رفتن به مطلب

نظر شما در رابطه با بیماران مبتلا به صرع


پست های پیشنهاد شده

سلام دوستان

 

همونطور که از موضوع مشخصه می خوام نظرتون رو در رابطه با بیماران مصروع بدونم.وقتی به تاریخچه ی این بیماری نگاه می کنیم، چشمگیرترین نظر،حلول ارواح شیطانی در بیمار بوده که در بیشتر کشورها هم وجود داشت.به همین علت اغلب این بیماران طرد شده بودند و ازشون کناره گیری می شد.اما این دیدگاه با این که در قرن حاضر مرسوم نیست اما اطلاعات خوبی هم از عدم وجودش دیده نمی شه! احتمالا شما هم اصطلاحات ناخوشایندی مثل طرف غشیه ، منگ بازی در میاره و ... رو شنیده باشین که نشون دهنده ی این موضوع می تونه باشه که هنوز هم دید بدی در رابطه با این بیماری وجود داره در حالی که همه می دونیم که مقصر دیدن بیمار در این بیماری خیلی غیر منطقیه.این بیماری هم مثل دیابت ، فشارخون و چربی خون بالا و ... بیماری مزمن و قابل کنترلی هست و در صورت کنترل نشدن علائمی رو به وجود میاره...

 

صرع چیست؟

 

صرع ( epilepsy) یک بیماری مزمن و مربوط به سلول های عصبی ست که در اثر اختلال در فعالیت الکتروشیمیایی مغز ایجاد می شود.حدود 10-5 % جمعیت دنیا مبتلا به این بیماری هستند.

تشنج یکی از شایع ترین علائم بیماری ست البته هر تشنجی صرع تلقی نمی شه به طور کلی اگر فردی حداقل 2 تشنج در طول عمرش داشته باشه صرع تلقی می شه.(البته تشخیص قطعی توسط نوارمغز و گاهی video EEG و در اغلب موارد MRI و CT scan انجام می شه)

 

دلایل ایجاد صرع

  • اختلال مادرزادی
  • ضربه یا آسیب به سر
  • تومور مغزی
  • مننژیت
  • علامتی از قطع ناگهانی برخی داروها
  • تب در بچه ها
  • کاهش قند خون (هیپوگلیسمی)
  • photo epilepsy (برخی افراد به یک سری نورهای خاص وقتی فلش می زنه حساسند و تشنج می کنن)

 

ممکنه فردی بدون این که بداند این زمینه را داشته باشد اما در شرایط تحریک کننده قرار نگیرد.شرایط تحریک کننده شامل خستگی شدید ، استرس ، سو تغذیه (malnutrition) ،مصرف الکل و کم خوابی می شود.

در صورتی که فرد مستعد در این شرایط قرار بگیرد احتمال تشنج کردن و ایجاد سایر علایم وجود دارد.

 

صرع انواع خاصی دارد که علایم آن طیف وسیعی دارد. از یک صرع کوچک (petit mal) یا absence که فرد برای مدت کوتاهی به یک مکان خیره می مونه گرفته تا صرع بزرگ(grand mal و یا tonic-clonic) که در اون فرد به شدت تشنج می کنه یا حتی گاهی فرد تشنج پیوسته داره که به شدت خطرناکه...

 

من در این جا چند سوال دارم :

اگر شما فردی رو در حال تشنج ببینین یا بشنوید که فردی صرع داره و یا هر کدوم از علایم صرع (مثل خیره شدن،پرش ناگهانی عضلات مخصوصا در قسمت دست و شانه، غش کردن ناگهانی،از دست دادن هشیاری و ...) رو در فردی ببینین ، نحوه ی برخوردتون با فرد چه تغییری می کنه؟نحوه ی تفکر و باورتون نسبت به اون چطور؟یا حتی آیا این بیماری می تونه باعث بشه شما از ازدواج کردن با کسی که بهش علاقه داشتین و متوجه شدین صرع داره منصرف بشین؟!

