spow 44202 سازنده ارسال شده در 10 مهر، 2011 هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما آنروز کخ دیگر ز حیاتش نفسی نیست با بودن مجلس بود آزادی ما محو چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست گر موجد گندم بود از چیست که زارع از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست هر سر به هوای سر و سامانی ما را در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست در راه طلب فرخی ار خسته نگردید دانست که تا منزل مقصود بسی نیست 5
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری