رفتن به مطلب

ویلیام گلاسر و نظریات وی


پست های پیشنهاد شده

گلاسر در سال 1925 میلادی در شهر کیلولند ایالت اوهایو در کشور آمریکا متولد شد و تحصیلات خود را در همان شهر و در دبیرستان هایش به پایان رسانید .

 

در نوزده سالگی موفق به اخذ درجه مهندسی شیمی شد در 23 سالگی درجه روان شناسی بالینی گرفت و در 28 سالگی پزشک شد. در حال حاضر گلاسر به فعالیت های وسیعی در زمینه های روان پزشکی و تعلیم و تربیت مشغول است و می کوشید تا اصول واقعیت درمانی را که ابداع خود اوست در تربیت و اختلالات روانی به خصوص در کمک به نوجوانان بزهکار به کار بندد.

 

 

واقعیت درمانی نوعی روان درمانی است که در آن سعی می شود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسئولیت و امور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات او کمک شود. نظریه گلاسر چیزی جز توسل به عقل سلیم نیست.

گلاسر دوره ی تخصص روان پزشکی دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس را زیر نظر دکتر هارینگتن گذراند. او واژه واقعیت درمانی را برای اولین بار در سال 1964 در مقاله ای با عنوان واقعیت درمانی ، یک شیوه ی واقع بینانه برای تبه کاران جوان به کار برد.

 

 

مفاهیم بنیادی نظریه گلاسر :

 

الف)نظریه شخصیت :

 

در واقعیت درمانی واژه شخصیت و واژه هویت تقریباً مترادف به حساب آمده اند. در واقعیت درمانی هویت از دیدگاه درمانی مورد بررسی قرار می گیرد. و به دو جزء هویت توفیق و هویت شکست تقسیم می شود . گلاسر معتقد است که هر فردی یک هویت متصور دارد که بدان وسیله احساس موفقیت یا عدم موفقیت حس می کند. هویت تمام کودکان در آغاز هویت توفیق به حساب می آید ولی بعداً مقارن با سنین 4 یا 5 سالگی هویت شکست هم ظاهر می شود.

در واقعیت درمانی ارزشمندی و عشق و دوستی دو جزء متفاوت هستند و وجود یکی از آن ها دال بر وجود دیگری نیست ارزشمندی از راه انجام کارهای توأم با موفقیت حاصل می شود و کسی که در انجام امورش موفق نیست به چنین احساسی دست نمی یابد از طرف دیگر کسی که زیاد مورد عشق و محبت است به احتمال زیاد احساس ارزشمندی نخواهد کرد.

هویت به طریق مختلف تشکیل می شود و رشد می یابد و یکی از راههای تکوین هویت داشتن ارتباط و درگیری عاطفی با خود و دیگران است. در واقعیت درمانی اعتقاد بر آن است که انسان فقط دارای یک نیاز اساسی اجتماعی به هویت است و این نیاز را که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود درونی می داند.

 

 

ب ) ماهیت انسان :

 

متخصصان مکتب واقعیت درمانی در زمینه ماهیت انسان کم و بیش با پیروان مکتب اصالت وجود هم عقیده اند و انسان را مسئول اعمال و رفتار خویش می دانند. گلاسر و پیروان او پیدایش این نا به سامانی ها را نتیجه عدم توانایی فرد در تحقق نیازهایش می دانند. و برای انسان دو نیاز اساسی قائلند :

 

  • نیاز به مبادله عشق و محبت
  • نیاز به احساس ارزش

که این دو نیاز در تشکیل هویت فرد نقش عمده ای دارند.

 

 

ج ) مفهوم اضطراب و بیماری روانی :

 

کسی بیمار به حساب می آید که نتواند دو نیاز اساسی خود را در حیطه واقعیت و پذیرش مسئولیت و تشخیص موارد درست و نادرست ارضا کند و شدت بیماری هم به درجه ی عدم توانایی فرد در ارضای نیازهایش بستگی دارد. بیماران به اصطلاح روانی کسانی هستند که دارای هویتی نا موفق هستند و از احساس تنهایی و بی ارزشی رنج می برند و از نظر تشخیص آن ها به دو صورت با جهان خارج مواجه می شوند یا واقعیت را انکار می کنند و یا آن را نادیده می گیرند.

درباره مسئله مسئولیت و رابطه آن با زندگی بیمار گلاسر معتقد است که نا خوشنودی و افسردگی نتیجه عدم احساس مسئولیت است و نه علت آن به عبارت دیگر رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است ، نه این که اضطراب و ناراحتی روانی باعث غیر مسئول بودن فرد بشود. قضاوت بیمار درباره درست یا نادرست بودن رفتارش الزامی است و تا چنین قضاوتی صورت نگیرد تغییری هم در رفتار پدیدار نخواهد شد.

 

 

د ) روان درمانی :

 

واقعیت درمانی یک از جدیدترین تلاش های درمانگران در راه توصیف انسان ، تعیین قوانین رفتاری و چگونگی نیل به رضایت خوشبختی و موفقیت محسوب می شود.

در واقعیت درمانی مفهوم بیماری روانی مورد استفاده قرار نمی گیرد اختلالات روانی با رفتار غیر مسئولانه یکی است و درمانگر راه درمانی را بدون توجه به علایم و طبقه خاص بیماری به شیوه خاص خود دنبال می کند او بیمار را در جریان غیر مسئولانه بودن و غیر واقعی بودن رفتارش قرار می دهد و راههایی به او می آموزد تا بتواند بدان وسیله نیازهای شخصیتیش را به بهترین وجه ممکن ارضا کند.

واقعیت درمانی گذشته را مردود می کند و بر زمان حال و آینده تاکید می کند.

در فرآیند درمان درمانگر اصولی را به کار می گیرد تا به هدف درمان برسد.

 

 

هدفهای واقعیت درمانی :

 

اصل اول :

 

ارتباط و درگیری عاطفی :

 

مشکلترین مرحله درمانی ، مرحله ارتباط و درگیری عاطفی است که مراجع شدیداً به آن نیاز دارد میزان مقاومت مراجع معیاری برای سنجش میزان مسئولیت و خلوص درمانگر است و عنوان درمانگر به تنهایی برای جلب اعتماد مراجع کافی نیست درمانگر باید مسئول باشد و بتواند نیازهایش را به طریق درستی ارضا کند.

 

 

اصل دوم :

 

توجه و تأکید بر رفتار کنونی و نه بر احساسات :

 

نیل به هویت توفیق بدون دستیابی به رفتار کنون امکان پذیر نیست درمانگر بعد از ایجاد ارتباط و درگیری عاطفی می کوشد تا مراجع را به رفتار کنونیش آگاه کند. پیوسته از او می پرسیم : چه کار می کنید ؟ یا هفته پیش چه کار می کردید ؟

 

 

اصول سوم :

 

تاکید بر زمان حال :

 

ارضای نیازهای به زندگی کنونی فرد مربوط است و به گذشته حزن آور او ارتباطی ندارد باید از گذشته چشم پوشید و به تغییر رفتار و آموزش فرد در زمان حال اقدام کرد. گذشته ثابت است و آن چیزی که تغییر پذیر است زمان حال و آینده است.

 

 

اصل چهارم :

 

قضاوت ارزشی:

 

مراجع باید به رفتارش با دید انتقادی بنگرد و ببیند که آیا آن رفتار بهترین انتخاب او هست یا نیست درمانگر از او می پرسد که آیا آن رفتار برای خودش و دیگران مطلوب و از نظر اجتماعی در جامعه مورد قبول است یا نه.

 

 

اصل پنجم :

 

طرح ریزی :

 

وقتی فرد یک قضاوت ارزشی می کند باید به او کمک شود تا برای عملی کردن آن نقشه های واقعی بریزد و آن به مرحله عمل درآورد و در طرح ریزی درمانگر باید اطلاعات لازم را در اختیار درمانجو بگذارد و چنان چه درمانگر از نظر اطلاعات و تخصص طرح ریزی در زمینه ای خاص ضعیف باشد باید درمانجو را به افراد شایسته تری ارجاع دهد.

 

 

اصل ششم :

 

تعهد نسبت به طرح تهیه شده :

 

بعد از آن که طرح معقولی تدوین شد باید به مرحله عمل درآید برای آن که به شخص انگیزه قویتری بدهیم که طرح خود را تکمیل کنند باید از او بخواهیم که متعهد بشود آن را تکمیل کند.

 

 

اصل هفتم :

 

نپذیرفتن هرگونه عذر و بهانه و امتناع از تنبیه :

 

موقعی که مراجع به تعهد خود عمل نمی کند قضاوت ارزشی او که قبل از طرح ریزی صورت گرفته باید دو مرتبه مورد بررسی قرار گیرد. درمانگر نباید مراجع را با کلمات انتقادی مخاطب قرار دهد بنابراین تنها راه عمل که با قدرت ترین هست آن است که درمانگر هرگز فردی را که نیاز به کمک دارد معذور ندارد و از او هیچ گونه عذر و بهانه ای را نپذیرد چون در واقعیت درمانی هیچ نوع عذر و بهانه ای قبول نمی شود لذا به ندرت از بیمار می پرسیم که چرا چنین یا چنان نکردی.

 

منبع: وبسایت شخصی ابراهیم رجب پور

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...