Hossein.B 3666 اشتراک گذاری ارسال شده در 22 فروردین، ۱۳۹۰ آفرینش حضرت آدم (ع) در قرآن 17 بار سخن از حضرت آدم ـ علیه السلام ـ به میان آمده. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام در این جا به بخشی از زندگی ایشان كه در قرآن آمده با توجه به روایات و گفتار مفسران، اشاره میكنیم: خبر از آفرینش خلیفه خدا به فرشتگان خداوند اراده كرد تا در زمین خلیفه و نمایندهای كه حاكم زمین باشد قرار دهد، چرا كه خداوند همه چیز را برای انسان آفریده است. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام موقعیت و لیاقت انسان را به گونهای قرار داده تا بتواند به عنوان نماینده خدا در زمین باشد. خداوند قبل از آن كه آدم ـ علیه السلام ـ پدر انسانها را به عنوان نماینده خود در زمین بیافریند، این موضوع بسیار مهم را به فرشتگان خبر داد. فرشتگان با شنیدن این خبر سؤالی نمودند كه ظاهری اعتراض گونه داشت و عرض كردند: «پروردگارا! آیا كسی را در زمین قرار میدهی كه: 1. فساد به راه میاندازد؛ 2. و خونریزی میكند؛ این ما هستیم كه تسبیح و حمد تو را به جا میآوریم، بنابراین چرا این مقام را به انسان گنهكار میدهی نه به ما كه پاك و معصوم هستیم؟» خداوند در پاسخ آنها فرمود: «من حقایقی را میدانم كه شما نمیدانید». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام خداوند همه حقایق، اسرار و نامهای همه چیز (و استعدادها و زمینههای رشد و تكامل در همه ابعاد) را به آدم ـ علیه السلام ـ آموخت. و آدم ـ علیه السلام ـ همه آنها را شناخت. آن گاه خداوند آن حقایق و اسرار را به فرشتگان عرضه كرد و در معرض نمایش آنها قرار داد و به آنها فرمود: «اگر راست میگویید كه لیاقت نمایندگی خدا را دارید نام اینها را به من خبر دهید، و استعداد و شایستگی خود را برای نمایندگی خدا در زمین، نشان دهید.» فرشتگان (دریافتند كه لیاقت و شایستگی، تنها با عبادت و تسبیح و حمد به دست نمیآید، بلكه علم و آگاهی پایه اصلی لیاقت است از این رو) با عذرخواهی به خدا عرض كردند: «خدایا! تو پاك و منزّه هستی، ما چیزی جز آن چه تو به ما آموختهای نمیدانیم، تو دانا و حكیم میباشی». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام به این ترتیب فرشتگان كه به لیاقت و برتری آدم ـ علیه السلام ـ نسبت به خود پیبرده و پاسخ سؤال خود را قانع كننده یافتند، به عذرخواهی پرداخته، و دریافتند كه خداوند میخواهد انسانی به نام آدم ـ علیه السلام ـ بیافریند كه سمبل رشد و تكامل، و گل سرسبد موجودات است، و ساختار وجودی او به گونهای آفریده شده كه لایق مقام نمایندگی خدا است. آفرینش آدم، و نگاه او به نورهای اشرف مخلوقات آدم از دو بعد تشكیل شده، جسم و روح. خداوند نخست جسم او را آفرید، سپس روح منسوب خود را در او دمید،و به صورت كامل او را زنده ساخت. از آیات مختلف قرآن و تعبیرات گوناگونی كه درباره چگونگی آفرینش انسان آمده به خوبی استفاده میشود كه انسان در آغاز، خاك بوده است، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام سپس با آب آمیخته شده است و به صورت گِل درآمده است، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و بعد به گل بدبو (لجن) تبدیل شده، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام سپس حالت چسبندگی پیدا كرده، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام سپس به حالت خشكیده درآمده و هم چون سفال گردیده است. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام فاصله زمانی این مراحل كه چند سال طول كشیده، روشن نیست. این قسمت نشان دهنده مراحل تشكیل جسم آدم است، كه همچنان تكمیل شد تا به صورت یك جسد كامل درآمد. در كتاب ادریس برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آمده: روزی حضرت ادریس پیامبر، به یاران خود رو كرد و گفت: روزی فرزندان آدم در محضر او پیرامون بهترین مخلوقات خدا به گفتگو پرداختند، بعضی گفتند: او پدر ما آدم ـ علیه السلام ـ است، چرا كه خداوند او را با دست مرحمت خود آفرید، و روح منسوب به خود را در او دمید، و به فرمان او، فرشتگان به عنوان تجلیل از مقام آدم ـ علیه السلام ـ، او را سجده كردند، و آدم را معلم فرشتگان خواند، و او را خلیفه خود در زمین قرار داد، و اطاعت او را بر مردم واجب نمود. جمعی گفتند: نه بلكه بهترین مخلوق خدا فرشتگانند كه هرگز نافرمانی از خدا نمیكنند، و همواره در اطاعت خدا به سر میبرند، در حالی كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و همسرش بر اثر ترك اَوْلی از بهشت اخراج شدند، گرچه خداوند توبه آنها را پذیرفت و آنان را هدایت كرد، و به ایشان و فرزندان با ایمانشان وعده بهشت داد. گروه سوم گفتند: بهترین خلق خدا جبرئیل است كه در درگاه خدا امین وحی میباشد. گروه دیگر سخن دیگر گفتند. گفتگو به درازا كشید تا این كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ در آن مجلس حاضر شد و پس از اطلاع از ماجرا، چنین فرمود: ای فرزندانم! آن طور كه شما فكر میكنید نادرست است. هنگامی كه خداوند مرا آفرید و روحش را در من دمید، بلند شده و نشستم. همین طور كه به عرش خدا مینگریستم، ناگهان پنج نور بسیار درخشان را دیدم. غرق در پرتو انوار آنها شدم و از خداوند پرسیدم این پنج نور كیستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نور، نورهای اشرف مخلوقات، بابها و واسطههای رحمت من هستند، اگر آنها نبودند تو و آسمان و زمین و بهشت و دوزخ و خورشید و ماه را نمیآفریدم.» پرسیدم: خدایا نام اینها چیست؟ فرمود: به عرش بنگر. وقتی به عرش نگاه كردم، این نامها را مشاهده نمودم: «بارقلیطا، ایلیا، طیطه، شَبَر، شُبَیر» (كه به زبان سریانی است، یعنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ) بنابراین برترین مخلوقات این پنج تن هستند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام فرشتگان و سجده بر آدم ـ علیه السلام ـ مراحل جسمی آدم ـ علیه السلام ـ او را به مقامی نرسانید كه لیاقت یابد و به عنوان گل سرسبد موجودات و مسجود فرشتگان، معرفی شود. مرحله تكاملی بشر به آن است كه روح انسانی از جانب خدا به او دمیده گردد، دراین صورت است كه آدم در پرتو آن روح ویژه انسانی، لیاقت و استعداد فوق العاده پیدا میكند، و خداوند به فرشتگان فرمان میدهد كه به عنوان تكریم و تجلیل از مقام آدم ـ علیه السلام ـ او را سجده كنند، یعنی خدا را سجده شكر بجا آورند كه چنین موجود ممتازی را آفریده است. خداوند به فرشتگان خطاب نمود و فرمود: «من بشری از گل میآفرینم، هنگامی كه آن را موزون نمودم و از روح خودم در آن دمیدم بر آن سجده كنید.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام بنابراین سجده فرشتگان به خاطر آن روح ویژهای بود كه خداوند در كالبد بشر دمید، و چنین روحی، به آدم لیاقت داد تا نماینده خدا در روی زمین شود. آدم دارای دو بُعد است: جسم و روح انسانی. جسم او به حكم مادی بودنش، او را به امور منفی دعوت میكرد و روح او به حكم ملكوتی بودنش او را به امور مثبت فرامیخواند. فرشتگان جنبههای مثبت آدم ـ علیه السلام ـ را بر اساس فرمان خدا، دیدند، و بدون چون و چرا آدم را سجده كردند، یعنی در حقیقت خدا را در راستای تجلیل از آدم سجده نمودند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ولی ابلیس جنبه منفی آدم، یعنی جسم او را مورد مقایسه قرار داد، و از سجده كردن آدم خودداری نمود، و فرمان خدا را انجام نداد. درست است كه سجده بر آدم ـ علیه السلام ـ واقع شده و آدم ـ علیه السلام ـ قبله این سجده قرار گرفت. ولی همه انسانها در این افتخار شركت دارند، چرا كه لیاقت و استعدادهای ذاتی آدم موجب چنین تجلیلی از مقامش گردید، و چنین لیاقتی در سایر انسانها نیز وجود دارد. از این رو در روایات معراج نقل شده: در یكی از آسمانها، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به جبرئیل فرمود: «جلو بایست تا همه ما و فرشتگان به تو اقتدا كنیم.» جبرئیل پاسخ داد: «از آن هنگام كه خداوند به ما فرمان داد تا آدم را سجده كنیم، بر انسانها پیشی نمیگیریم، و امام جماعت آنها نمیشویم». و نیز هنگامی كه آدم ـ علیه السلام ـ از دنیا رفت، فرزندش «هِبَهُ الله» به جبرئیل گفت: «جلو بایست و بر جنازه آدم ـ علیه السلام ـ نماز بخوان». جبرئیل در پاسخ گفت: «ای هِبَهُ الله! خداوند به ما فرمان داد تا آدم را در بهشت سجده كنیم، بنابراین برای ما روا نیست كه امام جماعت یكی از فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ قرار گیریم.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام تكبر و سركشی ابلیس ابلیس گرچه فرشته نبود برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ولی از عابدان ممتاز خدا با نام «حارث» در میان كرّوبیان و فرشتگان، به عبادت خدا اشتغال داشت، و به فرموده حضرت علی ـ علیه السلام ـ، «او شش هزار سال خدا را عبادت نمود، كه معلوم نیست از سالها دنیا است یا سالهای آخرت، در عین حال لحظهای تكبر، همه عبادت او را پوچ و نابود ساخت». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام همه فرشتگان فرمان حق را به طور سریع اجرا كردند، ولی ابلیس بر اثر تكبر، از سجده نمودن خودداری ورزید، و در صف كافران قرار گرفت. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام مطابق آیه 34 بقره، ابلیس در این نافرمانی، مرتكب سه انحراف و خلاف شد: 1. خلاف عملی: چنان كه تعبیر به «اَبی» (سركشی كرد) بیانگر آن است، كه موجب فسق او شد. 2. خلاف اخلاقی: چنان كه تعبیر به «اِستَكْبَرَ» (تكبیر ورزید) حاكی از آن است كه موجب خروج او از بهشت، و داخل شدنش به دوزخ گردید. 