خواهش می کنم در رابطه با پاسخ هاتون توضیح بدین چون هر سوال با هدف خاصی پرسیده شده.می خوام یه مقدار دور از ظواهر و صادقانه به موضوع نگاه کنیم و ببینیم آیا نیاز به فرهنگ سازی در این مورد جدیه یا نه...

 

 

پیشاپیش از همه ی دوستان به خاطر پاسخ دادن متشکرم...

شاد و سلامت باشید

لینک ارسال

من در این جا چند سوال دارم :

اگر شما فردی رو در حال تشنج ببینین یا بشنوید که فردی صرع داره و یا هر کدوم از علایم صرع (مثل خیره شدن،پرش ناگهانی عضلات مخصوصا در قسمت دست و شانه، غش کردن ناگهانی،از دست دادن هشیاری و ...) رو در فردی ببینین ، نحوه ی برخوردتون با فرد چه تغییری می کنه؟

 

اگه فقط تشنج وحالت رعشه باشه مسلما برخوردم تغییری نمیکنه ،فقط ناراحت میشم یا سعی میکنم به اورژانسی جایی زنگ بزنم ولی بعضیاشون رفتارای پرخاشگرانه وجیغ و حرکتای شدید و حمله گونه ومثل اینا دارن (البته اگه اونی که من دیدم صرع بوده باشه) که خب از اونا میترسم و سعی میکنم تو لحظه ای که حمله بهشون دست داده ازشون فاصله بگیرم خب:5c6ipag2mnshmsf5ju3

من دوستی دارم که absence هستش وقتی حمله بهش دست میده نباید باهاش حرف زد باید به یه جا خیره بشه و فقط به حال خودش گذاشته بشه،هر سروصدا وهمهمه ای اذیتش میکنه وعصبیش میکنه ولی بیشتر از یکی دو دقیقه طول نمیکشه ماها که دوستاش هستیم و از این موضوع اطلاع داریم و همینطور خانوادش وقتی دستاش وروی گوشش میذاره سریع ساکت میشیم و سعی میکنیم تو این یکی دو دقیقه آروم باشه بقیه مواقع هم که یه آدم کاملا معمولیه مثل همه ماها...

الانم که چند سالی هست که بعد از مصرف دارو تقریبا دیگه بهش حمله ای دست نمیده یا اینکه خیلی دیر به دیر اتفاق میفته

 

نحوه ی تفکر و باورتون نسبت به اون چطور؟

نحوه باورم فرقی نمیکنه دست خودش که نیست مریضه دیگه

 

یا حتی آیا این بیماری می تونه باعث بشه شما از ازدواج کردن با کسی که بهش علاقه داشتین و متوجه شدین صرع داره منصرف بشین؟!

 

اگه خفیف باشه آره احتمال داره...این بیماری مخصوصا اگه شدید باشه خب مشکلاتی رو ایجاد میکنه که کنار اومدن باهاش هم آسون نیست

اگه حمله های شدیدشون قابل کنترل باشه و طرفم رو هم خیلی دوست داشته احتمال داره که باهاش ازدواج کنم ولی اگر حمله ها کنترل نشه ....نه فک نمیکنم اینکار وبکنم

البته بازم نمیشه آدم مطمئن بگه باید تو شرایط قرار بگیره و ببینه که شرایط دیگه چجوریه تنها بیماری شاید نتونه 100 درصد تعیین کننده باشه

لینک ارسال
من در این جا چند سوال دارم :

اگر شما فردی رو در حال تشنج ببینین یا بشنوید که فردی صرع داره و یا هر کدوم از علایم صرع (مثل خیره شدن،پرش ناگهانی عضلات مخصوصا در قسمت دست و شانه، غش کردن ناگهانی،از دست دادن هشیاری و ...) رو در فردی ببینین ، نحوه ی برخوردتون با فرد چه تغییری می کنه؟

 

اگه فقط تشنج وحالت رعشه باشه مسلما برخوردم تغییری نمیکنه ،فقط ناراحت میشم یا سعی میکنم به اورژانسی جایی زنگ بزنم ولی بعضیاشون رفتارای پرخاشگرانه وجیغ و حرکتای شدید و حمله گونه ومثل اینا دارن (البته اگه اونی که من دیدم صرع بوده باشه) که خب از اونا میترسم و سعی میکنم تو لحظه ای که حمله بهشون دست داده ازشون فاصله بگیرم خب:5c6ipag2mnshmsf5ju3

من دوستی دارم که absence هستش وقتی حمله بهش دست میده نباید باهاش حرف زد باید به یه جا خیره بشه و فقط به حال خودش گذاشته بشه،هر سروصدا وهمهمه ای اذیتش میکنه وعصبیش میکنه ولی بیشتر از یکی دو دقیقه طول نمیکشه ماها که دوستاش هستیم و از این موضوع اطلاع داریم و همینطور خانوادش وقتی دستاش وروی گوشش میذاره سریع ساکت میشیم و سعی میکنیم تو این یکی دو دقیقه آروم باشه بقیه مواقع هم که یه آدم کاملا معمولیه مثل همه ماها...

الانم که چند سالی هست که بعد از مصرف دارو تقریبا دیگه بهش حمله ای دست نمیده یا اینکه خیلی دیر به دیر اتفاق میفته

 

نحوه ی تفکر و باورتون نسبت به اون چطور؟

نحوه باورم فرقی نمیکنه دست خودش که نیست مریضه دیگه

 

یا حتی آیا این بیماری می تونه باعث بشه شما از ازدواج کردن با کسی که بهش علاقه داشتین و متوجه شدین صرع داره منصرف بشین؟!

 

اگه خفیف باشه آره احتمال داره...این بیماری مخصوصا اگه شدید باشه خب مشکلاتی رو ایجاد میکنه که کنار اومدن باهاش هم آسون نیست

اگه حمله های شدیدشون قابل کنترل باشه و طرفم رو هم خیلی دوست داشته احتمال داره که باهاش ازدواج کنم ولی اگر حمله ها کنترل نشه ....نه فک نمیکنم اینکار وبکنم

البته بازم نمیشه آدم مطمئن بگه باید تو شرایط قرار بگیره و ببینه که شرایط دیگه چجوریه تنها بیماری شاید نتونه 100 درصد تعیین کننده باشه

 

ممنون دوست عزیز

در مورد موردی که گفتین حمله می کنن،در لحظه ی تشنج در بیشتر انواع صرع آگاهی از بین می ره و حمله کردن به طرف مقابل در کار نیست یعنی فرد اصلا متوجه نمی شه و بعدا هم بیشتر اتفاقات اون لحظات رو برای مدتی یا برای همیشه نمی تونن به یاد بیارن...

البته بیماری هایی مثل افسردگی (تقریبا شایع) یا برخی انواع سایکوز (در درصد بسیار کم) ممکنه در این افراد دیده بشه که دیگه از عوارض اون بیماری هست...دلیل شایع بودن افسردگی هم برمی گرده به نحوه ی برخورد اطرافیان و گه گاه به داروهای ضد صرع که استفاده می کنن...

لینک ارسال

راستش برا من فرقی نمیکنه .... چون یکی رو میشناسم که این مشکل رو داره و به علت سن کمی که داره همش مراقبش بودم که تو خیابون و جاهایی که سنگفرشه زمین نخوره ولی رفتارم تغییری نکرد

 

در رابطه با ازدواج هم اگه طرفم رو دوس داشته باشم صرع دلیل محکمی واسه جدایی نیست

لینک ارسال

مرسی دوستان

 

یه سوالی دارم که بیشتر از جواب دادن دوست دارم روش فکر کنید و بسنجید که آیا حقیقت داره یا نه...

 

به نظرتون آخر همه ی نظرات در رابطه با صرع،به این ختم نمی شه که ما سعی می کنیم بیماران رو عادی ببینیم و از این لحاظ شاید حس خوبی واسه خودمون ایجاد شه ولی واقعا به نظرمون مشکلی دارن که بزرگه!

مثل وقتی که سعی می کنیم مشکل یه نفر رو به روش نیاریم؟!!

من این سوالاتی که اینجا پرسیدم رو از چندتا از همکلاسی هام هم پرسیدم،جوابشون جالب بود!(اینا در رابطه با صرع و مشکلاتش کاملا اطلاعات دارن...!)

عموما حاضر به ازدواج کردن با این افراد نبودن - به خاطر مسائل ژنتیکی - و عقیده داشتن که این بیماران عادی نیستن (از نظر خلق و خو) و تمایلی به برقراری رابطه باهاشون نداشتن!البته بعضی ها هم می گفتن نمی تونن نظر قطعی بدن و باید در شرایط ارتباط با بیمار قرار بگیرن....

جالب اینجاست که من از افرادی هم این سوال رو پرسیدم که با یکی دو نفر از بیماران مصروع در ارتباطن اما خودشون اطلاعی ندارن و جواب های مشابهی گرفتم!!!

فکر می کنم وجود برچسب بیماری تا حد زیادی رفتار دیگران رو تحت تاثیر قرار می ده نه علائم بیماری چون بیشتر آدما حس بدی نسبت به صرع دارن...(البته ادعایی هست که قابل بررسیه و در اینجا فقط به عنوان فرضیه مطرحه)

لینک ارسال
راستش برا من فرقی نمیکنه .... چون یکی رو میشناسم که این مشکل رو داره و به علت سن کمی که داره همش مراقبش بودم که تو خیابون و جاهایی که سنگفرشه زمین نخوره ولی رفتارم تغییری نکرد

 

در رابطه با ازدواج هم اگه طرفم رو دوس داشته باشم صرع دلیل محکمی واسه جدایی نیست

 

ممنون

جالبه بدونی که کمند افرادی که با شما هم عقیده اند و این به خاطر ترس مبهمیه که از بیماری وجود داره...

لینک ارسال

راستش موافقم که لفظ بیماری خیلی چیزارو تغییر میده ولی تا حد زیادی رو من تاثیر نداره

 

یکی از صمیمی ترین دوستای من هپاتیت داره من باهاش کاملا معمولی رفتار میکنم مثل بقیه دوستام برای من هیچ فرقی نداره گاهی خودش شرمنده است از این اتفاق اما من همیشه بهش گفتم و این باور رو دارم که با دیگران برای من فرقی نداره

 

اینو گفتم که بدونین صرع بدتر از این نیست .... اگه کسی صرع داره فقط خودش درگیره ....ضرری به بقیه نمیرسونه پس دلیلی ندارره ازشون دوری کنیم یا وانمود کنیم که مثل بقیه باهاشون رفتار میکنیم

لینک ارسال
درسته فاطیمای عزیز

گاهی مشکلات از کم بودن آگاهیه که قابل حله اما گاهی از پیش زمینه ی بده که سخت می شه پاکش کرد...

 

این برمیگرده به این قضیه که ما چجوری مشکل مورد نظر رو تعریف کنیم تا تو ذهن دیگران و یا حتی خودمون جا بگیره

 

تعریفات غلط (از هر چیزی )ذهن های بیمار میسازه

لینک ارسال

مرسی بچه ها از تاپیک و نظراتتون...

 

چند موردی را دیدم

 

یکی جوانی که در کودکی بر اثر سقوط از ساختمان و آسیب دیدگی مغزی فکش فلج شده و سرغ هم داره استرس و نگرانی وارد آمدن شوک بهش باعث میشه سرع کنه اونجوری که از خانواده اش شنیدم سعی کردند محیط را آرام و بی سر و صدا کنند تا حالش خوب شه.اینم بگم این جوان ازدواج کرده اما متاسفانه اطلاع چندانی ندارم که نظر و برخورد خانومش چیه

 

موارد دیگه ای هم که در بیمارستان محل کارم مشاهده کردم

 

خب سرع هم یک بیماری هست گر چه خب جلوه خوشایندی برای دیگران نداره و برخوردهای مردم کنایه ای و ترحم گونه است

 

بله میشود گفت فرهنگ سازی امر مهمیه در شناخت بیماری و برخورد افراد...

