*sepid* 9772 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 ديگه چيزي برای گفتن نذاشتن اين ملت امام زاده مریم این دیگه آخرشه. یعنی ملت تو کار محتوای فرهنگی نیستند هر جا شیشه دور چیزی ببیند با یه شیار بالاش پول می اندازند پول ریختن برای مجسمه حضرت مریم(س) در پارک گفتگو! 18
Astraea 25351 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 من هیچ وقت نرفته بودم مرقد امام....یه بار رفتم....:4chsmu1:کف کردم که دیدم ملت این همه پول انداختن:obm: 5
Astraea 25351 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 خوب چرا پولشونو حروم میکنن و جیب بعضیارو پر میکنن؟؟؟ مگه دوروبرمون بدبخت کمه؟؟؟ 5
danielo 15239 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 بچه ها یک شعر هست که خیلی ازش خوشم اومده.میخوام اسم شاعرش را بدانم .چون میخوام نامش را به تمام دیوار اتاقم بزنم.چون با شعور ترین شخص بوده به نظر من.لطفا بگید شاعر این بیت شعر کی بوده؟؟؟ تا مردم خرند رندان خر سواری میکنند 7
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 بچه ها یک شعر هست که خیلی ازش خوشم اومده.میخوام اسم شاعرش را بدانم .چون میخوام نامش را به تمام دیوار اتاقم بزنم.چون با شعور ترین شخص بوده به نظر من.لطفا بگید شاعر این بیت شعر کی بوده؟؟؟تا مردم خرند رندان خر سواری میکنند شعر نیست فکر کنم سخن دکتر شریعتی باشه:w127: 7
spow 44198 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 یه شعراز ملک الشعرای بهار هست هرکی میخواد کاملشو تو پروفایلش بزارم دی: یه سرچ کوچولو کنین همه جا هست 6
برادر بهار 648 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 خب نگفتين اين پارك كجاست ميخوام ببرم يارانه هاي نقدي رو بريزم تو ي اون مجسمه 1
بيتا 1214 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 خب نگفتين اين پارك كجاست ميخوام ببرم يارانه هاي نقدي رو بريزم تو ي اون مجسمه نا كجا آباد يا دروغ آباد .......است 2
برادر بهار 648 ارسال شده در 17 فروردین، 2011 خواهشا مطالب دروغ ننويسيد ذهن ملت شريف رو گمراه و فكرشون رو مخدوش نفرماييد
AFARIN 7196 ارسال شده در 18 فروردین، 2011 بنظرتون حقيقت داره يانه؟ بله چرا که نه؟! مکان : پارک گفتگو / گیشا / تهران 1
الهام. 8079 ارسال شده در 18 فروردین، 2011 بابا باز اين كه خوبه!!! رفته بودم مشهد...رفتيم باغ وحش وكيل آباد اونجايي كه مار و تمساح و اين چيزا هست... واسه مار پيتون پول ريخته بودن ملت!!!!! شيشه آكواريومش يه سوراخ كوچولو بود ملت فكر كرده بودن صندوق صدقاته 1
میلاد 24047 ارسال شده در 18 فروردین، 2011 عجب شعر باحالیه :w645: انگار واسه الانه در محرّم ، ایرانیان خود را دگرگون می کنند از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند وز دروغ کهنه ی « یا لیتنا کنّا معک شاه دین را کوک و زینب را جگرخون می کنند خادم شمر کنونی گشته، وانگه ناله ها با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می کنند بر “یزید” زنده میگویند هر دم، صد مجیز پس شماتت بر یزید مرده ی دون می کنند پیش ایشان صد عبیدالله سر پا، وین گروه ناله از دست “عبیدالله مدفون” می کنند حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی هر دو را تسلیم نوّاب همایون می کنند آید از دروازه ی شمران اگر روزی حسین شامش از دروازه ی دولاب بیرون می کنند حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب، مشک او را در دم دروازه وارون می کنند گر علی اصغر بیاید بر در دکانشان درد و پول آن طفل را یک پول مغبون می کنند ور علی اکبر بخواهد یاری از این کوفیان روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می کنند لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون می کنند گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد خاک پایش را به آب دیده معجون می کنند سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است هی نشسته لعن بر هارون و مامون می کنند خود اسیرانند در بند جفای ظالمان بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند؟ تا خرند این قوم، رندان خرسواری می کنند وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند ملک الشعرای بهار 2
ارسال های توصیه شده