شـاهین 8068 اشتراک گذاری ارسال شده در ۲۱ مرداد، ۱۳۹۰ زندگی نامه زاها حدید زاها حدید در سال ۱۹۵۰ در بغداد در خانوادهای روشنفکر و مسلمان متولد شد. او تحصیلات دوران ابتدایی را در یکی از دیرهای کاتولیک فرانسویزبان بغداد سپری کرد. پس از آن، بهسبب جوّ فرهنگی خانواده، با حمایت والدینش و روابط گستردهشان به آرزوی ایام کودکیاش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دورة ریاضیات در دانشگاه امریکایی بیروت (۱۹۶۸ـ۱۹۷۱) به مدرسة معماری AA۱ لندن رفت و بدین ترتیب وارد دنیای مردانة معماری شد. او دربارة ایام کودکیاش چنین میگوید: «من یک عرب عراقیام و هرگز نمیتوانم روزهای زیبایی را که در وطن داشتم از ذهنم بیرون کنم. کودکی من در آنجا در میان منابع سرشار انسانی و تاریخی به رویا شبیه است. مدرسة ما لابهلای علفزارها و در دل طبیعتی سبز بود که امروز از آن فقط خرابههایی برجاست… شهر بغداد در آن ایام پر از آدمهای عجیب با ملیتها و مذاهب مختلف بود و پرورش در این محیط پر از تجربههای متفاوت شانس بزرگی برای من بود.» پدر زاها، محمد، فردی فعال در زمینة اقتصاد و پیشرو در حزب سوسیالدموکرات عراق بود. او فارغالتحصیل مدرسة LSE۲ بود. مادرش شاغل نبود ولی زن فعال و پویایی بود که طراحی را به زاهای کوچک آموخت. زاها در این خانوادة فرهنگی بورژوا با تمکن نسبی مالی رشد یافت، چنانکه هر دو برادرش هم برای ادامة تحصیلات به کمبریج رفتند. کهنترین خاطرهای که زاها را در دنیای کودکانهاش به خانهسازی و طراحی دکور برای عروسکهایش تشویق کرده بود، خاطرة بازسازی خانة عمهاش بهدست یکی از دوستان معمار پدرش بود. اتفاق شاخص دیگر در همان ایام، سفری بود که طی آن پدرش او را برای بازدید از بازماندههای تاریخی شهرهای سومری به شمال عراق برد: «تصاویر آن ابنیه و ویرانههای کهن هرگز از ذهنم خارج نشد. شاید همینها باعث شد که فضا و پلانهای شهری را همیشه در معماریام مد نظر داشته باشم.» تاریخ معماری با شکلگیری نخستین شهرها و رواج مفهوم مدنیت آغاز میشود. عراق امروزی نیز مهد تاریخ و مدنیت است. پس عجیب نیست که معماری در رگ و خون زاها حدید جاری است. «هر بار با شنیدن اسم عراق در گوشه و کنار قلبم بهدرد میآید.» چرا که کار معمار ساختن است و نه مشاهدة تخریب. و این وضعیت روبه نابودی وطنش او را رنج میدهد. از عراق چیز زیادی برجای نمانده است. این سرزمین مجروح باید درمان شود و اصلیترین مراکزی که به آنها نیاز دارد ـ خانه، بیمارستان و مدرسه ـ در آن ساخته شود. حدید میخواهد همانطور که با ساختن یک ساختمان برای دانشگاه امریکایی بیروت دینش را به لبنان (که مدتی در آنجا زیسته و تحصیل کرده بود) ادا کرد، برای زادگاهش هم مفید واقع شود و اساسیترین نیازهایش را برآورده کند، آن هم درست در زمانی که جهان از او توقع ساخت آسمانخراشها و سالنهای کنسرت را دارد. زاها حدید پس از فراغت از تحصیل و اخذ مدرک دیپلم در زمینة معماری (۱۹۷۷) به دفتر معماری OMA۳ پیوست و به همکاری با الا زنگلیس۴ و نیز رم کولهاس۵، شخصیت برجستة هایپرمدرنیسم، که استاد او نیز بود، پرداخت. دعوت این دو معمار از حدید جوان بهعنوان یک همکار به او اعتمادبهنفس و شجاعت خارقالعادهای بخشید. در ۱۹۸۰، حدید OMA را ترک کرد و دفتر شخصی خود را بنا نهاد و همچنین به تدریس در مدرسة معماری AA (که خود زمانی محصل آن بود) پرداخت. او در هاروارد، دانشگاه شیکاگو و دانشگاه هامبورگ نیز به تدریس پرداخت. حدید عنوان CBE۶ را بهدلیل خدماتش به معماری دریافت کرد و در سال ۲۰۰۴ بهعنوان نخستین زن معمار توانست جایزة پریتزکر را به مبلغ صد هزار دلار از آنِ خود کند. مراسم اهدای این جایزه، که معادل نوبل در معماری است، هرساله در گوشهای از جهان به منظور ادای دین و احترام به ساختمانهای تاریخی و حتی معاصر برگزار میشود. زاها حدید سخنرانیهای متعددی در سراسر اروپا و امریکا انجام داده است و عضو هیئت تحریریة دایرهالمعارف بریتانیکا نیز هست. او در سال ۲۰۰۶ موفق به اخذ درجة افتخاری از دانشگاه امریکایی بیروت شد و درحالحاضر پرفسور دانشگاه هنرهای کاربردی وین است. حیطة گستردة فعالیتهای زاها حدید مشتمل بر معماری، طراحی داخلی، طراحی صحنه و اشیا، ایستگاههای قطار، هتلها، موزهها و مجموعههای صنعتی، فرهنگی و ورزشی است. فهرست پروژههای او به شرح زیر است. ـ ایستگاه آتشنشانی در شهری در مرز سوئیس و آلمان (۱۹۹۰ـ۱۹۹۴)| ـ پل مسکونی لندن روی رودخانة تِمز (۱۹۹۶) ـ مرکز هنر معاصر رزنتال در سین سیناتی امریکا (۱۹۹۸) ـ مرکز علمی فائنو در ولفسبورگ آلمان (۱۹۹۹ـ۲۰۰۵) ـ ترمینال تراموا و پارکینگ اتومبیل در استراسبورگ فرانسه (۲۰۰۱) ـ بنایی برای پیست اسکی برگیزِل در اینسبروک اتریش (۲۰۰۲) ـ ساختمان ب.