رفتن به مطلب
Lean

گرایش تولید صنعتی در مهندسی صنایع

پست های پیشنهاد شده

در رشته مهندسی صنایع در مقطع لیسانس 4 گرایش وجود داره ، تحلیل سیستم ، تولید صنعتی ، تکنولوژی صنعتی و ایمنی صنعتی ، با توجه به اینکه گرایش بنده تولید صنعتی هست به معرفی این گرایش می پردازم :

 

 

در صورتی که یک مهندس صنایع با این گرایش در جایگاه شغلی واقعی خود قرار گیرد مهمترین و اصلی ترین نیازش برای موفقیت قدرت تصمیم گیری در شرایط بحرانی است .

 

فارغ التحصیلان این گرایش آنچه برای برنامه ریزی یک واحد تولیدی مورد نیاز هست به صورت تئوری خواهند گذراند ولی الگوریتم ها و سیستم های معرفی شده برای برنامه ریزی در شرایط باثبات و استاندارد طراحی شده اند ، شما علاوه بر داشتن ویژگی های این گرایش می بایست برای یک برنامه ریزی صحیح با خروجی بهینه دیدگاه فنی تکنولوژی صنعتی ، قدرت تجزیه و تحلیل ، تحلیل سیستم و همچنین آگاهی های مورد نیاز برای یک تولید ایمن را داشته باشید .

 

شما دراین گرایش در ابتدای ورود به محیط کار موظف خواهید بود به کارسنجی و زمان سنجی و صرف وقت بسیار زیادی در خطوط تولید ، در این مدت شما توانایی های زیر را کسب خواهید کرد:

 

آشنایی با ماشین آلات

آشنایی و تسلط بر فرایند تولید

فراگیری نحوه برقراری ارتباط و تعامل با اپراتور ها ، سرپرستان و کارگران خطوط تولیدی

آشنایی با عوامل اتلاف و توقف تولید

رسیدن به تصوری صحیح از زمان تولید

آشنایی با مواد اولیه (تولیدی و ملزومات)

آشنایی با سیستم لجستیک و حمل و نقل

 

(مورد قرمز رنگ اهمیت حیاتی برای شما خواهد داشت)

 

 

بدون تسلط بر روی موارد فوق شما قادر به برنامه ریزی نخواهید بود ، خروجی برنامه شما می بایست پاسخ گوی سفارش و نیاز مشتری باشد بنابراین نیاز دارید تصور صحیحی از مقدار کمی و کیفی خروجی برنامه داشته باشید .

 

ادامه دارد....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

همانطور که قبلا اشاره شد لازمه برنامه ریزی صحیح داشتن تصور درست از میزان واقعی خروجی خط تولید است اما این سوال مطرح می شود که این تصور صحیح چگونه حاصل شود.

 

بخاطر دارید که گفته شد وظیفه اصلی شما در ابتدای ورود به محیط کار زمانسنجی و کارسنجی است که همگی دوستان در این رشته با روش های موجود در واحد درسی ارزیابی کار و زمان آشنا می شوند اما این دو فعالیت مقدمه ای برای استاندارد سازی خط تولید یا سلول کاری خواهد بود.البته لازم به ذکر است تنها تئوری های مطرح شده برای این دو فعالیت حیاتی کافی نیست و ظرافت ها و ترفند های خاصی را می بایست بکار برید که تنها با تجربه حاصل می شود و اشاراتی به این موارد در آینده خواهد شد.

 

منظور از استاندارد سازی این است که بر اساس زمان های حاصل از فرایند زمان سنجی و همچنین شناسایی اجزای فرایند کاری از کارسنجی بتوانید خروجی استاندارد برای سل کاری موجود تعیین نمایید به نحوی که با واقعیت منطبق بوده و به شما این تضمین را بدهد که به عنوان مثال در پایان یک دوره کاری 1000 قطعه از محصول برای بروارده کردن سفارش مشتری داشته باشید برای درک بهتر مثالی می زنیم

 

فرض کنید فرایند تولید یک قطعه را مطالعه و آنرا به بخش های کوچکتر یا جزء کاری تقسیم نموده اید

 

فرایند A راه اندازی سلول کاری

 

فرایند B برش

 

فرایند C سوراخ کاری

 

فرایند D بسته بندی

 

فرایند E تمیزکاری سلول کاری

 

 

نکته ای که می بایست دقت کنید این است که هر یک از این اجزاء ممکن است خود از بخش های کوچکتر تشکیل شده باشد و تشخیص این مسئله به تجربه بسیار وابسته است یا نحوه زمان سنجی که خود بحث مفصلی است، به یاد داشته باشید هیچگاه به صورت مستمر و پشت سر هم به زمان سنجی یک فرایند از ابتدا تا انتها نپردازید بلکه این کار را در زمان های مختلف در شیفت های مختلف و با اپراتور های مختلف انجام دهید در این صورت زمان های ثبت شده به واقعیت نزدیک تر خواهد بود.

 

فرض کنید با رعایت همه فاکتور ها زمان واقعی تولید یک قطعه با فرایند های فوق 3 دقیقه طول بکشد بنابر این در یک ساعت شما 20 قطعه و در یک شیفت 7:30 ساعته 150 قطعه و در 25 روز کاری 3750 قطعه خواهید داشت بنابراین می توانید با میزان سفارش مقایسه ای داشته باشید

 

اما

 

آیا می توان به این خروجی اعتماد 100% داشته باشیم؟

 

اگر میزان سفارش بیش از این مقدار بود چه کنیم؟

 

اگر میزان سفارش کمتر از این مقدار بود چه تصمیمی اتخاذ کنیم؟

 

در ادامه به این سوالات پاسخ داده خواهد شد.:a030:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

قبلا گفتیم که در پایان استاندارد سازی می بایست به خروجی واقعی با ضریب اطمینان بالا دست پیدا کنیم و مثال ساده ای مطرح کردیم.

 

وضعیت ایده آل در یک سیستم تولیدی حذف کامل اتلاف ها و رسیدن به حداکثر بهره وری است ولی مسلما دستیابی 100% به این

هدف به سادگی امکان پذیر نیست ، خروجی های بدست آمده از زمان سنجی برای ایجاد شرایط بهینه به طور مستمر بایستی چک و بروز آوری شود ، همواره در یک سلول کاری اتلاف هایی مانند ضایعات و توقف خط رخ میدهد که یک مهندس صنایع ناگزیر به پیش بینی و ملحوظ نمودن این اتلاف ها در برنامه ریزی خود است

 

در مثال قبل ما به خروجی 3750 رسیدیم اما این خروجی تا بررسی میزان واقعی تولید در دوره های زمانی مشخص قابل اطمینان نیست و 3 فاکتور کیفیت ، کارایی و در دسترس پذیری باید در خروجی اسمی دخالت داده شود، حاصل ضرب این سه فاکتور به عنوان عملکرد خط یا سلول کاری می بایست ملحوظ گردد.

 

در ادامه به معرفی این سه فاکتور و سایر مباحث استاندارد سازی می پردازیم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

گفته شد که در تعیین خروجی خط بایستی غملکرد خط تولید یا سلول کاری ملحوظ گردد ، برای تعیین این ضریب از OEE بهره می بریم ،معمولا OEE فاکتوری است که در نت مطرح می شود ولی می توان با بازتعریف این فاکتور از ان برای تعیین عملکرد سول های کاری استفاده کرد:

 

 

هدف از تعیین شاخص :

 

جهت کنترل عملکرد واحدهاي توليد ، تعميرونگهداري و کيفيت جهت شاخص فوق تعريف شده است که اين شاخص تاثير به سزايي در محقق نمودن سفارشات مشتري و آناليز ظرفيت مراکز توليدي (ظرفيت سنجي) دارد.

 

فرمول محاسبه شاخص

 

 

[TABLE=align: right]

[TR]

[TD][/TD]

[TD][/TD]

[/TR]

[/TABLE]

زمان شیفت = زمان در دسترس توليد - زمان توقفات مجاز

 

زمان توقفات غیر مجاز - زمان در دسترس توليد = زمان مفید

 

[TABLE=align: right]

[TR]

[TD]Quality * Performance * Availability[/TD]

[TD]=[/TD]

[TD]OEE[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

 

 

 

Availability (ضريب در دسترس پذيري): اين ضريب معرف ميزان در دسترس بودن ماشين آلات جهت توليد است و ماهيت زماني دارد اگرچه بدون بعد است.

 

زمان در دسترس توليد / (زمان توقفات - زمان در دسترس توليد) = Availability

 

براي بازه هاي بيش از 1 شيفت اين ضريب به صورت مجموع ( سيگما) محاسبه ميشود .

 

 0 < availability < 1

 

Performance (ضريب عملكرد): اين ضريب معرف عملكرد دستگاه در زمان اختصاص يافته به توليد است و ماهيت سرعت دارد اگرچه بدون بعد است.

 

Performance = (سرعت توليد واقعي) / (BOM سرعت توليد)

 

 

براي بازه هاي بيش از 1 شيفت اين ضريب به صورت مجموع ( سيگما ) محاسبه ميشود

 

 0 < performance < 1

 

Quality (ضريب كيفيت): اين ضريب معرف كيفيت محصول توليد شده در زمان اختصاص يافته به توليد است و ماهيت كيفيتي دارد و بدون بعد است.

 

Quality = (تعداد محصول سالم) / (تعداد كل توليد)

 

براي بازه هاي بيش از 1 شيفت اين ضريب به صورت مجموع ( سيگما ) محاسبه ميشود .

 

 0 < quality < 1

 

*موارد توقف برنامه ریزی شده ، سرويس دوره ای ، آزمايشي تكوين محصول جزو زمانهاي در دسترس محسوب نشده و در كاهش OEE موثر نيستند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
ادامه داره؟

 

داشت ولی مورد استفاده قرار نگرفت متوقف شد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
برای من که مفید بودن

امیدوارم که ادامه داشته باشه!

 

خو اینا همش تجربیات شخصیه ولی مورد سوال واقع نشد ، از نظر تئوری oee شاخصیه که تو نت مطرحه ولی اینجا برای برنامه ریزی تولید استفاده کردم هیشکی ایراد نگرف:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

در مورد oee نمیدونم ،شاید گفتی بازتعریف ،به همین دلیل برای کسی سوال ایجاد نکرد:ws3:

نمیدونم شاید بخاطر این کسی سوال نمیکنه چون فکر میکنم بیشتر بچه های تالار تجربه ی کاری زیادی ندارن یا هنوز مشغول درسن (من جمله خودم)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
میشه این مطالب ادامه داشته باشه؟؟؟؟:5c6ipag2mnshmsf5ju3

 

اینا مطلب کی شروع شده 2012 الانم 2014 خودمم حدود 3 ساله کلا از صنایع فاصله گرفتم مطالب بالا هم که گفتم تجربیات شخصیمه دیگه یادم نیس:sigh:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...