EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد بلامنازع سنتور اردوان کامکار اردوان كامكار، موسیقی دانی از نوع دیگر در سال هزار و سیصد و چهل و هفت، در سنندج به دنیا آمد. او از چهار سالگی ساز را آغاز كرد. در سنی كه همبازیانش در كوچه های شهر به بازی مشغول بودند. پدرش حسن كامكار و در ادامه برادر بزرگش پشنگ، او را به سطحی از نوازندگی رساندند كه توانست از توانایی های خودش آگاهی یابد. پشنگ ردیف ها را به او آموخت. اردوان از كودكی در گروه های موسیقی كه توسط پدرش در فرهنگ و هنر تشكیل شده بود، به عنوان نوازنده سنتور شركت داشت. محیط خانه نیز به شكلی جدی، از موسیقی لبریز بود و فضایی بی نظیر برای پرورش، رشد و شكوفایی فراهم آورده بود. علاقمندی، استعداد، وضعیت مناسب فیزیكی و... همگی دست به دست هم دادند تا اردوان بتواند رشد كند. در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه به تهران آمد و فعالیتش را جدی تر كرد. با كمك دیگر برادرانش هوشنگ و ارسلان، درس های هارمونی، كنترپوان، و اصول آهنگسازی را فرا گرفت. سنتورش را به سطح خوبی از لحاظ تكنیكی رسانده بود و در زمینه نوازندگی، ردیف موسیقی، گروه نوازی، اصول و مبانی موسیقی و آهنگسازی هم به درجاتی نسبتا خوب رسیده بود. و در این زمان بود كه توانست موسیقی زمانش، نوازندگی سنتور و جایگاه و خواسته خودش را محك بزند. بله فقط در این موقعیت است كه می توان كاری كرد. كلمه موقعیت كلمه بسیار مناسبی است، چرا كه شخص راهی سخت و دشوار را رفته و توان ذهنش آنقدر بالاست كه سنجش، و نتیجه اش برایش قابل درك است. می تواند سطح خودش را در بین اطرافیانش بسنجد. اردوان قبل از سال شصت و چهار، یعنی زمانی كه فقط هفده سال داشت، دریا را ساخت. در سال شصت و نه آن را اجرا و به فاصله ای كم آن را در تالار وحدت به روی سن برد. كاری كه به گواه كسانی كه نوازنده سنتور هستند، كاری بسیار جدی و با تكنیكی بالاست. اردوان گونه دیگری می نواخت و شاید به همین دلیل و مهمتر از آن به خاطر سنش، نسبت به او بی توجهی شد. شاید اگر اساتید آن زمان كه سن و سالی داشتند، چنین كاری می كردند، سخت مورد توجه قرار می گرفت. به همراه گروه خانوادگی شان، دور دنیا را چرخید و تجربه اش را به حدی بالا برد كه هم اكنون وقتی با كامكارها روی سن می رود، به چیزی جز آداب سن و احترام به بزرگتر، فكر نمی كند. چرا در مورد این گروه، موسیقی خودش می آید و نیازی به كشتی گرفتن با ساز نیست. موسیقی در كامكارها از زمانی كه پرده سن كنار می رود آغاز می شود. در این گروه پشنگ نیز سنتور می نوازد. استادی كه بنا به گفته بعضی نوازندگان، كه البته سلیقه ایست، صدای مضراب و سازش، خوش صداترین است. او استاد اردوان نیز است. اگر گذرتان به كنسرت كامكارها افتاد، با كمی دقت، می بینید كه سلسله مراتب به بهترین شكل رعایت می شود. برخلاف بعضی گروه ها كه بر سر صدای میكروفن ها دعواست، در این جا جز احترام چیزی نمی بینید. تكنوازی اول، همیشه با قشنگ است، و پس از آن پشنگ و به ترتیب تا به اردوان. اردوان كامكار، نوازنده ای است كه سازش خصوصیاتی منحصر به فرد دارد. در زمینه وسعت صدایی و استفاده از امكانات فیزیكی ساز، توانسته ساز را به حد خوبی برساند. آشنایی با اصول آهنگسازی وی را در ساختن قطعاتی اغلب كنترپوانتیك، كمك كرده و قطعاتی با تركیب چند ملودی همزمان را پدید آورده كه از لحاظ تكنیكی در سطحی بالا قرار دارند. اردوان در قطعاتش بسیار از فاصله استفاده می كند و آكوردهای شكسته را به وفور در كارهایش می توان شنید. تقسیم ملودی های قطعات و تقسیم آن ها در دو دست یكی دیگر از ویژگی های نوازندگی اش است، و یكی از مهمترین توانایی هایش، قدرت مساوی دستانش است كه مضراب های چپ و راستش را یكدست كرده است. ذهن خلاق او، توانایی تكنیكی و در این زمان، اعتماد به نفس بالایش به او اجازه هر كاری را می دهد. اردوان هم اكنون هم مشغول ساختن و نواختن است و این كار برایش عادت شده و بهتر بگوییم، جزیی از زندگی اش شده است. تدریس می كند و كنسرت می دهد. اردوان كامكار به جایی رسیده كه باید بیشتر از این ها مطرح شود. بر روی اردوان و موسیقی اش بیشتر دقت كنیم، او حرفی نو برای گفتن دارد. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد جلال ذوالفنون برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام جلال ذوالفنون سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و از ده سالگی به نوازندگی سه تار پرداخت. برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت، در آنجا سه تار چندان مورد استفاده نبود و او اجباراً تار را برگزید. با سازهای دیگر چون ویلن نیز آشنا شد و آن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در این حال سه تار را همچنان می نواخت. در هنرستان از رهنمودهای مرحوم موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد و به این ترتیب هشت سال آموزش وی در هنرستان به فراگیری سه تار، تار و ویلن گذشت. همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا راه یافت و با شخصیت های ارجمند موسیقی ایران نظیر مرحوم نورعلی برومند و داریوش صفوت آشنا شد. از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار کسب کرد. از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد ، در ادامه راه از روشهای اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائیهای ارزنده مرحوم استاد احمد عبادی بهرهٔ فراوان یافت. پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. در این سالها از راهنمایی استدان یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید. پس از اتمام دانشکده در همان جا و نیز مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. حضور در این مرکز باعث شد از محضر اساتیدی چون سعید هرمزی و یوسف فروتن بهره گیرد. او تا به حال در کنسرت ها و برنامه های متعدد هنری داخل و خارج کشور شرکت داشته و آثار هنری بسیاری از خود به جای گذاشته است. در سال های اخیر او بیشتر به تدریس و تحقیق در زمینه نوازندگی سه تار پرداخته است. در این رهگذر به شیوهها و روشهای تازهای پرداخته که حاصل آن تألیف کتابهایی در زمینهٔ آموزش و تکنیک سه تار و همچنین ضبط برنامههای متعددی به صورت کاست مخصوصا آثار ماندگاری چون گل صد برگ و آتشی در نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آثاری برای تکنوازی از جمله آلبومهای پرند، پیوند، پرواز، دل آوا، دانههای مروارید، رقص مضراب و غیره است. 1 لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد. در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد. او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...) استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است. فعالیت های هنری استاد: سرپرستی گروه های همنوازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا، گروه عارف و گروه سازهای ملی، شرکت در چهار دوره هنر شیراز، شرکت در اجرای باله گلستان اثر موریس بژار کنسرت ها: کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز)، شورانگیز ( تالار وحدت)، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان( تالار وحدت)، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت، فرهنگسرای بهمن) خارج از کشور:فستیوال لوس آنجلس، فستیوال هنرهای شرق بولونیا ( ایتالیا)، کنسرت در مراسم افتتاح شهر موسیقی ( پاریس)، کنسرت در موزه واشنگتن، کنسرت به دعوت موسسه جهانی موسیقی( نیویورک) کنسرت های گوناگون در رادیو فرانسه، بلژیک، سوئد، کنسرت در دانشگاه سیاتل (آمریکا) ، دانشگاه ییل (آمریکا)، آلبرت