ام.و. در لایپزیک آلمان (۲۰۰۵) ـ ساختمانی برای مجموعة مراکز درمانی سرطان مگی در اسکاتلند (۲۰۰۶) ـ موزة هنر معاصر در کاگلیاری ایتالیا (۲۰۰۷) ـ آسمانخراشی در مارسی (۲۰۰۷ـ۲۰۰۹) ـ پلی در زاراگوزای اسپانیا (۲۰۰۸) ـ ترمینال سالرنوی ایتالیا ـ کتابخانهای برای دانشگاه سویل ـ دانشگاهی در مکزیک ـ پلی در ابوظبی ـ یک سالن اپرا در دبی ـ موزة امپرسیونیسم کوپنهاگن ـ موزة هنر جدید دانشگاه میشیگان (۲۰۱۰) ـ دپارتمان هنر اسلامی لوور در پاریس (در دست ساخت) ـ مرکز ورزشی المپیک آبی لندن (۲۰۱۲) ـ مجتمع هنرها در رم (در دست ساخت) همچنین تعدادی از طرحهای او در مسابقات متعدد معماری برنده شدهاند اما متأسفانه برخی از آنها به مرحلة ساخت نرسیدهاند که از آن جملهاند: ـ کلوپ پیک در هنگکنگ که در سال ۱۹۸۲ اولین جایزة بینالمللی را نصیب او کرد. ـ سالن اپرای کاردیف در ۱۹۹۹ زاها حدید، که در دنیا شهرتی معادل «چهرههای معروف» دارد، علاوه بر آثار چشمگیرش، بهدلیل ظاهر متفاوت و تأثیرگذارش هم مطرح است: زنی درشتاندام در پوششی همیشه مشکی، با چشمان درشت شرقی که وجههای دراماتیک به او میبخشد. اطلاق عناوینی چون «خانم خارقالعاده۷» و «اژدها بانو۸» از سوی رسانهها به وی نیز برداشتی از ظاهر متفاوت اوست. اما رفتار و شرم خاص آسیاییاش زنی مهربان را معرفی میکند که کلام مختصرش با لهجة غلیظ عربی او را دلنشینتر هم جلوه میدهد. زاها زنی فعال است که در عرصة مردانة معماری بسیار جسورانه رفتار میکند؛ عرصهای که در آن زنان سنتاً به اوج و کمال نمیرسند. البته زنان بسیاری دکتر یا وکیلاند و یا دارای مشاغلی سخت هستند که مجبورند ساعات متمادی کار کنند اما در مورد معماری ـ بهعنوان یک شغل ـ مشکل آنجاست که لازمهاش یکجور پیوستگی و تداوم روند کاری است، چه برای مرد و چه برای زن. معماری فدا کردن صددرصد انرژی و وقت را میطلبد. این موضوع که به اختلاط زندگی خصوصی و زندگی کاری منجر میشود حضور در این عرصه را برای زنان دشوار میکند. و شاید مجرد بودن حدید در موفقیت او تأثیرگذار بوده است، گرچه او تمایلی به افشای نکات ریز زندگی شخصیاش ندارد و میخواهد همچنان آن را خصوصی نگاه دارد. جالب اینجاست که همهجا هم، بهسردی، فقط بحث از پروژهها و آثار اوست. او عکسالعمل رسانهها در مقابل موفقیتهای زنان را نادرست میداند، چرا که به اعتقادش آنها فقط وقت زیادی را صرف اتفاقات حاشیهای، نحوة پوشش فرد و… میکنند. این برای یک زن موفق محدود کردن او صرفاً به مسائل ظاهریاش و نپرداختن به کنه فعالیتهای اوست که جای تأسف دارد، مخصوصاً اگر این نگاه از سوی جامعة زنان باشد. اینکه چگونه زنی مسلمان از جهان سوم و خاورمیانه ـ عراق، کشوری پر از محدودیتهای حتی روزمره برای زنان ـ اینگونه در زمینهای یکهتاز است که مردان نقشآفرینان اصلی آن در طول تاریخ بودهاند، جای تعمق بسیار دارد. در طول تاریخ، زنان معمار بسیاری فعال بودهاند اما در واقع همیشه بهعنوان عضوی از گروه و یا همکاران همسرانشان به حساب میآمدهاند. مثال واضح این مورد خانم دنیس اسکات براون۹ معمار، همسر رابرت ونتوری۱۰، معمار مشهور، است که هرگز جدا از سایة ونتوری و بهطور مستقل مطرح نشد. زنان بهطور غریزی و طبیعی دوستدار و مولد زیبایی هستند. طبق این تعریف، حدید خود را دشمن خویش بهعنوان یک زن میداند. چرا که او سازههایی زیبا طراحی نمیکند. برای او دارا بودن کیفیات اساسی و جوهری حرکت مهم است. مثلاً، او منظرة برفی یک غروب را با کنتراستهای شدید سفید و سیاه و انعکاس قرمز خونین زیبا میداند، چرا که کیفیت نور، حرکت و نهایتاً زندگی را در خود دارد. با این جسارت و نوآوری در ارائة مفاهیم و نگاه تازه به جهان، او