انقلاب تبدیل به عوامل ناشی از حکومت که سیستم شهر را درجهت اهداف حکومت تحت تاثیر قرار می دهد، گردید. این مشکل و عدم توجه به خواست مردم جدای از مدیریت شهری در فرایند تهیه و تصویب طرحهای جامع شهری نیز در قبل از انقلاب وجود داشته است.

اگر چه در بخشهایی از این پژوهش نشان داده شد که در تاریخ گذشته ایران، می توان جلوه ها و زمینه هایی برای مشارکت مردم در اداره امور یافت، لیکن همان مطالعات تأیید می کرد که مشارکت هیچ گاه به صورت یک فرآیند مستمر، پایدار، پویا و رو به تکامل وجود نداشته است. هر زمان پدیده مشارکت به صورت ضعیف، شروع به نشو و نما نموده، وجود زمینه های نامساعد باعث شده تا روند آن با انقطاعها و گسستهای مکرر و طولانی روبرو گردد.

ماهیت استبدادی حکومتهای قبل از انقلاب اسلامی و ساختار مطلقه قدرت، انحصار و انسداد عرصه سیاست، اتکای دولت به حمایت قدرتهای خارجی، متکی بودن دولت به عواید نفت و عدم نیاز به مردم و استقلال از طبقات اقتصادی (و اجتماعی)، بی سوادی توده های مردم، وجود فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی، ضعف نهادهای مدنی، ناهمگونی اجتماعی و فقدان خودآگاهیهای طبقاتی (که موجب تبدیل طبقات اقتصادی به طبقات اجتماعی) گردد و... اصولاً مجال و امکانی برای مشارکت مردم به شکل واقعی و به طور مستمر و گسترده باقی نمی گذاشت.

نقش مردم و دخالت دادن خواست آنان در هیچ کدام از فرایند بررسی و تصویب طرحها مشاهده نمی شود و نظام شدیداً متمرکز برنامه ریزی را در این دوران که برآمده از سیاستهای استبدادی حکومت پهلوی می باشد را می بینیم . تا اینکه طومار نظام ستم شاهی در بهمن ماه 1357 با طوفان شورش ملت ایران در هم پیچیده می شود و فصل نوینی از حکومت اسلام و مردم سالاری آغاز می گردد .

انقلاب اسلامی علیه یک نظام استبدادی و با هدف دگرگون ساختن آن به وقوع پیوسته بود. مردمی که در جریان انقلاب اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، نظارت و مهار بر نظام تصمیم گیری عمومی را حق خود می دانستند و برای اعمال این نظارت و مهار بر حکومت در صحنه های مختلف اجتماعی حاضر می شدند. انقلاب به آنها آموخته بود، در صورتی که به طور منسجم و فعال عمل کنند، هیچ قدرتی قادر به ایستادگی در مقابل اراده آنها نخواهد بود. مردم خود را شایسته و ذی حق می دانستند که بر خویش حکومت کنند و زمام داران را مسئول می دانستند که به پرسشهای آنان پاسخ گفته و به اعتراضها و انتقادهایشان توجه کنند. حاکمیت مردم از اهداف اساسی انقلاب اسلامی بود و تلاش برای نهادینه کردن این هدف از جهت گیریهای اساسی زمام داران بود. این گرایش به حاکمیت مردم، خود را در تأسیس نهادهای جدیدی در نظام سیاسی ایران متجلی ساخت و خود از ارکان این نظام گردید.

بعد از انقلاب اسلامی ، به دلیل تنفر مردم از نظام سابق و از شهرداری به عنوان مرتبط ترین دستگاه اداری با نیازها و فعالیتهای گسترده اجتماعی جامعه شهری از یک سو و قوی ترین ابزار حکومت برای اعمال سیاستهای تبعیض آمیز و تحریک کننده از سوی دیگر ، مورد اعتراض بررسی قرار گرفت . لذا دخالت پذیرفته شده دولت در ارائه خدمات مختلف مورد نیاز مردم ، باعث تضعیف اقتدار شهرداری و تجزیه مدیریت شهری گردید .

در اولین اقدام در جهت دگرگونی در فرایند تهیه و تصویب ، شورای عالی شهرسازی در اولین جلسه فروردین 1358 خویش ، با الهام از خواستهای مردم در پذیرش نقش بیشتری در اداره جامعه ، بازنگری لازم را به عمل می آورد .

