mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 خدایا ... تو را به تمام عالم سوگند, آنگاه که عاشقی در تاریکی شب به یاد عشقی اشک میریزد ... کمی نگاهش کن . . 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود از دلت جدا باشد به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد رها کنی بروند تا دو پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد به او که عاشق او بودم زیان برسد خدا کند که فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط آن زمان برسد... 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 نرو !! تنهايم نگذار من تحمل رفتن و ترک کردن کسی را که دوست دارم، ندارم من حسرت کشيدن و دوري و اشک ريختن چشمهايم را نمي توانم فراموش کنم مي گويی برميگردم. من نميگويم تو دروغ ميگويی ولی من به روزگار اعتماد ندارم در لحظه ای که فراموشم کردی بدان که من ديگر نميتوانم زندگی را ادامه دهم! 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 نمی دونم چمه امشب؟ یه حال مبهمی دارم یه عالم حرف نا گفته به احساست بدهکارم ولی می ترسم از گفتن از اینکه دست من رو شه ببین دستای خالیمو یه دنیا بی کسی توشه می ترسم وقتی فهمیدی ازم دوری کنی ، رد شی به این احساس چند ماهه یه جورایی مردد شی یکی هستش که می خوادت بدون حد و اندازه ببین داره غرورش رو به این چند جمله می بازه می خواد مال خودش باشی نه تو رویا نه پنهونی دیگه خسته شده از این نگاه غیر قانونی از این سر در گمی خسته ست از این دوری بدش میاد اون از سمت نگاه تو یه حس مشترک می خواد تموم خستگی هاتو تو آغوش خودش در کن ببین چیز زیادی نیس فقط حرفاشو باور ک 3
آریودخت 43941 مالک ارسال شده در 5 اسفند، 2012 یه لحظه با خودم فک کردم ، شب تا صب نخوابیدم و اینجا نوشتم اصلا کسی نوشته هامو میخونه ؟ [FLASH=width=4 height=4] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 1
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 یه لحظه با خودم فک کردم ، شب تا صب نخوابیدم و اینجا نوشتم اصلا کسی نوشته هامو میخونه ؟ [FLASH=width=4 height=4] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] امشب میخوام كه بشینم از آرزوهام بنویسم امشب میخواد قصه ی ما رو تا صبح بنویسه دل بی صبر باور كن گریه هامو شادی كن كه نمیبینی خنده هامو گریه هامو بذار اول خنده هاتو بذار آخر آرزوهامو تماشا كن كه بی تو در چه حالن گریه هامو بذار اول خنده هاتو بذار آخر آرزوهامو تماشا كن كه بی تو در چه حالن خیلی وقته نگفتم و اشك نریختم تقصیر كارم شاید از خودم خوب عصبیم نمیدونم الان باید ول كنم یا اصرار میخوام مثل بچه ها چشامو ببندم و بخندم و كیف كنم تا بخوام بشمارم تا هزار چونكه مطمئنم بعدش میاد خیلی بچگونه است ولی من عمرا بگم نه نمیخوام من میخوام و بدون نمیذارم كه منو به كشتن بدن خستگیهام حقیقت همینه یعنی من توی رویا ام و خوب وضعیت وخیمه رویا برام بسه سوالم با ترسه كجا الان هستش؟ خداوندا بسه منكه تو زندگیم آخه چیزی جز عشق نداشتم سخت نیست؟ كه اینجوری جزوش نباشم؟ لابد این یه تنبیه.میخرمش به جون بگو آخرش چیه؟ آرزوم بود كه عروس لحظه هات شم من دلیل لحظه لحظه خنده هات شم آرزوم بود كم كم منو ببینی به خدا یه ذره خوبیت بسه واسم گریه هامو بذار اول خنده هاتو بذار آخر آرزوهامو تماشا كن كه بی تو در چه حالن گریه هامو بذار اول خنده هاتو بذار آخر آرزوهامو تماشا كن كه بی تو در چه حالن 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 کسی را میخواهم، نمییابمش میسازمش روی تصویر تو و تو با یک کلمه فرو میریزیاش تو هم کسی میخواهی، نمییابیش میسازیاش روی تصویر من و من نیز با یک کلمه … اصلا بیا چیز دیگری نسازیم و تن به زیبایی ابهام بسپاریم فراموش شویم در آنچه هست روی چمنهای هم دراز بکشیم به نیلوفرهامان فرصت پیچش بدهیم بگذار دستهایم در آغوش راز شناور شوند رویای عشق در همین حوالی مبهم درد است شاید! 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم و در اضطراب گلبوته های جدایی , چشمانم را بسوی صداقت پروانه های شهر برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام , آذین می بندم . به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم , آشیان کردی و بر تاروپود تنم حروف برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام را ترنم نمودی . پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام چشمانت هنوز در من شمعی روشن است . و من… در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام تا مگر بازتاب صداقتمان در دستان تو تجلی کند ….!!! 4
mani24 29665 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست/ جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست/ تنها گناه آینه ها زودباوری ست مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است / سهم برابرِ همگان نابرابری ست دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست / ای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست ساحل جواب سرزنش موج را نداد / گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست 2
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 5 اسفند، 2012 دوستت دارم.... زمانی که خش خش ارام برگهای پاییزی را زیر پاهایم میشنوم بی بهانه دوستت دارممممممممممممممم....... پس بمان با من. من در حطار مردم این شهر گم میشوم. مثل خودت که در حصار گم شدی؛ حصاری پر از تردید و هوس..... 1
آریودخت 43941 مالک ارسال شده در 6 اسفند، 2012 اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر به راستی خواستن توانستن بود محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند همیشه می توانستند تنها نباشند "دکتر شریعتی" [FLASH=width = 350 height = 25] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 2
آریودخت 43941 مالک ارسال شده در 6 اسفند، 2012 من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . . 2
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 اگر پنج دقیقه دیرتر بیدار می شدم یا بند کفشم کمی بازی در می آورد یا به جای تاکسی اول؛ دوم را سوار می شدم یا کمی آرامتر راه می رفتم صندلی روبروی تو را دیگری پر می کرد ... نمی دیدمت ... خدا حساب همه جا را کرده بود بازی در نیاور... 3
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 موهایتـــ را سپیــد می سرایـــم چشمانتـــ را غــزل .... چهــار پــاره می شود دلـــم .... از وزن لبخندتـــ .... . . . 4
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 حواسم هستـــ که دلتنگی را گاهی نباید گفتـــ ... ببخش، برای دوستتـــ دارم راهِ دیگری بلد نیستـم ...! 4
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 کاش می فهمیدی برای این که تنهایم ، تو را نمی خواهم برعکس برای این که میخواهمت ، تنهایم 4
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 فــــراموشی نعمتی بود تا گذشته ها رو از یاد ببرم .... لعنت به دوربین عكاســـی!! 4
mani24 29665 ارسال شده در 6 اسفند، 2012 هنوز هم گاهی دلتنگ میشوم ؛ نه برای تو… برای آن کسی که فکر میکردم تو بودی ... 4
آریودخت 43941 مالک ارسال شده در 7 اسفند، 2012 مینویسم از دلــــــــم شایـــــــد که دل شادان کند یاد رویت مرهمی بــــــر آن غـــــــم هجران کند، مینویسم تا کـــــــــه جمله هـر کـــدام از عاشقان بشنوند ، و خوانــدن آن چشمشان گـــــــــریان کند، هـــــــــر زمان امید دارم بــــــر وصالت میرسم، غافل از آنـــــــــم فراقت این دلـــــــــم نالان کند، ترسم این عمــــر از غمت روزی به پایانش رسد، آرزوی وصل تـــــــو چشم مرا حیـــــــران کند ، من که عمـــری عشق را بیهوده می انـــــگاشتم، فاش گویم کاین تــــــــــــواند درد من درمان کند ، ماهروی خوب من در دل غــــــــم عشق تو بود ، شاید آن روزی کــــه بیند دیــــــــده ام تابان کند، گــــــرچه میدانم به مشتاقی رویت مانـــــــده ام ، می رسد موعود دیـــــــــــدارت سرم سامان کند ، کاش میشد زنــــــــــدگی اینقدر تلخی ها نداشت، تا تواند دل غــــــــــم هجر تــــــــو را پنهان کند، حسرت دیــــــــــدار رویت روز تا شب طی شود ، هر سحر ساعی بــــــــــدان جان در بر جانان کند 1
mani24 29665 ارسال شده در 8 اسفند، 2012 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام نگو چه زود می روم نگو برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام نداشت می روم نگو حیف, جایش خالیست... پر می کند دیگری جایم را می روم در شبی که صبحش را جای دیگرخواهم دید می روم نگو برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام نگو برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام را گم کرد بگو در احساس ها گم شد می روم حتی بغض نکن می روم اشک هایت را برای دیدار بگذار می روم تو برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام را به یاد دار............ برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 4
ارسال های توصیه شده