رفتن به مطلب

★ღ☆ زیـبـا ؛کوتاه؛ عـاشـقـا نــه ★ღ☆


saba mn

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ميترسم پشت اون نقاب زيبا تو نباشي

ميترسم که دلم با اين حقيقت روبروشه

برام نقش يه عاشق پيشه رو بازي کني باز

ميترسم که يهو براي من دست تو روشه

مثل ديونه ها چشمامو بستم که حقيقتو نبينم

يه رازي پشت حرفات که هنوزم من ازش چيزي نفهميدم

ولي ايکاش اتفاقاي زمونه جوري ميافتاد

که يه روز ميشد حتي تو خوابم شده اينده مو از نزديک ميديدم

  • Like 1
  • پاسخ 960
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

واسه فهمیدن حالت

 

باید دریایی شه حالم

 

باید از تشنگی رد شم

 

به این احساس می بالم

 

واسه فهمیدن حالت

 

که دلتنگی رو می فهمه

 

باید خالی بشه پشتم

 

چه قدر تنهایی بی رحمه

  • Like 1
ارسال شده در

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی،

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

 

نظر شخصي:يادمون باشه هر چيزي موقعي داره حتي گفتن دوستت دارم.

  • Like 1
ارسال شده در

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نهاینکه مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز

من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست

با او چه خوب می شود از حال خویش گفت

دریا که از اهالی این روزگارنیست

امشب ولی هوای جنون موج میزند

دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین

دریا هم اینچنین که منم بردبار نیست

  • Like 1
ارسال شده در

گفتی ساده باش .....

ساده نگاه کن .......

ساده بگیر ........

ساده فکر کن .....

 

و ساده نگاه کردم ،

ساده فکر کردم ،

ساده گرفتم ،

چقدر زیباست زندگی اگر نگاهمان ساده باشد ، پاک و بی آلایش .....

حال ساده نُه حرفم را کنار هم می گذارم ..... دوستت دارم .....

خیلی ساده است ؟ نه ؟! ولی تو هرگز نفهمیدی .......

چرا ؟!؟

چون ساده نبودی .....

  • Like 1
ارسال شده در

{قلب من در هر زمان خواهان توست}

 

{این دو چشم عاشقم مهمان توست}

 

{گرچه لبریز از غمی درمانده ام}

 

{این نگاهم در پی درمان توست}

 

{در میان ظلمت شبهای غم}

 

{چلچراغ قلب من چشمان توست}

 

{در کنارم لحظه ای آسوده باش}

 

{همدم دستان من دستان توست}

  • Like 1
ارسال شده در

93.gif

{باران صدایم می زند ازپشت این دیوار غم}

 

{ازپشت این دلمردگی باقطره هایش دم به دم}

 

{باران صدایم می زند با شوروبا سرزندگی}

 

{با خود به دورم می برد ازسرزمین تشنگی}

 

{باران صدای عشق توعشقی که تنهایم گذاشت}

 

{عشقی که بیم مردنم با رفتنش هرگز نداشت}

 

{باران صدای گریه ام در خلوت شبهای دور}

 

{آواز تلخ من در کوچه ها ی سوت و کور}

 

باران صدایم می زند از خاطرات گم شده}

 

{آمد سراغ خستگی گوید جهان روشن شده}

 

{باران نویدم می دهد عشقت فراموشم شود}

{آخر تمام عشق من همراه باران می رود}

  • Like 2
ارسال شده در

هرگز این قصه ندانست کسی
}

 

{
آن شب آمدبه سرای من و خاموش نشست
}

{
سر فروداشت نمی گفت سخن
}

 

{
نگهش از نگهم داشت گریز
}

{
مدتی بود که دیگر با من
}

{
برسر مهر نبود
}

{
آه این درد مرا می فرسود
}

 

{
او به دل عشق دگر می ورزد
}

 

{
گریه سر دادم در دامن او
}

 

{
های هایی که هنوز
}

 

{
تنم از خاطره اش می لرزد
}

 

{
بر سرم دست کشید
}

 

{
بوسه بخشید به من
}

 

{
لیک می دانستم
}

 

{
که دلش با دل من سرد شده است
}

 

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.

  • Like 2
ارسال شده در

تنهایی را دوست دارم

 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست....

تنهايي را دوست دارم زيراعشق دروغي در ان نيست....

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم....

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند تنهاست....

تنهايي را دوست دارم زيرا....!؟

  • Like 2
ارسال شده در

خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه مال من باشه

اما بدون تو شبا فقط میکردم دائما ناله

میخوام بشینمو گریه کنم ولیکن فایده نداره

چون اینو میدونم که با تو بودن یه رویای محاله

  • Like 1
ارسال شده در

دیدگانت را

نبند ...!

نگاهت را

ندزد ...!

تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم،

از گوشه چشمهایت تلاوت می شود...

  • Like 2
ارسال شده در

رفتن دلیل نبودن نیست ...!

 

در آسمان تو پرواز می کنم

 

عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش

من بیزار از خود و کرده ی خویش

 

دل نامهربانم را بر دوش می کشم

تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

 

در اوج نیزار های پشیمانی

به ابرهای سیاه سرگردان که با من از یک طایفه اند

سلام می گویم ،

 

تو باور نکن اما من عاشقم !

  • Like 2
ارسال شده در

هیچ کس باور نمی کند

که من

به خاطر صدایی که

دوباره بشنوم

در کوچه های شبانه

تلف شدم ... مُردم ...

 

تو صدای دل انگیز ترانه ای بودی

که در یک شب مهتابی

از جهتی مجهول به گوش می رسید ...

 

هیچ کس باور نمی کند

که من ...

به خاطر ...

به خاطر تو آواره ی باران شدم ...

  • Like 2
ارسال شده در

تو

آواز پرندگانم بودی

رویای خاطره های دوردست

که زیبایی ات

مثل نسیم

از لابه لای درخت ها گذشت

اما...

به شانه هایت اعتمادی نبود

و این گونه

نقش بر زمینم کردی ...

  • Like 2
ارسال شده در

تو نیستی

اما من

برایت تولد گرفته ام!

شمع ها را فوت می کنم!

مبارک است...!

 

تو نیستی

اما من برایت چای می ریزم

دیروز هم

نبودی که برایت بلیت سینما گرفتم!

 

دوست داری بخند

دوست داری گریه کن

و یا دوست داری

مثل آینه مبهوت باش

مبهوت من و دنیای کوچکم!

 

دیگر چه فرق می کند

باشی یا نباشی

من با تو زندگی می کنم...!

  • Like 2
ارسال شده در

گُلِ همیشه ی یادت همیشه در دل من

همیشه همدم و همراه من،مقابل من

 

حضور دائم سبزت به باغ خاطره هام

عبور روشن یادت،چراغ خاطره هام

 

به گوش منتظرم جاری صدای تو سبز

همیشه یاد تو خرّم،همیشه جای تو سبز

 
  • Like 2
ارسال شده در

یادت باشه که دنیا با تو آغاز می شود

روز با تو و خورشید با تو گرما می گیرد

نسیم با بوی خوش تو جاری می شود

و بهار برای تو خود را می آراید ...

 

یادت باشد که شب بی نگاه زلال تو دلش می گیرد

و پرندگان به خاطر تو عاشقانه می خوانند ...

 

وقتی نگاه می کنی

چشمی هست که تو را می نگرد ...

 

باور کن ...

 

نگاه زیبایت و زیبایی نگاه را باور کن

و دنیا را با نگاهت زیبا تر کن ...

  • Like 3
ارسال شده در

حوا نافرماني کرد

آدم پشتش بود

اما امروز

آدم که ديگر نيست

هر چه که هست نامردمانيست که به گناه ناکرده

............از پشت خنجر ميزنند

و حوا را به صلابه ميکشند

امروز

حوا از نبود آدم ميترسد

  • Like 2
ارسال شده در

نذر کرده ام ، آنگاه که تو بیائی به اندازۀ تمامِ مهربانی هایت غزل بسرایم ؛

 

کمکم کن: می خواهم عاشق ترین شاعرِ دنیا باشم.

ارسال شده در

پیراهنی که هرگز به تن نکردی را در باد می آویزم؛

.

.

.

 

روزی،

شاید،

بوی تو را گیرد ...


×
×
  • اضافه کردن...