بر طبق دستورالعمل عدم تمرکز کارها و واگذاری بیشتر وظایف به مقامات محلی مواردی همچون دخالت شهرداری ها در مراحل تصویب و بررسی طرح در برابر دید عموم ، کسب نظر از شورای شهر و شهرداری منظور گردید و بدین ترتیب در قالب حقوقی اولین قدمهای مشارکت مردمی در تهيه فرایند برنامه ریزی شهری برداشته می شود.

متاسفانه بدلیل عدم تشکیل شوراهای شهر و استان اثرات این دستورالعمل از بین رفت . شهرداری در این برهه از زمان ، از نظر مالی کاملاً وابسته به دولت و اعتبارات و کمک های دولتی بود از نظر اختیارات و اقتدار اداری کاملا وابسته به دولت بود و از نظر اطلاعات و برنامه ریزی شهری دنباله رو اقدامات انجام شده توسط سایر ارگانها و اشخاص بود و بدین ترتیب علاوه بر سازمان شهرداری ، سازمان زمین شهری ، وزارت نیرو ، سازمان جهاد سازندگی ، بنیاد مسکن دارای نقش های برجسته تری در مدیریت شهری نسبت به شهرداری به عنوان سازمان مسئول مدیریت شهری بودند .

روشن است دخالت مستقیم دولت در مدیریت شهری مستلزم پشتیبانی مالی بیشتر دولت است . به همین دلیل توزیع اعتبارات عمرانی شهری نشان دهنده نقش دولت در هزینه های عمران شهری و همچنین تجزیه و تقسیم اختیارات مدیریت شهری بین دستگاههای موازی است.

آنچه اکنون در فرایند بررسی و تصویب طرحهای توسعه شهری مشخص است جای خالی حضور مردم درعرصه بررسی و تصویب طرحهای جامع می باشد که در کنار توجه ضعیف و کم رنگ به شهرداری و نقش شهرداری در تصویب طرحها و قائل نشدن هیچ حقوقی در نظارت و دخالت شهرداری و شورای شهر در مراحل بررسی و تصویب طرحها امکان پذیری اجرای طرح و تصویب آن را نیز زیر سوال می برد.

نظام سیاسی جمهوری اسلامی تنها متأثر از اقدامهای خود آگاه ما نیست، بلکه از فرایندهای غافلانه و ناخودآگاهی که ریشه در تاریخ ما دارد نیز متأثیر شده است. تحت تأثیر عواملی که توضیح داده شد، نظامی حقوقی- سیاسی سه وجهی با عنوان جمهوری اسلامی شکل گرفت. این نظام سیاسی ترکیبی از عناصر فرهمندانه ،گروه سالارانه و مردم سالارانه بود.

وجه مردم سالارانه نظام در قوانین نهادهایی تجلی می کند که با هدف محدود و مسئول کردن قدرت زمام داران طراحی شده اند و امکان تغییر مسالمت آمیز زمام داران و خط مشیها را فراهم می آورند.

دوستان سلام

اميدوارم مطالبي كه به عنوان مشاركت مردمي در اختيارتان قرار گرفته است ، برايتان جذاب بوده باشد.

در صورتي كه تمايل به اطلاعات بيشتري در زمينه مشاركت مردمي داريد مي توانيد از منابع زير استفاده كنيد.

 

ü ابراهیمی مجرد، محسن . (1377) . " سیستم مدیریت و فرآیند تصمیم گیری شوراهای اسلامی شهرها". فصلنامه ی پژوهش، شماره ی 2. تهران، ناشر جهاد دانشگاهی.

ü احمدی، حسن. (1378). " الگوهای برنامه ریزی شهری در آمریکا" .تهران، مرکز مطالعات برنامه ریزی شهری.

ü احمدي، حسن. ( 1382). " شهرسازي مشاركتي ، برنامه ريزي با مردم". ماهنامه شهرداري ها، شماره 36. تهران ، انتشارات سازمان شهرداريها

ü احمدي، حسن. (1379) . " ضرورت مشاركت مردم در فرايند شهرسازي". خبرنامه داخلي جامعه مهندسين شهرساز ، شماره 7. تهران.

ü احمدی، حسن. (1377). " عوامل ظهور و گسترش ایده مشارکت در شهرسازی". فصلنامه ی پژوهش، شماره2. تهران، ناشر جهاد دانشگاهی.

ü حبيبي ، سيد محسن ، سعيدي رضواني، هادي. (1384). " شهرسازي مشاركتي ، كاوشي نظري در شرايط ايران". تهران.