نهتنها مرزهای معماری، بلکه مرزهای جنسیتی را هم درنوردیده است. طرحها و سازههای حدید بخصوص در دوران اولیة کارش ـ از حیث تمرکز بر طراحی، پراکندگی قطعات، سادگی، و خلاصگیشان به همراه زوایای تند و خطوط پرحرکت ـ مؤکداً از هنر و معماری انقلابی اوایل قرن اتحاد جماهیر شوروی یعنی کانستراکتیویسم و سوپرهماتیسم و نیز نقاشیهای هندسی تأثیر گرفتهاند. کازیمیر مالویچ۱۱، تئوریسین اصلی سوپرهماتیسم، در سال ۱۹۲۸ در بیان تئوری آن چنین میگوید: «ما فقط زمانی به درک فضا نایل میشویم که از زمین آزاد شویم. یعنی، به شکلی، اصلیترین نقطة گرانش از بین برود.» این رهایی از جاذبة زمین، اصلیترین ایدهای است که در آثار حدید میتوان پی گرفت. این نکته در طرحی که برای کلوب پیک کشیده کاملاً مشهود است، چنانکه کل بنا به شکل هواپیمایی در حال صعود از زمین ترسیم شده است. نکتة جالب این است که در سال ۲۰۰۴ مراسم اهدای جایزة پریتزکر به حدید در شهر سن پترزبورگ روسیه برگزار شد؛ شهر زیبا و بااصالتی که مالویچ در آن زیست و کار کرد. از حیث بازنمایی حرکت و انرژی، میتوان قرابتهایی بین آثار حدید و نهضت فوتوریسم ایتالیا در اوایل قرن بیستم مشاهده کرد. چنانکه، بهعنوان مثال، اومبرتو بوتچونی۱۲ هم متأثر از سرعت و تلاطم ماشینها و زمانة جدید درصدد نمایش حرکت بود. اما اگر بخواهیم واکاوی عمیقتری در کنه تاریخ معماری کنیم، شاید حدید را همسنختر با معماران باروک ایتالیا ببینیم تا کانستراکتیویستهایی که در عکسالعمل به استالین به سمت اشکال انتزاعی گرایش یافتند. چرا که معماری باروک سرشار از حرکت و انرژی است و قدرتی بالقوه و آمادة انفجار در دیوار ساختمانهایش نهان دارد؛ فضایی تئاتری که جنبوجوش سرشارش کاملاً در تغایر با سکون و ایستایی رنسانسی است. اما در مجموع، بهسبب ساختارشکنیهای فرمی، حدید همچون فرانک گهری۱۳ و دانیل لیبسکیند۱۴ معمار در زمرة معماران دکانستراکتیویست (در مقابل معماری مدرن، مثل تقابل معماری باروک علیه معماری رنسانس) قرار میگیرد. با وجود تمامی معادلهای تاریخی مذکور، آنچه زاها حدید را معماری معاصر ساخته است جریان «روح زمانة» هگلی در سازههای اوست. بدینگونه که او معماریای برای جهان پرشتاب و سیلانی امروز طرح میکند و، برخلاف اکثر معماران بزرگ، سبکی کاملاً آزاد، رها و بدون تقید و ارجاعی به معابد یونان و یا کاتدرالهای گوتیک را در پیش میگیرد، تا جایی که ارجاعات معدود او را تاحدودی برخاسته از ناخودآگاهش تلقی میکنند. چنانکه برخی منتقدان فرمهای ارگانیک و دورانی جدید آثار او را ملهم از طبیعت پر از باتلاقهای جنوب عراق میدانند. حدید معماری است که جسورانه به ستیز با جاذبه ـ بزرگترین دشمن معماری از بدو تاریخ تابهحال ـ میپردازد. (گرچه او این رهاسازی از تقیدها را در سایر حیطهها هم اعمال کرده است). این سازهها گویی مجسمههایی هستند که قوانین گرانش را از یاد بردهاند و بهطرز خطرناکی نامطمئن و بیثباتاند. انکار جاذبه این تصور را بهوجود میآورد که این بناها، با دیوارهای نازک، سقفهای در حال پرواز و طبقات در حال فروریزیشان، تکیه بر باد دارند و گویی در حال برخاستن از زمین هستند، تا آنجا که نمیتوان بهطور قاطع مشخص کرد که خط افق کجاست، یعنی از کجا زمین تمام میشود و بنا آغاز میشود. از این درهمآمیزی زمین و معماری با عنوان فرش شهری۱۵ یاد میشود و همین عدم قطعیت یکی از پایههای اصلی هنر معاصر است. سازههای حسی و تهاجمی حدید انفجارهای جسورانهای در فضا محسوب میشوند، چنانکه گویی هر آن آمادة انفجار از گوشهای باشند. حدید بدین طریق توانست برداشت و تجربة ما را از فضا تغییر دهد. به اعتقاد حدید، همراه با پیشرفت تکنولوژی، معماری هم حرکت میکند. این همگامی بهشدت یادآور نوستالژی اوایل قرن بیستم یعنی زمانی است که معماری مدرن با تکنولوژی صنعتی متحد شد تا پیشرفتی اجتماعی را شکل دهد. پیشرفت تکنولوژیک باعث ایجاد حرکت (بهجای سکون) در معماری میشود، چنانکه دیوارهای بنا متحرک میشوند، اجزای ساختمان آشپزخانه و… حرکت میکنند و دیگر هیچ قانون ثابتی برای قرارگیری حمام در جای خاصی از خانه وجود ندارد. البته تفاوت سلیقهها همواره مطرح است. از این روست که جوامع مختلف گونههای متفاوتی