رفتن به مطلب

مشاعره با حروف پیشنهادی


armstrong

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

مهیا کن روزی مار و مور ... اگر چند بی دست و پایند و زور

 

به امرش وجود از عدم نقش بست .....که داند جز او کردن از نیست ، هست

 

و

  • Like 2
  • پاسخ 2.4k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

وانگهم در داد جامى كز فروغش بر فلك

زهره در رقص آمد و بر بط زنان مى گفت نوش

 

ل..

  • Like 2
ارسال شده در

لب تو نقطه ی پایان ماجرای من است

بیا که این غزل کهنه را تمام کنی...

 

"ز"

  • Like 2
ارسال شده در

ز آستين طبيبان هزار خون بچكد

گرم به تجربه دستى نهند بر دل ريش

 

ی..

  • Like 2
ارسال شده در

یک عمر غمت خوردم تا در برت آوردم

گر جان بدهند ای غم از من نستانندت...

 

"ب"

  • Like 2
ارسال شده در

بنازم آن مژه شوخ عافيت كش را

كه موج مى زندش آب نوش بر سر نيش

 

س..

  • Like 2
ارسال شده در

سینه ی سرد زمین و لکه های گور

هر سلامی سایه ی تاریک بدرودی

دستهای خالی و در آسمانی دور

زردی خورشید بیمار تب آلودی

  • Like 1
ارسال شده در

با ی می گم...آخه نگفتین..با چه حرفی...:icon_redface:

 

يارب اين آتش كه در جان منست

سرد كن زانسان كه كردى بر خليل

 

خ...

  • Like 1
ارسال شده در

معذرت میخوام:icon_gol:

خانه می کردم میان مردم خاکی

خود به آن ها راز خود را باز می خواندم

می نشستم با گروه باده پیمایان

شب میان کوچه ها آواز می خواندم

ش...

  • Like 1
ارسال شده در

خواهش می کنم...حق دارین...هم زمان در هر دو قسمت فعالیت دارین...برای من هم پیش میاد..:icon_redface::icon_gol:

 

شد آن كه اهل نظر بر كناره مى رفتند

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

 

ج...

  • Like 1
ارسال شده در

جستم از جا و در ایینه ی گیج

بر خود افکندم با شوق نگاه

آه،لرزید لبانم از عشق

تار شد چهره ی ایینه ز آه

گ....

:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

گلعذارى ز گلستان جهان ما را بس

زين چمن سايه ء آن سرو روان ما را بس

 

د...

  • Like 3
ارسال شده در

در گذشت پر شتاب لحظه های سرد

چشمهای وحشی تو در سکوت خویش

گرد من دیوار می سازد

می گریزم از تو در بیراهه های را

ت....

  • Like 3
ارسال شده در

توان بر تو از جور مردم گریست

ولی چون تو جورم کنی چاره چیست

 

 

 

خ

  • Like 2
ارسال شده در

خوشا دلی که دلدارش تو باشی

خوشا غمی که غمخوارش تو باشی

 

چ

  • Like 2
ارسال شده در

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیگیرد

 

 

آ...

  • Like 2
ارسال شده در

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

 

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

 

ل

  • Like 1
ارسال شده در

لاله بوى مى نوشين بشنيد از دم صبح

داغ دل بود به اميد دوا باز آمد

 

ف...

  • Like 1
ارسال شده در

فكر بلبل همه آنست كه گل شد يارش

گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش

 

ش...

  • Like 1
ارسال شده در

شربتى از لب لعلش نچشيديم و برفت

روى مه پيكر او سير نديديم و برفت

 

م...

  • Like 1

×
×
  • اضافه کردن...