رفتن به مطلب

توضیحات یک شوهر به زنش


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

خانوم اومد خونه دید شوهرش تو رختخواب با زن زیبائی خوابیده. رنگ از روش پرید و داد زد: "مرتیکه بی* وجدان. چطور جرات میکنی* با زن نجیب و وفادار، و با مادر بچه*هات یه هم چین کاری بکنی*. من دارم میرم و دیگه نمی*خوام ببینمت. همین الانه طلاقم رو می*خوام." شوهره با التماس گفت: "عزیزم، فقط یه لحظه اجازه بده توضیح بدم که چی* شد و بعد هر کاری خواستی* بکن." خانومه گریه کنون گفت: "باشه ولی* این آخرین حرفیه که به من میزنی." شوهره گفت:" ببین عزیزم. من داشتم سوار ماشین میشدم که بیام خونه. این خانوم جوون ایستاده بود و از من خواست که برسونمش. به نظرم خیلی* افسرده و نگران اومد و دلم براش سوخت و قبول کردم. متوجه شدم که خیلی* لاغر و ژولیده است، به خصوص که گفت که مدتهاست که چیزی نخورده. از سر دلرحمی اوردمش خونه و غذای* دیشبی که برای تو درست کردم و نخوردی گرم کردم و بهش دادم، که دو لُپّه همه را خورد. دیدم که خیلی* کثیفه و لباسش پاره پوره است. پیشنهاد کردم که یه دوش بگیره، که پذیرفت. فکر کردم چند تیکه لباس بهش بدم. اون شلوار جین را که تنگت شده بود و دیگه نمیپوشیدی بهش دادم. اون شورتی را هم که برای سالگردمون خریده بودم و هیچوقت نپوشیدی و گفتی* که من اصلا سلیقه ندارم بهش دادم. اون پیرهنی که خواهرم هدیه کریسمس بهت داده بود و هیچوقت نپوشیدی که حرص اون را در بیاری بهش دادم. بعد اون پوتینی که کلی* پولش را دادی ولی* هیچوقت نپوشیدی چون یکی* از همکارات عین اونا داشت را هم دادم بپوشه." شوهره یه کم مکث کرد و گفت:" نمی*دونی چقدر خوشحال شد و چقدر تشکر کرد. بعد همینطور که داشت به طرف در میرفت گفت.میبخشید آقا، چیز دیگه*ای هست که خانومتون اصلا استفاده نمیکنه

  • Like 10
ارسال شده در
:banel_smiley_4:
  • Like 2
ارسال شده در

:imoksmiley:

  • Like 1
ارسال شده در

هرچی میکشیم از دست شما مرداست:w00:

  • Like 2
ارسال شده در
هرچی میکشیم از دست شما مرداست:w00:

واقها که شما چقدر زجر میکین

  • Like 3
ارسال شده در

:imoksmiley::hanghead::sigh:

 

من الان چکاره ام این وسط؟:zadan:

 

وحید تو هم با این تاپیکات:ws17::ws28:

  • Like 1
ارسال شده در
واقها که شما چقدر زجر میکین

 

:ubhuekdv133q83a7yy7

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

:ws28::ws28::ws28::ws28::ws3::icon_pf (17)::icon_redface::4uboxsmiley:

  • Like 1
ارسال شده در
واقها که شما چقدر زجر میکین

همه خانما افسردگی میگیرن روزی هزارتا قرص میخورن مردام که عمر نوحو دارن:w00:

:ubhuekdv133q83a7yy7

 

 

 

 

با کی بودی!!!!!:w58:

  • Like 1
ارسال شده در
:imoksmiley::hanghead::sigh:

 

من الان چکاره ام این وسط؟:zadan:

 

وحید تو هم با این تاپیکات:ws17::ws28:

مگه چشونه به این خوبی:jawdrop::jawdrop::jawdrop:

  • Like 2
ارسال شده در
مگه چشونه به این خوبی:jawdrop::jawdrop::jawdrop:

:persiana__hahaha:

 

 

 

 

:girl_yes2:

  • Like 1
ارسال شده در

شقییییییییی بیا ..............

  • Like 1
ارسال شده در
همه خانما افسردگی میگیرن روزی هزارتا قرص میخورن مردام که عمر نوحو دارن:w00:

 

 

با کی بودی!!!!!:w58:

 

معلوم نبود؟

با شما نبودم راحت باش:ws3:

 

مگه چشونه به این خوبی:jawdrop::jawdrop::jawdrop:

 

:there:

:w02::hanghead:

 

شقییییییییی بیا ..............

 

سلاااااااااااام

خوبی؟

دلم برات تنگ شده بود

چه خبرا؟:icon_redface::icon_redface::4uboxsmiley:

  • Like 1
ارسال شده در
شقییییییییی بیا ..............

خودت زورت نمیرسه میری شقی رو صدا میکنی ای داد:brodkavelarg::brodkavelarg::brodkavelarg:

  • Like 2
ارسال شده در
:ws52:
ارسال شده در

:167::167:

  • Like 1
ارسال شده در
معلوم نبود؟

با شما نبودم راحت باش:ws3:

 

 

 

:there:

:w02::hanghead:

 

 

 

سلاااااااااااام

خوبی؟

دلم برات تنگ شده بود

چه خبرا؟:icon_redface::icon_redface::4uboxsmiley:

مرسی راستی نشناختمت

ارسال شده در

:ws3:

خودت زورت نمیرسه میری شقی رو صدا میکنی ای داد:brodkavelarg::brodkavelarg::brodkavelarg:

:ws3:

ارسال شده در

کمی تا قسمتی شکه شدم... این چی بود آخه... :imoksmiley:

  • Like 1
ارسال شده در

خوب اخرش چی شد طلاق گرفت یا مث اکثر زنای امروزی کوتا اومد ؟؟؟

ارسال شده در
خوب اخرش چی شد طلاق گرفت یا مث اکثر زنای امروزی کوتا اومد ؟؟؟

ایرانی نبود پس راحت می تونسته طلاق بگیره من که فکر می کنم طلاق گرفته:banel_smiley_4:

×
×
  • اضافه کردن...