لینک ارسال

والا من اولین بارمه درمورده این نظریات درباره این بیماری خوندم!!! تا حالا نشنیده بودم!!!

 

ولی در هر صورت دونستنش واسه من فرقی نمیکرد چون این یه بیماری ست مثِ بقیه!!! درسته وقتی اینُ بشنوم دلم میسوزه ولی اگه از نزدیک ببینم(از همونایی که تو فیلما دیدم ، از دهنشون کف میادو اینا) خُب صادقانه بگم از رفتارش میترسم یعنی ترسی که ناشی از بی تجربگی من و دلسوزی ست!!!

میدونم خیلی بده دل سوزوندن ولی خُب دله دیگه، میشه دیگه!!!:hanghead:

و بخاطر یه هم چین بیماریی هیچ وقت رابطه مو قطع یا کم نمیکنم با یکی!!!!:w16:

لینک ارسال
والا من اولین بارمه درمورده این نظریات درباره این بیماری خوندم!!! تا حالا نشنیده بودم!!!

 

ولی در هر صورت دونستنش واسه من فرقی نمیکرد چون این یه بیماری ست مثِ بقیه!!! درسته وقتی اینُ بشنوم دلم میسوزه ولی اگه از نزدیک ببینم(از همونایی که تو فیلما دیدم ، از دهنشون کف میادو اینا) خُب صادقانه بگم از رفتارش میترسم یعنی ترسی که ناشی از بی تجربگی من و دلسوزی ست!!!

میدونم خیلی بده دل سوزوندن ولی خُب دله دیگه، میشه دیگه!!!:hanghead:

و بخاطر یه هم چین بیماریی هیچ وقت رابطه مو قطع یا کم نمیکنم با یکی!!!!:w16:

 

ممنون

یه سوال: اگه بترسی از رفتارش باعث کم شدن رابطتون نمی شه؟

 

یه سوال دیگه! :در صورتی که اطلاعات داشته باشی در مورد بیماری و علائمش دیگه دلت نمی سوزه یا باعث ترس نمی شه؟

لینک ارسال
مرسی بچه ها از تاپیک و نظراتتون...

 

چند موردی را دیدم

 

یکی جوانی که در کودکی بر اثر سقوط از ساختمان و آسیب دیدگی مغزی فکش فلج شده و سرغ هم داره استرس و نگرانی وارد آمدن شوک بهش باعث میشه سرع کنه اونجوری که از خانواده اش شنیدم سعی کردند محیط را آرام و بی سر و صدا کنند تا حالش خوب شه.اینم بگم این جوان ازدواج کرده اما متاسفانه اطلاع چندانی ندارم که نظر و برخورد خانومش چیه

 

موارد دیگه ای هم که در بیمارستان محل کارم مشاهده کردم

 

خب سرع هم یک بیماری هست گر چه خب جلوه خوشایندی برای دیگران نداره و برخوردهای مردم کنایه ای و ترحم گونه است

 

بله میشود گفت فرهنگ سازی امر مهمیه در شناخت بیماری و برخورد افراد...

 

ممنون

می شه لطفا در مورد رفتار دانشجوهای علوم پزشکی با این بیماران در بیمارستانتون یه کم توضیح بدین؟

چیزی که من دیدم یا با ترحم برخورد می کنن یا حال و حوصله ندارن زیاد...البته برخی هم واقعا رفتار صحیحی دارند و بیمار حس نمی کنه خیلی غیر عادیه...

لینک ارسال
ممنون

می شه لطفا در مورد رفتار دانشجوهای علوم پزشکی با این بیماران در بیمارستانتون یه کم توضیح بدین؟

چیزی که من دیدم یا با ترحم برخورد می کنن یا حال و حوصله ندارن زیاد...البته برخی هم واقعا رفتار صحیحی دارند و بیمار حس نمی کنه خیلی غیر عادیه...

 

خواهش میکنم دوست عزیز...

 

یک دانشجوی پزشکی نمیتونه با ترحم به این قضیه نگاه کنه بیماری چه صرع باشه چه بیماری دیگری

 

چه عرض کنم اینکه شما اینگونه رفتارشون رو دیدی خب قطعا نمیشه اسمشون رو دانشجو ی این رشته و یا پزشک نامید

 

عرض کردم در محل کارم مواجه شدم با چنین بیمارهایی و با اطمینان میگم رفتارمون به هیچ وجه ترحم نبوده و رسیدگی هم به نحو احسنت شده

 

موارد مشاهده ایم اولین قدممون ارام کر دن محیط بوده در اتاق کاملا بی سر و صدا بستری شدن به آرامش دعوت شدن شما کافیه به هر بیماری از لحاظ عاطفی نزدیک بشی و باهاش نرم و ملایم رفتار کنی بیمار زمانی که پزشکش رو صمیمی در کنار خودش حس میکنه احساس امنیت و آرامش میکنه و شروع به همکاری میکنه با اطمینان عرض میکنم 50 درصد این آرامش جواب میده

 

و بعد تجویز دارو شده و مراحل بعدی از رژیم غذایی تا مسئله روانشناسی

 

برای این نوع بیماری خاص صرع حتما پزشک مربوطه پرونده بیمار را برای روانپزشک میفرستد تا مورد درمان قرار بگیره.

لینک ارسال
خواهش میکنم دوست عزیز...

 

یک دانشجوی پزشکی نمیتونه با ترحم به این قضیه نگاه کنه بیماری چه صرع باشه چه بیماری دیگری

 

چه عرض کنم اینکه شما اینگونه رفتارشون رو دیدی خب قطعا نمیشه اسمشون رو دانشجو ی این رشته و یا پزشک نامید

 

عرض کردم در محل کارم مواجه شدم با چنین بیمارهایی و با اطمینان میگم رفتارمون به هیچ وجه ترحم نبوده و رسیدگی هم به نحو احسنت شده

 

موارد مشاهده ایم اولین قدممون ارام کر دن محیط بوده در اتاق کاملا بی سر و صدا بستری شدن به آرامش دعوت شدن شما کافیه به هر بیماری از لحاظ عاطفی نزدیک بشی و باهاش نرم و ملایم رفتار کنی بیمار زمانی که پزشکش رو صمیمی در کنار خودش حس میکنه احساس امنیت و آرامش میکنه و شروع به همکاری میکنه با اطمینان عرض میکنم 50 درصد این آرامش جواب میده

 

و بعد تجویز دارو شده و مراحل بعدی از رژیم غذایی تا مسئله روانشناسی

 

برای این نوع بیماری خاص صرع حتما پزشک مربوطه پرونده بیمار را برای روانپزشک میفرستد تا مورد درمان قرار بگیره.

 

من فکر می کنم منظورم رو بد بیان کردم...

گاهی شما می تونی یه حس ترحم رو پشت نگاه فرد حس کنی،این که برخورد ترحم آمیز کاملا مشخص داشته باشند منظورم نیست،منظورم زمانیه که در فکر و باورشون این بیمار غیر طبیعیه.مثلا شما اگه بیمارت سرماخورده باشه طی زمانی که ویزیتش می کنی و داروهاش رو بهش می دی باور داری که مشکل خاصی نداره و همه ی علائمش رو با توجه به تفاوت در پاسخ دهی به دارو می تونی تا حدودی کنترل کنی اما زمانی که فرد با یه بیماری دیگه مثل صرع یا برخی بیماری های دیگه مراجعه می کنه دیگه این حس اعتماد رو ممکنه در بسیاری از پزشک ها و داروسازها و بقیه ی عوامل نبینه...من منظورم به این برخوردهاست که در باور بسیاری از افراد حتی بسیاری از افرادی مطلع هنوز نا به هنجار بودن این بیماری وجود داره...

