ENG.SAHAND 31647 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 میگم بخاطر رفع خستگی ناصر دوست عزیزم یه تحلیلی بزاریم ببینیم بدخواهان ناصر نابود باد بگین بیش باد دوستاران ناصر بیش باد همین دیگه بچه ها دستتونو این تاپیک میبوسه فقط لطفا اسپم نشه که شدیدا برخورد میشه ممنون دوستان 10
Just Mechanic 27858 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 من از اون تحلیل با کلاسا میخوام که مدیرا اجازه میدن بعد کاربرا میان نظر میدن 8
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 من از اون تحلیل با کلاسا میخوام که مدیرا اجازه میدن بعد کاربرا میان نظر میدن چشم حتما ممنون اومدی 8
Yaser.C 5059 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 آن قتیل الله فی سبیل الله،آن شیر بیشه تحقیق، آن شجاع صفدر صدیق،آن بریده ز دسته انجمن،آن رو دست خورده توسط من، آن شیر به دام افتاده در کمند، آن کشته شده به دست سهند،آن که ز خلق و خلایق برید،آن خنجر خورده به دست مرید،آن دو صندلی نشسته مغموم،ناصر کرمانشاهی مظلوم (رضی الله عنه).... کار او عجیب بود واقعات غریب که خاص او را بود… شوریده روزگار بود و عاشق و صادق و پاکباز. اغلب کابران کبار در کار او ابا کردند و گفتند او را در کاربری قدمی نیست… روزی یکی از دوستان بر وی شورید و تاپیکی بنا نهاد که من چون به اجباری روم وصیت کنم که شیخ بر کرسی نشیند….شیخ بسیار مقاومت کرد اما مریدان و دوستان کرسی ندیده یک به یک از دورش پراکنده شدند…و شیخ چون تنها شد فریاد برآورد که الان کمرم به سان پودر گشت…. پس ناصر را بردند تا بر صندلی بنشانند.صد هزار آدمی گرد آمدند. او چشم گرد میآورد و میگفت: حق، حق، اناالحق.... نقلست که درویشی در آن میان از او پرسید که عشق چیست؟ شیخ ابرو در هم کشید و گفت: خفه!!!!! پس هر کسی سوالی میانداخت، جوزف موافقت را گلی (سوال تکراری) انداخت، ناصر آهی کرد، گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آنکه آنها نمیدانند، معذوراند ازو سختم میآید که او میداند که نمیباید انداخت. شیخ کم نمی آورد و دم میزد: هذا کرسی بارد….که این صندلی چه خنک است وکل کل مینمود و پاسخ به قصار میداد….نقل است که شیخ مدام مزاح می نمود..مریدان خسته و دل شکسته و نادم از کار خود به دنبال راهی برای رهایی شیخ بودند که آن که از همه بزرگتر بود به غفلت این تاپیک را بزد….. یا شیخ….چه شد که در این ورطه افتادی؟؟؟؟؟؟ 8
آرتاش 33340 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 آن قتیل الله فی سبیل الله،آن شیر بیشه تحقیق، آن شجاع صفدر صدیق،آن بریده ز رسته انجمن،آن رو دست خورده توسط من، آن تیر رسته شده از کمند، آن کشته شده به دست سهند،آن که ز خلق و خلایق برید،آن خنجر خورده به دست مرید،آن دو صندلی نشسته مغموم،ناصر کرمانشاهی مظلوم (رضی الله عنه).... کار او عجیب بود واقعات غریب که خاص او را بود… شوریده روزگار بود و عاشق و صادق و پاکباز. اغلب کابران کبار در کار او ابا کردند و گفتند او را در کاربری قدمی نیست… روزی یکی از دوستان بر وی شورید و تاپیکی بنا نهاد که من چون به اجباری روم وصیت کنم که شیخ بر کرسی نشیند….