رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

توی این صفحه میتونین حرف دلتون رو بزارید

 

و یا جمله های قشنگی که جایی خوندین و تحت تٱثیرش قرار گرفتینو بنویسید تا بقیه بچه ها هم بخوننش

لینک ارسال
  • پاسخ 114
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

روزی دروغ به حقیقت گفت برویم دریا شنا کنیم؟

حقیقت ساده پذیرفت و آنها کنار دریا رفتند حقیقت تا لباسهایش را در آورد دروغ آنها را دزدید و فرار کرد

از آن پس حقیقت عریان و زشت است ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست.

لینک ارسال

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق بـــرای تـــویــی کـــه همیــشـــــــه ... تنهـــا مخـاطـبـــ ِ خـــاصّ ِ دل نـــوشـتـه هــــای ِ منــــی ! بــــرای تــــو کـــه بـخـوانـــی ... و بـــدانـــی دوستـــــ داشتـنـتــ در مــــن بــــی انتـــهـاستــ . .

لینک ارسال

یه دفترچه پیدا کن..تمام ارزوهاتو توش بنویس

چون...

خدا یادش نمیره چه چیزایی بهت داده ولی تو یادت می ره داشته های امروزت همون ارزوهای دیروزت بوده.hanghead.gif

لینک ارسال

دل نوشته هامو ترجیح میدم نزارم آخه شاید از نواندیشان بندازنم بیرون:w16:

ولی متنِ زیبا رو پایه م انقدر میزارم که اینجا بترکه:whistle:

 

نپرس...هیچ نپرس از دلم...همین "چه خبر؟!" ...همین "چه میکنی این روزها؟!" سوال بدی ست...:w58:

(از من بعیده این حرفا:ws3:)

لینک ارسال
  • 2 weeks later...
  • 2 weeks later...
  • 3 weeks later...

ما چون ز دری پای کشیدیم،کشیدیم

امید ز هرکس که بریدیم،بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست،نشیند

از گوشه ی بامی که پریدیم،پریدیم

رم دادن این صید از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

لینک ارسال

یه جایی خوندم خسته ام کاش میشد گفت خدایا خیلی خسته ام فردا صبح بیدارم نکن

چند بار این اومد رو زبونم اما یاد معجزه هاش که افتادم پشیمون شدم

ولی خداییش نا ندارم

دو روزه که همه زندگیم شبه

خیلی وقته ها ولی این دو روز خیلی شبه

اونم شبای خیییییس

لینک ارسال

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.

هنوز خدایت همان خداست!

لینک ارسال

بدترین حالت ماجرا این است که طاقتمان تمام شود؛

 

به روی خودمان نیاوریم و تا زمان مرگ ادامه دهیم...

 

خیلی ها اینطور زندگی می کنند...

 

دست انداز کم طاقتی را رد کرده اند و افتاده اند توی سرازیری عادت..:hanghead:

لینک ارسال

حس میکنم کل زندگی جبره...هر کاری میکنم باز برمیگردم جای اول (نقطه سر خط)

حس میکنم همون سرنوشتی که از قبل تعیین شده اتفاق میافته و من هیچ نقشی توش ندارم(نمی تونم تغییرش بدم)

زندگی شده مثل یه باتلاق که هرچی بیشتر تقلا میکنم تغیرش بدم بیشتر فرو میرم و نتیجه ای نداره!!!!

 

 

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...