هال لندن، کنسرت با هنرمندان هندی در لوس آنجلس و سانفرانسیسکو. فعالیتهای آمورشی : تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، کانون فرهنگی- هنری چاووش، هنرستان موسیقی، و کلاسهای خصوصی، عضویت در هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست هنرستان موسیقی(پسران) خارج از کشور:تجزیه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه یو. سی. ال. ای. (آمریکا)، دانشگاه سیاتل (آمریکا). آثار آموزشی: ده قطعه برای تار( کتاب، چهار جلد)، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( کتاب)، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)، ردیف مقدماتی ( کتاب سوم هنرستان). هم نوایی برای سازهای ایرانی:نوا، سواران دشت امید، حصار، سرودهای آذربایجان، شورانگیز، راز و نیاز. صبحگاهی، نوبانگ کهن و آوای مهر. تکنوازی(شیوه سنتی):ماهور(تار) و سه گاه ( هجرانی) "تار" تکنوازی ( شیوه ابداعی):ترکمن ( سه تار)، پایکوبی (سه تار)، هم نوایی ( تار)، نوا (تار)، همایون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بیات ترک. ارکسترال:نی نوا، عصیان، واریاسیون های کردی. موسیقی فیلم:چوپانان کویر ( حسین مجوب)، دلشدگان ( علی حاتمی)، گبه ( محسن مخملباف)، زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی)، میراث کهن، زشت و زیبا( احمد رضا معتمدی) لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ نام پرآوازه نوازنده کمانچه استاد فرج علیپور فرج عليپور در سال 1337 در خرم آباد متولد شد . نواختن كمانچه را در كودكي نزد عمويش ( ميرو ) فرا گرفت . در هفت سالگي كمانچه را به خوبي و با تسلط مي نواخت . آشنايي كاملش با موسيقي لري و چيرگيش در نواختن ، او را زبانزد همگان كرد . فرج با اينكه كمانچه و آواز را نزد استاد فرا نگرفته و تنها از راه انتقال سينه به سينه موسيقي لري هنر خود را به كمال رسانده و به تكنيك والايي در نواختن كمانچه دست يافته است ، كه برخورداري از همين تكنيك او را ياري كرده است تا بتواند آوازها و مقام هاي موسيقي لري را بهترين نحو اجرا كند . در سال 1348 مردم خرم آباد براي اولين بار صداي كمانچه فرج را در صفحه هاي گرامافون « دختر دهاتي » و « كيزه و شو » به خوانندگي بهمن اسكيني شنيدند ، پس از آن آثار بسياري از اين هنرمند بزرگ لرستان منتشر گرديد كه كاست و سي دي هاي « تفنگ » و « دالكه » به خوانندگي رضا سقايي – يافته ، آرزو و قديم صياد به خوانندگي بهمن اسكيني – حرف دل با صداي غلام رضا سبزعلي – گل باغ با صداي فضل اله صفاري و نيز آثاري همچون موسيقي محلي لري ، داغ شقايق ، تال ، شاديانه ، درسوگ آفتاب ، شكوفه هاي موسيقي لرستان ، چوپي ، عزيز دل ، ميراث عشق ، شانه شكي ، سوز سيل ، قاليباف و 000 را با كمانچه و آواز خود در اختيار علاقمندان موسيقي لرستان قرار داد . فرج از سال 1992 تا كنون كنسرت هاي متعددي را در كشور هاي : آلمان ، فرانسه ، بلژيك ، انگليس ، سوئد ، نروژ ، دانمارك ، استراليا ، عراق و دبي اجرا نمود . لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد علی اصغر بهاری زندگینامه استاد : علي اصغر بهاري ، به سال 1284 در ناحيه بازار عباس آباد تهران متولدشد و کمانچه را نزد علي اصغر سه دايي داشت به نامهاي : اكبر ، رضا و حسن كه هر سه از نوازندگان خوب و بنام كمانچه بودندآموخت نوازندگی کمانچه را از آنجا آموخت . علي اصغر بهاري، از دايي هاي خود چيزهايي را كه بايد بياموزد آموخت تا اينكه در هجده سالگي همراه با اركستر ابراهيم خان منصوري در كنسرتي كه در يك سالن بر پا شده بود شركت مي كند و از همين جا آوازه شهرت بهاري به گوش موسيقي دانان مي رسد و او را بنام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هايي ايراني مي پذيرند . بهاري پس از چندي در مشهد كلاس موسيقي جهت تعليم مي گشايد و يك سال هم با حبيب سماعي استاد سنتور كار مي كند و شاگرد تعليم مي دهند و بعدا به تهران مي آيد و توسط استاد روح الله خالقي به مدرسه موسيقي جهت تعليم دعوت مي شود و در هنرستان شروع به همكاري مي نمايد . وي با همكاري با مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران ، شاگردان خوبي را تربيت كرد كه هر كدام هم اكنون يكي از بهترين كمانچه كش هاي كشور مي باشند . اصغر بهاري مردي است صادق و خوشرو و بي تكبر و خلاصه استاد و هنرمندي است از هر جهت والامقام و براي آموختن به شاگردان خود از هيچ كوشش و از خود گذشتگي دريغ نمي كند . در سال 1332 به راديو دعوت مي شود و در اركستر هاي مختلف كه استاداني نظير : صبا ، عبادي ، حسين تهراني و غيره شركت داشتند ، همكاري مي كند . علي اصغر بهاري ، مدتي نيز در دانشگاه تهران به تعليم هنر آموزان مي پردازد و اولين هنرمندي است كه در تلويزيون تكنوازي كرد و مدت هشت بار به دعوت دولتهاي فرانسه ، بلژيك و آلمان جهت اشاعه و شناساندن موسيقي ملي و اين ساز اصيل ايراني ، به آن ممالك مسافرت كرد . علي اصغر بهاري ، يكي از اساتيد و بهترين كمانچه كش هاي ادوار موسيقي سنتي و نوين ايران مي باشد . به نقل از استاد بهاری در فیلم در آن زمان در ایران نوازندگان کمانچه وجود نداشت و استاد تنها کسی بود که در آن موقع در تمامی گروه ها به نواختن ساز می پرداخت . لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ حنجره طلایی تاریخ آواز ایران استاد اکبر گلپا به سال 1312 اکبر گلپایگانی در تهران بخش 9 هفده شهریور ( سه راه شکوفه ) دیده به جهان گشود . او در خانواده یی متولد شده بود که تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، دارای صدایی مطلوب و خوب بودند ، بدینجهت می توان گفت که صدا در خانواده او موروثی بوده و چنانکه گفته می شود پدر بزرگ او نیز از صدایی خوش و رسا برخوردار بوده است . به سال 1312 اکبر گلپایگانی در تهران بخش 9 هفده شهریور ( سه راه شکوفه ) دیده به جهان گشود . او در خانواده یی متولد شده بود که تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، دارای صدایی مطلوب و خوب بودند ، بدینجهت می توان گفت که صدا در خانواده او موروثی بوده و چنانکه گفته می شود پدر بزرگ او نیز از صدایی خوش و رسا برخوردار بوده است . اکبر گلپایگانی از همان دوران طفولیت بنا به توصیه پدر ، به تمرین آواز پرداخت و در تحت توجهات او به اصول موسیقی تا حدودی آشنا شد . او بیش از شش بهار از زندگی اش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و در همان خردسالی ، ضربه هولناکی بر او وارد شد و زندگی او از همین زمان دچار غم و انده گشت وخودش در این باره می گوید :" پس از فوت مادرم ، عده یی از افراد فامیل بر سر ارث مادر بزرگم ( مادر مادرم ) که به ما سه برادر بخشیده بود با فامیل اختلاف ایجاد شد و چیزی نمانده بود که جانم را از دست بدهم و از خوش اقبالی توسط عده یی از همسایه ها از راه پشت بام نجات داده شدم که این موضوع همیشه مانند کابوسی وحشتناک با من بوده و باید دید ، عده یی برای پول چه کارها که نمی کنند " . به هر حال این مسئله به مرور زمان باعث رنجش خاطر وی شده بود و زندگی را برایش جهنم ساخته بود و در همین دوران بود که برای گریز از این نارسایی به آواز خواندن پناه می برد و غم درونی خود را بدین گونه التیام می بخشید . به همین دلیل ، صدای او از سوزی به خصوص و آوایی دگر برخوردار است . وی تحصیلات ابتدایی را در دبستانهای فرهنگ و اقبال شروع نمود و در کلاس چهارم با جهانگیر ملک هم کلاس بود و همین امر موجب دوستی و الفتی بین او و ملک شد به طوری که در اوقات فراغت ، ملک ضرب می گرفت و او می خواند . دوران ابتدایی را با هر مشکلاتی که داشت به سرعت پشت سر