3. خلاف عقیدتی، كه با مقایسه كبر آمیز خود، عدل الهی را انكار كرد «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ؛ از كافران گردید». خداوند به ابلیس خطاب كرد و فرمود: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد كه از سجده كردن مخلوقاتی كه با قدرت خود آن را آفریدم سرباز زدی؟» ابلیس در پاسخ خدا، نه تنها عذرخواهی نكرد، بلكه با مقایسه غلط خود كه مقایسه جسم خود با جسم آدم بود گفت: «من از آدم بهترم، مرا از آتش آفریدهای، ولی آدم را از گِل و آتش بر گل برتری دارد. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . و هشت بار دیگر به عنوان «یا بَنِی آدم». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 29. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 30. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 32. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . حج، 5. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . انعام، 2. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . حجر، 28. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . صافات، 11. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . الرحمن، 14. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . كتاب ادریس در سال 1895 میلادی در لندن به زبان سریانی چاپ شده است و روایت فوق در صفحه 514 و 515 آن آمده است. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . علیٌّ و الحاكمون، تألیف استاد دكتر محمد صادقی، ص 53. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . ص، 71. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 58. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 58. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . به گفته قرآن، ابلیس از نژاد جن بود، كه در جمع فرشتگان عبادت میكرد. (كهف، 50) برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . نهج البلاغه، خطبه 192. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 34. 1 لینک به دیدگاه
Hossein.B 3666 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 22 فروردین، ۱۳۹۰ آدم و حوّا در بهشت در دنیا جایگاهی بسیار خوب و پردرخت و شاداب وجود داشت كه به آن بهشت دنیا میگفتند. خداوند آدم ـ علیه السلام ـ را در همانجا آفرید و روح انسانی را در او دمید، و به فرشتگان فرمان داد تا او را سجده كنند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از آن جا كه خداوند اراده كرده بود تا فرزندانی به آدم عطا كند، و نسل او را به وجود آورد، مشیت او چنین قرار گرفت كه حضرت آدم همسری داشته باشد تا با او ازدواج نموده و از او دارای فرزند گردد. خداوند حوّا را از زیادی گِل آدم ـ علیه السلام ـ آفرید، بنابراین حوّا بعد از آفرینش آدم ـ علیه السلام ـ آفریده شده است. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام عمرو بن ابی مقدام میگوید: از امام باقر ـ علیه السلام ـ پرسیدم: «خداوند حوّا را از چه چیز آفرید؟» امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: «مردم در این مورد چه میگویند؟» گفتم: «میگویند خداوند حوّا را از یكی از دندههای آدم ـ علیه السلام ـ آفرید». فرمود: «آنها دروغ میگویند، آیا خداوند ناتوان است كه حوّا را از غیر دنده آدم بیافریند؟» گفتم: «فدایت گردم ای پسر رسول خدا! پس خداوند حوّا را از چه چیز آفرید؟ امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: «پدرم از پدرانش نقل كرد كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند متعال مقداری از گِل را گرفت و آن را با دست قدرتش درهم آمیخت، و از آن گِل، آدم ـ علیه السلام ـ را آفرید، و سپس از آن گل مقداری اضافه آمد، خداوند از آن اضافی، حوّا ـ علیها السلام ـ را آفرید.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آدم ـ علیه السلام ـ به این ترتیب از تنهایی بیرون آمد، و با حوّا اُنس گرفت؛ چنان كه امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ازاین رو زنان را «نساء» میگویند، چون این واژه در اصل اُنس است، و برای آدم ـ علیه السلام ـ جز حوّا كسی نبود تا با او اُنس بگیرد.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آری زن و مرد از یك ریشهاند، و هر دو انسان بوده و تكمیل كننده همدیگر میباشند، و آرامش آنها در زندگی و انس با همدیگر تحقق مییابد. آزمایش آدم و حوّا، در بهشت دنیا آدم از چگونگی زندگی بر روی زمین هیچ گونه اطلاعی نداشت، و تحمل زحمتهای آن، بدون مقدمه برای او مشكل بود، و از چگونگی كردار و رفتار در زمین باید اطّلاعات و آگاهی پیدا میكرد. بنابراین میبایست مدّتی كوتاه تمرینها و آموزشهای لازم را در محیط آرامِ بهشتِ دنیا ببیند، و بداند زندگی روی زمین با برنامهها و تكالیف و مسئولیتها آمیخته است، كه انجام صحیح آنها باعث سعادت و تكامل و بقای نعمت است و سرباز زدن از آن، سبب رنج و ناراحتی. و نیز بداند هر چند او آزاد آفریده شده، اما این آزادی به طور مطلق و نامحدود نیست كه هر چه خواست انجام دهد. او میبایست از پارهای از اشیاء روی زمین چشم بپوشد. نیز