*lotus* 20275 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را یاد هد قوم مکن تا نروی از یادم غ.... 3
armun 115 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد/خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش کردم م..... 2
armun 115 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد/خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش کردم 3
atefe.sh 283 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان با اين حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن پروانههاي مرده با هم فرق دارند ج .... 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 جام مینایی می سد ره تنگدلی است منه از دست که سیل غمت از جا ببرد گ... 3
armun 115 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود/گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود خ.... 2
atefe.sh 283 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 خودشناسي قدم اول عاشق شدن است واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد عقل يكدل شده با عشق، فقط ميترسم هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد چ .... 2
sam arch 55879 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 چندانكه بر كنار چو پرگار مى شدم دوران چو نقطه ره به ميانم نمى دهد ش... 2
atefe.sh 283 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار باز هم پنجره ای در دل سیمانی ماست موج با تجربه ی صخره به دریا برگشت کمترین فایده ی عشق پشیمانی ماست ص .... 2
armun 115 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ/هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم ق..... 2
atefe.sh 283 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 قامتم هر قدر رعناتر شود ، خورشید و ماه سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند شرک موری بود بر سنگ سیاهی در شبی چشم های ما فقط " رنج " تماشا می کشند ظ ... 2
sam arch 55879 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 ظاهر و باطن را شست و شو دادم ببین.... این که در خاطر بُود رد خیالیست ببین.... ر... 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود دیگر به چه امید در این شهر توان بود د ... 1
sam arch 55879 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 درد عشق از هر که میپرسم جوابم میدهد از که میپرسی که من خود عاجزم در کار خویش ه..
*lotus* 20275 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 هر زمان موج میزنم در خویش می روم،می روم به جایی دور بوته ی گر گرفته ی خورشید سر راهم نشسته تب در نور ت.... 1
sam arch 55879 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 تو آن کمند نداری که من خلاص بیابم اسیر ماندم و درمان تحملست و تذلل م.. 2
کتایون 15176 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 ما می توانستیم زیباتر بمانیم ما می توانستیم عاشق تر بخوانیم ما می توانستیم بی شك ... روزی ... اما امروز هم آیا دوباره می توانیم ؟... "ت" 3
sam arch 55879 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 تو بر کنار فراتی ندانی این معنی به راه بادیه دانند قدر آب زلال ی... 2
atefe.sh 283 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد،دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد ک .... 2
*lotus* 20275 ارسال شده در 6 اردیبهشت، 2012 کتابی،خلوتی،شعری،سکوتی مرا مستی و سکر زندگانیست چه غم گر در بهشتی ره ندارم که در قلبم بهشتی جاودانیست ج.... 1
ارسال های توصیه شده