مثال دیگه ی این دست بیماری ها سندروم داون هستش چیزی که زیاد هم باهاش مواجهیم...شاید خیلیا برخورد بدی نداشته باشند اما به واقع براشون دل می سوزونن و سعی می کنن محبت های بیجا داشته باشند که اثرات بدی در روحیه ی فرد به جا می ذاره...

لینک ارسال

من نمیخام خودم اپن مایند نشون بدم ولی واقعا دلیل دوری گزینی اجتماع ازین دسته ادمها درک نمیکنم هر نوع تبعیضی رفتاری هم که بیبینم خیلی بنظرم احمقانه میاد.

حقیقتا من خودم خیلی دوست دارم با این افراد دوست باشم چه کسایی که صرع دارن و چه بیماران خاص و سرطانی...اتفاقا این افراد خیلی هم با استعداد و فرز هستند.

یک مورد هم با بیمار صرعی مواجه بودم در موارد کمکهای اولیه خوب عمل میکنم .

برای ازدواج اگه بیماری شدید نبود و کار و زندگی روزانه مختل نکرد مشکلی ندارم باهاش.

حالا صرع شاید چون یکم پیشینه بیشتری داره مردم باهاش کنار اومدن و اونقد رفتارهاشون ازاردهنده نیست ولی بیمارای ام اس وضع بغرنجی دارند واقعا متاسفانه.توی این مرضها باید تنش کمتری به ادم بیاد که با رفتار ملت چه اگاهانه و چه غیر عمد بیشتر استرس به بیمار وارد میشه و احساس تنهایی و افسردگی بیشتری داره و بیماریش بدتر عود میکنه.

لینک ارسال
من نمیخام خودم اپن مایند نشون بدم ولی واقعا دلیل دوری گزینی اجتماع ازین دسته ادمها درک نمیکنم هر نوع تبعیضی رفتاری هم که بیبینم خیلی بنظرم احمقانه میاد.

حقیقتا من خودم خیلی دوست دارم با این افراد دوست باشم چه کسایی که صرع دارن و چه بیماران خاص و سرطانی...اتفاقا این افراد خیلی هم با استعداد و فرز هستند.

یک مورد هم با بیمار صرعی مواجه بودم در موارد کمکهای اولیه خوب عمل میکنم .

برای ازدواج اگه بیماری شدید نبود و کار و زندگی روزانه مختل نکرد مشکلی ندارم باهاش.

حالا صرع شاید چون یکم پیشینه بیشتری داره مردم باهاش کنار اومدن و اونقد رفتارهاشون ازاردهنده نیست ولی بیمارای ام اس وضع بغرنجی دارند واقعا متاسفانه.توی این مرضها باید تنش کمتری به ادم بیاد که با رفتار ملت چه اگاهانه و چه غیر عمد بیشتر استرس به بیمار وارد میشه و احساس تنهایی و افسردگی بیشتری داره و بیماریش بدتر عود میکنه.

 

ممنون دوست عزیز

البته فکر نمی کنم روی iq تاثیر بزاره (به جز چند بیماری خاص) اما اغلب بیماران خاص به دلیل شاید نادیده گرفته شدن و کمتر دیده شدن پشتکار بیشتری به خرج دادن و اثبات کردن که توانایی انجام بسیاری از کارها رو دارن...

در رابطه با ms موافقم که نیاز به فرهنگ سازی بیشتری داره مطمئنا،من به خاطر زمینه ی تحقیقاتی و کاریم بیشتر توجهم روی صرع بوده اما بسیاری از بیماری های دیگه مخصوصا بیماری های نورولوژیک خیلی زیاد به فرهنگ سازی احتیاج دارن که وظیفه ی همه ی آدم هاییه که حس کنن در این زمینه مشکلی وجود داره...