شیخ بسیار مقاومت کرد اما مریدان و دوستان کرسی ندیده یک به یک از دورش پراکنده شدند…و شیخ چون تنها شد فریاد برآورد که الان کمرم به سان پودر گشت…. پس ناصر را بردند تا بر صندلی بنشانند.صد هزار آدمی گرد آمدند. او چشم گرد میآورد و میگفت: حق، حق، اناالحق.... نقلست که درویشی در آن میان از او پرسید که عشق چیست؟ شیخ ابرو در هم کشید و گفت: خفه!!!!! پس هر کسی سوالی میانداخت، جوزف موافقت را گلی (سوال تکراری) انداخت، ناصر آهی کرد، گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آنکه آنها نمیدانند، معذوراند ازو سختم میآید که او میداند که نمیباید انداخت. شیخ کم نمی آورد و دم میزد: هذا کرسی بارد….که این صندلی چه خنک است وکل کل مینمود و پاسخ به قصار میداد….نقل است که شیخ مدام مزاح می نمود..مریدان خسته و دل شکسته و نادم از کار خود به دنبال راهی برای رهایی شیخ بودند که آن که از همه بزرگتر بود به غفلت این تاپیک را بزد….. یا شیخ….چه شد که در این ورطه افتادی؟؟؟؟؟؟ :ws28::ws28: 7
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 کلی کاربر تو لیست انتظارن.بعد شما بدون نوبت تاپیک میزنین وااااااااااااااااااااااااااای بر شمااااااااااااااااااااااا 6
آرتاش 33340 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 کلی کاربر تو لیست انتظارن.بعد شما بدون نوبت تاپیک میزنین وااااااااااااااااااااااااااای بر شمااااااااااااااااااااااا یکیشم منم 6
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 کلی کاربر تو لیست انتظارن.بعد شما بدون نوبت تاپیک میزنین وااااااااااااااااااااااااااای بر شمااااااااااااااااااااااا استدعا دارم مدیر محترم شیمی فرنوش عزیز شما بفرمایید در خدمت شما هم هستیم 6
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 یکیشم منم من نیز بعد از جنابعالی در نوبت میباشم لکن این نوع تحلیل درونگراست و شامل استاد ناصر میگردد در ضمن به اسپم مزین نفرمایید این تاپیک را قبل از تشریف فرمایی دوستان دیگرمان الاخصوص جناب جوزف زیرا امکان دارد آقا محمد عزیز این تاپیک را خدای ناکرده مسدود نمایند با تشکر 6
آرتاش 33340 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 من نیز بعد از جنابعالی در نوبت میباشم لکن این نوع تحلیل درونگراست و شامل استاد ناصر میگردددر ضمن به اسپم مزین نفرمایید این تاپیک را قبل از تشریف فرمایی دوستان دیگرمان الاخصوص جناب جوزف زیرا امکان دارد آقا محمد عزیز این تاپیک را خدای ناکرده مسدود نمایند با تشکر چشم 3
black banner 9104 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 ,hgh Hyh a,lh prdrj v, fdo,hdn fn,kdn hdk hsj ;i hda,k ado kdsjkn ناصر مثل خودت شد والا ما در گوذشته هاي بيسيار بيسيار دور با حاجي آغا ناصر خان مكتب خانه ميرفتيم ! آن روزها كه ايشان دمادم پشت درب ميكتب خانه لنگ در هوا و دست در دهان ميماند ! آخر وقت هم كمي فلك ميشد ! نميدانم چي شد كجا شد چيطو شد ، اصلا شد يا نشد ... خلاصه وانگهي ديدم حاجي اقا شدن شيخ ! شيخ كوجا بود بابام جان ؟؟ همه تان سر كاريد ... ولي در كل و مجموع با يك ضرب و تسقيم كه حيساب كيتاب ميكنم ميبينم آدم بسيار شوخ و شنگي هستند ! خوش مشرب و باحال جسارتا آدم اهل حالي هستند ! هر چند مسن هستند ولي جوون هستند ! به هر حال از شوخي گذشته ، به طور رسمي اعلام ميكنم كه ناصر اشرف پور ، يكي از شخصيت هاي بي آزار و خوش قلب فضا هاي مجازي هستند ! حدودا بيش از چهار سال هست كه من ايشون رو ميشناسم ! حالا نميدونم ايشون چند وقته منو ميشناسه ! بسيار متشخصه ! دوست داشتني و تو دل برو هست ! براي ديدنش هم بايد سعادت داشته باشي ما دو بار موقعيت داشتيم ايشون رو زيارت كنيم ولي مرغ سعادت بر روي دوش ما ننشست ! ختم كلوم مريدتم شيخ 5
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 استدعا دارم مدیر محترم شیمی فرنوش عزیز شما بفرمایید در خدمت شما هم هستیم من همه این تاپیکا برام زده شده.تحلیل شخصیت ، صندلی داغ و ... 6
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 من همه این تاپیکا برام زده شده.تحلیل شخصیت ، صندلی داغ و ... خوندمشون تا ته همشونو ولی این نوع تاپیک یه چیز دیگه هست موافق بفرمایید در خدمتیم 5
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 خوندمشون تا ته همشونو ولی این نوع تاپیک یه چیز دیگه هست موافق بفرمایید در خدمتیم 19:ws3: موافقت. جلل خالق.فرقش به اسپمش برمیگرده نه؟؟ 5
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 19:ws3: موافقت. جلل خالق.فرقش به اسپمش برمیگرده نه؟؟ :6404:نگو میان میبندن آره دیگه 5
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 یعنی الان هدف این تاپیک برای ارشدیون مشخص نیس. باشه منم هیچی نمیگم. 3
ENG.SAHAND 31647 سازنده ارسال شده در 24 شهریور، 2014 یعنی الان هدف این تاپیک برای ارشدیون مشخص نیس. باشه منم هیچی نمیگم. لطف از بزرگانه حسود 3
Just Mechanic 27858 ارسال شده در 24 شهریور، 2014 ,hgh Hyh a,lh prdrj v, fdo,hdn fn,kdn hdk hsj ;i hda,k ado kdsjkn ناصر مثل خودت شد والا ما در گوذشته هاي بيسيار بيسيار دور با حاجي آغا ناصر خان مكتب خانه ميرفتيم ! آن روزها كه ايشان دمادم پشت درب ميكتب خانه لنگ در هوا و دست در دهان ميماند ! آخر وقت هم كمي فلك ميشد ! نميدانم چي شد كجا شد چيطو شد ، اصلا شد يا نشد ... خلاصه وانگهي ديدم حاجي اقا شدن شيخ ! شيخ كوجا بود بابام جان ؟؟ همه تان سر كاريد ... ولي در كل و مجموع با يك ضرب و تسقيم كه حيساب كيتاب ميكنم ميبينم آدم بسيار شوخ و شنگي هستند ! خوش مشرب و باحال جسارتا آدم اهل حالي هستند ! هر چند مسن هستند ولي جوون هستند ! به هر حال از شوخي گذشته ، به طور رسمي اعلام ميكنم كه ناصر ، يكي از شخصيت هاي بي آزار و خوش قلب فضا هاي مجازي هستند ! حدودا بيش از چهار سال هست كه من ايشون رو ميشناسم ! حالا نميدونم ايشون چند وقته منو ميشناسه ! بسيار متشخصه ! دوست داشتني و تو دل برو هست ! براي ديدنش هم بايد سعادت داشته باشي ما دو بار موقعيت داشتيم ايشون رو زيارت كنيم ولي مرغ سعادت بر روي دوش ما ننشست ! ختم كلوم مريدتم شيخ خیلی آقایی پوریا جان سعادت نبود که ببینمت (از کم سعادتیه منه) ممنون از نظراتت 4
ارسالهای توصیه شده