گزارد و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان های بدر و نظام و پس از آن در دانشکده افسری و علوم و سپس کلاس تخصصی نقشه برداری سازمان برنامه را به پایان رساند و پس از آن دوره کارشناسی بانک را دید ولی در سرش سودای دیگری داشت ، و شوق دیگری را در دل می پرورانید . او عاشق موسیقی ملی و سنتی وطنش بود و شب و روزش با آواز خواندن سپری می شد ؛ شدت این اشتیاق به حدی بود که ناگریز کارهای اداری را هم بعد از چندی رها کرد و به آواز روی آورد . شهر تهران در آن ایام ، این چنین بزرگ و پرجنب و جوش نبود و محلی که اکبر " گلپا " در آن پا به جهان گذارده بود ، اطرافش تمام صیفی ماری و سرسبز و خرم بود ، به همین سبب او هر روز بیشتر اوقات خود را در این محل خلوت و آرام می گذراند و با صدایی رسا ، شروع به آواز خواندن می کرد و مردم محل بخصوص کشاورزان صیفی کار دست از کار می کشیدند و دور او جمع می شدند و از او دعوت می کردند تا برای ایشان بخواند و او هم با رویی باز و گشاده و خندان و بی ریا برای ایشان می خواند . این عمل بارها و بارها تکرار می شد و او هرگز از تکرار این کار خسته نمی شد . زندگی او به همین ترتیب سپری می شد تا اینکه گذارش به منزل مردی بنام " حسین یکرنگی " که مردی پاک طینت و درویش و دارای صدایی خوش و پر طنین بود می افتد ، او که بخوبی به گوشه ها و ردیف های موسیقی ایرانی وارد بود اکبر " گلپا " جوان را مورد تشویق و تائید قرار می دهد و مدت زیادی از آشنایی و آمد و شد او نمی گذرد که او یک شب با استاد " نورعلی خان برومند " یکی از مفاخر هنر موسیقی کلاسیک ایرانی ، نوازنده چیره دست سنتور و سه تار ، در منزل آشنا می شود و " یکرنگی " از او می خواهد که در حضور " نور علی خان " قطعه یی از آواز ایرانی را اجرا نماید و او یک قطعه در " بیات ترک " می خواند که استاد " برومند " از صدای او خیلی خوشش می آید ولی چون پختگی و تسلط روی گوشه های دستگاه های موسیقی ایرانی را نداشت تصمیم به تعلیم وی می گیرد و حدود نه سال و هشت ماه به طور مداوم وی را تحت تعلیم قرار می دهد و این مراقبت های استاد " برومند " گلپایگانی را در همه محافل شناساند و خیلی زود به صورت ستاره یی درخشان تابیدن گرفت . " نور علی خان " که خود استاد تار و سنتور و سه تار بود ، صدای اکبر " گلپا " را همراهی می کرد و تعلیم وی ادامه داشت و هنوز استاد " برومند " برای او آموزش بیشتری را پیش بینی می کرد که ناگهان شبی در باغی که در " گلندوک " ، ( یکی از ییلاقات اطراف تهران ، لواسان ) ، گلپایگانی و عده یی جمع بودند و علی دشتی نویسنده معروف هم حضور داشته می خواند ، در آن جلسه داود پیرنیا مبتکر برنامه " گلهای جاویدان " نیز حضور داشت و بلافاصله برای شرکت در برنامه " گلها " از گلپایگانی دعوت می کند که او نیز این دعوت را بلافاصله قبول نموده ولی " نور علی خان " مخالفت می کند و باو می گوید کم جنبه یی از خود نشان ندهد و زود مجذوب شهرت زمان خود نشود و بر امیال خود پیروز شود و به برنامه آموزشی صحیح خود نزد وی ادامه دهد ولی غرور جوانی و افسون اطرافیان گلپایگانی او را از کسب فیض محضر چنان استادی محرومش کرد به طوری که به نصیحت استاد اهمیت نداد و دعوت برای شرکت در برنامه " گلها " را می پذیرد و همین امر باعث رنجش استاد " برومند " می شود و استاد پس از رنجشی که از وی متوجهش شده بود در نزد عده یی می گوید حیف که گلپایگانی صبر نکرد تا از او یک استاد آواز به تمام معنی ساخته شود اگر او چند صباحی دیگر به تعلیم خود ادامه می داد از نظر تکنیک خوانندگی و صدای خداداده یی که داشت یک قرن دیگر هم چنین شخصی در موسیقی ملی ایران ظهور نمی کرد ولی افسوس که او به تعلیم و تعلم خود ادامه نداد . گلپایگانی اعتقاد دارد که ردیف های موسیقی سنتی ایران ، به منزله چهار عمل اصلی " حساب " می باشد که باید هر خواننده آن را بداند، اگر شخصی بخواهد خوب بخواند باید حتما به ردیف ها تسلط کامل داشته باشد تا بتواند از گوشه های ظریف و با حال که در موسیقی ایرانی فراوان یافت می شود استفاده نماید و شعر را در قالب آن ریخته با تحریرهای متنوع و بجا تحویل شنونده دهد . 1 لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد عبدالوهاب شهیدی استاد عبدالوهاب شهیدی استاد عبدالوهاب شهيدی فرزند مرحوم حسن (صدرالاسلام) متولد 1301 در بخش ميمه اصفهان در خانواده ای روحانی به دنيا آمد، تحصيلات ابتدايي را در ميمه و بقيه را در تهران به پايان رساند. در سال 1318 به خدمت آموزش و پرورش به سمت آموزگاری درآمد و در سال 1320 به سربازي مي رود. پس از پايان خدمت سربازی رسما به عنوان افزارمند در ارتش استخدام می شود. شهيدی كار هنری را در سال 1322 در گروهي كه عنوان "هنردوستان" را داشت شركت كرده و مدت سه سال تابلو موزيكال (مولانا، ديد موسي يك شباني را براه) و (گل و بلبل از اشعار حافظ) را اجرا و به روی پرده آورد و در كلاس جامعه باربد كه زير نظر استاد اسماعيل مهرتاش اداره می شد به فرا گرفتن سنتور و عود و آموختن آواز اشتغال داشت و در حال حاضر ساز تخصصي او عود(بربط) است. عبدالوهاب شهيدی در سال 1339 در راديو با برنامه "گلها" فعاليت و همكاري خود را شروع كرد و تا سال 1357 در بسياری از اين برنامه ها شركت جسته و در طول اين مدت آثار بزرگي از خود بر جای گذاشت و شهيدی تاكنون هفت صفحه 33 دور از ساز سلوی خود پر كرده و برای شناساندن و آشنايي موسيقي اصيل و سنتي ايران سفرهايي به فرانسه، انگلستان، آمريكا، آلمان، افغانستان كرده و برنامه ای نيز در بزرگداشت مولانا جلال الدين در تركيه بر مزار وی اجرا كرده بود كه با شور و حالي خاص همراه بوده است. عبدالوهاب شهيدی، احترام فوق العاده ای برای استاد آواز و ساز خود، اسماعيل مهرتاش قائل است و پس از آن به اساتيدي چون: مرتضي محجوبي، مهدی خالدی، حبيب الله بديعي، علي تجويدی، پرويز ياحقي، حسين تهراني، رضا ورزنده، فرامرز پايور،اصغربهاري، حسن كسايي، حسن ناهيد و جليل شهناز عشق مي ورزد. از ميان آهنگ هايي كه تاكنون خوانده، بيشتر از همه به ترانه محلي "آن نگاه گرم تو" كه تنظيم آن از استاد فرامرز پايور و شعر آن از هما ميرافشار است علاقه دارد. استاد عبدالوهاب شهیدی به همراه استادان اکبر گلپایگانی و حسین قوامی تنها خوانندگانی هستند که در همه سلسله برنامه های گلها از جمله گلهای جاویدان ، برگ سبز ، گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل ، گلهای تازه و موسیقی ایرانی شرکت داشته است. استاد عبدالوهاب شهیدی جزء اولین خوانندگان برنامه گلها بوده است که به همراهی استادان گلپا ، بنان و قوامی برنامه گلهای جاویدان را با همکاری برترین نوازندگان آن دوران اجرا می کرده اند. استاد شهیدی چندین بار هم در برنامه های جشن هنر شیراز شرکت کرده و در این برنامه ها اجراهایی ناب با همکاری استادان جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ، حسین تهرانی ، رحمت الله بدیعی ، حسن ناهید و محمد اسماعیلی و... به یادگار گذاشته است. استاد شهیدی در اجرای آوازها و ترانه های محلی بختیاری نبوغ ویژه ای داشته است و این آواز در اجراهای ایشان به وفور یافت می شود. استاد شهیدی از جمله هنرمندانی است که در عرصه خوانندگی و نوازندگی فعالیت داشته است. علاوه بر آواز دلنشین و جذاب ایشان، نوای عود ایشان که در اغلب آوازهای او همراه است بسیار جالب و دلنشین است. این هنرمند ارجمند و استاد فرزانه امروز در آمریکا زندگی می کند. از خداوند منان برای ایشان طول عمر با عزت و همراه با سلامت خواهانیم. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ بانو قمر الملوک وزیری قمرالملوک وزیری قمرالملوک وزیری برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام اطلاعات کلیتولد۱۲۸۴ تاکستان قزوینوفاتمرداد ۱۳۳۸نوع فعالیتخوانندهمدت فعالیتحدود ۳۰ سال قمرالملوک وزیری (۱۲۸۴خورشیدی - ۱۳۳۸خورشیدی)، نخستین زن خواننده ایرانی بود. قمرالملوک در برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضهخوان زنانه حرم برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردنها به من جرأت خوانندگی داد.» در جوانی پس از آشنائـی با استاد برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی « برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام » به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی « برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام » هم آمد. به گفته برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده است. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام این یکی از معروفترین عکس های مرحوم قمر در جوانی است که نیمتاج طلا بر سر دارد. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام این یکی از معروفترین عکس های مرحوم قمر در جوانی است که نیمتاج طلا بر سر دارد. قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام در برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام کنسرت داد و عواید آن را صرف برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانههایی از عارف خواند. وقتی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام کنسرت داد و عواید آن به بچههای یتیم اختصاص داده شد. گشایش برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام وزیر دربار، شیفته او شده بودند. با اینهمه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز میکرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان میداد. قمرالملوک وزیری در شامگاه پنجشنبه پانزدهم مردادماه ۱۳۳۸ در برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، بر اثر کسالت قلبی در خانه یکی از نزدیکانش درگذشت. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد زنده یاد ایرج بسطامی ايرج بسطامى در سال ۱۳۳۶ هجرى شمسى در شهر بم متولد شد. اولين استاد آواز وى عمويش يدالله بسطامى بود كه پايه و اصول و مبانى آوازى موسيقى ايرانى را به او آموخت. در اوايل انقلاب براى آموختن موسيقى به تهران آمد تا در نزد اساتيد بزرگ موسيقى تعليم آواز ببيند. از اين رو به نزد محمدرضا شجريان رفته و آزمون آواز داد و پذيرفته شد. بسطامى دو سال در محضر شجريان تعليم آواز مى بيند. وى كه از شاگردان برجسته و بااستعداد شجريان بود براى همكارى با گروه عارف انتخاب مى شود. پرويز مشكاتيان كه در آن سال ها در گروه چاووش بود، مى گويد: «اولين بار بسطامى را در خانه شجريان ديدم. در آن زمان ما چاووش را داشتيم. به خاطر شرايط اجتماعى آن زمان به خواننده هاى بيشترى با صداهاى متفاوت نياز داشتيم. من پشت در كلاس شجريان نشسته بودم تا هنرجو ها مرا نبينند. از آنجا بود كه از صداى بسطامى خيلى خوشم آمد. ايشان صداى خوبى داشتند و مثل همه آدم هاى كوير نشين آدم خيلى مهربان و خوبى بود، بعد از كلاس مدتى با او صحبت كردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگيزه خواندش آشنا شوم. ولى آنقدر ساده يافتم اش كه مصمم شدم تا با او يك سالى در مورد قضاياى پيرامونى سواى موسيقى به گپ و گفت وگو بنشينم...» چهار سال بعد اين همكارى به ثمر نشست. مشكاتيان افشارى مركب را ساخت و بسطامى در اوج آمادگى آن را اجرا كرد. قرار بود كه اين برنامه پنج شب در تالار رودكى اجرا شود اما به علت استقبال گسترده مردم اجرا دو شب ديگر تمديد شد. بعد از آن نوار افشارى مركب به بازار آمد. صداى بسطامى با استقبال مردم روبه رو شده بود. گروه عارف به سرپرستى پرويز مشكاتيان و آواز بسطامى براى اجراى كنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامى حدود ۳۳ سال داشت و اجراى اين كنسرت ها شروعى براى موفقيت هاى بعدى او به شمار مى آمد.مژده بهار، افق مهر، وطن من ساخته مشكاتيان بر روى شعر ملك الشعراى بهار از كارهاى ديگر ايرج بسطامى به شمار مى آيد. ايرج بسطامى در اوج فعاليت هنرى خود با مرگ برادر روبه رو مى شود و از اين رو براى سرپرستى خانواده برادرش به بم بازمى گردد. بسطامى علاقه زيادى به برادر از دست رفته اش داشت. زمانى كه او براى تحصيل آواز به تهران آمده بود برادر مخارج زندگى او را تقبل كرده بود و اين بار نوبت بسطامى بود كه به بازماندگان برادرش اداى دين كند. بسطامى در بم و كرمان به دور از جنجال هاى هنرى مركز به تدريس آواز مشغول شد تا اينكه در حادثه زلزله ۵ دى ماه ۸۲ در شهر بم و زير آوار جان باخت و دوباره در مركز توجه عالم هنر قرار گرفت روحش شاد و یادش گرامی باد. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ صدای ماندگار و پرآوازه موسیقی ایران بانو دلکش عصمت باقرپور پنبه فروش بابلی ( دلکش ) در اسفند سال 1303 در بابل به دنیا آمد. او خواننده ممتاز رادیو ایران بود که به زبانهای مازندرانی و فارسی ترانه می خواند. او مدتها با رادیو ایران همکاری داشت. ترانه های "آتش کاروان" و "به کنارم بنشین" از اجراهای فراموش نشدنی دلکش به شمار میروند. دلکش تنها تحصیلات ابتدایی داشته و به قول خودش تنها بهره ای که از همان چند سال مدرسه برد ،کسب توان خواندن بوده است. پرویز خطیبی خود را کاشف عصمت باقرپور یا عصمت بابلی می داند، اما در واقع اوج دوره کاری او زمان همکاری اش با مهدی خالدی است که از ترانه های معروف این همکاری (آمد نوبهار) ، (بخواهی نخواهی) ، ( ما را بس) ، (تا آساید) و چندین ترانه دیگر است. همکاری او با خالدی در سال 1331 پایان یافت و پس از آن با بزرگ لشکری همکاری کرد. بجز خالدی، بهترین دوران هنری دلکش را می توان زمان همکاری وی با علی تجویدی و معینی کرمانشاهی دانست. آهنگهای بسیاری از حاصل این همکاری امروز در یادها باقی مانده است، از جمله ( بگو که هستی)، (پشیمان شدم)، (یادگار کودکی) و (اشفته حال) . در پرونده هنری این هنرمند، بازی و خواندن در فیلمهای سینمایی و آهنگسازی با نام مستعار "نیلوفر" است. او پس از انقلاب، فعالیتی نداشت تا سالهای اخیر که به اجرای کنسرت در خارج از کشور پرداخت. سرانجام این خواننده قدیمی در یازدهم شهریور سال 1383 در بیمارستان مهر تهران چشم از جهان فروبست. روحش شاد و یادش گرامی باد 1 لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد مرتضی نی داوود(خالق آهنگ مرغ سحر) يادی از مرتضی نی داوود، خالق آهنگ مرغ سحر موسيقيدانان سنتی ايران که در فاصله جنبش مشروطيت و نخستين دهه از قرن جاری خورشيدی سر برآورده اند، همه پيش از هر چيز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نيز رفته اند. مهارت های فنی و گاه شگفتی آور اين نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از ياد می برده اند. درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی از اين گونه موسيقيدانان به شمار می روند. در کنار اينان به چهره برجسته ديگری بر می خوريم که استثنايی را پديد آورده است: مرتضی خان نی داوود. از يک سو رغبت به آهنگسازی در او همپای شوق نواختن در غليان بوده و از سوی ديگر در ميان پيش درآمدها، چهار مضراب ها، رنگ ها و تصنيف های او که به گفته خودش به دويست فقره بالغ می شود، يکی از فراگيرترين و پر آوازه ترين تصنيف های قرن، می درخشد، تصنيف برانگيزاننده "مرغ سحر" که نام او را برای هميشه در تاريخ موسيقی ايران نگاه خواهد داشت. اگر چه می توان شعر پرخون، مرغ سحر، سروده محمد تقی بهار (ملک الشعرا) و سازگاری آن را