رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار شاعر پيشنهادی


*Polaris*

پست های پیشنهاد شده

 

در اين نوع مشاعره يک بيت شعر و در زير شعر اسم يک شاعر نوشته خواهد شد.

 

( هر شاعری كه مد نظرتون هست، البته بايد شاعر شناخته شده باشد. )

 

نفر بعد بیتی از آن شاعر خواهد نوشت.

 

 

لینک ارسال
  • پاسخ 136
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟ ناله مستانه دلهای غم پرورد کو؟     صائب تبریزی 

تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیست حشمت و خیل بتان در خور خیل و حشمت     ایرج میرزا

تو رفته ای که بی من، تنها سفر کنی

من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم

تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی

من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم

 

_ _ _ _ _ _ _ _

 

 

( سهراب سپهری)

 

لینک ارسال

آسمان، آبی‌تر،

آب آبی‌تر.

من در ایوانم، رعنا سر حوض.

رخت می‌شوید رعنا.

برگ‌ها می‌ریزد.

مادرم صبحی می‌گفت: موسم دلگیری است.

من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.

زن همسایه در پنجره‌اش، تور می‌بافد، می‌خواند.

من ودا می‌خوانم، گاهی نیز

طرح می‌ریزم سنگی، مرغی، ابری.

آفتابی یکدست.

سارها آمده‌اند.

تازه لادن‌ها پیدا شده‌اند.

من اناری را، می‌کنم دانه، به دل می‌گویم:

خوب بود این مردم، دانه‌های دلشان پیدا بود.

می‌پرد در چشمم آب انار: اشک می‌ریزم.

مادرم می‌خندد.

رعنا هم.

 

(حافظ)

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم

سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم

من از دل این غار و تو از قله آن قاف

از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم

 

دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن

چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم

 

آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان

شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم

 

من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم

بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم

 

از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست

با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم

 

با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی

در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم

 

با چشم صدف خیز که بر گردن ایام

خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم

 

بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار

جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم

 

پروانه نبودیم در این مشعله باری

شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

 

بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما

با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم

 

بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم

ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

(شهریار)

لینک ارسال
  • 1 month later...

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري

شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري

.....................................................................

نيما يوشيج

لینک ارسال

جز این است ایین پیوند و کین

جهان را به چشم جوانی مبین

که هر کو ببیند جوانی چشید

به گیتی جز از خویشتن را ندید

بدان مستی اندر دهد سر به باد

تو را روز جز شاد و خرم مباد

فردوسی :icon_gol:

لینک ارسال

آقا منم بازی ، منم بازی....

 

 

گلبانگ نی اگر چه بود دلنشین ولی

آتش اثر چو ناله مرغ اسیر نیست

غافل مشو ز عمر که سکن نمی شود

سیل عنان گسسته اقامت پذیر نیست ...

 

 

-----------------------

 

شعر بعدی از پدر پسر شجاع:ws3:

ببخشید اشتباه شد ....

اصلا خودتون از هر کی دوست دارید شعر بگید...:ws3:

لینک ارسال
آقا منم بازی ، منم بازی....

 

 

گلبانگ نی اگر چه بود دلنشین ولی

آتش اثر چو ناله مرغ اسیر نیست

غافل مشو ز عمر که سکن نمی شود

سیل عنان گسسته اقامت پذیر نیست ...

 

 

-----------------------

 

شعر بعدی از پدر پسر شجاع:ws3:

ببخشید اشتباه شد ....

اصلا خودتون از هر کی دوست دارید شعر بگید...:ws3:

 

 

:icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol:

 

فريدون فرخ فرشته نبود / زمشك و زعنبر سرشته نبود

به دادو دهش يافت آن نيكويى / توداد و دهش كن فريدون تويى....‏فردوسی

شهریار:icon_gol:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...