از نوع زیست را تجربه میکنند. هنوز افرادی روی زمین میخوابند، درحالیکه عدهای دیگر تختهای بلند را ترجیح میدهند. در جوامعی، خانه مجموعهای از چندین فضای تفکیکشدة متفاوت برای عملکردهای گوناگون است، حال آنکه برخی فضاهای باز بیهیچ حائل و دیواری را ترجیح میدهند، مثل معماری دهة ۷۰ نیویورک که مردم فضاهای وسیع خالی را برای زندگی انتخاب میکردند. معماری نباید تحمیلگر باشد بلکه باید این امکان را به همه بدهد تا بتوانند فضای متناسب با علایق و عاداتشان را انتخاب کنند و برای حدید این نکته حائز اهمیت بسیار است که مخاطبش همة قشرها باشند و نهفقط نخبگان جامعه. از این رو، هدف او ساختن ساختمانهایی اجتماعی است که از طریق آنها بتواند هیجان و چالش را به زندگی مردم عادی وارد کند. بهترین نمونه از این دست بنای پیست اسکی برگیزل است. او ساختمانهایی میسازد که گرچه هریک چون جواهری مجزا و تنها در درخششاند، همگی به یکدیگر و فضای اطراف شهریشان نیز متصل و مرتبط هستند. ایرادی که او به معماری اکثر شهرهای بزرگ وارد میداند سرمایهگذاری نکردن برای «عمومیسازی» است، بدین معنا که افراد فقیر و ثروتمند نمیتوانند در کنار هم زندگی کنند. در گذشته، فضاهای عمومی به صورت زیرزمینی گسترش مییافت و امروزه این گسترش در ارتفاع رخ میدهد و در واقع همین رشد عمودی مانع از تعامل سازهها در بستر یک شهر است. از این رو، هریک از سازههای حدید سعی در ایجاد تعامل و ارتباط با فضا و طبیعت اطراف خود دارند. برای او هر ساختمان جزئی از یک محیط شهری بهحساب میآید که در نهایت قرار است تمامی آنها با هم ترکیبی متناسب داشته باشند. ساختمانهای حدید تکنقطهای نیستند و باید از زوایای مختلف درک و دیده شوند. در واقع، او تعصب و دگماتیسم مدرنیسم را با فضا و در سطوح مختلف ترکیب کرده و نهایتاً بناهایی را برای حرکت و سیلان عرضه کرده است. او همچنین این سنت را که در ساختمان فقط از زوایای ۹۰ درجه استفاده شود کنار گذاشت و، در پی ساختِ دیوارهای غیرعمودی، به طراحی مبلمان و وسایلی برای این فضاهای ناصاف و سیال با زوایای نامتعارف (با دید معمارانه) پرداخت. شاید بتوان اینگونه معماری متحرک، سیال و غیرراکد را ـ که مطلقاً محصورکنندة فضا در یک حجم نیست بلکه به شکل مایعات منجمد و خمیریشکل است ـ منتسب به خصلت زنانة ضددگماتیسم و محصورگر مردانه دانست. به همین دلیل هم سازههایش بهجای القای حس تملک، تصرف، استواری و تکیه بر زمین، سرکشانه میل به حرکت در فضا دارند. زاها حدید بهعنوان یک معمار و تئوریسین به بررسی طرحهای شهرهای مختلف میپردازد. او علت حس شدید نوستالژیک مردم به شهرهایی چون پاریس را عدم تغییر آنها میداند. پاریس قطعاً کمبودهای بسیاری دارد ولی برای قرون متمادی همواره محلی زیبا و خاطرهانگیز بوده است. شکی نیست که پاریس زیباست اما بدون انرژی. دقیقاً مثل ونیز که هنگام برگزاری فستیوال فیلم و بیینال زیباست، اما جای رشد و ترقی ندارد. این شهرهای ساکن باید به مدد معماری به جهان امروز مرتبط شوند. از آنجا که زاها به ارتباط معماری با سایر حیطههای اجتماعی معتقد است، نسبت به تأثیر منفی مسائل سیاسی بر معماری نیویورک (بعد از ۱۱ سپتامبر) شدیداً معترض است و در پاسخ به سؤال مجلة نیویورکی تایم اوت۱۶ که چرا چارهای معمارانه برای شهر نیویورک نمیاندیشد، میگوید که مایل است برجی در نیویورک طراحی کند. نیویورک تاکنون هیچ بنایی از حدید نداشته است. گرچه موزة گوگنهایم ـ مقدسترین معبد هنر و معماری ـ در سال ۲۰۰۶ نمایشگاه مرور بر آثار ۳۰ سالة او را در این شهر به نمایش گذاشت که در واقع بعد از فرانک گهری دومین نمایشگاه مرور بر آثار یک معمار در گوگنهایم بود. نمایش آثار طراحی، نقاشی، «معماریهای کاغذی» و پیشطرحهای معمارانة او در گالریهای مارپیچی موزة گوگنهایم، این دینامیکترین موزة جهان که همیشه مایة دردسر برگزارکنندگان نمایشگاهها و مایة سرخوشی مخاطبان بوده است ـ وجه پویا و پرتحرک آثارش را بارزتر میکند. طراحی چیدهمان آثار نمایشگاه هم بر عهدة خود او بوده است. چنانکه سطوح سفید و سیاه دیوارهای گالریها حرکت محیط را تشدید میکرد. در واقع، سهم عظیمی از آثار این نمایشگاه را نقاشیهای او از ساختمانها تشکیل میداد که وقتی او فقط ۳۰ سال داشت با همین نقاشیها به شهرت رسید. این پیشطرحها که برای ساخت و یا سکونت بسیار سخت و ناممکن بهنظر میرسیدند تا سالها بهعنوان تنها آثار هنری حدید محسوب میشدند و البته هنوز هم در مواردی که به مرحلة ساخت نرسیدهاند خود طرحها، ماکتها و مدلهای ساختهشده معرفیکنندة آن آثار هستند. حدید گونهای نقاشی چندپرسپکتیوی را ترسیم میکند که همانند طبیعت بیجانهای پیکاسو دیدهای متفاوتی از یک شیء واحد را در زوایای مختلف ارائه میدهند. این طرحهای چندپرسپکتیوی امکان ساخت سازههایی پویا و پرحرکت را موجب میشوند. اما حدید در آثار طراحی جوهری و مدادیاش ـ با حرکات آزادانهتر و خطیتر ـ تا آنجا در بیانگری و القای حس رهایی پیش میرود که میتوان این خطوط قدرتمند را به هنرمند اکسپرسیوی چون سای تومبلی۱۷ منسوب دانست. او در پیشطرحهای آزمایشیاش خط افق را درهم میریزد و آن را به شکل قوسی از یک انحنای وسیع نمایش میدهد که فضاهای مجاور بالا و پایین را به هم وصل میکند. اخیراً، حدید با ارائة اثری با عنوان «خانة ایدهآل» در نمایشگاه مبلمان کلن ایدة عدم تفکیک بین رشتههای هنری را با حضور در نقش یک طراح بارز کرده است. حیطة فعالیتهای او در زمینة طراحی هم بسیار گسترده و نامحدود است، گرچه همگی این طرحها از «جهان ذهنی» زاها سرچشمه میگیرند. او طراحی کارد و چنگال تا لوستر و سایر لوازم خانه را برای شرکتهای معروف و لوکسی همچون سوارفسکی۱۸، دوپون۱۹، ساوایا و مورونی۲۰، و. ام. اف۲۱، ایوسن لورن۲۲، استبلیشد و پسران۲۳ انجام داده است. همچنین طراحی داخلی گالری هیوارد لندن، سالن هزوین، سالن فیلارمونیک لوگزامبورگ و نیز طراحی صحنه برای تور جهانی گروه موسیقی پِت شاپ بویز۲۴ در سالهای ۱۹۹۹ـ۲۰۰۰ را هم برعهده داشته است. لوازم و اسباب خانهای که حدید برای زندگی معاصر طراحی میکند خانگی و مطابق با فرمهای سنتی نیستند. برای او چیدمان این لوازم در سازههای موّاجش مهم است و اینکه این وسایل چگونه میتوانند آن فضاهای مایع را اشغال کنند. مثلاً، برای دیواری که صاف نیست باید مبلمان خاص طراحی شود: مبلی به شکل یک موج با تکیهگاهی مجزا. او در طراحی این اشکال نرم و سیال که گویی از فرم یخهای در حال ذوب شدن الهام گرفتهاند حتی تاحدودی به بازیابی و احیای سبکهای دهة ۵۰ هم نظر دارد. حدید توانمندی و قدرت بسیار خود در طراحی و اسکیسهای دستیاش را با یک سیستم حرفهای تکنولوژیک ترکیب کرده و از آن در تحقق بخشیدن به ایدهها و رویاهای عجیب و غریبش، که تا مدتها غیرقابل ساخت بهنظر میآمدند، استفاده کرده است. در واقع، این جسارت و مداومت او در تحقق بخشیدن به رویاهایش زمینه را برای دیگرانی که ایدههای نامعمول داشتند، فراهم کرد. حدید، با وجود تمام شهرت و محبوبیتش در دنیای معماری، منتقدانی هم دارد. رابرت آدام، معمار سنتی انگلیسی، آثار او را مطلقاً در زمرة آثار معماری و یا حتی ساختمانسازی نمیداند، بلکه آنها را مجسمههای آبسترهای میبیند که میخواهند خود را بهعنوان معماری مطرح کنند بیآنکه دلیل خاصی برای ساختار جالب و عجیبشان داشته باشند. به اعتقاد امثال او، صرفاً با تکیه بر شهود و بدون هیچگونه تئوری نمیتوان به خلق فرم دست زد. اینگونه انتقادات در حالی مطرح است که عدهای دیگر حدید را از تئوریکترین معماران عصر حاضر میدانند، عاملی که نقش بهسزایی در مطرح کردن او بهعنوان معمار معاصر داشته است. 5 لینک به دیدگاه
* v e n o o s * مهمان اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ اردیبهشت، ۱۳۹۱ [h=2] گفتگویی متفاوت با زاها حدید[/h]به نظر شما، بهترین زمان روز چه وقتی است؟ نزدیک غروب برام بهترین موقع روز است. بستگی داره که لندن باشم یا جای دیگه. این روزها چه جور موسیقی ای گوش می کنید؟ کلاسیک روی میز کنار تختخوابتون چه جور کتاب هایی پیدا میشه؟ فعلا هیچ چی مجلات طراحی رو هم مطالعه می کنید؟ تو دفترمون از این مجله ها زیاد داریم ولی معمولا نمی خوانیمشون اخبار روز رو از چه منابعی دریافت می کنید؟ روزنامه آیا در مورد کارتون با معماران دیگه هم صحبت می کنید؟ با دیگر طراحانی که توی دفترم کار می کنند. البته خیلی صحبت می کنیم. من خیلی دوست ندارم درباره خودم حرف بزنم. ترجیح میدم که درباره ایده های دوستانم گفتگو کنم. آیا از بچگی دوست داشتید معمار بشید؟ بله، از 11 سالگی کجا روی طرح ها و پروژه هاتون کار می کنید؟ هر جا که پیش بیاد. من از کامپیوتر استفاده نمی کنم. وقتی دارم برای پروژه ای تحقیق می کنم، تند تند روی کاغذ طرح می کشم. برای بیشترِ تحقیق ها، بیش از 100 طرح کشیده ام. معمار یا طراح قدیمی ای هست که شما خیلی دوست اش داشته باشید؟ خیلی ها هستند. اِریک مندلسون، میس ون در روهه، لوکوربوزیه، ساختگراها و.... از بین معمارانی که هنوز کار می کنند چطور؟ باز هم خیلی ها هستند. البته خیلی های دیگه هم هستند که زیادی خودشون رو گرفتار روش طراحی کرده اند و متعصب شده اند. "کار کردن" از دیدگاه شما چه معنایی داره؟ من مثل خیلی از زنان امروزی زیاد سفر می کنم و ساعت های زیادی دیوانه وار کار می کنم. کارکردن روی پروژه های معماری، پشتکار و استقامت میخواد. ولی هرقدر هم که ما زنان پیشرفت کنیم، دنیا همچنان به کار کردن ما به چشم حریم شکنی نگاه میکنه. برای معماران جوان چه توصیه ای دارید؟ باید هدفتون رو دقیقا بشناسید و سخت کار کنید. بدونید که به دنبال چه چیزی هستید. سخت کوشی بدون هدف، هیچ فایده ای نداره. هدف مثل یه دروازه ی فوتبال می مونه که ممکنه تیرهاش جابجا بشن و مرزها و ابعادش تغییر کنند، ولی به هر حال، این دروازه باید وجود داشته باشه. چه جور لباس هایی رو نمی پوشید؟ لباس های مدل قدیمی رودوست ندارم. از لباس پوشیدن مثل مردها، مثل پوشیدن شلوار جین هم خوشم نمیاد. لباس های طرح ایسی میاکی رو دوست دارم. همینطور پیراهن های مشکی رو. حیوان خانگی دارید؟ نه چیزی در آینده هست که شما رو نگران کنه؟ بله، ارزش های محافظه کارانه ای که تازگی ها داره سر و کله شون پیدا میشه نگران کننده هستند. ممکنه این محافظه کاری ها مستقیما روی معماری تأثیر نگذارند، ولی جامعه رو حتما تحت تاثیر قرار خواهند داد و این منو نگران میکنه. دنیا هر روز از هم گسیخته تر میشه و تفاوت های میان مردم هر روز عمیق تر، باید برای داشتن جامعه ای باز و آزاد مبارزه کرد. لینک به دیدگاه
civilamir 85 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۷ دی، ۱۳۹۱ [TABLE] [TR] [/TR] [TR] [TD] زاها حدید [TABLE=width: 100%] [TR] [TD=align: center] [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center] [/TD] [/TR] [TR] [TD] زاها حدید در سال ۱۹۵۰ در بغداد در خانوادهای روشنفکر و مسلمان متولد شد. او تحصیلات دوران ابتدایی را در یکی از دیرهای کاتولیک فرانسویزبان بغداد سپری کرد. پس از آن، بهسبب جوّ فرهنگی خانواده، با حمایت والدینش و روابط گستردهشان به آرزوی ایام کودکیاش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دورة ریاضیات در دانشگاه امریکایی بیروت (۱۹۶۸ـ۱۹۷۱) به مدرسة معماری AA لندن رفت و بدین ترتیب وارد دنیای معماری شد. [/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [/TR] [TR] [/TR] [TR] [/TR] [TR] [/TR] [TR] [TD][TABLE=class: cms_table, width: 100%] [TR] [TD]منبع : سایت دانشجویان عمران و معماری[/TD] [/TR] [TR] [/TR] [/TABLE] [/TD] [/TR] [TR] [TD] -[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center][/TD] [/TR] [TR] [TD=align: left][/TD] [/TR] [TR] [TD=align: left][/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] [/TD] [/TR] [/TABLE] 3 لینک به دیدگاه
Saye Noori 10314 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۵ خرداد، ۱۳۹۲ . . . . . . . 1. "معماری در واقع بودن در بهترین حالت است. به نظر من، مردم خواهان داشتن حس خوب در فضا هستند. از یک طرف این حس برای داشتن پناه است، ولی لذت و شادی را هم شامل می شود." درحالی که حدید را به عنوان معماری مورد احترام در نظر گرفته اند، او همچنین وارد دنیای درونی شده است. تلاش ها و تحقیقات مداوم وی در سبک زیبایی شناسی (ساختمان)، تمام حوزه های طراحی از بزرگترین نمای بیرونی معماری اش تا معماری داخلی و اثاثیه را تحت تاثیر قرار داده است. طراحی های داخلی تنها توسعه دیگری از طراحی بیرونی است. شاهکار درونی وی در هتل پورتا آمریکا، د مادرید، قابل تحسین می باشد، که در این هتل حدید و معمارانی دیگر اتاق های مختلف آن را طراحی کرده اند. 2. "یکی از مواردی که به من اعتماد به نفس می دهد، ایجاد هیجانات و چالش هایی برای زندگی مردم است. ما از مردم می خواهیم که توانایی پذیرفتن غیرمنتظره ها را داشته باشند." مرکز علوم فائنو، که مرکز علوم تعاملی در والسنبرگ آلمان است، می تواند مثالی کامل باشد. زاها حدید در سال 2000 در این طرح مشارکت کرد و جایزه طراحی آن را برنده شد. این مرکز پنج سال بعد افتتاح و بیش از 250 اثر تعاملی به ثبت رسیده انجمن آنسل را به نمایش گذاشت. همکاران آلمانی زاها حدید، معماران مایر باهرل و آدامس کارا تایلور، طراحی نمای حیرت انگیز وی را به عنوان "اثر معماری افسون کننده – یعنی عمارتی که به طور کلی دیدگاه های ما از آینده را منتقل می کند، توصیف کرده اند". با کمال زیرکی، این عمارت به طور کارآمد روی میله های بتنی جای گرفته که به بازدیدکنندگان اتوستاد اجازه می دهد بدون برخورد با آثار عمارت از آن عبور کنند. با دسترسی به پله های برقی و پله های ثابت در هر طرف، فائنو با یک پل فلزی به اتوستاد متصل شده است. قسمت زیرین فائنو چراغانی شده و بازهم وجود دارند. 3. "پیشروی در هنر معمار هنوز برای یک زن به تنهایی کار دشواری است. هنوز دنیا، دنیای مردان است". تفکر او در موضوعات فضایی، او را هم از زن و هم از مرد جدا نگه داشته است. ساختمان مرکزی BMW بر اساس عقاید معمار به این صورت است که یک عمارت فضایی است که چند تراشی و چند بعدی است. وی در این جا یک دفتر سنتی را دوباره تعبیر و تفسیر می کند. ساختمان و توابع آن "به مرکز عصبی جالب توجه و پویا" تبدیل می گردد. سلاست بیان وی بست های ابعاد فضایی آبی یا سفید را نمایان می سازد که به طور موثری موانع حصارها را محو می کند. 4. دوران کودکی حدید "با باتلاق های روستاهای جنوب عراق متاثر شده بود. زیبایی اطراف را شن، آب، ساختمان ها و مردمان در ارتباط با هم تشکیل داده بودند." مرکز ماگیه در فیف، اسکاتلند، با ترکیب حالت طبیعی و مصنوعی موجب بروز زیبایی شده بود. این ساختمان برای در اختیار گذاشتن محیطی محافظتی، امیدی برای بیماران سرطانی طراحی شده بود. با قرارگرفتن در مجاورت بیمارستان ویکتوریا، این مرکز در لبه میان تهی احاطه شده به وسیله شاخ و برگی زیبا و حومه، ترکیب مصنوعی ساختمان مدرن و تکنولوژی همراه با طبیعت، قرار گرفته بود. 5. 360" درجه وجود دارد. چرا باید به یکی چسبید؟" زاها حدید برای ایجاد تنوع در پروژه معماری اش در سال 2000 ساختمان پرش اسکی را در اینسبراک استرالیا کامل کرد. زاهید پرش اسکی را به عنوان "قطعه ای موجز از طرح تابعی یعنی وسیله ای برای اجرای ورزش کامل، با محاسبه دقیق ریاضی" توصیف کرده است. وی آنرا برای "توسعه دورگه یکپارچه" ایجاد کرد. اجتماع این عناصر منتج از حالت طبیعت توسعه دررگه یکپارچه است که در آن بخش های موجود به راحتی تخمین زده می شود و در یک واحد متحد آمیخته می شود." معماری به معنی دیدن شدن و لذت بردن از زوایای مختلف است. حدید نه تنها از سقف شیشه ای گذشته، بلکه تمام موانع دیوارها و کف های سنتی را از میان برداشته است. چی چیزی می تواند فلسفه فضایی حدید را از پرش اسکی المپیک بهتر منعکس کند؟ 6. "همیشه معماران زن منسجم تر و بیشتر مورد تکریم هستند. این امر هم ساده نیست. بعضی اوقات مشکلات غیرقابل درک هستند ... در عمل، هنوز مقاومت را تجربه می کنم اما فکر می کنم این باعث شده که متمرکزتر باشم شاید تجمل گرایی من بوده است که چنین مرا در موفقیتم مصمم کرده است تا زن بودنم، اما من همیشه مصمم بوده ام." علی رغم سطح موفقیت حدید، که قابل تحسین است، وی بیان کرده است که برای وجود و ادامه آن سختی و مشقت زیادی کشیده است. او هنوز برای ماندن در این موقعیت و تفکر و ایجاد چیزهای متنوع به طرق مختلف، وجدان کاری اش را در نظر می گیرد. مرکز میلنیوم بازدیدکنندگان خودش را از طریق 3 جنبه ذهنی – ورودی، پردازش و خروجی در نظر می گیرد. در اینجا دیوارها و کف اتاق ها و دیگر عناصر معماری "از یک فضای ممتد برای اسکان انگیزه فکری" نشات می گیرد. 7. "من واقعا معتقد به آینده نگری هستم." معماری تفکر و حرکت رو به جلو است. تمام معماران مشهور این دیدگاه مدرن و تمام عیار را داشته اند. اثر ترمینال هونهیم نورد در استراسبورگ سوئیس، را برای بازتان حرکت هر چیزی – مردم، دوچرخه ها، ماشین ها و واگن ها خلق کرده اند، همه آنها با هم تغییر ثابتی را شکل داده اند، ولی به طور واضح همه را ترسیم کرده است. 8. "شما محدود به این نیستید که از یکطریق مشخص شده به فضا بنگرید. شما در واقع می توانید از یک شاخه به شاخه دیگر بپرید." مثالی دیگر از حرکت و فضای روان اثر حدید در مرکز آبی المپیک در 2012، لندن، انگلیس، می باشد که عمیقا با حرکت آب متاثیر شده است. این اثر برای شبیه بودن به حرکت موج با حرکت موجی طاق خلق شده است که حصارهای مخزن آب را با "یک حرکت متحد" می شوید. 9. "برای معماری امروزی تکمیل مستقیم ساخت گونه شناسی موجود کافی نیست، در عوض این امر مستلزم وجود معمارانی است که به دقت تمام حوزه های مربوط به تعامل جدید و فضای برنامه ریزی شده را مورد تحقیق و بررسی قرار دهند." ایستگاه آتشنشانی ویتره را برای پرکردن فضای خالی موجود در اثر آتشسوزی دهه 1980 خلق کرده اند. با ایجاد ایستگاه آتشنشانی در فضای طبیعی کنار کارخانه ها، این ایستگاه برای شناسایی و تعریف ساخته شده است تا برای اشغال کردن فضا. که نمایانگر لحظه بی حرکت و آماده احتراق بود. این ایستگاه اکنون وجود ندارد، بلکه حالا محل یک موزه است. 10. "شما همیشه مجبور نیستید خود را در آنچه که جعبه سفید نامیده می شود، نشان دهید. شما می توانید نوعی مهارت مرکب را در اثری که به خوبی هنر را نمایش می دهد، را داشته باشید." مرکز روزنتال برای هنری معاصر در سیسنستانی، اوهایو، اولین پروژه تکمیل شده توسط حدید و اولین موزه ایالات متحده بود که توسط یک زن طراحی شده بود. ایده او وارد کردن شهر در ساختمان بود، "فرشی شهری" باز برای خوش آمد گویی به مردم. وی قصد داشت هنر معاصر را به کسانی نشان دهد که از آن استفاده نمی کنند یا در معرض آن نیستند. در پشت موزه او نقاشی زمینه را به صورت یک فرض جمع شده، به صورت پرواز موجودات خیالی، که به بازدیدکنندگان اجازه می داد تمام این فضاهای مختلف را مشاهده کنند، خلق کرده بود. اشتیاق او به دورشدن از جعبه سفید که ما هنگام برخورد با معماری به آن فکر می کنیم، نمایان است. حرکت و جریان نور به هر گالری و اثری، احساس بی همتایی می دهد. اشتیاق شدید و چابکی زاها حدید را دیگران طاقت فرسا می دانند، اما دیدگاه واضح، تعریف شده و رشد تفکر او همراه با ارادهی استوارش، او را نه تنها به عنوان یکی از رهبران معمار زن، بلکه به عنوان یکی از رهبران معماران جهان، مشهور و سرشناس کرده است. دیدگاه های او برای تفوق زمان، حرکت و فضا سالیان سال ادامه خواهد داشت. 3 لینک به دیدگاه
sam arch 55879 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۱ مهر، ۱۳۹۵ دیدگاههای هشت معمار ایرانی درباره زاها حدید، به مناسبت درگذشت او منبع: iranian-architect.ir لینک به دیدگاه
sam arch 55879 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۱ مهر، ۱۳۹۵ دیدگاههای هشت معمار ایرانی درباره زاها حدید، به مناسبت درگذشت او این آخری (امیرحسین طاهری) استاد مقدمات طراحی 1 ما بود..اون موقعه نمی فهمیدیم زیر دست کی هستیم..الان فقط حسرت می خوریم با طعم تلخ تَه خیار! لینک به دیدگاه
Mohammad Aref 120454 اشتراک گذاری ارسال شده در ۶ مرداد، ۱۳۹۶ این پاورپوینت هم در 94 اسلاید به معرفی زاها حدید و آثار اون پرداخته. بعد از بیان بیوگرافی و زندگینامه زاها حدید به معرفی برخی آثار این معمار برجسته پرداخته و تصاویر مختلف و متعددی از آثار او در اسلایدهای مختلف آورده شده که امیدوارم مفید باشه. دانلود پاورپوینت لینک به دیدگاه
Mohammad Aref 120454 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۱ بهمن، ۱۳۹۸ مقاله زاها حدید و مدرنیته نوشته کیومرث زنده دل که در شماره سی و ششم مجله آبادی منتشر شده است را به صورت PDF از پیوست می تونید دانلود کنید. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 1 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده