رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار حافظ


surgun

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

شكل هلال هر سر مه مى دهد نشان

از افسر سيامك و ترك كلاه زو

  • Like 1
ارسال شده در

وانگهم در داد جامی کز فروغش بر فلک

زهره در رقص امد و بر بط زنان میگفت نوش

  • Like 1
ارسال شده در

شكنج زلف پريشان به دست باد مده

مگو كه خاطر عشاق گو پريشان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

  • Like 2
ارسال شده در

نعيم هر دو جهان پيش عاشقان بجوى

كه اين متاع قليلست و اين عطاى كثير

  • Like 1
ارسال شده در

نقد بازاار جهان بنگر و ازار جهان

گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

  • Like 2
ارسال شده در

سال ها دل طلب جام جم از ما ميكرد

وآنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد

  • Like 2
ارسال شده در

دگر به صيد حرم تيغ بر مكش زنهار

وزان كه با دل ما كرده اى پشيمان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شاه اگر جرعه ی رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش بمی صاف مردق نکنیم

  • Like 1
ارسال شده در

مباش در پي آزار و هر چه خواهي كن

كه در طريقت ما غير از اين گناهي نيست

  • Like 1
ارسال شده در

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهی بود

بنده ی من شو و برخور ز همه سیم تنان

  • Like 1
ارسال شده در

نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان

گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس

  • Like 2
ارسال شده در

سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما باو محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

  • Like 2
ارسال شده در

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست

هر كه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست

  • Like 2
ارسال شده در

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت ازرده ی گزند مباد

  • Like 2
ارسال شده در

دل و دينم دل و دينم ببرده ست

بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش

دواي تو دواي توست حافظ

لب نوش لب نوشش لب نوش

  • Like 2
ارسال شده در

شكنج زلف پريشان به دست باد مده

مگو كه خاطر عشاق گو پريشان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شب شراب خرابم کند به بیداری

وگر بروز حکایت کنم به خواب رود

  • Like 2
ارسال شده در

دل ميرود ز دستم صاحبدلان خدا را

دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

  • Like 1
ارسال شده در

اسم اعظم بكند كار خود اى دل خوش باش

كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...