لازم بود بداند، چنان نیست كه اگر خطا و لغزشی كند، درهای سعادت برای همیشه به روی او بسته میشود و راه بازگشت برای او نیست، بلكه راه بازگشت وجود دارد و او میتواند پیمان ببندد كه برخلاف دستور خدا كاری را انجام ندهد، تا بار دیگر به بهرهمندی از نعمتهای الهی نائل گردد. او در محیط بهشت لازم بود تا حدّی پخته شود. دوست و دشمن خود را بشناسد، چگونگی زندگی در زمین را فراگیرد، و با داشتن این آمادگی، به روی زمین قدم بگذارد. اینها اموری بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگی آینده خود به آن نیاز داشتند. بنابراین شاید علت این كه آدم ـ علیه السلام ـ در عین این كه برای خلافت و نمایندگی خدا در زمین، آفریده شده بود، اما مدتی در بهشت دنیا، درنگ كرد، این بود كه دستورهایی به او داده شود، تا تمرین و آموزشهای لازم را برای ورود به زمین ببیند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام بنابراین سكونت آدم و حوّا در بهشت، در حقیقت دوره آموزشی آنها برای پاگذاشتن به میدان زمین برای جبههگیری در برابر انحرافات و ناملایمات، و كسب سعادت بود. اخراج آدم و حوّا از بهشت خداوند آدم ـ علیه السلام ـ و حوّا ـ علیها السلام ـ را در بهشت دنیا سكونت داد، و فرمود: شما در بهشت ساكن شوید و از هر جا میخواهید از نعمتهای آن، گوارا بخورید اما نزدیك این درخت نشوید كه از ستمگران خواهید شد. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ولی شیطان، آدم و همسرش را به لغزش انداخت و آنان را از آن چه در آن بودند (بهشت) خارج كرد. «در این هنگام به آنها گفتیم؛ همگی بر زمین فرود آیید، در حالی كه بعضی دشمن دیگری خواهید بود، و برای شما تا مدت معینی در زمین قرارگاه و وسیله بهرهبرداری هست.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام خداوند به آدم ـ علیه السلام ـ و حوّا ـ علیها السلام ـ فرمود: «از همه میوهها و نعمتهای بهشت آزاد هستید بخورید، گوارای وجودتان باشد، ولی تنها از این درخت نخورید، و حتی به آن درخت نزدیك نشوید.» ولی شیطان به سراغ آنها آمد و آنها را وسوسه كرد تا لباسهای تقوا را كه باعث كرامتشان شده بود، از تنشان خارج سازد. به آنها گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نكرده مگر به خاطر این كه (اگر از آن بخورید) فرشته خواهید شد، یا جاودانه در بهشت خواهید ماند، و برای آنها سوگند یاد كرد كه من خیرخواه شما هستم، به این ترتیب آنها را با فریبكاری، از مقامشان فرود آورد. هنگامی كه آنها فریب شیطان را خوردند، و از آن درخت چشیدند، لباسهای كرامت و احترام، از اندامشان فرو ریخت و به چنین سرانجام شوم گرفتار آمده برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و در نتیجه از بهشت رانده شده و اخراج گشتند. خداوند آنها را سرزنش كرد و فرمود: «آیا من شما را از آن درخت منع نكردم و نگفتم كه شیطان دشمن آشكار شما است؟» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام گفتگوی جبرئیل با آدم ـ علیه السلام ـ در روایت آمده: آدم و حوّا ـ علیهم السلام ـ وقتی كه از بهشت دنیا اخراج شدند، در سرزمین مكه فرود آمدند. حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بر كوه صفا در كنار كعبه، هبوط كرد و در آن جا سكونت گزید و از این رو آن كوه را صفا گویند كه آدم صفی الله (برگزیده خدا) در آن جا وارد شد. حضرت حوّا ـ علیها السلام ـ بر روی كوه مروه (كه نزدیك كوه صفا است) فرود آمد و در آن جا سكونت گزید. آن كوه را از این رو مروه گویند كه مرئه (یعنی زن كه منظور حوّا باشد) در آن سكونت نمود. آدم ـ علیه السلام ـ چهل شبانه روز به سجده پرداخت و از فراق بهشت گریه كرد. جبرئیل نزد آدم ـ علیه السلام ـ آمد و گفت: «ای آدم! آیا خداوند تو را با دست قدرت و مرحمتش نیافرید، و روح منسوب به خودش را در كالبد وجود تو ندمید، و فرشتگانش بر تو سجده نكردند؟!» آدم گفت: «آری، خداوند این گونه به من عنایتها نمود». جبرئیل گفت: «خداوند به تو فرمان داد كه از آن درخت مخصوص بهشت نخوری، چرا از آن خوردی؟» آدم ـ علیه السلام ـ گفت: «ای جبرئیل! ابلیس سوگند یاد كرد كه خیرخواه من است و گفت از این درخت بخورم. من تصور نمیكردم و گمان نمیكردم موجودی كه خدا او را آفریده، سوگند دروغ به خدا، یاد كند.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام چگونگی توبه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ پس از آن كه آدم و حوّا از آن درخت ممنوع خوردند و بر اثر این گناه (ترك اولی) از آن همه نعمتها و آرامش بهشتی محروم گشتند، به طور سریع به اشتباه خود پی بردند و توبه كردند. به گناه خود اقرار نمودند و از درگاه الهی طلب رحمت كرده و گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم كردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نكنی از زیانكاران خواهیم بود.» خداوند به آنها فرمود: «از مقام خویش فرود آیید، در حالی كه بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شما است و شما دشمن او) و برای شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی است، در زمین زنده میشوید و در آن میمیرید و در رستاخیز از آن خارج میشوید.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام به این ترتیب آدم و حوّا به زمین آمدند و گرفتار رنجهای زمین شدند، ولی توبه حقیقی كردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت. خداوند مهربان به آدم ـ علیه السلام ـ و حوّا ـ علیها السلام ـ لطف كرد و كلماتی را به آنها آموخت تا آنها در دعای خود آن كلمات را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشكار و تكمیل نمایند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل شده كه آن كلمات كه آدم و حوّا، هنگام توبه گفتند چنین بود: «اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْلِی اِنَّكَ خَیرُ الْغافِرِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاك و منزه هستی، تو را ستایش میكنم، من به خود ستم كردم، مرا ببخش كه تو بهترین بخشندگان هستی.» « اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، رَبِّ اِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَارْحَمْنِی اِنَّكَ خَیرُ الرّاحِمِینَ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، تو پاك و منزهی تو را ستایش میكنم، پروردگار من به خود ستم كردم، به من رحم كن كه تو بهترین رحم كنندگان هستی.» «اَللّهُمَّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَتُبْ عَلَی اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمِ؛ خدایا! معبودی جز تو نیست، پاك و منزهی، تو را ستایش میكنم، پروردگار من به خود ستم كردم، توبهام را بپذیر كه تو بسیار توبه پذیر و مهربان هستی.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام مطابق روایاتی كه از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده، در كلماتی كه خداوند به آدم ـ علیه السلام ـ آموخت، و او به آنها متوسل شده و توبهاش پذیرفته شد نام پنج تن آل عبا بود، او گفت: «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام و در روایت امامان و اهلبیت ـ علیهم السلام ـ چنین آمده: «آدم ـ علیه السلام ـ سربلند كرد و عرش خدا را دید، كه در آن نامهای ارجمندی نوشته شده بود، پرسید این نامهای ارجمند از آن كیست؟ به او گفته شد: این نامها نام برترین خلایق در پیشگاه خداوند متعال است كه عبارتند از: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ. آدم برای پذیرش توبهاش، به آنها متوسل شد و خداوند به بركت وجود آنها، توبه او را پذیرفت.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . در روایت امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده: «منظور از بهشت، بهشت دنیا بوده» (نور الثقلین، ج 1، ص 62). برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . چنان كه این مطلب به طور سربسته، از آیه اول سوره نساء و آیه ششم سوره روم استفاده میشود. آن چه در بعضی روایات آمده كه حوّا از آخرین دنده چپ آدم ـ علیه السلام ـ گرفته شده، از اسرائیلیات است و از فصل دوم «سِفر تكوین» تورات تحریف یافته، وارد روایات اسلامی شده است، زیرا تعداد دندههای زن و مرد، تفاوتی با هم ندارند، و كمتر بودن یك دنده در مردان در جانب چپ از افسانه است. (سفر تكوین، قسمت اول اسفار موسی ـ ـ علیه السلام ـ و یكی از كتب پنجگانه تورات است). برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 430. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . همان مدرك. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نمونه، ج 1، ص 184 و 185. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 35؛ اعراف، 19. در قرآن در شش مورد از درخت ممنوعه سخن به میان آمده، ولی از چگونگی و نام آن ذكری نشده است، و در روایات از حضرت رضا ـ علیه السلام ـنقل شده كه آن درخت، درخت گندم بوده و علاوه بر گندم، محصول انگور نیز میداده است، و آدم ـ علیه السلام ـوقتی كه مسجود فرشتگان واقع شد، در ذهن خود به خود گفت: آیا خداوند انسانی برتر از مرا آفریده است؟ خداوند به او فرمود: سرت را به سوی آسمان بلند كن، او چنین كرد، دید در ساق عرش نوشته شده: «معبودی جز خدای یكتا و بیهمتا نیست، محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسول خدا، و علی ـ علیه السلام ـامیر مؤمنان است، و همسرش فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بانوی برجسته جهانیان است، و حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ دوجوانان اهل بهشتند.» آدم عرض كرد: پروردگارا! اینها كیانند؟ خداوند فرمود: اینها از ذریه تو و بهتر از تو و همه خلایق میباشند، اگر آنها نبودند تو و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمیآفریدم، از این كه با چشم حسادت به آنها نگاه كنی بپرهیز، و آرزوی وصول به مقام آنها را نكن... (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 60، به نقل از عیون اخبار الرضا) بنابراین آن درخت ممنوعه هم جنبه مادی داشته كه همان درخت گندم باشد و هم جنبه معنوی داشت كه درخت حسد باشد. روی این اساس آدم ـ علیه السلام ـو حوّا ـ علیها السلام ـ از دو درخت (یا از یك درخت دارای دو میوه) خوردند و از دو حد مادی و معنوی تجاوز نمودند، از این رو از بهشت رانده شدند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 36. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . توضیح این كه: گناه بر دو گونه است: 1. مطلق؛ 2. نسبی؛ گناه نسبی آن است كه عمل غیرحرامی از شخص بزرگی سر زند كه با توجه به شخصیت او، شایسته او نباشد. اگر او آن را انجام داد گناه نسبی محسوب میشود، مانند این كه فرد ثروتمندی در یك امر خیری كه سزاوار است صد هزار تومان پول بدهد، ده تومان بدهد، یا هیچ ندهد یا اینكه این كار از دیگران مباح و یا مستحب است و هیچ گونه گناهی ندارد، برای او گناه نسبی محسوب میشود. گناه آدم نیز این گونه بود كه از آن به ترك اولی تعبیر میشود،. در روایتی آمده: حضرت رضا ـ علیه السلام ـفرمود: «ماجرای لغزش آدم ـ علیه السلام ـقبل از نبوت او بود، و از گناهان كوچكی بود كه قابل عفو است». (نور الثقلین، ج 1، ص 50). به عبارت روشنتر: نهی خدا، ارشادی بود و جنبه توصیه و راهنمایی داشت، نه تكلیفی كه انجامش حرام باشد. مانند سفارش پزشك كه فلان غذا را نخور كه اگر بخوری بیمار میگردی. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . اعراف، 22. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 61. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . اعراف، 23 ـ 25؛ بقره، 24 و 25. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بقره، 37. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع البیان، ج 1، ص 89 (ذیل آیه 37 بقره). برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . الدّر المنثور، ج 1، ص 60 و 61؛ مناقب ابن مغازلی شافعی، چاپ اسلامیه، ص 63. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع البیان، ج 1، ص 89؛ نور الثقلین، ج 1، ص 67 و 68؛ منافاتی ندارد كه خداوند در عباراتی كه به آدم و حوّا آموخت تا توبه كنند، هم كلمات توحید، و هم نام پنج تن آل عبا ـ علیهم السلام ـ را واسطه توبه آنان قرار داده باشد. 1 لینک به دیدگاه
Hossein.B 3666 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 22 فروردین، ۱۳۹۰ ماجرای ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و قتل هابیل دو پسر آدم و ازدواج آنها حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و حوّا ـ علیها السلام ـ وقتی كه در زمین قرار گرفتند، خداوند اراده كرد كه نسل آنها را پدید آورده و در سراسر زمین گسترش گرداند. پس از مدتی حضرت حوّا باردار شد و در اولین وضع حمل، از او دو فرزند دو قلو، یكی دختر و دیگری پسر به دنیا آمدند. نام پسر را «قابیل» و نام دختر را «اقلیما» گذاشتند. مدتی بعد كه حضرت حوّا بار دیگر وضع حمل نمود، باز دوقلو به دنیا آورد كه مانند گذشته یكی از آنها پسر بود و دیگری دختر. نام پسر را «هابیل» و نام دختر را «لیوذا» گذاشتند. فرزندان بزرگ شدند تا به حد رشد و بلوغ رسیدند، برای تأمین معاش، قابیل شغل كشاورزی را انتخاب كرد، و هابیل به دامداری مشغول شد. وقتی كه آنها به سن ازدواج رسیدند (طبق گفته بعضی: ) خداوند به آدم ـ علیه السلام ـ وحی كرد كه قابیل با لیوذا هم قلوی هابیل ازدواج كند، و هابیل با اقلیما هم قلوی قابیل ازدواج نماید.. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام حضرت آدم فرمان خدا را به فرزندانش ابلاغ كرد، ولی هواپرستی باعث شد كه قابیل از انجام این فرمان سرپیچی كند، زیرا «اقلیما» هم قلویش زیباتر از «لیوذا» بود، حرص و حسد آن چنان قابیل را گرفتار كرده بود كه به پدرش تهمت زد و با تندی گفت: «خداوند چنین فرمانی نداده است، بلكه این تو هستی كه چنین انتخاب كردهای؟» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام دو قربانی فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ حضرت آدم ـ علیه السلام ـ برای این كه به فرزندانش ثابت كند كه فرمان ازدواج از طرف خدا است، به هابیل و قابیل فرمود: «هر كدام چیزی را در راه خدا قربانی كنید، اگر قربانی هر یك از شما قبول شد، او به آن چه میل دارد سزاوارتر و راستگوتر است.» (نشانه قبول شدن قربانی در آن عصر به این بود كه صاعقهای از آسمان بیاید و آن را بسوزاند). فرزندان این پیشنهاد را پذیرفتند. هابیل كه گوسفند چران و دامدار بود، از بهترین گوسفندانش یكی را كه چاق و شیرده بود برگزید، ولی قابیل كه كشاورز بود، از بدترین قسمت زراعت خود خوشهای ناچیز برداشت. سپس هر دو بالای كوه رفتند و قربانیهای خود را بر بالای كوه نهادند، طولی نكشید صاعقهای از آسمان آمد و گوسفند را سوزانید، ولی خوشه زراعت باقی ماند. به این ترتیب قربانی هابیل پذیرفته شد، و روشن گردید كه هابیل مطیع فرمان خدا است، ولی قابیل از فرمان خدا سرپیچی میكند. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام به گفته بعضی از مفسران، قبولی عمل هابیل و رد شدن عمل قابیل، از طریق وحی به آدم ـ علیه السلام ـ ابلاغ شد، و علت آن هم چیزی جز این نبود كه هابیل مرد باصفا و فداكار در راه خدا بود، ولی قابیل مردی تاریك دل و حسود بود، چنان كه گفتار آنها در قرآن (سوره مائده، آیه 27) آمده بیانگر این مطلب است، آن جا كه میفرماید: « هنگامی كه هر كدام از فرزندان آدم، كاری برای تقرّب به خدا انجام دادند، از یكی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. آن برادری كه قربانیش پذیرفته نشد به برادر دیگر گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت». برادر دیگر جواب داد: «من چه گناهی دارم زیرا خداوند تنها از پرهیزكاران میپذیرد.» نیز مطابق بعضی از روایات از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه علّت حسادت قابیل نسبت به هابیل، و سپس كشتن او این بود كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ هابیل را وصی خود نمود، قابیل حسادت ورزید و هابیل را كشت، خداوند پسر دیگری به نام هبه الله به آدم ـ علیه السلام ـ عنایت كرد، آدم به طور محرمانه او را وصی خود قرار داد و به او سفارش كرد كه وصی بودنش را آشكار نكند، كه اگر آشكار كند قابیل او را خواهد كشت... قابیل بعدها متوجه شد و هبه الله را تهدیدی كرد كه اگر چیزی از علم وصایتش را آشكار كند، او را نیز خواهد كشت. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام كشته شدن هابیل و دفن او حسادت قابیل از یك سو و پذیرفته نشدن قربانیش از سوی دیگر، كینه او را به جوش آورد، نفس سركش بر او چیره شد، به طوری كه آشكارا به قابیل گفت: «تو را خواهم كشت». آری وقتی حرص، طمع، خودخواهی و حسادت، بر انسان چیره گردد، حتی رشته رحم و مهر برادری را میبُرّد، و خشم و غضب را جایگزین آن میگرداند. هابیل كه از صفای باطن برخوردار بود و به خدای بزرگ ایمان داشت، برادر را نصیحت كرد و او را از این كار زشت برحذر داشت و به او گفت: خداوند عمل پرهیزكاران را میپذیرد، تو نیز پرهیزكار باش تا خداوند عملت را بپذیرد، ولی این را بدان كه اگر تو برای كشتن من دست دراز كنی، من دست به كشتن تو نمیزنم، زیرا از پروردگار جهان میترسم، اگر چنین كنی بار گناه من و خودت بر دوش تو خواهد آمد و از دوزخیان خواهی شد كه جزای ستمگران همین است. نصایح و هشدارهای هابیل در روح پلید قابیل اثر نكرد، و نفس سركش او سركشتر شد و تصمیم گرفت كه برادرش را بكشد برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام لذا به دنبال فرصت میگشت تا به دور از پدر و مادر، به چنان جنایت هولناكی دست بزند. شیطان، قابیل را وسوسه میكرد و به او میگفت: «قربانی هابیل پذیرفته شد، ولی قربانی تو پذیرفته نشد، اگر هابیل را زنده بگذاری، دارای فرزندانی میشود، آنگاه آنها بر فرزندان تو افتخار میكنند كه قربانی پدر ما پذیرفته شد، ولی قربانی پدر شما پذیرفته نشد!» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام این وسوسه هم چنان ادامه داشت تا این كه فرصتی به دست آمد. حضرت آدم ـ علیه السلام ـ برای زیارت كعبه به مكّه رفته بود، قابیل در غیاب پدر، نزد هابیل آمد و به او پرخاش كرد و با تندی گفت: «قربانی تو قبول شد ولی قربانی من مردود گردید، آیا میخواهی خواهر زیبای مرا همسر خود سازی، و خواهر نازیبای تو را من به همسری بپذیرم؟! نه هرگز». هابیل پاسخ او را داد و او را اندرز نمود كه: «دست از سركشی و طغیان بردار.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام كشمكش این دو برادر شدید شد. قابیل نمیدانست كه چگونه هابیل را بكشد. شیطان به او چنین القاء كرد: «سرش را در میان دو سنگ بگذار، سپس با آن دو سنگ سر او را بشكن.» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام مطابق بعضی از روایات، ابلیس به صورت پرندهای در آمد و پرنده دیگری را گرفت و سرش را در میان دو سنگ نهاد و فشار داد و با آن دو سنگ سر آن پرنده را شكست و در نتیجه آن را كشت. قابیل همین روش را از ابلیس برای كشتن برادرش آموخت و با همین ترتیب، برادرش هابیل را مظلومانه به شهادت رسانید. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه فرمود: قابیل جسد هابیل را در بیابان افكند. او سرگردان بود و نمیدانست كه آن جسد را چه كند (زیرا قبلاً ندیده بود كه انسانها را پس از مرگ به خاك میسپارند). چیزی نگذشت كه دید درّندگان بیابان به سوی جسد هابیل روی آوردند، قابیل (كه گویا تحت فشار شدید وجدان قرار گرفته بود) برای نجات جسد برادر خود، مدتی آن را بر دوش كشید، ولی باز پرندگان، اطراف او را گرفته بودند و منتظر بودند كه او چه وقت جسد را به خاك میافكند تا به آن حملهور شوند. خداوند زاغی را به آنجا فرستاد. آن زاغ زمین را كند و طعمه خود را در میان خاك پنهان نمود برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام تا به این ترتیب به قابیل نشان دهد كه چگونه جسد برادرش را به خاك بسپارد. قابیل نیز به همان ترتیب زمین را گود كرد و جسد برادرش هابیل را در میان آن دفن نمود. در این هنگام قابیل از غفلت و بیخبری خود ناراحت شد و فریاد برآورد: «ای وای بر من! آیا من باید از این زاغ هم ناتوانتر باشم، و نتوانم همانند او جسد برادرم را دفن كنم؟» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام (مائده، 31) این نیز از عنایات الهی بود كه زاغ را فرستاد تا روش دفن را به قابیل بیاموزد و جسد پاك هابیل، آن شهید راه خدا، طعمه درندگان نشود. ضمناً سرزنشی برای قابیل باشدكه بر اثر جهل و خوی زشت، از زاغ هم پستتر و نادانتر است و همین نادانی و خوی زشت، او را به جنایت قتل نفس واداشته است. اندوه شدید آدم ـ علیه السلام ـ، و دلداری خداوند قابیل جنایتكار پس از دفن جسد برادرش، نزد پدر آمد. آدم ـ علیه السلام ـ پرسید: «هابیل كجاست؟» قابیل گفت: «من چه میدانم، مگر مرا نگهبان او نموده بودی كه سراغش را از من میگیری؟!» آدم ـ علیه السلام ـ كه از فراق هابیل، سخت ناراحت بود، برخاست و سر به بیابانها نهاد تا او را پیدا كند. هم چنان سرگردان میگشت اما چیزی نیافت. تا این كه دریافت كه او به دست قابیل كشته شده است. با ناراحتی گفت: «لعنت بر آن زمینی كه خون هابیل را پذیرفت». برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام از آن پس آدم ـ علیه السلام ـ از فراق نور دیده و بهترین پسرش، شب و روز گریه میكرد و این حالت تا چهل شبانه روز ادامه یافت. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آدم ـ علیه السلام ـ در جستجویی دیگر، قتلگاه هابیل را پیدا كرد و طوفانی از غم در قلبش پدیدار شد. آن زمین را كه خون به ناحق ریخته پسرش را پذیرفته، لعنت نمود و نیز قابیل را لعنت كرد. از آسمان ندایی خطاب به قابیل آمد كه لعنت بر تو باد كه برادرت را كشتی... . حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بسیار غمگین به نظر میرسید، و آه و نالهاش از فراق پسر عزیزش بلند بود. شكایتش را به درگاه خدا برد. و از او خواست كه یاریش كند و با الطاف مخصوص خویش، او را از اندوه جانكاه نجات دهد. خداوند مهربان به آدم ـ علیه السلام ـ وحی كرد و به او بشارت داد كه: «آرام باش، به جای هابیل، پسری را به تو عطا كنم كه جانشین او گردد. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . از ظاهر بعضی از آیات قرآن مانند آیه یك سوره نساء: «... وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كثیراً و نِساءً» استفاده میشود كه در ازدواج فرزندان آدم، شخص ثالثی در كار نبوده است و ضرورت اجتماعی چنین اقتضا داشت، ولی روایات و گفتار مفسران در این باره گوناگون است، و در بعضی از روایات، ازدواج خواهر و برادر فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ تكذیب شده است ( چنان كه در تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 610؛ و بحار، ج 11، ص 226، ذكر شده) به نظر میرسد بهترین قول این است كه: قابیل و هابیل با دو دختر كه از بازماندگان نسلهای در حال انقراض قبل بودند، ازدواج نمودهاند، زیرا طبق بعضی از روایات، آدم ـ علیه السلام ـ ـ اولین انسان روی زمین نیست. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع الییان، ج 3، ص 183. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع الییان، ج 3، ص 183. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . اقتباس از بحار، ج 11، ص 240. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مائده، 27 تا 30. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 612. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع البیان، ج 1، ص 183. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . طبق بعضی از روایات، هابیل در خواب بود، قابیل با كمال ناجوانمردی به او حمله كرد و او را كشت. (تفسیر قرطبی، ج 3، ص 2133) برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . بحار، ج 11، ص 230؛ مجمع البیان، ج 3، ص 184. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مائده، 31. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . مجمع البیان، ج 3، ص 185؛ زاغ دارای پرهای سیاه است و به كلاغ شباهت دارد. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . این زمین، در ناحیه جنوب مسجد جامع بصره قرار گرفته است. (بحار، ج 1پ1، ص 228) برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام . تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 612. 1 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده