azarafrooz 14221 ارسال شده در 22 مهر، 2012 دیگه عنوان واضح هست اولین شعرم میگذارم : چو گفتـــــار بيهــوده بسيــار گشت سخنگوي در مردمي خوار گشت به نايـافت رنجه مـكن خـــــويشتن كه تيمـار جان باشد و رنج تـن نون بده 3
judyabott 8886 ارسال شده در 30 آبان، 2012 نام ايــــران رفته بــود از يـاد تا تـازي و تـرک ترکــتــازي را بــرون راندند لاشـــه از کـمين 1
زوپیر71 92 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 نگفتم سه روز این سخن را به کسمگر پیش دادار فریاد رس سخن هرچه پرسم همه راست گوی متاب از ره راستی هیچ روی
kimia 4172 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 یکی تیر زد بر سرش گستهم که با خون برآمیخت مغزش بهم نگون گشت و هم در زمان جان بداد شد آن نامور گرد ویسه نژاد
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود از این پرده برتر سخنگاه نیست ز هستی مر اندیشه را راه نیست
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 تو رفتی و گیتی بماند درازکسی آشکارا نداند ز راز ز روز گذر کردن اندیشه کن پرستیدن دادگر پیشه کن به نیکی گرای و میازار کس ره رستگاری همین است و بس منه هیچ دل بر جهنده جهان که با تو نماند همی جاودان
Tamana73 28835 ارسال شده در 24 آبان، 2017 همــــان گنج و دينار و كاخ بلنـــــد نخواهــــد بدن مرترا ســـودمند فــريــدون فــرّخ، فرشته نبـــــــود بــه مشك و به عنبر، سرشته نبود
ارسال های توصیه شده