ü زجاجي، احمد. (1384). " مشاركت مردمي در شهرسازي و مديريت بحران" . تهران، پايان نامه.

ü شريفي، مرجان، رشيدي فر، فاطمه. (1386) . " مشاركت مردمي در برنامه ريزي شهري" . ماهنامه شهرداريها شماره 82. تهران ، انتشارات سازمان شهرداريهاي كشور.

ü علوي تبار، عليرضا. (1382). " الگوي مشاركت شهروندان در اداره امور شهرها" . تهران، انتشارات سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور.

ü كلدي، عليرضا. (1386). " بررسي نگرش شهروندان به مشاركت در مديريت شهري؛ مطالعه اي در منطقع 7 تهران". ماهنامه شهرداري ها ، شماره 79 . تهران، انتشارات سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور.

ü ماهنامه شهرداریها ( 1378). سال اول ، شماره ی 6 . تهران، انتشارات سازمان شهرداریهای کشور .

ü ماهنامه شهرداریها ( 1378). سال اول ، شماره ی 7 . تهران، انتشارات سازمان شهرداریهای کشور.

ü مطوف، شريف. (1377) ،" برنامه ريزي از بالا يا پايين و نقش مشاركت مردم در برنامه ريزي توسعه منطقه اي و محلي". ارائه شده به همايش تدوين برنامه سوم. تهران ، سازمان برنامه و بودجه.

ü مطوف، شريف. (1378). " نقش فرهنگ ، مشاركت و محيط زيست در توسعه پايدار منطقه اي". فصلنامه پژوهش، شماره 2 . تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي.

ü مطوف، شريف. (1377). " نقش مشاركت مردم در برنامه ريزي توسعه كشور". فصلنامه پژوهش، شماره 3. تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي

 

 

2ü Mäntysalo, Raine. (2005)." Approaches to Participation in Urban Planning Theories". Florence, university of Florence.

ü Manfred, Josef. (2005). "Contextualization An Approach to Improve Participation in Urban Planning Processes".

ü Kemmerer, Siegfried. (2006)." Internet-assisted citizen participation in urban planning by reference to the city of Osnabrück". Osnabrück

ü Lethonen, Samuil. (2006). "Public participation in urban planning and strategies"

ü http://www.britanica.com/ type of city Government

واژه شهروند چندی است که به صورت مدام در رسانه های ما مطرح می شود اما بحث چندانی درباره این مفهوم صورت نگرفته است . به ویژه در مباحثی چون شهر و شهر نشینی ما خلا» های بسیاری داریم که به اعتقاد صاحبنظران پرداختن به این امور زیربنای توسعه ایران خواهد بود. از این رو بررسی دیدگاه صاحبنظران در این زمینه ضروری به نظر می رسد. افزایش جمعیت و شهر نشینی به عنوان پدیده ای فراگیر در یکصد سال اخیر، هم کشورهای صنعتی و هم کشورهای در حال توسعه را در بر گرفته است . به طوری که بسیاری از جوامع، دارای شهرهای پرجمعیت چند میلیونی هستند. پیش از سال ۱۹۰۰ میلادی رشد شهرنشینی مربوط به کشورهای غربی بود ، اما از ابتدای قرن بیستم، دامنه شهر نشینی به کشورهای در حال توسعه نیز کشیده شد و در دهه های اخیر جمعیت شهر نشین اغلب کشورهای در حال توسعه بیش از جمعیت روستا نشین آنهاست. گسترش شهرها و در نتیجه افزایش جمعیت و مهاجرت از روستاها پدید آمده است. همچنین مهاجرت از روستا به شهر باعث تراکم جمعیت شهر می شود و این در حالی است که مهاجران وارد شده به شهر با اوضاع و احوال زندگی شهری خو نگرفته اند. روند سریع انتقال جمعیت از روستا به شهر در برخی شهرها با ایجاد منابع و امکانات کافی شهری مانند مسکن، آب، برق و ... همراه نبوده است و کمبودهایی احساس شده است. از طرف دیگر افزایش جمعیت، گسترش فیزیکی شهر را در پی داشته و ارائه خدمات شهری را مشکل کرده است. بدین ترتیب مشکل مسکن، کمبود فضای سبز کافی، آلودگی هوای ناشی از تردد اتومبیل ها، حاشیه نشینی و بیکاری از جمله عوامل نارضایتی شهری است .

