Gandom.E 17805 اشتراک گذاری ارسال شده در ۲۵ آبان، ۱۳۹۲ [h=3]آثار شوم فقر به افراد منحصر نمیماند، بلکه در سطح جامعه نیز اثر میگذارد، زیرا که تاثیرهاى ویرانگر و پیامدهاى گوناگون آن از افراد و خانوادههاى فقیر میگذرد و به گونههاى مختلف به جامعه آسیب وارد میسازد.[/h]یایها الناس اعبدوا ربکم... لعلکم تتقون ؛ ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید شاید پروا پیشه شوید . این آیه به صراحت راه پیشگیری از جرم را عبادت پروردگار دانسته که سبب ایجاد ترس و پروا در افراد می شود به این ترتیب که شخصی که پروردگار را ستایش نماید و به بزرگی او ایمان داشته باشد همان ایمان قلبی به بزرگی و قدرت پروردگار سبب ایجاد یک حس پیشگیری از جرم و گناه در فرد می شود. و در آیه ای دیگری فرمو د: "واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون؛ خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید" در اینجا نیز یاد خدا سبب می شود که شخص از افتادن به دام ارتکاب گناهان و جرایم دوری جوید و این امر خود سبب رستگاری فرد در دنیا و آخرت می شود، در واقع همانا ذکر عظمت و کرامت پروردگار مانع ارتکاب جرم از سوی اشخاصی می شود که حداقل ارتباطی با خالق هستی دارند. از این دو آیه چند مسئله بدست می آید اول آنکه آیه اول در باب عبادت و تاثیر آن در پیشگیری از جرم است آیه دوم که بیان کننده ذکر خداوند است و همانطور که می دانیم ذکر پروردگار در ادعیه جایگاه خاص دارد و از این رو این آیه شریفه به تاثیر دعا در پیشگیری از جرم اشاره دارد، دوم آنکه این دو بر یک موضوع بنیادین وحدت نظر دارند که آن نیز در کلام الله اینگونه آشکار گشته است که " قلب ها آرام نمی گردند مگر با یاد خدا" که این آرامش قلبی مانع سوق یافتن فرد به سوی ارتکاب جرم می شود. آیه دیگر در این باب بدین مضمون است که " ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر: براستی نماز انسان را از زشتی ها باز می دارد." همانطور که در کلام فلاسفه می بینم رابطه عام و خاص مطلق میان جرم و پلیدی و زشتی وجود دارد در واقع هر جرم یک عمل زشت است لکن برخی از اعمال زشت جرم هستند و برخی جرم نیستند، پس نماز را می توان به عنوان یکی از قدرتمند ترین ابزار های سیستم جرمشناسی اسلام در مقابله با بزهکاری دانست، زیرا انسانی در شبانه روز پنج مرتبه در برابر یگانه بی همتا قرار می گیرد و از نور وجود او بهره مند می گردد چگونه رو به سوی جرم می گذارد و چه زیبا پیامبر اعظم (ص) در کلام خود فرمودند که " چگونه ممکن است بر کسی که در هر روز پنج مرتبه خود را می شوید آثاری از گرد و غبار (منظور زشتی و جرم است) باقی بماند البته این یک قاعده کلی تخلف ناپذیر نیست و چه بسا خون خوارانی چون تیمور مغول که نماز می خواند ولی کنگره از سر می ساخت؛ باید یاد آور شد که در این میان مثال هایی اینگونه نباید القاء کننده این تفکر باشد که این افراد نماز می خوانند و جرم می کنند پس نماز بی تاثیر است بلکه در این افراد ظهور قلبی وجود ندارد و آئینه قلب آنها را به تعبیر قرآن مجید زنگار گرفته به گونه ای که حتی نماز این خورشید تابناک نیز نمی تواند پلیدی را از وجود آنها بر دارد و این همانا تفاوت در انسان بودن آنهاست زیرا نماز و احکام اسلام برای انسان ها وضع شده است و نه گونه ای که در خوی حیوانی خویش مانده اند؛ در این میان نقش دیگری برای نماز می توان متصور شد که همانا باز اجتماعی کردن و اصلاح افراد است که در قسمت بعدی به آن می پردازیم. ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنانت بگو، جلبابها (روسری های بلند) خود را بر خویش افکنند، که این کار برای این که آنها (به عفت و حریت) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است؛ و خداوند همواره غفور و رحیم است. در شأن نزول آیه فوق آمده که شب هنگام زنان برای نماز مغرب و عشاء به مسجد می رفتند برخی از جوانان هرزه بر سر راه آنها می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می دادند و مزاحم آنان می شدند. آیه نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا بخوبی شناخته نشوند و کسی بهانه مزاحمت نداشته باشد. دو نکته در آیه باتوجه به شأن نزول قابل دقت است: 1. برای جلوگیری از مزاحمت های خیابانی دستور حجاب کامل به زنان می دهد هرچند در آیه بعدی مزاحمان را نیز تهدید کرده است، معلوم می شود حجاب در ریشه کنی هرزگی و مزاحمت ها نقش دارد. 2. با حجاب، زن های با شخصیت و متدین شناخته می شوند لذا با عمل خود به هرزگان اجازه نمی دهند که به حریم حرمت آنها اهانت نمایند. 3. در بحث حفظ حجاب که یک جنبه پیشگیری از جرم است تکلیفی در مورد مجرم نیست بلکه عموما بر مجنی علیه تاکید دارد در واقع اسلام در این مورد برخلاف سایر راهکار های پیشگیری از جرم که بر مجرم می شد بر مجنی علیه بار شده است. نمونه دیگر که در جرم شناسی قرآنی وجود دارد و به صراحت می توان گفت که در هیچ مکتب فوق مدرن بشری نیز وجود ندارد بحث الگو سازی و اسوه پروری در پیشگیری از جرم است که خداوند عزوجل در آیه شریفه می فرماید: "لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه: مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است" این فرموده پروردگار در قرآن کریم علاوه بر اینکه یک فرموده دینی و الهی است به نوعی بیانگر یکی دیگر از موارد اعجاز قرآن است که دلایل آن ذکر می گردد: اول آنکه غالب انسان ها دچار یک بعد ضعف نفسانی هستند که او را نیازمند نوعی پیروی از رهبر و مقتدایی برتر از خویش می گرداند و تاریخ خود گواهی بر این مدعاست آنجا که در تمامی رویدادهای بزرگ تاریخ بشری همواره فردی به عنوان رهبر و زعیم مردم حضور داشته و نگرش آن فرد سرنوشت آن قوم یا گروه را رقم زده است که به ذکر دو مثال در زمان حال و گذشته بسنده می کنیم یکی از زمان های دور و یکی نیز در عصر حاضر که به قول عدهای بشر به شکوفایی و بی نیازی خویش از تعالیم دینی رسیده است اول گروهی را که به رهبری یک فرد آگاه و علیم گوش سپردند که هم به سعادت دنیوی و هم اخروی رسیدند در این مورد مثال بسیار است لکن ما یک نمونه اسلامی را بیان می کنیم که به گفته بزرگترین مورخین غربی جاهل ترین قوم زمان خویش بودند، مردم عربستان پیش از ظهور پیامبر اکرم (ص) که پس از رسیدن ایشان به رهبری و پیشوایی این مردم نادان آنها به سرعت پله های ترقی را طی نومده به سعادتی دنیوی و اخروی رسیدند؛ دوم شرح حال گروهی نه مانند اعراب آن زمان در جهل و نادانی بودند و حتی در زمان خویش در منتهای دانش آن دوران بودند، درست است مردم آلمان در اروپا که به تعبیری مهد آزادی و پیشرفت شناخته شده اند ، مردمی که زمام خویش را به دست نادانی سپردند که در مدت کوتاه جهانی را در آتش جهل خود سوزاند و نه تنها سعادت به بار نیاورد بلکه تا سالیان سال فلاکت برای مردم خویش بر جای گذاشت. با این دو مثال که به طور موجز بیان گردیدند اوج شاهکار قرآن در زمینه انسان شناسی که از مهم ترین جنبه های علوم نوین است و در جرم شناسی کاربرد بسیار دارد آشکار گردید. دوم آنکه این آیه شریفه بیانگر یک روش متفاوت در جرم شناسی پیشگیری اسلامی است که خود یکی دیگر از علل اعجاز قرآن است وآن اینکه اشخاصی که اسوه