لینک ارسال

من در این جا چند سوال دارم :

اگر شما فردی رو در حال تشنج ببینین یا بشنوید که فردی صرع داره و یا هر کدوم از علایم صرع (مثل خیره شدن،پرش ناگهانی عضلات مخصوصا در قسمت دست و شانه، غش کردن ناگهانی،از دست دادن هشیاری و ...) رو در فردی ببینین ، نحوه ی برخوردتون با فرد چه تغییری می کنه؟نحوه ی تفکر و باورتون نسبت به اون چطور؟یا حتی آیا این بیماری می تونه باعث بشه شما از ازدواج کردن با کسی که بهش علاقه داشتین و متوجه شدین صرع داره منصرف بشین؟!

میدونم کارم اشتباهه ولی ناخوداگاه حس ترحم میاد سراغم.

ایرانی جماعت گاهی حس ترحمش زیاد فوران میکنه.شاید بامحبت تر باهاش برخورد کنم.

باور خاصی فکر نکنم داشته باشم بنطرم یکیه مثل بقیه.ولی با یک مشکل!!

و درمورد مسئله ای مثل ازدواج الان نمیتونم نظر دقیقی بدم.ممکنه منصرف بشم و ممکنه نه!!!

البته مسلما خانواده ی من روی خوش نشون نمیدن

لینک ارسال
مرسی دوستان

 

یه سوالی دارم که بیشتر از جواب دادن دوست دارم روش فکر کنید و بسنجید که آیا حقیقت داره یا نه...

 

به نظرتون آخر همه ی نظرات در رابطه با صرع،به این ختم نمی شه که ما سعی می کنیم بیماران رو عادی ببینیم و از این لحاظ شاید حس خوبی واسه خودمون ایجاد شه ولی واقعا به نظرمون مشکلی دارن که بزرگه!

مثل وقتی که سعی می کنیم مشکل یه نفر رو به روش نیاریم؟!!

من این سوالاتی که اینجا پرسیدم رو از چندتا از همکلاسی هام هم پرسیدم،جوابشون جالب بود!(اینا در رابطه با صرع و مشکلاتش کاملا اطلاعات دارن...!)

عموما حاضر به ازدواج کردن با این افراد نبودن - به خاطر مسائل ژنتیکی - و عقیده داشتن که این بیماران عادی نیستن (از نظر خلق و خو) و تمایلی به برقراری رابطه باهاشون نداشتن!البته بعضی ها هم می گفتن نمی تونن نظر قطعی بدن و باید در شرایط ارتباط با بیمار قرار بگیرن....

جالب اینجاست که من از افرادی هم این سوال رو پرسیدم که با یکی دو نفر از بیماران مصروع در ارتباطن اما خودشون اطلاعی ندارن و جواب های مشابهی گرفتم!!!

فکر می کنم وجود برچسب بیماری تا حد زیادی رفتار دیگران رو تحت تاثیر قرار می ده نه علائم بیماری چون بیشتر آدما حس بدی نسبت به صرع دارن...(البته ادعایی هست که قابل بررسیه و در اینجا فقط به عنوان فرضیه مطرحه)

 

ببینید من فکر میکنم یه واقعیت هایی وجود داره که نمیشه ازش فرار کرد،درمورد عنوان بیماری هم موافقم هم مخالف،درمورد کسایی که بیماریشون پنهان یا با علائم خیلی خفیف وکم هستش شاید عنوان صرع دیگران و تحت تاثیر قرار بده و مورد قضاوت ها وفکرای اشتباه درمورد اون ادم بشن ولی درمورد بیمارایی که بیماریشون شدیده چه عنوان بیماری گفته بشه چه نشه علائم هر روز داره بروز میکنه حالا اسم این بیماری یا این رفتارا هرچی که میخواد باشه!

 

مسلما این بیماری در حالت شدیدش خصوصا توی زندگی مشترک انتلالاتی ایجاد میکنه به راحتی نمیشه بگی مهم نیست یه کاریش میکنیم...باید یه عشق خیلی عیشق وجود داشته باشه وصبر زیاد

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...