spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 وجود مظلوم همواره چنين تعديل و توجيه ميشد كه در دنياي خيالي و رويايي پس از مرگ ,همه چيز جبران خواهد شد. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 تا آگاه نشده اند، هیچگاه عصیان نمی کنند، و تا عصیان نکنند، آگاه نخواهند شد. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 حزب می کوشید تا غریزه جنسی را از بین ببرد، و در صورت عدم موفقییت، آن را دگردیسه ساخته و به کثافتش بیالاید. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 اما رنجبران، در صورت آگاه شدن از قدرت خویش، نیازی به توطئه نمی داشتند. تنها باید قیام می کردند و مانند اسبی که مگس ها را از خود می تکاند، خود را تکان می دادند. در صورت انتخاب، همین فردا می توانستند حزب را از هم بپاشند. به یقین، دیر یا زود، به این فکر می افتادند. و با این همه ...! 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 همه سندها و گزارش ها یا تحریف و یا نابود شده، همه ی کتاب ها بازنویسی شده، تصاویر دوباره نقاشی شده، ساختمان ها، خیابان ها، مجسمه ها تغییر نام پیدا کرده اند و همه ی تاریخ ها عوض شده اند و این جریان روز به روز و دقیقه به دقیقه ادامه دارد. تاریخ متوقف شده. تنها چیزی که وجود دارد، زمان حال پایان ناپذیره که در آن همیشه حق به جانب حزب است. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 آمار افسانه ای همچنان از تله اسکرین(وسیله ای شبیه تلویزیون) بیرون می ریخت. در مقام قیاس با سال گذشته غذای بیشتر، لباس بیشتر، خانه ی بیشتر، ظروف آشپزی بیشتر، سوخت بیشتر، کشتی بیشتر، هلیکوپتر بیشتر، کتاب بیشتر، کودک بیشتر - همه چیز بیشتر شده بود الا مرض، جنایت، و جنون. سال به سال و دقیقه به دقیقه، هرکس و هرچیز به سرعت مدارج ترقی را می پیمود. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 به لحاظ طبقه پایین، هرگونه تغییر تاریخی مفهومی بیش از تغییر در اسامی اربابانش نداشته است. 1984/ جورج اورول 2
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 آنها میخواهند آدم تمام مدت سرشار از انرژی باشد. تمام راهپیماییها و بالا و پایین رفتنها و پرچم تکاندادنها فقط برای پر کردن جای خالی رابطهٔ جنسی است. اگر در درونت شاد باشی، چرا باید برای برادر بزرگ(ناظر کبیر) و برنامه «سهساله» و «هفته ابراز تنفر» و بقیه کارهای آنها به هیجان بیایی؟» 1984 / جورج اورول 1
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 چند نفر در مورد بلیط بخت آزمایی صحبت میکنند...: وینستون با گردونه قرعه شکی که به دست وزارت فراوانی نظم و نسق داده میشد کاری نداشت. اما خبر داشت _در واقع همه اعضای حزب خبر داشتند_که جایزه ها اغلب تخیلی بودند!! تنها به برندگان جوایز کوچک پولی پرداخت میشد. برندگان جوایز بزرگ آدم های لاوجود بودند. 1984/ جورج اورول 2
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 تاریخ چیزی نبود جز لوحی رنگ باخته که مدام آن را پاک می کردند و دوباره آن طور که لازم می دانستند ، بازنویسی می کردند. 1984/ جورج اورول 2
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 - مگر متوجه نیستی که تمام هدف "گفتار جدید" تنگ کردن حیطه ی اندیشه است؟ در پایان جرم اندیشه را امری محال خواهیم ساخت،چون واژه ای برای بیان آن در میان نخواهد بود 1984 / جورج اورول 2
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 در اظهار نظر وزارت فراوانی، تخمین زده بودند که میزان تولید پوتین برای یک فصل بالغ بر صدوچهل میلیون جفت خواهد شد. تولید واقعی شصت و دو میلیون جفت بود. ولی وینستون در بازنویسی، تخمین وزارت فراوانی را به پنجاه و هفت میلیون جفت تبدیل کرد تا طبق معمول بتوانند ادعا کنند میزان تولید از سهمیه ی در نظر گرفته شده بالاتر بوده است. به هر حال هیچ کدام از ارقام شصت و دو میلیون، پنجاه و هفت میلیون و یا صد و چهل میلیون به حقیقت نزدیک نبود. بلکه به احتمال زیاد اصلاً پوتینی تولید نشده بود. تنها چیزی که همه می دانستند این بود که در هر فصل تعداد سرسام آوری کفش تولید می شد، درحالی که شاید نیمی از جمعیت اوشنیا پابرهنه بودند. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 روی سکه ها ، روی مهر ها ، روی جلد کتاب ها ، پرچم ها ،پوستر ها و کاغذ های روی پاکت های سیگار ، همه جا . چشم ها تو را زیر نظر دارند و صداهایشان در گوش می پیچد. خواب یا بیدار، در حال کار یا خوردن ، داخل خانه یا بیرون ،در حمام یا تختخواب ، راه گریزی نبود. هیچ چیز جز چند سانتی متر مکعب فضای درون مغزت مال خودت نبود. 1984/ جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2013 آدمی دیکتاتوری را به منظور حراست از انقلاب برپا نمی کند، بلکه انقلاب می کند تا دیکتاتوری را برپا کند. 1984 / جورج اورول 3
spow 44202 ارسال شده در 2 تیر، 2013 رسم بر این شده بود که هر وقت خرابکاری پیش می آمد به سنوبال مربوطش می کردند. اگر شیشه ی پنجره ای می شکست یا راه آبی مسدود می شد می گفتند که سنوبال شبانه آمده و مرتکب آن شده است، وقتی کلید انبار آذوقه گم شد تمام حیوانام مزرعه معتقد بودند که سنوبال آن را در چاه انداخته است. و غریب اینکه حتی بعد از آن که کلید را که اشتباهاً زیر کیسه آذوقه گذاشته بودند و آن را پیدا کردند بازهم به اعتقاد خود باقی بودند. به نظر می آمد که سنوبال اثری است نامرئی که تمام فضا را احاطه کرده و آنها را به هر خطری تهدید می کند. مزرعه حیوانات / جورج اورول 2
ارسالهای توصیه شده