های حسنه همچون نمونه های مذکور در قرآن را دارند کمتر از سایرین به سوی جرم گرایش می یابند که البته این نیز ریشه در فطرت برتری جویی انسان دارد که به گونه ای تاسی پذیر از الگوی خویش است و پاکی آن الگو و به سوی جرم نرفتن او سبب تحریک آن فرد در قدم برداشتن در راه آن اسوه خویش است که البته در علوم جامعه شناسی نوین به نقش الگوها در شکل گرفتن شخصیت افراد در آینده آنها تاکید بسیار شده است. البته باید خاطر نشان نمود که این اهرم پیشگیری در درمان بزهکار نیز نقش ایفا می کند. یاد مرگ تاثیر بسزایی در پیشگیری از جرم دارد از اینرو مبحثی در باب معاد اندیشی و آثار آن در پیشگیری از جرم و عصیان نسبت به خداوند به وجود می آید که به طور مختصر به آن اشاره می کنیم: [h=3]الف) بازدارندگى یا پیشگیرى[/h]علم به این که بعد از مرگ ، انسان وانهاده نمى شود بلکه مسؤول تمام اعمال خود است و جهانى جاویدان را به دنبال دارد ، انسان را به فکر وامى دارد; چرا که انسان همیشه در این تلاش است که خود را به کمال برساند. به عبارت دیگر کمال خواهى از فطریات بشر است گرچه در جوامع مختلف تعریف کمال متفاوت است. حال اگر این را لمس کرد که هستى منحصر به دنیا نیست و مى تواند با حرکت بر طبق برنامه اى خاص کمالى جاویدان را به دست آورد هیچ گاه خود را به ورطه هلاکت نمى اندازد. هیچ گاه به بن بست فکرى نمى رسد و در انجام اعمال نیک دچار تردید نمى گردد. [h=3]ب) جهت گیرى خاص[/h] با معاداندیشى اعمال انسان جهت گیرى خاص پیدا مى کند. انسانى که معتقد است خداوند مالک روز رستاخیز است سعى مى کند به سوى او حرکت کند. این اعتقاد مستلزم تنظیم رفتار و اعمال است چرا که با این جهت گیرى هرگونه رفتارى سازگار نیست انسان با این نگرش به یک نوع تعادل و امنیت روحى روانى مى رسد که تمام روان شناسان به دنبال این هدف مطالعه مى کنند. [h=3]ج) غفلت زدایى[/h]با این نگرش است که انسان از غفلت و وانهادگى مى رَهد چرا که مى داند: "(این چه کتابى است) که هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته مگر آن که آن را به شمار آورده است؟ (کهف 49) لذا مى داند پس هر کس به اندازه ذره اى خیر انجام دهد آن را مى بیند و هر کس به اندازه ذره اى بدى کند آن را مى بیند . برای نمونه (زلزله 8/7 ریشتری)" لذا هنگامى که این فکر در درون شخص راه پیدا کرد دیگر به خود جرأت تخطى نمى دهد. لذا قرآن با پرداختن به این موضوع در بیش از یک سوم از آیات خود اهمیت این موضوع را گوشزد کرده است. از اینروست که : علی(ع) می فرماید: «پس هرگاه شهوت ها به شما روی آورند، مرگ را بسیار یاد کنید که یاد مرگ برای پندآموزی کافی است و رسول خدا(ص) اصحاب خود را پیوسته به یاد مرگ سفارش می کرد و می فرماید: مرگ را بسیار یاد کنید که همانا مرگ نابودکننده لذت ها و جداکننده شما از شهوت ها است. بحث دیگر این قسمت را در عبرت گیری و پندآموزی بیان می کنیم همانگونه که واضح است پند گرفتن از گذشتگان تاثیری بسزایی در انجام ندادن اعمال اشتباه از سوی آیندگان دارد و از اینرو در اهداف مجازات ها مسئله عبرت آموزی مورد نظر شارع مقدس بوده است از اینرو پندآموزی از مجرمینی که در گذشته مرتکب جرم شده اند نقشی مهم در عدم ارتکاب جرم از سوی افراد دارد و خود از مباحث عمده در پیشگیری از جرم در جرمشناسی اسلامی است. لذا در همین راستا ست که قرآن صریحا فرمان داده است" فاعتبروا یاولی الابصر؛ پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت." و نیز امیر المومنین در این مورد فرموده اند" : و هرکس عبرت گیرد خود را از فرورفتن در خطاها و فسادها دور نگه