رفتن به مطلب

آموزش اصطلاحات انگلیسی با تصویر


MOJTABA 77

ارسال های توصیه شده

اصطلاح شماره 1

Horse of a different color

معني: يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

image005.png

Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.

اريک دوست دارد با دوستانش شوخي کند، اما مواظب است که کسي از شوخيهاي او ناراحت نشود. شوخياي که کسي را ناراحت کند يک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن يک چيز است و آزردن ديگري با شوخي چيز ديگري است.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 2

Take it on the lamb

معادل فارسي: در رفتن

image003.gif

Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بيچاره ريچارد هميشه بـا پليس مشکل داشته. وقتي فهميـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. براي اينکه گير نفته و تو زندون نيفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 3

Cat got your tongue

معادل فارسي: موش زبانت را خورده (خجالتی)

 

image008.gif

What's the matter? Cat got your tongue?

موضوع چيه؟ موش زبونت رو خورده؟ (يعني چرا حرف نميزني)6qwup3.gif

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 4

Get in someone's hair

معني: کسي را اذيت کردن

 

image011.gif

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.

- من ميدونم که بچهها اذيتت ميکنند، اما بايد سعي کني نذاري اين موضوع تو رو خيلي ناراحت کنه.

- ببين جيم. من نميتونم کاريـش کنم. بچههـا منو اذيـت ميکنند و منو خيلي عصباني ميکنند.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 5

Jump down someone's throat

معني: یقه کسی را گرفتن، با عصبانيت با کسي برخورد کردن

image015.png

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

مجبور نيـستي اينقـدر با عصبانيت با من برخـورد کني! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برميگردم خونه. من قصد ندارم دير بيام!

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 6

Shoot off one's mouth

معني: لاف زدن، غلو کردن

 

image013.gif

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.

جيم زياد تنيس بازي نميکنه، اما هميشه در مورد اينکه چقدر خوب بازي ميکنه غلو ميکنه. البته اون کسي رو دست نميندازه. جيم تا اندازهاي يک «لاف زن» هستش و همه ميدونند که بدون اينکه همه چيز رو بدونه ابراز عقيده ميکنه و طوري حرف ميزنه که انگار همه چيز رو درباره بازي ميدونه.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 7

Pull someone's leg

معني: کسي را دست انداختن

image018.gif

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.

- Oh, really? You're pulling my leg!

- هي، اَل، من براي داوري تو اون مسابقه انتخاب شدم.

- واقعاً؟ تو داري من رو دست ميندازي!

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 8

Get off someone's back

معني: دست از سر کسي برداشتن

image023.gif

- Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something.

- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight.

- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?

- Get off my back! I can't go anywhere!

- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.

- هي، جان. من خسته شدم. بيا بريم بيرون يه کاري بکنيم.

- متأسفم، الآن دارم خودم رو براي يک امتحان فيزيک آماده ميکنم. امشب نميتونم بيام.

- تو خيلي وقته که داري درس ميخوني. چرا يک کم استراحت نميکني؟

- دست از سرم بردار! من هچ جا نميتونم بيام!

- باشه، ديگه اذيتت نميکنم فقط به اين شرط که قول بدي هر موقع کارت تموم شد بهم بگي.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 9

People who live in glass houses shouldn't throw stones

توضيح: وقتي کسي خودش هم مقصر است نبايد ديگران را سرزنش کند.

image025.gif

Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.

 

جانت هميشه دوستش لوئيس را بخاطر اينکه با سرعت زياد رانندگي ميکند، سرزنش ميکند، درحاليکه خودش بخاطر سرعت غيرمجاز گواهينامهاش توقيف شده است. لوئيس يک دفعه سعي کرد به او بگويد که وقتي خودت هم مقصر هستي نبايد ديگران را سرزنش کني، اما اين زياد فايده نداشت. جانت اين حقيقت را قبول نکرد که نبايد در مورد ديگران حکم صادر کند وقتي که به اندازه آنها مقصر است.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 10

Fishy

معني: عجيب، مشکوک

image029.gif

When the security guard saw a light in the store, it seemed to him that there was something fishy going on. He called the central office and

explained to his superior that he thought something strange and suspicious was occurring.

وقتي نگهبان نوري را در مغازه مشاهده کرد، به نظرش رسيد که چيز مشکوکي در حال اتفاق بود. او با دفتر مرکزي تماس گرفت و به مافوقش گفت که به گمان او چيز عجيب و مشکوکي در حال وقوع بود.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 11

Go to the dogs

معني: مخروبه شدن

 

image027.gif

Have you seen their house lately? It's really gone to the dogs.

It's true that it has become run-down and in serious need of repair, but I'm sure that it can be fixed up to look like new.

اخيراً خانه آنها را ديدهاي؟ آن واقعاً به مخروبه تبديل شده است. اين درست است که مخروبه شده است و به تعميرات اساسي نياز دارد، اما من مطمئنم که ميتواند (طوري) تعمير شود که نو به نظر برسد.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 12

All thumbs

معادل فارسی: دست و پا چلفتی، بی دست و پا

image030.gif

- Hey, Bea. Can you help me out? I don't seem to be able to button up the back of my dress.

- Sure. Let's see if I can do it for you.

- I guess I'm all thumbs becauseI'm so nervous. I'm already late for my date.

- Well, I suppose that being so nervous would make you clumsy and awkward. But don't worry, I'm sure your date will wait.

- هي،بی. ميتونی کمکم کنی؟ فکر نمیکنم بتونم دکمههای عقب لباسم رو ببندم.

- البته. بزار ببينم ميتونم اين کار رو برات بکنم.

- فکر کنم دست و پا چلفتی شدم آخه خيلي عصبی هستم. الآن برای قرار ملاقات ديرم شده.

- خب، گمان کنم عصبی بودن تو رو اينقدر بيدست و پا میکنه. اما نگران نباش، مطمئنم که دوستت منتظر می مونه.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 13

Not to have a leg to stand on

توضيح: دليلي براي اثبات سخن خود نداشتن

 

image031.gif

He won't have a leg to stand on unless he can prove that ...

او دليلي براي اثبات گفته خود نخواهد داشت مگر اينکه بتواند ثابت کند که ...

Without evidence, we don't have a leg to stand on.

بدون مدرک ما هيچ دليلي براي اثبات گفته خود نداريم.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 14

Shake a Leg

معني: شتاب کردن، عجله کردن

shake.jpg

- Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, shake a leg!

- I'll be finished in a minute. Be patient.

- You've got to hurry or else we won't arrive on time to see the last show.

- مري، تو هميشه کلي طول ميکشه که خودت رو آرايش کني. بجنب ديگه!

- تا يک دقيقه ديگه کارم تموم ميشه. صبر داشته باش.

- بايد عجله کني، وگر نه براي ديدن آخرين نمايش به موقع نميرسيم.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 16

Holy cow!

توضيح: از اين اصطلاح بيشتر براي بيان احساساتي مانند غافلگيري يا عصبانيت استفاده ميشود. اين اصطلاح ميان نوجوانان بسيار شايع است.

holycow.gif

"Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident.

او وقتي ماشينش را پس از آن تصادف وحشتناک ديد گفت: «خداي من!»

Holy cow! How did she do that?

خداي من! او چطور اين کار را کرد؟

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 17

Give Somebody a Cold Shoulder

معني: به سردي با کسي رفتار کردن، به کسي کم محلي کردن

Cold_shoulder.jpg

What have I done to him? He gave me the cold shoulder the whole evening at the party.

 

مگر من با او چکار کردهام؟ او در مهماني تمام بعد از ظهر را به من کم محلي کرد.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 18

Get the Axe

معني: اخراج شدن

give-ax.png

Senior staff are more likely to get the axe because the company can't afford their high salaries.

احتمال اينکه کارکنان ارشد اخراج شوند بيشتر است، زيرا شرکت نميتواند از عهده حقوق بالاي آنها بر بيايد.

لینک به دیدگاه

اصطلاح شماره 20

When pigs can fly

معني: به همین خیال باش، وقت گل نی

pig.gif

- I'm going to buy a big car by the end of the year.

- Yes, when pigs can fly!

- میخواهم تا آخر سال یک ماشین بزرگ بخرم.

- به همین خیال باش!

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...