 

این روزها حل مسائل شهری ، جز با شناختن نیازها، خواسته ها و نگرش های شهروندان امکان پذیر نیست و شناخت مسائل، جز با پژوهش میسر نخواهد شد. از سوی دیگر آگاهی از نیازها و مسائل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی که می توانند در رفع مشکلات شهری داشته باشند، زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی بین نهاد خدمات رسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری برقرار شود. مشارکت شهروندان در مدیریت شهری می تواند در تامین منابع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیبها و تنشهای ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان موثر باشد. در عصر حاضر همراه با پیشرفت های تکنولوژی، مسائل مهم و پیچیده ای بوجود آمده است. گسترش شهرنشینی در دهه های اخیر بویژه افزایش جمعیت و کمبود امکانات رفاهی متناسب با این افزایش جمعیت، مشکلات اجتماعی فراوانی پیش روی مدیریت شهری قرار داده است.

 

بدین ترتیب بررسی نگرش شهروندان از مشارکت در مدیریت شهری به عنوان هدف اصلی این تحقیق می تواند حائز اهمیت باشد. مشارکت فرایندی توصیف شده است که توسط آن مردم می توانند خود را سازمان دهند و از طریق آن در فعالیت های توسعه محلی توان اظهار نظر یابند، همچنین روابط اجتماعی و تعامل ها یکی از عوامل مهم در ایجاد احساس تعلق عنوان شده به طوری که تعامل اجتماعی را تشکیل می دهد و در شکل گیری جمعی متشکل از افراد، نقش برجسته ای ایفا می کند. در مطالعه ای دیگر، با تکیه بر جنبه های روانشناختی و جامعه شناختی، مشارکت پدیده ای است که دارای چهار بعد صیانت نفس، درک نفس، قدرت تصمیم برای خود و تسلط بر نفس است. به عبارت دیگر، مشارکت، رشد توانایی های اساسی بشر از جمله شان و منزلت انسانی و مسئول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم گیری و عمل است. با این تفاسیر در نظام مدیریت مردمی، هدف این است که همه حضور داشته باشند. همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود دراین امر مشارکت کنند. از این رو مدیریت شهری در صورتی می تواند موفق باشد که از پایین ترین سطح تا بالا ترین سطح در آن مدیریت کلان شهری، مدیریت شهری -مناطق شهری -مواحی شهری و محلات شهری به عنوان لایه های سیاست گذاری و تصمیم گیری وجود داشته باشد.

 

در این میان بحث مشارکت از نظر کیفیت و کمیت مطرح است. در نظام مدیریت مردمی، هدف این است که همه حضور داشته باشند، همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود در این امر مشارکت کنند از جمله عناصر دولتی، محلی، بخش خصوصی و ... به این منظور باید شرایط زیر مهیا باشد: مشروعیت مدیریت شهری، شفافیت، پاسخگویی و محاسبه پذیری، پوشش دهی به همه اقشار مشاغل و غیر مشاغل شهری. به همین خاطر توانمند سازی شوراها و شهرداری ها ضرورت است و باید بستر سازی فرهنگی برای مدیران و کارکنان و سپس برای شهروندان فراهم شود. راه حل مناسب در پدید آمدن حرکت های اجتماعی باید با مشارکت محله ها صورت گیرد، در حقیقت باید سازمان های مشارکتی در واحد محله شکل بگیرد و عزم ملی با حرکت های اجتماعی پیوند بخورد و منابع دولتی در خدمت و تسهیل کننده این حرکتها باشد. باید ایده، فکر و برنامه توسط خود مردم تولید شود و مدیریت شهری به صورت تسهیل کننده در کنار این قضیه باشد.

لینک به دیدگاه
  • 3 هفته بعد...

مشارکت اجتماعی ابعاد جدیدی را در نگرش متخصصین و دانشمندان به مدیریت شهری ایجاد کرده است. با رشد شهرها، دولت ناگزیر است برای تأمین خدمات شهری موثر و کارآمد از منابع موجود دیگری همچون ساکنان شهر استفاده کند که قادرند در برنامه ریزی، اجرا و توسعه پروژه هایی در سطح محله با دولت همکاری نمایند.

مشارکت اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا سبب متعهد شدن گروه های محلی شده و اثربخشی، کارآمدی و توانمندی را به دنبال دارد. هرچند مشارکت اجتماعی پایدار نمی تواند به تنهایی ضامن موفقیت پروژه ها باشد، اما بی تردید نقشی حیاتی در اجرای موثر و کارآمد آنها دارد.

 

دانلود مقاله

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...