HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 تهوع مغزی یه مرحله بعد از شستشوی مغزیه:icon_pf (34): یه مرحله بعدشم لابد مرگ مغزیه مگه مورتال کمبت ه که هی مرحله مرحله میکنی سخت نگیر ننه،همش یه روزی تموم میشه 3
alimec 23104 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 یه مرحله بعدشم لابد مرگ مغزیهمگه مورتال کمبت ه که هی مرحله مرحله میکنی سخت نگیر ننه،همش یه روزی تموم میشه 1
کهربا 18091 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 نه تنها جزاير سه گانه ، بلكه از جنوب سيبري تا شمال صحراي عربستان و از شرق چين تا غرب مديترانه مرزهاي باستاني ايران بزرگ قرار دارد و در آخر تمامي فرزندان به مادر خويش بازخواهند گشت. 4
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 2 خرداد، 2012 بیشتر مردم دوروبریاشونو مثه ی وسیله میبینن بعضیا حتی بچه هاشونم واسشون حکم وسیله داره چ برسه ب بقیه ک اونم ب لطف نسبتای فامیلی ما شدیم فامیل درجه دوم اینجور آدما تا جایی ک بتونن ازت استفاده میکنن ب هدفشون ک رسیدن نخود نخود ما ک رفتیم آسیا شما بمون تو خماریش من اگه يه روز بخوام خود كشي كنم تو نامه خود كشيم به جاي به مي نويسم "ب" و به جاي كه مينويسنم "ك" بعد هر كه بخواد نامه رو بخونه ميفهمه كه چقد حالم بود بوده به كسي مشكوك نميشه 3
El Roman 31720 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 نه تنها جزاير سه گانه ، بلكه از جنوب سيبري تا شمال صحراي عربستان و از شرق چين تا غرب مديترانه مرزهاي باستاني ايران بزرگ قرار دارد و در آخر تمامي فرزندان به مادر خويش بازخواهند گشت. اسب ها را زین کنید و گرز ها را بردارید، به پیش سرزمین های 5000000 سال قبلیمون رو برمیگردونیم، هرکسی هم جلومون وایسه تیکه پارش میکنیم به ناموسشون هم تجاوز میکنیم شهرهاشون رو به آتیش میکشیم آخرش هم کتیبه صلح مینویسم سال 2012 هست با 2012 پیش از میلاد اشتباه گرفتی، ملت متوهم 3
::: شیـــما ::: 6955 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 من اگه يه روز بخوام خود كشي كنم تو نامه خود كشيم به جاي به مي نويسم "ب" و به جاي كه مينويسنم "ك" بعد هر كه بخواد نامه رو بخونه ميفهمه كه چقد حالم بود بوده به كسي مشكوك نميشه کلا فک نکنم کسی ب کسی مشکوک بشه اینایی ک کارشون ب خودکشی میرسه رفتاراشون از قبل خبر میده ک آی ملت من ب تهش رسیدم منو دیدی ؟ ندیدی 6
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 2 خرداد، 2012 ديروز صبي از اتاق كه زدم بيرون تو سالن اصلي شركت چاي به دست يهوو ديدم 8 تا دختر رو به روم ايسادن زل زدن تو چشام اونم از فاصله يك متري بطن چپ قلبم تركيد اول اينجا منطقه دختر خيزي نيست دوما همشون گله اي جمع شده بودن بيان تو ...... بلافاصله برگشتم داخل اتاق پشت در ليوان چاي عينهو اب سركشيدم اونقد داغ بود كه ماتحت حلقم سوخت نفسم بند اومد دوباره در جا برگشتم ديدم زوركي جلو خندشون را گرفتن بعضي شون سرخ شدن بودن از خجالت ... نميدونم چرا ولي يه چند دقيقه اي گذشت تا همه چي جمع جور شد ..سر صحبت و باز كرديم دانشجو بودن براي كار اموزي اومده بودن .... 8
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 2 خرداد، 2012 يه بعد از ظهري قلبم وايساد ... زير بغلشو گرفتم لنگون لنگون رفتيم گوشه حيات زير اون درخت قديمه هست دو تا صندلي چوبي و يه ميز گرد گذاشته نشستيم كلي حرف زديم قهوه خورديم از روياه هاي مشترك گفتم از اينكه هنوز زودِ راه زيادي در پيش داريم از اميد از اينده ...تا غروب طول كشيد 9
EVF 5465 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 چه فایده دارد که بجنگیم ولی هدف خود را از انقلاب بدست نیاوریم. همینگوی 5
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 2 خرداد، 2012 تعريف از خود نباشه ولي من بين گنجشك و قناري ، كلاغو بيشتر دوست دارم . 4
کهربا 18091 ارسال شده در 2 خرداد، 2012 نمی دونم چرا ولی احساس می کنم غار غار اینجوریه نه اینجوری قار قار! به نظرم غار غار صدای قشنگتری نسبت به قار قار داره 5
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 4 خرداد، 2012 گوشم سنگین شده بود رفتم دکتر گفت سرما خوردی گفتم نه گفت چیزی توش کردی گفتم آره انگشت دستم بغضی وقتا گوش پاکن ... گفت دوتا قطره مینویسم استفاده کن بعد بیا شتشو بدم بعد گفت هر درد یا مشکل کوچیکی حتی یه جوش ساده را اگه باش ور بری ممکنه تبدیل به یه مشکل بزرگ درد بیشتر و یا زخم بشه که قابل حل نباشه مهندس ... ....... به این فکر کردم که چقد تو زندگی خراش های کوچیک را با ور رفتن تبدیل به زخمای عمیق و کاری کردم 3
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 4 خرداد، 2012 یه بارم به اتفاق خانواده رفته بودیم بیرون گردش زیر یه درخت بزرگ تو یه باغ سبز کنار دریا اتراق کردیم بعد من یه دوربین فیلم برداری را جوری که کسی نفهمه گذاشتم بالای یه درخت نزدیک دو ساعت فیلم گرفتم مثل یه دوربین مخفی !!! عجب فیلم رویایی شد عجب روز رویایی و عجب طبیعت رویایی بود هنوز که هنوزه با توجه به تمام شواهد و قراینی که تو فیلم موجود هست به واقعی بودنش شک میکنم 2
هولدن کالفیلد 19948 سازنده ارسال شده در 4 خرداد، 2012 یکی از اصول رمان و داستان نویسی مدرن اینه که خیلی از حرفا و اتفاقات را نویسنده نمیگه بلکه بیان میکنه و بین این دو خیلی فرق هست 2
کهربا 18091 ارسال شده در 5 خرداد، 2012 به سلامتی بهروز وثوق که گفت : رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى, عاشقت نيست بهش كلك بزنى, رفيق مقدسه,بايد جلوش زانو بزنى...! اینو خوندم یاد آتروس افتادم خدا رحمتش کنه
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری