One gear 7070 ارسال شده در 25 خرداد، 2013 خــــداوندا پرسشی دارم...؟ رها کن آسمان ها را...بیا اینجا قضاوت کن ببینم در زمین یک مرد پیدا می کنی یا نه؟ تو هم مثل همه ، امروز و فردا می کنی یا نه؟ بندگانت را از ننگ آدم بودن و بیهوده فرسودن مبرا می کنی یا نه؟ برای آخرین پرسش: قیامت را بگو مردانه برپا می کنی یا نه...؟ 3
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 یه آقایی خواست بره مسافرت...یه دختر مجردی هم داشت...با خودش گفت: دخترم رو می برم نزد امین مردم شهر و میرم مسافرت و بر می گردم... دخترشو برد پیش شیخ و ماجرا را برایش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد و رفت... شب شد و دختر دید شیخ بستر دختر رو بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که بخوابد... دختر با زحمت تونست از دست شیخ فرار کند. هوا خیلی سرد بود ، دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت...توی راه دید که یه جمع دور آتیش جمع شدند و دارند مشروب می خورند و مست کردند... با خودش گفت:اون شیخ بود می خواست باهام اون کارو بکنه ، اینا که مست هستند جای خود دارند... یکی از مست ها دختر و دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه ، توی این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و میفته... یکی از مست ها میره دختر رو بغل می کنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه...یه کم بعد که دختر بهوش میاد ، می بینه که سالم و گرم هست و اونا دارند کار خودشونو می کنن... اونجا بود که میگه: یک پیک هم واسه من بریز و می خوره و این شعر رو میگه : از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فــــدا خواهم کرد ترک تسبیح و دعــــا خواهم کرد وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد تا نگویند که مستان ز خــــدا بی خبرند... 3
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 چه حرف بی ربطی ست که مــــــرد گریه نمی کند.... گاهــــــــــــــــــــــی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی... 5
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 رفتار من عـــــــــادی ست... اما نمی دانم چـــــــــرا این روزهـــــــــــا از دوستان و آشنایان هر کس مرا می بیند از دور می گوید: "این روزها انگــــــار حال و هـــــــــوای دیگری دارد...!" اما... من مثل هر روزم با آن نشانی های ساده و با همان امضاء همان نام و همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت و آرام این روزهــــــــا تنهـــــــــــــا حس می کنم کمی گنگم گـــــــــاهی کمی گیجم حس می کنم از روزهـــــــــــــای پیش قـدری بیشتر این روزهــــا را دوست می دارم اما... غیر از این حس ها که گفتم و غیر از این رفتار معمولی و غیر از این حال و هوای ساده و عادی حال و هــــــــوای دیگری در دل ندارم رفــــــــــــــتار من عـــــــــــــادی ست... 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 ما نسل بوسه های خیابانی هستیم... نسل خوابیدن با sms ... نسل درد و دل با غریبه هــــــــای مجــــــــازی... نسل جمله های کوروش کبیـــــــــــر و دکتر شریعتـــــــــی... نسل کادو های یواشکی.... نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس... نســــــــــــــل سوخته... نسل من... نسل تـــــــــــو...! یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوییم: "یادش بخـــــــــــیر... دنیای ما هم همینطــــــــــور بود... مثل جهــــــــــــــــــنم..." 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 من اگر آنقدر که یاد تو هستم یاد "خـــــــــــــدا" بودم آن جهان نیمی از بهشت مال من بود... 3
One gear 7070 مالک ارسال شده در 25 خرداد، 2013 ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده می شیم نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده مـــاهــــــا آدمــــــــــای بی احساسی نیستیم مـــــــاهــــــــا بی معرفت و نا مــــــرد هم نیستیم یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه ســـــــری باورامونو از بیــــن بردن... 6
Lean 56968 ارسال شده در 25 خرداد، 2013 یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه ســـــــری باورامونو از بیــــن بردن... دقیقا این اتفاق افتاده ولی هرکس فک میکنه در برهه خاصی از زمان بوده 5
One gear 7070 مالک ارسال شده در 26 خرداد، 2013 منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم تو بگشـــــا گوش دل پروردگارت با تو می گوید تو را در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کــــرد رهـــــــــا کن غیـــــــــر من را آشتی کن با خــــــــــدای خود تو غیر از من چه می جویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیزا من خـــــــــــــــــــدایی خوب می دانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم طلب کن خالق خود را بجو ما را تو خواهی یافت که عاشق می شوی بر ما و عاشث می شوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم آهسته می گویم خــــــــــــــــدایی عالمی دارد تویی زیباتر از خورشید زیبایم تویی والاترین مهمان دنیـــــــــایم که دنیــــــــا بی تو چیزی چون تورا کم داشت وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت می گفتم مگـــــر آیا کسی هم با خدایش قهـــــــر می گردد؟ هزاران توبه ات را گر چه بشکستی ببینم من تو را از درگهم راندم؟ که می ترساندت از من؟ رهـــــــــــا کن آن خـــــــــــــــدای دور آن نامهربان معبود این منم پروردگــــــــــار مهربانت خالقت اینک صدایم کن مرا با قطـــــــــره اشکی به پیش آور دو دست خالی خود را با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغـــــــای دل بشکسته ات را من شنیدم غریب این زمین خاکی ام آیا عزیزم حاجتی داری؟ بگــــــــــــــــــو جز من کس دیگر نمی فهمد به نجوایی صدایم کن بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان قسم بر اسب هــــــــای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم قسم بر عصــــــر روشن تکیه کن بر من قسم بر روز ، هنگامی که عالم را بگیرد نور قسم بر اختران روشن اما دور رهایت من نخواهم کــــــــرد برای درک آغوشم شــــــــــروع کن یک قــــــــدم با تو تمام گام های مانده اش با من تو بگشــــــــــــا گوش دل پروردگارت با تو می گوید تو را در بیکــــــــــران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کــــــــــــــرد... 5
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 ایجـــــــــــــاد تغییرات بزرگ زندگی تا حدی ترسناک است امـــــــــــــــــــا... می دانید حتی ترسناک تر از آن چیست؟! "حســـــــرت" 5
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 دیگــــــــــر به دنبال "همـــــــراه اول" نیستم...! این روزهـــــــــــــــــــا اول راه ، همه همــــــــــــراهند... باید به دنبال "همـــــــــــــــــراه آخر" گشت... 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 به فــــــــــــــــــرزندانمان در کودکـــــــــــی وقت بیشتری برای عروسک بازی بدهیم تا وقتـــــــــــی بزرگ شدند با آدم هـــــــــــــــــا بازی نکنند... 1
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 دختـــــــری با ظاهـــــــری ساده از خیابان می گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطــــــــــــوری سیبیلو...؟! دختر خونســـــــرد تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی من سبیل میذارم تا جامعه احساس کمبــــــــود مــــــــــــرد نداشته باشه... :icon_gol:"به افتخار همه ی دخترای ایرونی" 1
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 این روزهـــــــــــــــــــایم به تظاهــــــــــــر می گذرد... تظاهــــر به بی تفاوتی... تظاهــــر به بی خیالی... به شـــــــادی... به اینکه دیگــــــــــر هیچ چیــــــــــــز مهم نیست... اما... چه سخت می کاهد از جـــــــــــانم این "نمایش" 1
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 به سلامتی اون پدری که هنگـــــــــــام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید و ماشین رو داد دست فرزندش و در حالی که چشمانش پر از اشک بود گفت: "حالا تو موهــــــای منو بتراش...!":4564: 1
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 اینجــــــــــــــــــــــا... نمی توان به کسی نزدیک شد... آدم هـــــــــــــــــــــا... از دور دوست داشتنی ترند... 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 قلبـــــــــــــم یک خط در میان می زند... زود نیست؟! دست هـــــر پیرزنی را گــــرفتم ، گفت: "پیــــــــــــر شی مـــــــــــادر..." خــــــــــــدایا نکند در جـــــــــوانی پیــــــــر شدم...؟! 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 مشکـــــــــــــل اینجـــــــــاست که ما از هر کــــــــرمی انتظـــــــــــار پروانه شدن داریم... 2
One gear 7070 مالک ارسال شده در 27 خرداد، 2013 باید "قمــــــــــــارباز" باشی تا بفهمی فـــــــــــــــرق است بین "باختـــــن" و "بد باختــــــن" 2
ارسال های توصیه شده