رفتن به مطلب

فرق شهر هرت و شهر غیر هرت چیه؟


fakur1

ارسال های توصیه شده

شهر من شهر هرته. ولی میگن شهر غیر هرت هم داریم . نمونه ش ؟

شهرِ غیرِ هرت... شهرِ مورچه‌ها استکه آب اگر در لانه‌شان افتد،چه باک ،عاقبت، طوفان را به بندکشند و نه در سجعو عروض و اعلامیه، کهدر نقشه و برنامه وعرقِ جبین و کد یمین ، اینبار چنانفلک را سقف بشکافند وطرحی نو دراندازند که دیگربار هزار برابر لرزه همنتواند فنجانِ چای شان رابلرزاند.

 

 

  • Like 6
لینک به دیدگاه

لغت نامه ی دهخدا را که ورق بزنید در تعریف شهر هرت آورده است :

کنایه از جایی است بی نظم و هرکه به هرکه و مشوش و درهم و جاییکه در آن قانون و مقرراتی حکمفرما نباشد.

 

این هم مصادیق شهر هرت از یک وبلاگ

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

 

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

 

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

 

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

 

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیکاند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

 

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
هاشان را درمان کنند

 

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

 

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

 

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

 

شهر هرت جایی است که با

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
ها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

 

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

 

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

 

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

 

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

 

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

 

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

 

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

 

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

 

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

 

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

 

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

 

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

 

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

 

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ...

 

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

 

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

 

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی ..

 

شهر هرت جایی است که........

 

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

 

من هم موافقم + چندین مورد دیگه که خب لزومی نیست بهش اشاره بشه و جملات بالارو که معکوس کنید میشه شهر غیر هرت

  • Like 7
لینک به دیدگاه
لغت نامه ی دهخدا را که ورق بزنید در تعریف شهر هرت آورده است :

کنایه از جایی است بی نظم و هرکه به هرکه و مشوش و درهم و جاییکه در آن قانون و مقرراتی حکمفرما نباشد.

 

این هم مصادیق شهر هرت از یک وبلاگ

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

 

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

 

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

 

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

 

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیکاند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

 

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
هاشان را درمان کنند

 

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

 

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

 

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

 

شهر هرت جایی است که با

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
ها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

 

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

 

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

 

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

 

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

 

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

 

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

 

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

 

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

 

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

 

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

 

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

 

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

 

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

 

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ...

 

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

 

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

 

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی ..

 

شهر هرت جایی است که........

 

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

 

من هم موافقم + چندین مورد دیگه که خب لزومی نیست بهش اشاره بشه و جملات بالارو که معکوس کنید میشه شهر غیر هرت

برعکسش آره ولی خیلی چیزاش کمه . یکیش مهندسی شهریه و . . .

  • Like 2
لینک به دیدگاه
لغت نامه ی دهخدا را که ورق بزنید در تعریف شهر هرت آورده است :

کنایه از جایی است بی نظم و هرکه به هرکه و مشوش و درهم و جاییکه در آن قانون و مقرراتی حکمفرما نباشد.

 

این هم مصادیق شهر هرت از یک وبلاگ

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

 

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

 

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

 

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

 

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیکاند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

 

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
هاشان را درمان کنند

 

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

 

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

 

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

 

شهر هرت جایی است که با

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.
ها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

 

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

 

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

 

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

 

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

 

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

 

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

 

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

 

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

 

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

 

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

 

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

 

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

 

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

 

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ...

 

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

 

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

 

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی ..

 

شهر هرت جایی است که........

 

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

 

من هم موافقم + چندین مورد دیگه که خب لزومی نیست بهش اشاره بشه و جملات بالارو که معکوس کنید میشه شهر غیر هرت

ممنون مهدی:a030:

شهر هرت جایی است که با همه چیز شوخی می‌شود ، با نور ، با عقل وشعور ، با پیر و جوون ، با یک جرعه نون ، با جون و پوست و خون و در نهایت با خدای زمین و اسمون ... وبا این بازیها سر خیلیها گرم می‌شود ، داغ می‌شود ، باد می‌شود و آنگاه خدا از یاد می‌رود .

واقعا آشناست :hanghead:

  • Like 3
لینک به دیدگاه

به نقل از یه تاپیک قدیمی:

 

شهرِ غیرِ هرت... جایی است که زلزلهء هشت ریشتری بیاید و چهار ستونِ زمین بلرزد و کنگره‌های ایمانِ ملّتی تکان نخورد و سهل استمحورِ کرهء خاک وجبی کج‌تر شود و قدم رهگذران به قدر تار مویی از خطِ عابر پیاده نلغزد.

 

شهرِ غیرِ هرت... جایی است که تا مغزِ نیروگاه‌های هسته‌ای شکاف بردارد و خطوطِ پر سرعت اینترنت خم به ابرو نیاورندآلودگی آب ده میلیون برابر حد مجاز شود و هنوز کسی نوبتِ بیرون گذاشتنِ زباله‌های فلزی که شنبه‌ها است را با موعد کنارگذاشتنِ دور ریزهای شیشه‌ای که یک شنبه‌ها است، جابه جا نگیرد

 

شهرِ غیرِ هرت... جایی است که بی‌خانمانی به معنای بیچارگی نباشدو اگر دیدی کسی زخم برداشته و خسته و دلشکسته و باری مثل مورچه‌ای که باری را با هزار شکست و تجربه آخرش به منزل می‌رساند اشک‌هایش را با کف دست پاک می‌کند و رجز می‌خواند که: «دوباره می‌سازمت وطن» ، حتی لحظه‌ای گمان نکنی که هنوز تب دارد و داغ است از مویزِ فاجعه ، با‌‌ همان اولینِ خراش که انگشت‌اش آزرده شد از گشودنِ گرهِ کورِ مشکلات ، آش سرد خواهد شد و چونان سارِ بی‌معرفتی از درخت خواهد پرید

 

شهرِ غیرِ هرت... جایی است مردمان‌اش اگر دین ندارند ، خدا را شکر ، آزاده‌اند و باری اگر خوش چهره نیستند، دمشان گرم، عوض‌اش تا دلت بخواهد خوش غیرت‌اند و تجلّی میهن دوستی جوانان شان، خیلی مردانه‌تر از این حرف‌ها است که در پسِ فاجعه دل آزرده و خاک بر سر به کنجِ مجازستانی پناه ببرند و آتش پشتِ آتش لینک دود کنند و کامنت پشتِ کامنت گله و انبوهِ لایک هایِ پایان ناپذیرشان را خرج هر ناله و نامیدیِ بی‌سر و پایی

 

شهرِ غیرِ هرت... شهرِ مورچه‌ها است که آب اگر در لانه‌شان افتد، چه باک ، عاقبت، طوفان را به بند کشند و نه در سجع و عروض و اعلامیه ، که در نقشه و برنامه و عرقِ جبین و کد یمین ، اینبار چنان فلک را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند که دیگر بار هزار برابر لرزه هم نتواند فنجانِ چای شان را بلرزاند

 

پ.ن: همهء عمر مریدِ همین یک جمله بوده‌ای: بزرگی،...به قیمت است و نه به قامت

 

http://www.noandishaan.com/forums/thread57839.html

  • Like 4
لینک به دیدگاه
×
×
  • اضافه کردن...