داشته و هرکس خود را از بدی ها دور نگهداشت سالم می ماند." اینها خود گوشه ای از تاکید دین مبین اسلام بر نقش پندگیری در پیشگیری از جرم است. حال که حدیث دیگری از مولای متقیان ذکر گردید شایسته است که نگاهی کوتاه به مبحث پیشگیری در نظام قضایی ایشان بیندازیم، که به حق جامع ترین نظام قضایی دنیا است. حضرت با شان هدایتى و ارشادى خویش، اقدام به تربیت و آموزش جامعه مىکرد و این را حق مردم مىدانست. او با تشویق مردم به برنامههاى عبادى و تهذیبى و ایجاد رفاه اقتصادى و عدالت اجتماعى، زمینه هر نوع جرم را از بین مىبرد، و اگر کسانى قابل اصلاح نبودند، مجازاتشان مىکرد. حتى اگر کسى مدعى بود حد و کیفر را نمىدانسته، تحقیق مىکرد آیا آیه حد مثلاً آیه قطع ید سارق بر او خوانده نشده است، که اگر خوانده نشده بود، حد نمىزد. نوع کیفرها و تعزیرات و حدود و میزان جدیت و سختی تحمل هر یک از آنها ، عاملی پیشگیرانه و اصلاحگرایانه است و شدت آنها باعث میشد هر کس بشنود، از ترس دنبال جرم نرود. اخرین بحث در باب پیشگیری در اسلام پرداختن به فقر و نقش آن در جرم و بزهکاری است که بار ها از سوی پیشوایان دینی ما مورد امعان نظر قرار گرفته است. چگونه فقر موجب گرفتاری انسان در دام جرایم مىگردد؟ نه این است که برخى از انسانها به دلیل ضعف روح قدرت تحمل فقر را ندارند و در دنیا براى رفع آن به راههاى نامشروع و به تعبیرى بزهکارى روى مىآورند؟ وقتى فقر مىتواند به کفر منتهى گردد، بدون تردید امکان این وجود دارد که به جرم، بزه و فسق نیز بینجامد. این است که اسلام از آغاز به آثار شوم فقر توجه داده است. در این بین برخی از روایات در این باره را بیان نموده سپس به شرح این موضوع و رابطه آن با جرم شناسی اسلامی می پردازیم. از پیامبر خدا(ص) و هم از امام صادق(ع) نقل شده است که " لولا رحمة ربی على فقراء امتی کاد الفقر ان یکون کفرا: اگر رحمت پروردگار بر فقیران امت من نباشد نزدیک است فقر به کفر بینجامد". امام علی (ع) در این باره فرمودند که: "کاد الفقر ان یکون کفرا: هرگاه فقر وارد شود کفر نیز به دنبال آن وارد می شود". امام صادق(ع)نیز مىفرماید: غنى یحجزک عن الظلم خیر من فقر یحملک على الاثم، «ثروتى که تو را از ظلم باز دارد بهتر از فقرى است که تو را به گناه وادارد. امام سجاد(ع)در دعاى معروف ابو حمزه ثمالى از فقر به خداوند پناه مىبرد. «اللهم انی اعوذ بک من الکسل و الفشل و الهم و الفقر...» مصیبت فقر و فاجعه آن نه تنها در این است که شکم فقیر گرسنه و تن او برهنه مىماند، بلکه انسان محروم ممکن است از هرگونه سرمایه حیات ابدى که ایمان و عمل به احکام دین است، نیز محروم بماند و سرمایه ابدى وى نیز تباه گردد. آثار شوم فقر به افراد منحصر نمىماند، بلکه در سطح جامعه نیز اثر مىگذارد، زیرا که تاثیرهاى ویرانگر و پیامدهاى گوناگون آن از افراد و خانوادههاى فقیر مىگذرد و به گونههاى مختلف به جامعه آسیب وارد مىسازد. جرم پدیدهاى است که داراى حیثیت اجتماعى است، وقتى فقر موجب آفرینش جرم مىشود، وقتى فقر به سرقت مىانجامد، آنگاه که فقر دام فحشاء را مىگستراند، وقتى فقر موجب گسیختن پیوندهاى مشروع نکاح و متلاشى شدن کانونهاى گرم خانواده و در نتیجه بر جاى گذاشتن فرزندانى مىشود که از مهر مادر یا پدر و یا هر دو محروم اند هرگز نمىتوان آن را پدیده سادهاى انگاشت که تنها داراى تاثیر فردى است. لذا حل معضلات مالی در دین مبین اسلام، همانطور که اشاره شد نقش عمدهای را در پیشگیری از جرم دارد. سعید احمدی کارشناس حقوق منبع:پایگاه خبری رسانه قانون لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده