اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 نارسیست کسی است که خود را یونیک و برتر میداند. همیشه طوری گام برمیدارد که به جایگاه مورد نظر خود برسد.همیشه یا اکثر اوقات موفق است .... این شخصیت دنبال میز قدرت میگرده ...به اوج فکر میکنه و به اوج میرسه کمک میکنه بقیه هم بیان بالا اما نه بالاتر از خودش وقتی میرسه به نقطه اوج آرزوهاش دستاشو باز میکنه که کسی بالاتر از اون نباشه تمام اعمال زندگی اش بر اساس اهدافش است مثل انتخاب رشته /ازدواج و... بین پزشکاان و مهندسان این شخصیت بیشتر است. خودشیفته ها به میزان جراحت روحی و روانی که به دیگران میزنند اهمیت نمیدهند 9
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 نارسیست کسی است که خود را یونیک و برتر میداند. همیشه طوری گام برمیدارد که به جایگاه مورد نظر خود برسد.همیشه یا اکثر اوقات موفق است .... این شخصیت دنبال میز قدرت میگرده ...به اوج فکر میکنه و به اوج میرسه کمک میکنه بقیه هم بیان بالا اما نه بالاتر از خودش وقتی میرسه به نقطه اوج آرزوهاش دستاشو باز میکنه که کسی بالاتر از اون نباشه تمام اعمال زندگی اش بر اساس اهدافش است مثل انتخاب رشته /ازدواج و... بین پزشکاان و مهندسان این شخصیت بیشتر است. خودشیفته ها به میزان جراحت روحی و روانی که به دیگران میزنند اهمیت نمیدهند 3
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 یه خودشیفته میشه یه خودبزرگ بین متکبر گاهی میشه کمال طلب که تحملش خیلی سخته گاهی س همدلی در اونها به صفر میرسه عزت نفس یه خودشیفته شکننده است زیاد تحسین میخواهد در مرود خود لاف میزند زیاد از فتوحات خود میگوید خلاصه اعصاب آدمو خرد میکنه خودشیفته ها احساس حقارت به دیگران تزریق میکنند دلیل این کار اینه که یه جا تو زندگی خیلی احساس حقارت حس کردند . چرا من جذب خودشیفته می شوم؟ من همیشه دنبال آدمهای موفق و خوش لباس هستم ادمهائی که وقتی وارد یه مجلس میشن همه دهنشون باز میمونه که چقدر مودبو پولاداره چه اعتماد به نفسی داره خلاصه همه چیز تمومه..... شاید من آدمی هستم که عادت دارم تو روابطم محبت و تحسین تزریق کنم دنبال آدمها راه بیوفتمو بهش بگم تو فوق العاده ای حالا چیکار کنم ؟ یادتون باشه یه خودشیفته یه بچه کوچولو و ملوسه که فقط ادای آدم بزرگارو در میاره ....شما میتونید با تحسین ویژگی های مثبت اون روابط سالمی برقرار کنید سعی کنید او را بالا ببرید مثلا من می خوام تو یه شرکت سرمایه گذاری کنم نظر شما چیه شنیدم شما تو این کارا موفقید؟ 9
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 یه خودشیفته میشه یه خودبزرگ بین متکبر گاهی میشه کمال طلب که تحملش خیلی سخته گاهی س همدلی در اونها به صفر میرسه عزت نفس یه خودشیفته شکننده است زیاد تحسین میخواهد در مرود خود لاف میزند زیاد از فتوحات خود میگوید خلاصه اعصاب آدمو خرد میکنه خودشیفته ها احساس حقارت به دیگران تزریق میکنند دلیل این کار اینه که یه جا تو زندگی خیلی احساس حقارت حس کردند . چرا من جذب خودشیفته می شوم؟ من همیشه دنبال آدمهای موفق و خوش لباس هستم ادمهائی که وقتی وارد یه مجلس میشن همه دهنشون باز میمونه که چقدر مودب و پول داره چه اعتماد به نفسی داره خلاصه همه چیز تمومه..... شاید من آدمی هستم که عادت دارم تو روابطم محبت و تحسین تزریق کنم دنبال آدمها راه بیوفتمو بهش بگم تو فوق العاده ای حالا چیکار کنم ؟ یادتون باشه یه خودشیفته یه بچه کوچولو و ملوسه که فقط ادای آدم بزرگارو در میاره ....شما میتونید با تحسین ویژگی های مثبت اون روابط سالمی برقرار کنید سعی کنید او را بالا ببرید مثلا من می خوام تو یه شرکت سرمایه گذاری کنم نظر شما چیه شنیدم شما تو این کارا موفقید؟ 5
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 شخصیت جبری وسواسی ذهن من اونقدر درگیر جزئیات است که بهم اجازه هیچ تفریحی رو بهم نمیده؟ معمولا / هیچ وقت در هیچ کاری حاضر به شراکت و هم کاری نیستم ؟ خسیس هستم و به سختی پول خرج میکنم ؟ انعطاف ناپذیر و لجباز هستم و دائم در تلاش برای کنترل دیگران؟ بسیار با وجدان هستم ؟ راس ساعت سر قرار حاضر می شو؟ کمال گرائی زیاد باعث می شود که هیچ کاری را تمام نکنم؟ 9
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 شخصیت جبری وسواسی ذهن من اونقدر درگیر جزئیات است که بهم اجازه هیچ تفریحی رو بهم نمیده؟ معمولا / هیچ وقت در هیچ کاری حاضر به شراکت و هم کاری نیستم ؟ خسیس هستم و به سختی پول خرج میکنم ؟ انعطاف ناپذیر و لجباز هستم و دائم در تلاش برای کنترل دیگران؟ بسیار با وجدان هستم ؟ راس ساعت سر قرار حاضر می شو؟ کمال گرائی زیاد باعث می شود که هیچ کاری را تمام نکنم؟ 4
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 وسواسی آدم با وجدان دوراندیش محتاط سخت گیر کنترل گر است.ممکن است برای کارمندان زیر دست خیلی سخت گیر باشند.برای روسا خوب است زیرا کل بار زندگی را به دوش میگیرند. عموما ستون فقرات هر اجتماعی همین آدمهای جبری وسواسی هستند. بله قربان گوهای خوبی هستند. در برابر منابع قدرت بیرونی سر خم میکنند.وسواسی ها با احتیاط انتقاد میکنند بر عکس افراد افسرده که بی احتیاط انتقاد میکنند . اگه بهش دستوری بدی حتی در صورتی که قبول نداشته باشه انجام میده 6
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 وسواسی آدم با وجدان دوراندیش محتاط سخت گیر کنترل گر است.ممکن است برای کارمندان زیر دست خیلی سخت گیر باشند.برای روسا خوب است زیرا کل بار زندگی را به دوش میگیرند. عموما ستون فقرات هر اجتماعی همین آدمهای جبری وسواسی هستند. بله قربان گوهای خوبی هستند. در برابر منابع قدرت بیرونی سر خم میکنند.وسواسی ها با احتیاط انتقاد میکنند بر عکس افراد افسرده که بی احتیاط انتقاد میکنند . اگه بهش دستوری بدی حتی در صورتی که قبول نداشته باشه انجام میده 4
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 دقت کنید هر وقت در فردی دیدی که بخش های منطقی و سخت خودشو زندگی میکنه مثل شخصیت نارسیست و وسواسی و پارانوئید نیاز داره تا همسری انتخاب کنه از شخصیت هائی که بخشهای احساسی خودشو زندگی میکنه مثل شخصیت نمایشی 10
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 دقت کنید هر وقت در فردی دیدی که بخش های منطقی و سخت خودشو زندگی میکنه مثل شخصیت نارسیست و وسواسی و پارانوئید نیاز داره تا همسری انتخاب کنه از شخصیت هائی که بخشهای احساسی خودشو زندگی میکنه مثل شخصیت نمایشی 6
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 نکته مهمی که باید در مرود شخصیت ها بگم موقعیت جغرافیائی است و فرهنگ حاکم مثل ا آدمهائی که در مناطق شمالی زندگی میکنند آدمهای دست و دل باز و انعطاف پذیری هستند ...ظاهر و باطن یکی است. در مناطق کویری معمولا مردم درون گرا هستند دقت کرده باشید بیرون خونه ها گلی و ساده است اما درون خانه ها فرش های گران قیمت و عتیقه جات مثل اصفهان / یزد همونطور که باید به شخصیت و ویژگی های شخصیتی دقت کنیم باید به جائی که طرف مقابل در اون بزرگ شده هم دقت کنیم ..... کرد با گیلانی ازدواج سختی دارند ... اصفهانی با تبریزی ازدواج سختی دارند تبریز با ارومیه ازدواج خوبی دارند پسر اصفهانی با دختر تهرانی ازدواج سختی است مخصوصا اگر دختر پول دار باشد دختر شمالی /رشتی با پسر تهرانی ازدواج خوبی است دختر شمالی / رشتی با پسر تبریزی فاجعه است پسر تبریزی با دختر شیرازی فاجعه است از شهرهای شمالی با شیرازی ازدواج خوب است ارومیه با رشت خوب است تبریز با زنجان و اردبیل خوب است شمال و اصفهان خوب نیست اصفهانی و شیرازی خوب نیست دختر اصفهانی با پسر شیرازی خوب است هر قوم و قبیله ای با قوم خودش یا شبیه به خودش ازدواج کند ...این یکی از اصول مشاوره پیش از ازدوا جاست 9
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 نکته مهمی که باید در مرود شخصیت ها بگم موقعیت جغرافیائی است و فرهنگ حاکم مثل ا آدمهائی که در مناطق شمالی زندگی میکنند آدمهای دست و دل باز و انعطاف پذیری هستند ...ظاهر و باطن یکی است. در مناطق کویری معمولا مردم درون گرا هستند دقت کرده باشید بیرون خونه ها گلی و ساده است اما درون خانه ها فرش های گران قیمت و عتیقه جات مثل اصفهان / یزد همونطور که باید به شخصیت و ویژگی های شخصیتی دقت کنیم باید به جائی که طرف مقابل در اون بزرگ شده هم دقت کنیم ..... کرد با گیلانی ازدواج سختی دارند ... اصفهانی با تبریزی ازدواج سختی دارند تبریز با ارومیه ازدواج خوبی دارند پسر اصفهانی با دختر تهرانی ازدواج سختی است مخصوصا اگر دختر پول دار باشد دختر شمالی /رشتی با پسر تهرانی ازدواج خوبی است دختر شمالی / رشتی با پسر تبریزی فاجعه است پسر تبریزی با دختر شیرازی فاجعه است از شهرهای شمالی با شیرازی ازدواج خوب است ارومیه با رشت خوب است تبریز با زنجان و اردبیل خوب است شمال و اصفهان خوب نیست اصفهانی و شیرازی خوب نیست دختر اصفهانی با پسر شیرازی خوب است هر قوم و قبیله ای با قوم خودش یا شبیه به خودش ازدواج کند ...این یکی از اصول مشاوره پیش از ازدوا جاست 6
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 27 آبان، 2011 بچه ها شخصیت هایی که واسه پیش از ازدواج نیاز دارید گفتم سوالات و ابهاماتتونو اگر بگید خیلی خوب میشه چون که می خواهیم برسیم به تفاوت های زن و مرد 9
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 3 آذر، 2011 در مورد ترس از بچه دار شدن ( در پستهای ابتدائی وقتی من نبودم چند جمله نوشتید)هم نکته ای که باید بگم اینه که : اولا آدمها ازدواج نمیکنند که بچه دار بشن یکی از ویژگی ها و دلائل ازدواج ترویج نسل اما دلیل اصلی ازدواج پیوند عاطفی و عمیق است ببینید همه ما به جائی خواهیم رسید که نیاز به یه آغوش گرم و امن داریم به جائی میرسیم که تنها آرزومون بودن با کسی است بهمون آرامش خاطر بده بدون هیچ دلیل منطقی و عجیب غریبی شاید اگر من ترس از بچه دار شدن دارم این ترس پوششیه روی احساس امنیتم یعنی این که من یاد گرفتم که نباید احساساتمو مخصوصا عمیق ترین احساس که عشق نام دارد را بروز بدم اما به هر حال این حس هست پس اعلام وجود میکنه چون فضا برای زندگی نداره خودشو با یه جور ترس مثلا ترس از مرد یا ترس از بچه دار شدن یا بهانه هائی مثل کارشناسی ارشد واین چیزا خودشو پنهان میکنه تا بتونه زندگی کنه شاید دلیل دیگه ترس از بچه دار شدن این باشه که من از مسئولیت پذیری گریزانم برای حل این مشکل اول خوبه مشاهده کنه از و تعریف جمع کنه از لغت مادر و ویژگی های مادری .....یعنی دید گسترش پیدا کنه و این که در یک شکل ابتدائی و کوچیک این حس را تجربه کنه مثلا یه حیوان خونگی میتونه خیلی کمک کننده باشه 5
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 3 آذر، 2011 در مرود پیانیست و ستیا هم گفتم قبلا نمیدونم امیدوارم کسی جا نمونده باشه چند مین چیزی نمی نویسم اگر سوالی دارید هستم در خدمتتون به نظرم تفاوت های زن و مرد باید در دوره بعدی عنوان بشود البته با کمک آفا جان و پیمان عزیز رفع ایرادات این دوره در دوره جدید اعمال خواهد شد شما هم اگر چیزی به نظرتون میرسه حتما بگید 5
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 3 آذر، 2011 به این نکته توجه کنید که حرفهای من و نظراتم صد در صد درست نیست چون گفتم فال بین نیستم از روی حرفهاتون می نویسم 5
اندیشه 2345 سازنده ارسال شده در 3 آذر، 2011 بچه ها خسته نباشید سوالی اگر هست بنویسید در فرصتی مناسب جواب میدم اگر نیاز به ادامه بود چهارشنبه هم یه جلسه برگذار میکنیم اگر نبود میریم واسه دوره بعدی 5
eng.ali 10 ارسال شده در 25 تیر، 2012 سلام دوست عزیز اگرفردی مشکل بدبینی روداشته باشه چطوری باید اون مشکلو رفع کنه؟
ارسالهای توصیه شده