sogand_aryan 211 ارسال شده در 5 اردیبهشت، 2012 درود برگرامیان من این دست نوشته را خودم واژه های که پارسی نبودن را زدوده ام وکوشش بران داشتم که کمتر دگر واژه در متن جای بگیرند گرامیان گره ای در دست نوشته باز یاوتند به مهتری خود در گذرند روزگاری جوانی با کسان خود کشمکش کند و ازکاشانه بیرون زند و راهی سرای یاور شود دیرزمانی در ان سرا ماندگار...... با گذشت زمان بانوی را سرکوی میبیند وبه او سخن نابجا می گوید در ان هنگام یاوری به او میگوید می دانی این کی بود ؟!!!!!!!! وجوان در پاسخ می گوید نه نمی دانم !! او همشیره همان یاوری بود که دیر زمانی سور گردانت بود . شکنجه روان می گیرد به سوی سرای یاور، براه می افتد ودر همان هنگام میرسدمی بیندیاورباده می نوشد به یاور می گوید....در گذرید ...من سر کوی بر بانوی سخن نابجا گفتم ولی نمیدونستم که همشیره توست ! . . . . . . یاور جام می را بالامی گیردو میگوید به..... تندرستی یاوری ... که دیرزمانی را فرو برد و ارامید ولی همشیره مارا نشناخت . کشمکش =دعوا . بانو=خانم .سرکوی =سرکوچه.همشیره=خواهر.سخن نابجا=حرف نادرست تیکه .سور گردان =میزبان مهمان پذیر. یاور =دوست.شکنجه روان =عذاب وجدان درگذرید=ببخشید. تندرستی =سلامتی فروبرد=خوردن.ارامید=استراحت سوگند وارین 3
ارسال های توصیه شده