با آرمان ملی و آزادی جويی مردم، پشتوانه شهرت و ماندگاری آن به شمار آورد، ولی از کارکرد زيبايی آهنگ نی داوود نيز نمی توان و نبايد غافل ماند. کما اينکه بهار متن های زيبای ديگری نيز برای پيوند با موسيقی سروده ولی هيچکدام شهرت و تاثير مرغ سحر را پيدا نکرده است. شعر و آهنگ، در مرغ سحر توانايی بيانی همانندی دارند و با دقتی هنرمندانه به هم پيوند خورده اند. موسيقی روان نی داوود، زبان کمابيش روشنفکرانه بهار را حتی برای مردم عادی دلپذير و دريافتنی ساخته است. جاذبه ماندگار مرغ سحر سبب شده که پس ار نخستين اجرا با صدای "ملوک ضرابی" (و نه آنگونه که می گويند، قمرالملوک وزيری) خوانندگان زن و مرد ديگری نيز آن را در بازساری های تازه بخوانند کشف بزرگ مرتضی نی داوود در سال 1279 و به روايتی ديگر 1280 خورشيدی در تهران و در خانواده ای اهل موسيقی زاده شد. پدرش " بالا خان" با تار و تنبک آشنايی داشت. مرتضی ابتدا در مدرسه به تحصيل دروس همگانی پرداخت، ولی ده يازده ساله بود که پدر با دريافت ذوق و علاقه به موسيقی در فرزند، او را به دست استاد معروف زمانه "آقا حسينقلی" سپرد. مرتضی خان دو سال نزد آقا حسينقلی و سه سال نزد برجسته ترين شاگرد او، درويش خان، رديف موسيقی سنتی و شيوه تار نوازی را آموخت و آن چنان پيش رفت که در کلاس درويش ختم توانست " تبرزين طلايی"، يعنی نشانی را که به شاگردان ممتاز داده می شد، به دست آورد. مرتضی خان هنوز بيست سالی بيش نداشت که خود کلاسی برای آموزش تار و رديف موسيقی بنياد کرد و کلاسی که پس از مرگ نابهنگام درويش خان توانست ادامه آموزش همه شاگردان او را نيز بر عهده بگيرد. در همين سال هاست که مرتضی خان بزرگ ترين کشف موسيقی خود را نيز آشکار می کند. او در يک محفل خصوصی، با صدای گرم دختر جوانی آشنا می شود که بعدها به رساترين صدای زنانه در عرصه موسيقی سنتی تبديل می گردد: قمرالملوک وزيری. مرتضی خان آموزش موسيقی او را بر عهده می گيرد و پس از آن که به شهر می رسد همکار جدايی ناپذير او باقی می ماند. بيشتر آنچه قمر از تصنيف و آواز از سال 1303 به بعد خوانده با تار شيرين و پر صلابت مرتضی نی داوود همراه بوده است. نی داوود از سال 1319، سال بنياد راديو ايران، به اين سازمان پيوست و در برنامه های مختلف موسيقی آن به همکاری و همنوازی با هنرمندان برجسته ای چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبيب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی پرداخت. او طی ده سال همکاری تنگاتنگ با راديو، برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزيری، ملوک ضرابی، روح انگيز، اديب خوانساری، جواد بديع زاده و غلامحسين بنان تصنيف ساخته يا پا به پای آوازشان تار نواخته است مرتضی نی داوود در سال 1348 کار مهم ديگری را به انجام رسانيده و آن نواختن و ضبط نزديک به 300 گوشه از مجموعه رديف موسيقی سنتی ايران است که البته به دلايل نا روشن هنوز انتشار نيافته است. از ميان آفريده های او علاوه بر مرغ سحر، می توان از تصنيف هايی چون شاه من، ماه من، مرغ حق و آتش دل، و نيز پيش درآمد اصفهان ياد کرد که هنوز جاذبه خود را حفظ کرده است. گفتنی است که در سالهای پس از انقلاب، مرتضی حنانه، اين پيش درآمد او را به شيوه ای نو، برای ارکستر بزرگ تنظيم کرده که موسيقی اصلی سريال هزار دستان (ساخته علی حاتمی) است. مرتضی نی داوود در سال 1359، يکی دو سالی پس از انقلاب اسلامی رهسپار ايالات متحده آمريکا شد و ده سال پس از آن، يعنی در دوم مرداد ماه سال 1369 در سن نود سالگی و در ديار غربت چشم از جهان فرو پوشيد. ترانه مرغ سحر متن: محمد تقی بهار مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ز آه شرر بار، اين قفس را برشکن و زير و زبر کن بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ نغمه آزادی نوع بشر سرا وز نفسی عرصه اين خاک توده را پر شرر کن، پر شرر کن ظلم ظالم، جور صياد آشيانم داده بر باد ای خدا، ای فلک، ای طبيعت شام تاريک ما را سحر کن ای خدا، ای فلک، ای طبيعت شام تاريک ما را سحر کن نو بهار است، گل به بار است ابر چشم ژاله بار است اين قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس ای آه آتشين دست طبيعت گل عمر مرا مچين جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين بيشتر کن، بيشتر کن، بيشتر کن مرغ بی دل ، شرح هجران مختصر کن مختصر کن مختصر کن! لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ زنده یاد بانو الهه زنده یاد بانو الهه(بهار غلامحسيني) و یکی از دوستداران روشن دلش دکتر معینی در خرداد ماه 1386 «ترانه بسیار زیبا و کمیاب بود و نبود با صدای زنده یاد الهه» بهار غلامحسینی همچون اشراف السادات مرتضایی(مرضیه) با خواندن آهنگ ها و تصنیف هایی از شیدا،عارف،درویش و وزیری مطرح شد.او که به تصدیق عبدالله دوامی،مدتی شاگرد این استاد بوده است.مدتی نیز هم نزد غلامحسین بنان کار کرده است.پری دخت اور(همسر بنان)در این باره می گوید:«اله شاگرد بنان بود.بنان با این شرط الهه را برای تعلیم قبول کرد که اواز نخواند.می گفت خانم ها نمی توانند اواز بخوانند مگر این که سال های سال نزد استادان کار کنندو زیر و بم ظرافت ها را یاد بگیرند. بهار غلامحسینی از خوانندگانی بود که در آغاز صدایش با عنوان خواننده ی ناشناس از رادیو پخش می شد.همزمانی پخش صدای او در یک برنامه ی نیم ساعته که یک ربع آن به الهه و یک ربع به یاسمین(که دارای صدای زیبا و شبیه به الهه می باشد) اختصاص داشت،شایعه ی رقابت این دو خواننده را در مطبوعات آن زمان دامن زد.در حالی که بهار غلامحسینی با صدای خاص خود با خواندن تصنیف هایی در برنامه های گل های جاویدان و گل های رنگارنگ و یک شاخه گل به سرعت پله های شهرت را طی کرد. ابراهیم سرخوش(نوازندهی تار)مدعی است او بهار غلامحسینی را به رادیو برده است و می گوید:«بعد از اشرف السادت مرتضایی ،کارم را با الهه شروع کردم.البته آن روزها خواننده شدن و راه یافتن به رادیو و تلویزیون آسان نبود و خواننده باید موسیقی را می شناخت و خارج نمی خواند.الهه را بعد از گذشتن از هفت خان رستم به رادیو بردم و آهنگ های «چو غمت می گریم،به گریه ام می خندی« را ساختم و این تنها آهنگی بود که برای او ساختم زیرا بعد از این آهنگ دیگر او را ندیدم.خب گاهی باید به روزگار خندید.از دیگرانی که با الهه همکاری داشتند،مجید وفادار،حسین یا حقی و بزرگ لشکری هستند،همچنین همایون خرم که در سال 1342 هـ ش به اتفاق او به اروپا سفر کرد. بطور کلی می توان از آهنگسازان مهمی که فعالیت های زیادی با الهه داشته اند از 1-منصور احمدی(1332) 2-مجید و فادار(1333-1335)3- جواد لشکری(1336-1338)4-عباس شاپوری(1338-1339) 5- پرویز یا حقی(1340- 1341)می توان نام برد.). الهه دارای آثار بسیاری می باشد که بسیاری از آنها شامل برنامه های گلها می باشد.و تا سال 1357 جز خواننده های مطرح موسیقی اصیل ایرانی بود،الهه بعد از انقلاب مانند بسیاری از خوانندگان به خارج کشور رفت و در دهه 1360فعالیتهای پراکنده ی در لس آنجلس داشته که قابل توجه می باشند.الهه در دهه 1370 یک کنسرت که از طرف گروهک تروریستی مجاهدین خلق برگزار شده بود شرکت کرد و پس از ان متوجه اشتباه بزرگ خود شد وبه عقاید وطن فروشانه و منحرف این گروهک پی برد و بال فاصله از این گروه فاصله گرفت و چند سال پیش مصاحبه بسیار زیبا و افشا گرانه ی در مورد این گروه با ماهنامه نجات یافتگان انجام داده که بسیار جالب و خواندنی است و حتی این مطلب که الهه حتی دستمزدش را بابت این کنسرت دریافت نکرده خود بیانگر این مطلب است که الهه از ماهیت این گروه بی اطلاع بوده. بانو الهه در آذر ماه 1385 به همراه پسرش (فرید) به ایران بازگشت و در خانه قدیمی خود پذیرای انبوه دوستدارانش بود، وی در اویل مرداد سال جاری بدلیل وخامت بیماریش به بیمارستان منتقل شد و در بامداد روز بیست و چهارم مرداد ماه در سن 73 سالگی در تهران زندگی را بدرود گفت. «ترانه ياران با صداي الهه تقديم به تمام ياران هنرمندش كه كه زندگي را وداع گفتند» ياران ياران ياران من ياران درد آشنا ياران يارن ياران من ياران از هم جدا ياران ياران ياران تنها شديم تنهاي تنها هاهاهاااااااااااااا ياران ياران ياران من ياران درد آشنا ياران يارن ياران من ياران از هم جدا اران ياران ياران تنها شديم تنهاي تنها هاهاهااااااااااااااا افتاده رو سرامون سقفهاي نيمه كاره كي مونده كي نمونده هيچ كس خبر نداره انگار كه روح شيطون از خونمون گذشته رو هر درا و ديوار از مرگمون نوشته لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد ایرج خواجه امیری برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند . پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد . در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم . حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد . حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند . پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد . در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم . حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد . لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ سالار معزز غلامرضا خان مین باشیان ، ملقب به سالار معزز از اشخاص برجسته ای است که خدمات شایسته ای به موسیقی نظامی ایران کرده است . شخصیت او از جهاتی نیز قابل توجه است از این که سالار معزز، مانند سلطان حسین خان هنگ آفرین از موسیقی دانانی بوده که علاوه بر تخصص در رشته خویش (موزیک نظام) به موسیقی ایرانی نیز وارد بود و از اولین کسانی نیز هست که موسیقی ایرانی را به نت اروپایی نوشت و انتشار داد. سالار معزز در تهران تولد یافت. پدرش، نصراله خان وقتی استعداد فرزند را در زمینه موزیک در یافت، او را به شعبه موسیقی دارالفنون که تحت ریاست مسیو لومر فرانسوی اداره می شد سپرد. غلامرضا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت و پس از فراغت از تحصیل به تعلیم در همان جا گمارده شد و سمت معاونت لومر را یافت سپس به منظور تکمیل تحصیلات خود به روسیه سفر کرد و در کنسرواتوار پطرزبورگ، در کلاس ریمسکی کورسا کوف موسیقیدان بزرگ روس به تحصیل پرداخت . پس از مراجعت به ایران ، ابتدا در بریگاد قزاق که تحت نظارت فرماندهان روس بود کار کرد و ریاست دسته های موزیک آنجا را داشت هنگام نهضت مشروطیت به خاطر علاقه و همکاری با آزادیخواهان از دسته قزاق بیرون آمد و به فرانسه رفت . پس از مراجعت به ایران با درجه سرتیپی به ریاست کل دسته های موزیک نظام ایران (ژاندارمری، نظمیه، نصرت و گارد ) منصوب شد . در سال 1300،اداره موزیک ارتش را تاسیس کرد و با مدیریت و انضباط خویش، به کار ارکستر نظام سر و صورت بخشید و شاگردانی شایسته تربیت کرد. شعبه موزیک دارالفنون که سالار معزز خود در آن تحصیل کرده بود در سال 1297 از شپاه تفکیک شد و بنام ((مدرسه موزیک)) جزئی از واحد های وزارت معارف (وزارت فرهنگ آن زمان)در آمد.این مدرسه تا سال 1307زیر نظر سالار معزز و فرزندش نصرالسلطان اداره می شود و پس از آن تحت ریاست کلنل عیلنقی وزیری درآمد. سالار معزز در مدت خدمت خویش ، اقداماتی در خور توجه انجام که فهرست زیر از آن جمله است: تجمه سه کتاب هم آهنگی(هارونی) ، ساز شناسی و ارکستر شناسی با معاضدت مزین الدوله . تدریس ساز شناسی ، هم آهنگی ، ارکستر شناسی ، سلفژ ، دیکته موسیقی ، تعلیم ساز های بادی موسیقی نظامی و تهیه جزوه هایی در این موارد که به چاپ نرسیده است.ساتن سرئد های پور شور که مشهور ترین آنها بنام ((سلام رسمی دولت علیه ایران )) است . لازم به تذکر است که سالار معزز از مجرب ترین و معتبرترین افراد در ساختن سرود بودو اولیای مدارس ، وزارت فرهنگ ، ارتش و موسسات دیگر هر وقت نیاز به سرودی داشتند به او مراجعه می کردند . سالار معزز علاوه بر موسیقی نظام که رسته تخصصی اش بود ، توجه خاصی به موسیقی ایران داشت و برعکس موسیقیدان های نسل بعد ، معتقد بو که باید موسیقی ایرانی را نیز شناخت . وی چند سالی را نزد اساتید مشهور زمان ، تار نواخت و با ردیف موسیقی ایرانی آشنا شد او از اولین کسانی است که روی پیانو سعی داشت این نوا ها را اجرا کند . و از |آنجا که کوک پیانو در حالت استاندارد و بین المللی خود فاقد فواصل موسیقی ایرانی است |، وی به دلخواه پیانو را کوک می کرد و آن را می نواخت .همانطور که گفته شد ، او از اولین کسانی است که که اشارات نت اروپایی را برای الحان موسیقی ایرانی برگزیده است و خال اینکه این کار تا چقدر درست است و آیا در این آثار ، اصالت های خاص موسیقی حفظ شده یا نه ، بحثی جداست . قصد ما بازگویی تاریخچه یی از این اقدام است. سالار معزز چندی بعد اقدام به نوشتن دستگاه ماهور کرد و حسین خان هنگ آفرین نوازنده مشهور ویولون و سه تار که خود از اعضای دسته موزیک نظام بود روی ویولون نواختهاست . غیر از این ، سالار معزز قسمتی از درآمد آواز اصفهان ، پیش در آمد و تصنیف آن را برای پیانو نوشته است که آن نیز چاپ شده است قطعه دیگری نیز به نام فانتزی ماهور و تنظیم آهنگ های رکنالدین مختاری نیز از آثار اوست . وی به سال 1240 متولد و در سال 1314 رخت از این جهان فانی بر بست، روانش شاد لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ استاد همايون خرم --------------------------------------- زندگي نامه استاد مهندس همايون خرم از پدري درستكار و آزاده و مادري فهيم و با احساس، پسري پا به عرصه وجود نهاد كه نام او را “همايون” گذاردند. مادرش از شيفتگان موسيقي اصيل ايراني بود و از مقام هاي موسيقي ايراني به دستگاه همايون علاقه اي وافر داشت. به همين دليل هم نام “همايون” را براي فرزند خود انتخاب كرد. همايون خرم در سن 10-11 سالگي به مكتب استاد صبا راه يافت و به علت استعداد شگرف در 14-15 سالگي يك شبه ره صد ساله را پيمود و به عنوان نوازنده 14 ساله، در راديو ساز تنها اجرا كرد. بعدها در بسياري از برنامه هاي موسيقي راديو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگساز، سوليست ويلن و رهبر اركستر آثاري با ارزش ارائه داد. همايون به موازات فعاليت عاشقانه و در عين حال محققانه در موسيقي ايراني، از كسب علم نيز غافل نبود و در اكثر مراحل تحصيل از شاگردان ممتاز بود و تحصيلات عاليه خود را تا اخذ دانشنامه در رشته مهندسي برق ادامه داد. سمت هاي ايشان در زمينه هنر و موسيقي؛ عضويت در شوراي عالي موسيقي راديو، رهبري اركستر سازهاي ملي، استاد دانشكده موسيقي ملي و هنرستان شبانه، آهنگساز در برنامه هاي موسيقي ايراني و خصوصاً برنامه گلها، رهبري اركستر گلها و سوليست ويلن بوده است. تعدادي از آهنگ هاي ايشان مانند: تو اي پري كجايي(سرگشته)، امشب در سر شوري دارم (غوغاي ستارگان)، ساغرم شكست اي ساقي (طاقتم ده)، رسواي زمانه منم، آيا همه شما بيگناهيد، اشك من هويدا شد، پيك سحري، بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت، ساقي ببين، دل پريشانم زغم گرفته، آواي خسته دلان و ده ها آهنگ ديگر، همگي بيانگر نبوغ همايون خرم در كارآهنگ سازي است. شايان ذكر است همايون خرم در ضمن تسلط در نوازندگي و بداهه نوازي، آهنگسازي خلاق و كم نظير و در عين حال مسلط به ظرايف نظري و تئوريك موسيقي ايراني است و از اين نظر پژوهشگري با ارزش و محققي ممتاز به شمار مي رود. آثار اجرايي : برنامه هاي متعدد گلهاي رنگارنگ، برنامه هاي موسيقي FM راديو، برنامه هاي بداهه نوازي در راديو، تعدادي برنامه تك نوازان با همكاري هنرمندان ديگر به صورت همنوازي؛ همچنين همنوازي با هنرمنداني مانند شادروان استاد جواد معروفي، استاد جليل شهناز، استاد فرهنگ شريف و شادروان منصور صارمي همراه با ضرب شادروان جهانگير ملك و شادروان امير ناصر افتتاح. آثار موسيقي ايشان به صورت كاست و لوح فشرده (CD) شامل همنوازي با استادان جواد معروفي، جليل شهناز و فرهنگ شريف هم اكنون در اختيار علاقمندان است. آثار مكتوب: رديف اول چپ كوك (نواي مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب ها، قطعات و تعدادي از آهنگ ها. رديف دوم راست كوك؛ شامل تعدادي از پيش درآمدها، چهارمضراب ها و رنگ ها كه هم اكنون در حال آماده سازي و چاپ است. از فعاليت هاي ديگر ايشان ميتوان يه سخنراني درباره موسيقي ايراني در مراكز هنري و فرهنگي اروپا و آمريكا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گيلان، دانشگاه پزشكي شيراز (درباره استاد صبا و موسيقي ايراني)، انجمن موسيقي فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبايي (درباره مقامات موسيقي ايراني)، فرهنگسراي ارسباران (درباره استاد علي نقي وزيري)، دانشگاه صنعتي اصفهان (درباره مشخصات موسيقي ايراني) و سخنراني هاي متعدد ديگر در تالار رودكي تهران به مناسبت هاي مختلف اشاره كرد. --------------------------------------------- برگرفته از وبگاه رسمي استاد همايون خرم 1- 2- لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ محمدرضا لطفي از دوستان و سروران عزيزم به دو دليل پوزش ميطلبم: نخست: تأخيرم در پيوستنم به جمعشان. دوم: تعجيل و بداههنويسي در وصف لطفي... به يقين براي ارائهي مطالبي در وصف استاد لطفي و براي جليل و قدرداني از ايشان، بسزاست با مطالعهاي پيشيني و دستي پرتر همراه باشد. کساني که با قصهي پر غصهي موسيقي ايرانزمين آشنايند، به خوبي ميدانند، نجات موسيقي سنتي، پس از انقلاب اسلامي مرهون زحمات استاد لطفي است. مصداق اين ادعا را ميتوان در "چاووش"ها سراغ گرفت. استاد در برخي از آثار تار و سهتارش، آوازي به سبک خانقاهي را هم همراه کرده است که به يقين شنيدني است. آخرين اجراهاي ايشان در ايران که پس سالها دوري برگزار شد، بدون انتقاد نبوده است: ايشان به تازگي به نواختن دف و کمانچه هم رو آوردهاند و کيفيت اثرشان را پايين آوردهاند... طرح اين بحث مجال ديگري ميطلبد که آيا منصفانه بوده است يا نه؛ نيز واکنش لطفي چه بوده است. و اما وی متولد ۱۳۲۵ در گرگان است، موسیقی را در ۱۵ سالگی با تار شروع کرد، آموزش برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام را در هنرستان موسیقی پی گرفت. سپس به برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام زیر نظر استاد برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام رفت و در آنجا از محضر استادان برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و دیگران بهره گرفت. در ۱۳۵۳ گروه برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام را در رادیو بنیان نهاد. وی مدّتی ریاست دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده داشته. از خوانندگانی که دراین سالها با او همکاری کردهاند میتوان به برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام اشاره کرد. (به نقل از ويکيپديا) آثار چاووش ۱-۱۰ راست پنجگاه به یاد عارف ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) چهره به چهره ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) چشمه نوش ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) جان جان ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) معمای هستی( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) رمز عشق ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) گریه بید ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام - برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) قافله سالار ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام - برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) پرواز عشق ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام - برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) خموشانه ( برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام - برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام -این قسمت با برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام اجرا شدهاست) چهارگاه به یاد درویش خان (تکنوازی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، اجرای برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) یادواره برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام (گروه همنوازان شیدا، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) همیشه در میان (بداهه نوازی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام در برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) بال در بال (شعر و موسیقی با برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) تنها یک خاطره (بداهه نوازی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام همراه با برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ) وطنم ایران (اجرای گروه همنوازان شیدا، ۱۳۸۷) لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ كيهان كلهر کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانوادهای برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و موسیقیدوست در برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام چشم به جهان گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام شروع به همکاری کرد. کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغالتحصیل شد. کیهان کلهر برای شناساندن برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام به غیر ایرانیها تلاش بسیاری کرده است، همکاری وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود. او معتقد است: «موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.» اجرای کنسرتهای مستقل به صورت برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و همراهی با برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام اغلب فعالیتهای این هنرمند نامی است. سه آلبوم زمستان است، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و فریاد حاصل این همکاری است. وی همراه با نوازندهٔ باقلامای برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام اردال ارزنجان کنسرتهایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام شد آثار برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام زمستان است برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام فریاد نخستین دیدار بامدادی همراه تمبک پژمان حدادی غزل ۱ غزل ۲ غزل ۳ در آینهٔ آسمان به همراه تنبور علی اکبر مرادی شبهای فیروزهای نیشابور به همراه یویوما موسیقی برای فیلم جاده ی ابریشم به همراه یویوما باد (در ایران با نام: تا بیکران دوردست) به همراه اردال ارزنجان موسیقیدان ترک که در خارج از ایران توسط شرکت ECM و با نام The Wind انتشار یافته است. باران به همراه استاد شجاعت حسین خان و ساندیپ داس که در خارج از ایران با نام The Rain و توسط شرکت ECM انتشار یافت و نامزد جایزه گرمی نیز شد. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 6 اسفند، ۱۳۸۸ روانشاد پرویز مشکاتیان زندگی نامه مرحوم پرویز مشکاتیان پرويز مشكاتيان متولد 24 اردیبهشت 1334 نیشابور بود. وي مقدمات موسيقي را از 6 سالگي نزد پدرش، حسن مشكاتيان، آموخت و نخستين كنسرت خود را در سن 8 سالگي در مراسم گردهمايي دانش آموزان در مدرسه امير معزي نيشابور ارائه داد. پس از آن وي در جشنواره موسيقي كه دراردوگاه رامسر برگزار مي شد به دفعات شركت كرد و در تمامي آنها مقامهاي ممتاز را به دست آورد. مشكاتيان سال 1353 در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش رديف ميززا عبدالله نزد نور علي خان برومند و رديف موسيقي سنتي نزد دكتر داريوش صفوت پرداخت. وي همزمان با آموزش رديف مبانی موسیقی و موسيقي ايراني را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد.مشكاتيان از سال 1354 همكاري خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و دركنار آن به اجراي كنسرت هاي متعدد با خوانندگاني چون پريسا( فاطمه واعظي) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال 1356 گروه عارف را تشكيل داد. درهمين سال وي در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شركت كرد و به همراه پشنگ كامكار مقام اول در رشته سنتور را كسب كرد و نيز به همراه داريوش طلايي مقام ممتاز در رديف نوازي را به دست آورد. همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سايه) از ديگر فعاليتهاي وي درسال 56 بود كه با واقعه 17 شهريور 57 وي وگروهي ديگر از اهل موسيقي به صورت دسته جمعي از راديو استعفا دادند. در اين سال وي به اتقاق گروهي ديگر از هنرمندان موسيقي و با همكاري گروههاي عارف و شيدا مؤسسه چاووش را شكل داد كه حاصل آن انتشار برخي از ماندگارترين قطعات موسيقي سنتي در سالهاي 57 تا 62 بود. تصنيف مرا عاشق با صداي شهرام ناظري (روي شعري از مولانا) و چهار مضراب شورانگيز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنيف ايراني(با صداي شجريان در چاووش 6)، قطعه ده ضربي چهار گاه به نام پيروزي و تصينف رزم مشترك (باصداي شجريان در آلبوم چاووش 7)، و نيز اجراي قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظيم حسين عليزاده در همين آلبوم از ديگر فعاليتهاي مشكاتيان دراين دوره بود. پس از اين دوره مشكاتيان همكاري خود با محمد رضا شجریان را پي ميگيرد كه حاصل آن آلبوم هاي سر عشق(درماهور) بيداد (دستگاه همايون) بر آستان جانان (در شور و بيات ترك)، نوا (مركب خواني در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نيز اجراي كنسرتهاي برون مرزي به همراه شجريان در كشورهاي اروپايي كه تا سال 1366 به طول انجاميد. از سال 67 مشكاتيان همكاري خود با خوانندگان ديگري را هم در دستور كار خود قرار مي دهد كه شهرام ناظري (آلبوم لاله بهار)، علي جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، عليرضا افتخاري (مقام صبر)، ايرج بسطامي (موسم گل، افشاري مركب، مژده بهار،وطن من)، علي رستميان و حميد رضا نوربخش (كنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند. مشكاتيان در فستيوال موسيقي روح زمين در لندن شركت كرد و مقام نخست اين جشنواره را به دست آورد. برخي از كارهاي مشكاتيان نيز با تنظيم چهره هايي چون محمد رضا درويشي (جان عشاق و گنبد مينا) وكامبيز روشن روان (دود عود) منتشر شدند كه در هر سه اين آلبومها محمد رضا شجريان آواز خواند. برخي از مهمترين قطعات ساخته شده توسط مشكاتيان از سوي عليرضا جواهري نت نويسي وبه بازار موسيقي عرضه شد. مشكاتيان از سال 1376 اجراهاي صحنه اي و انتشار آلبوم را متوقف كرد و تا تابستان سال 84 كنسرتي در كشور اجرا نكرد. در تابستان 84 وي به فكر تجديد ساختار گروه عارف و شيدا برآمد كه حاصل آن اجراي كنسرتي در تالار كشور با صداي شهرام ناظري بود. مشكاتيان علاوه بر ساز سنتور كه ساز تخصصي وي است با سه تار هم آشنايي كافي دارد و همنوازي سه تار در آلبوم سر عشق را خود وي انجام داده است. خانه موسيقي در هشتمين سالگرد خود مراسمي در تالار كشور برگزار كرد و از مقام هنري اين هنرمند نامي تجليل به عمل آورد. این هنرمند نامی کشورمان، 29 شهریور 88 دارفانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد. 1 لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 7 اسفند، ۱۳۸۸ پشنگ کامکار نام و نام خانوادگی : پشنگ كامكار تاریخ تولد : 1330 محل تولد : سنندج .................................. وی در خانوادهای هنرمند و هنردوست كه هم اینك سررشته قسمت مهمی از موسیقی ایرانی در دستان پرتوان آنان قرار دارد. پدر خانواده ، حسن كامكار ، جزءمعدود هنرمندانی بود كه كه راه صعب و دشوار هنر جدی را پیش گرفته بود. در عین حالی كه رئیس موسیقی نظام سنندج بود، در هنرستانی آزاد به تدریس ویولن (كه ساز اصلی وی بود و آن را به شیوه فاخر و استوار ستاره پرفروغ هنر ایران ابوالحسن صبا مینواخت) و سایر سازهای ایرانی نظیر كمانچه و تار و... میپرداخت و از این راه خدمتی به جامعه هنری ایران نمود كه وی را برای همیشه در یادها و دلها جاودانه كرد. در چنین خانوادهای پشنگ كامكار بالیدن گرفت و گوش جانش با بهترین و زیباترین نغمات موسیقی آشنا شد. در اوایل نوجوانی (12 سالگی) با راهنمائیهای برادر بزرگتر، هوشنگ، فراگیری ساز سنتور را آغاز كرد. تنها منابع موجود برای پشنگ نوجوان علاوه بر راهنماییهای پدر و برادر كتاب تازه منتشر شده استاد فرامرز پایور بود. كتابی كه نام دستور سنتور را بر پیشانی داشت و یكی دو سالی از انتشار آن میگذشت. لینک به دیدگاه
EN-EZEL 13039 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 7 اسفند، ۱۳۸۸ همایون شجریان همایون شجریان، فرزند چهرهی شاخص ایران ـ محمدرضا شجریان ـ در ۳۱ اردیبهشتماه ۱۳۵۴ در تهران و در خانوادهای عجین با موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا به تشخیص پدر نزد استاد بیهمتای تنبک، شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است، پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد . از ده سالگی نزد پدر آواز را شروع کرد و تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی و پیانو را به عنوان ساز دوم انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهی فراگیری آن نزد اردشیر کامکار و آشنایی با تار و سنتور بصورت گوشی پرداخت. از سال ۱۳۷۰ پدر و گروه آوا را در کنسرتهای آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنهی کنسرتها همخوانی با پدر را آغاز نمود. همایون شجریان در کنسرت های بسیاری با بزرگان موسیقی به صحنه رفته و آثار زیادی را به همراه آنان در ایران و جهان منتشر ساخته است که از آن جمله می توان به آلبوم کنسرت های "بی تو بسر نمی شود" و فریاد" اشاره کرد که هردو اثر در سالهای 2003 و 2005 نامزد دریافت جایزه Grammy شدند. آلبوم نسیم وصل به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان، اولین آلبومی است که همایون به تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشته است . پس از آن کنسرت های مستقل و آلبومهای دیگری بنام نا شکیبا، شوق دوست، نقش خیال، با ستاره ها ، خورشید آرزو . قیژک کولی از او به علاقه مندانش تقدیم شده است. همایون در آثار دیگری نیز حضور داشته که از آن جمله به موسیقی فیلم و سریال "آتش سبز" و "شهرآشوب" و مجموعه آثار "عبدالقادر" می توان اشاره کرد. در حال حاضر چند سالی است که وی به همراه گروه دستان و دیگر هنرمنان به اجرای کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران می پردازد. 1 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده