رفتن به مطلب

ابنزر هاوارد


پست های پیشنهاد شده

بیوگرافی ابنزرد هاوارد

 

هاواردپدر شهرهای جدید متولد کشور انگلیس بود که دارای تحصیلات رسمی محدود است.وی در سن 21 سالگی به عنوان کشاورز به نبراسکا رفت ولی زود فهمید که کارمورد علاقه اش نیست سپس از استعداد تندنویسی خود استفاده کرد و به عنوان گزارشگر دردفتر روزنامه ودادگاه شیکاگو مشغول به کار شد.

در سال1876به کشور خود بازگشت و بقیه عمر خود را به عنوان گزارش نویس پارلمان انگلیس گذراند.

نکته جالبی که درباره هاوارد می توان اذعان داشت اینست که،وی علاقه زیادی به زبان اسپرانتو داشت واغلب سخنرانیهای خود را به این زبان ایراد می کرد.

 

هاواردوایده باغ_شهر:

 

وی هوادار جنبش سوسیالیست انگلیس بودو تحت تاثیر شدید کتابهای (ترقی وفقر)هانری جورج و)نگاه به گذشته)ادوارد بلامی قرار گرفت وبه تحقیق در مورد مسایل و مشکلات اجتماعی پرداخت و کتاب خود را در سال 8189 با نام(فردا راهی صلح آمیز به سوی اصلاح اجتماعی) منتشر کرد.البته این کتاب در سال 1902 به عنوان باغ شهر فرداویرایش ومنتشر شد.

با توجه به عنوان کتاب ، پیشنهاد هاوارد اقدام به امری بزرگ بود، یعنی رهایی ازجنبه های مضر انقلاب صنعتی واز میان بردن محلات فقیرنشین وپرجمعیت که زاییده بسط لجام گسیخته صنعت بود. تمام این امورمی بایست طوری صورت گیرد که دشمنی هیچ دسته ای حتی مالکین را مطرح نسازد. وی می خواست ثروت عمومی را با تغییر کامل ارزش املاک اعتلاء دهد ودراین امر حتی منتظر نشد تا حزبی که با نظریات وی موافق است قدرت را دردست گیرد.

اواصلاح سیاسی و اجتماعی شهرهای متمرکز را در عدم تمرکز آنها می دانست و مساله اصلی برای او اصلاح اجتماعی بود.

هاوارد پیشنهاد کرد کارخانه ها به نواحی دست نخورده روستایی منتقل شوند ومردم برای کار وزندگی به این نقاط مهاجرت کنند. این همان موضوعی است که درکتاب فرانک لوید رایت نیز مطرح شده است.

با توجه به موفقیت بدست آمده و تاثیر گذاری زیادی اثر وی،در سال 1899 موسسه (باغ_شهرها)پا گرفت که حتی بعد ازوی نیز توسط فردریک آزبورن ( Sir Frederic Osborn) به فعالیتهای خود ادامه داد.

این موسسه بعد از چهار سال توانست اولین زمین خودرادر پنجاه کیلومتری لندن برای ساخت باغ شهر در (لچ ورث)به دست آورد،و وی اجرای این طرح را به معماران (پارکر) و(آنون) سپردکه این شهر یکی از نخستین نمونه های شهری با ساختاری متشکل از واحد همسایگی است.

 

دومین طرح خود رابعداز جنگ جهانی اول،به نام (ولوین)در 21 مایلی لندن نیزبه(لوی دوسواسون) برای اجرا واگذار کرد که از نظر معماری دارای کیفیت بهتری نسبت به لچ ورث برخوردار بودو به عنوان اولین شهرک اقماری لندن شناخته شد.این دو شهر الگوهایی برای ساخت شهر بعدها در اروپا و امریکا مورد استفاده قرار گرفت.

 

البته طرحهای اجرا شده این دو شهر کاملا منطبق بر نظریات هاوارد نبودوغالباً گفته شده است که شهرهای باغ مانندی که هاوارد پیشنهاد کرد، ازواقعیات بدوراست واگر هم ساخته شود چون کوچک است مسائل شهرنشینان امروزی را حل نمی کندو هنگامی که از هاوارد درباره این مطلب پرسیدند چنین پاسخ دادکه:(انسان نباید در طرح های خود بیش از حد واقع گرا باشد،زیرا همیشه مشکلاتی وجود دارند که در نتیجه بخش کوچکی از آرزوهای شخصی امکان تحقق پیدا می کنند پس یک طرح باید عظیم متصور شود،زیرا موفقیت کامل آن را نمیتوان پیش بینی کرد.) اما، هاوارد به خوبی به این موضوع پی برده بود که شهرهای پرجمعیت امروز عمر خود را کرده اند وشهرهای بزرگ آینده باید براساس جدید بنا شوند.

البته در مورد لچ ورث این مطلب شایان ذکر است که رشد جمعیت این شهر با رشد پیش بینی شده هاوارد مطابقت نداشت ومتعهدات مربوط بر پرداخت سرمایه نیز انجام نشد و این طرح کاملا تحقق نیافت.

نمونه شهرهای جدیدی که با تاثیر گذاری از الگو باغ شهر بعدها ساخته شد عبارتند از:

 

در انگلیس شهرهای جدیدی که اطراف لندن شکل گرفتنند.در آمریکا Newport News،Virginia's Hilton Village، Pittsburgh's Chatham Village، Queens، New Jerseyو..در آلمانHellerau،در شهر تل آویو اسراییل که توسط پاتریک گدس طراحی شدونمونه های بیشمار دیگر.

البته امروزه بیشتر این باغ شهرها به عنوان شهرهای خوابگاهی مورد استفاده قرار می گیرند.

 

نظریه سه مغناطیس

 

هاوارد شهر و روستا را مانند آهن ربایی تمثیل می کند که جمعیت

انسانی را به سوی خود جذب می کند که زندگی در هر کدام دارای معایب و مزایایی می باشد.برای مثال شهررادارای فرصتهای شغلی ،حقوق بیشتر،مکانهای تفریحی وهمچنین دارای آسمان تیره،هوای کثیف،اجاره بالا،محله های کثیف وفقیر نشین میداند.روستا را دارای هوای تازه،مناظر زیبا،اجاره پایین وهمچنین دارای دستمزد پایین،نبود سرگرمی وکمبودآب آشامیدنی میداند.

وی آهن ربای دیگری مطرح می کند که در حقیقت باغ شهر یا شهر_روستا می باشد که در آن مزایای زندگی شهری بسیار فعال وهمه زیبایی و دلنشینی روستایی را می توان به گونه ای کامل ترکیب کرد.و به نظر وی نه جاذبه شهر نه جاذبه روستا هدف یک زندگی حقیقتادر توافق با طبیعت را کاملا تحقق نمی بخشدوباید هر دو جاذبه را یکی کرد.

هاوارد شهر روستا خود را دارای مزایای زیر می داند:

دارای زیبایی طبیعت،فرصتهای اجتماعی ،زمینهاوپارکهای قابل دسترس ،اجاره پایین ودستمزد بالا،اجناس با قیمت پایین،هوا و آب سالم،فاضلاب خوب،خانه وباغ روشن،بدون سیگار و محلات فقیر نشین می باشد.

 

الگوی باغ شهر هاوارد:

 

به اعتقاد هاوارد،باغ شهر را باید تصور کاملی از یک شهر مستقل وخود بسنده نامیدونه بک شهرحومه یامحله ای اعیان نشین بلکه شهر او بیان تازه ای از نوع جدید اسکان بود.

وی نظریه (واحد شهری کامل)را در مقابل ساختن شهرک های خوابگاهی حومه ای که در آن زمان در اطراف شهرهای بزرگ انگلیس رایج بوده است را مطرح می کند که در آن نباید مناطق مسکونی فاصله ای زیاد از مراکز کار وفعالیت قرار داشته باشدتا رفت وآمدهای ساکنان کاهش یابد.

هاوارد جزییات طرح خود را اینگونه شرح می دهد:

برای اجرای الگوی خود به زمینی به مساحت 6000 اکر احتیاج دارد که به قیمت شش میلیون فرانک از طریق مزایده خریداری شده است.باغ شهر دارای شکل مدور با شعاع 1130متراست که6/1 آن مختص به فضای مسکونی می باشدودر حدود سی هزار نفر را در خود جای می دهد.

شهردارای شش بلوار با 36 متر عرض است که از مرکز شهر تا محیط کشیده شده است وشهر را به شش بخش تقسیم می شود.

هاوارد در طرح شهرهای باغ مانند خود، شهر را به صورت چنددایره متحد المرکز تصویرکرد،که در مرکز شهر یک باغ زیبا به مساحت 2 هکتار است که در اطراف آن ساختمانهای عمومی مثل شهرداری، تالاری نیزبرای کنسرت ، سخنرانی، تأتر ، کتابخانه وغیره که برای هریک محوطه ای نسبتاً بزرگ تعلق می گرفت ، اختصاص یافته بود.

 

بعد پارک مرکزی است که حدود 58 هکتار زمین اشغال کرده است و در همه سوی آن یک رواق بزرگ بلورین قرار دارد که (قصر بلورین Crystal Palace) نام داردکه پناهگاهی است که مردم را ازبدی هوا مصون می داردو رو به پارک باز می شود .البته در قصر بلورین انواع محصولات صنعتی وغیره نیز برای فروش عرضه می شودو یا حتی قسمتی از آن به عنوان باغ زمستانی وتابستانی می توان به کار برد.

بعد از گذشت از باغ بلورین به خانه های مسکونی می رسیم که در حدود 5500 قطعه می باشدکه کمترین فضا آن حدود 33*6.5 مترمربع و دارای معماری متنوع و گیرا می باشد.

درترکیب ساختمانها ومساکن، آزادی عمل صاحبان آنها بایستی رعایت گرددالبته بی آنکه به تسهیلات و تجهیزات بهداشتی لازم آسیبی وارد نکند.

واحدهای مسکونی همگی ازمزایای چمن وباغ استفاده می نمایند البته وی طرح باغچه مشترک برای ساکنان چند خانه پیشنهادمی کندتااز خرد کردن فضای سبز به صورت باغچه های خصوصی اجتناب شود.

 

بین دایره میانی ودایره بیرونی ،خیابان اصلی شهر به عرض 125 متر قرارمی گرفت که کمربندسبزی با طول بیش از 5 کیلومتر ومساحت 50 هکتاررا شکل می بخشدوواجد چمن ودرختانی به عنوان سایه بان بود.در این خیابان باشکوه شش نقطه استقرار هر یک به مساحت 1.5 هکتار برای مدارس،زمینهای بازی وحتی کلیسا در نظر گرفته شده است که خانه ها در طول این خیابان بزرگ با حلقه های متحد المرکز توزیع گشته وشکل هلالی گرفته اندتاتوسعه بسیار طولانی خیابان بزرگ را تامین کنندوعرض با شکوه این مسیر را باز تشدید کنند.

یکی ازویژگیهای طرح هاوارد، تقسیمات فرعی شهر است که به اصطلاح منطقه بندی داخلی شهر به مفهوم( خودیار) آن بیشتر مورد توجه می باشد.یعنی هریک ازتقسیمات فرعی یا منطقه ای شهر، ازامکانات محدود یک شهر بهره مند می شود.

بر روی کمربند خارجی شهر کارخانه ها،مغازه ها،بازارها،میادین زغال سنگ و چوب در مسیر حلقوی راه آهن قرار گرفته اند که همه شهر را دور می زند که شاخه ای از خط آهن بزرگی است که از دل زمینهای خصوصی می گذرد.

هاوارد مسیر راه آهن را در دایره بیرونی شهر قرار داد تا هم بارگیری محصولات از کارگاه ها ومغازه ها به طرف خارج شهر راحت تر انجام گیردورفت وآمد در خیابان ها نیز تقلیل یابدودر نتیجه هوا نیز کمتر آلوده می شود.

در حومه شهر بخشهای زراعی،تاسیسات شهری،آسایشگاه سالمندان و مدارس حرفه ای قرار دارد.به نظر وی کاشت گندم در مقیاس وسیع تحت نظر یک مزرعه دار سرمایه دار یا مجموعه تعاونی وکشت سبزی،گل و میوه توسط افرادیا گروههای کوچک انجام گیرد.

مهمترین اصلی که هاوارد مطرح می کنداینست که مالکیت زمین های بایرو کشاورزی اطراف شهر، به شهر تعلق گیرد وعواید حاصل ازافزایش قیمت زمین ، ازآن شهر باشد تا گسترش شهر دستخوش سودجویی زمین خواران نشود.زیرا اگر این زمینها ملک شخصی فردی باشدبه محض آنکه شهر ساخته شود زمینهای کشاورزی آماده ساخت می شود.

نکته مهم اینست که کمربند سبز وروستایی دور شهرمان را حفظ کنیم وهرگاه جمعیت شهر افزایش یابد،لازم است که درآن سوی فضاهای سبز، شهر تازه ای با همان فضاها وکمربندهای سبز به وجود می آید .که با وجود وسایل سریع حمل ونقل این شهرها می توانند به راحتی به هم دسترسی داشته باشند.

به این ترتیب با گذشت زمان ما دارای مجموعه ای از شهرها می باشیم که دور یک شهر مرکزی گرد آمده اند که هر شهر به وسیله قطار با شهر همسایه خود دارای یک خط ارتباط مستقیم با کمترین زمان ممکنه است.

به نظر هاوارد، این طرح خلاصه وکلی ازشهر را بدست می داد ونقشه دقیق تری برای هر شهر باغ مانند، می بایستی

بادرنظرگرفتن موقع ومحل شهر رسم می شد. خاطرنشان می نماید که اساس این طرح دردوره رنسانس نیز بوجود آمده بود وازآن پس به اشکال مختلف نیز، به منصه ظهور رسید.

لینک ارسال
  • 6 months later...

هاوئرد، ابنیزر (Howard, Sir Ebenezer) (1928- 1850) مهندس شهرساز انگلیسی و پایه گذار جنبش ساختن باغشهر، در جوانی تندنویس پارلمان انگلیس بود. به سال 1872 به نبراسکای امریکا رفت و سپس در شیکاگو به کار پرداخت و با شعرایی چون والت ویتمن و رلف والدو امرسن آشنا شد و مجذوب آنان شد و همین شیفتگی، عشق و اندیشه برای زندگی بهتر و شیوه دستیابی به آن را در او شعله ور کرد.

او با خواندن کتابی از بلامی درباره جنبش تعاونی در امریکا که تأثیر زیادی بر زندگی و آینده اش گذارد و سرچشمه الهام اندیشه باغشهر شد، به این فکر افتاد که آن اصول را با مقیاس کوچکتری در یک شهر نمونه به اجرا در آورد. اندیشه های او به نوعی ادامه آرمانشهرهای نیمه نخست سده نوزدهم و به ویژه، عقاید اوئن است که اجتماعاتی کامل و بدون نقص به شمار می رفت.

هاوئرد اندیشه هایش را در کتابی کوچک به نام فردا یک مسیر صلح آمیز برای یک رفرم اجتماعی منتشر کرد (1898). او در این کتاب، شهر آینده را توصیف کرد و حتی طرح هایی را ارائه داد، اما تأکید نمود که این طرح ها منحصراً نمودار هستند و برای تحقق پذیری آن باید جای آن ها را از پیش انتخاب کرد و بر پایه شرایط آن مکان، طراحی نمود.

این کتاب در چاپ دوباره اش در 1902، به باغشهرهای فردا تغییر نام یافت. نام تازه کتاب مردم را از بن مایه پیام تندروانه هاوئرد منحرف ساخت و جایگاه حرفه ای او را از تصور گرایی اجتماعی به طراحی فیزیکی تقلیل داد.

لینک ارسال

دراواخر قرن نوزدهم ، ازجمله راه حلهایی که برای بسیاری ازمسائل سکونت درشهر پیشنهاد شد، فکرایجاد شهرهای باغ مانند بود . اساس این فکر براین اصل قرار داشت که مالکیت زمین های بایر، به شهر تعلق گیرد وعواید حاصل ازافزایش قیمت زمین ، ازآن شهر باشد تا گسترش شهر دستخوش سودجویی زمین خواران نشود.

 

فکرایجاد شهرهای باغ مانند که ازجانب ابنزرها وارد انگلیسی پیشنهاد شد ، با شکلی که این فکر عملاً به خود گرفت، متفاوت است . هاوارد نظریه خودرا درکتاب (( فردا،راهی مسالمت آمیز برای رفرمی حقیقی)) درسال 1898 منتشر کرد. با توجه به عنوان کتاب ، پیشنهاد هاوارد اقدام به امری بزرگ بود، یعنی رهایی ازجنبه های مضر انقلاب صنعتی واز میان بردن محلات فقیرنشین وپرجمعیت که زاییده بسط لجام گسیخته صنعت بود. تمام این امورمی بایست طوری صورت گیرد که دشمنی هیچ دسته ای حتی مالکین را مطرح نسازد. وی می خواست ثروت عمومی را با تغییر کامل ارزش املاک اعتلاء دهد ودراین امر حتی منتظر نشد تا حزبی که با نظریات وی موافق است قدرت را دردست گیرد. دراین کتاب، هاوارد پیشنهاد کرد کارخانه ها به نواحی دست نخورده روستایی منتقل شوند ومردم برای کار وزندگی به این نقاط مهاجرت کنند. این همان موضوعی است که درکتاب فرانک لوید رایت نیز مطرح شده است . هاوارد در طرح شهرهای باغ مانند خود، شهر را به صورت چنددایره متحد المرکز تصویرکرد. بناهای عمومی شهر درمرکز این دوایر در دور میدانی قرار می گرفتند.بین دایره میانی ودایره بیرونی ،خیابان اصلی شهر به عرض 135 متر قرارمی گرفت که واجد چمن ودرختانی به عنوان سایه بان بود .خود دایره بیرونی ، نواحی زراعی شهر را به وجود می آورد ، وقسمتی نیز برای کارگاهها وکارخانه ها پیش بینی شده بود. درپارکی مدور درمیان شهر، بناهای عمومی بزرگ ساخته می شدند وتالاری نیزبرای کنسرت ، سخنرانی، تأتر ، کتابخانه وغیره که برای هریک محوطه ای نسبتاً بزرگ تعلق می گرفت ، اختصاص یافته بود.

 

دوراین پارک را ایوانی احاطه می کرد که دردو جانب آن طاقهایی ساخته می شدند . طاقها به پنجره های بزرگ شیشه ای مسدود شده وپنجره ها روبه گلخانه ای باز می شد ویا پناهگاهی بود که مردم را ازبدی هوا مصون دارد. به نظر هاوارد، این طرح خلاصه وکلی ازشهر را بدست می داد ونقشه دقیق تری برای هر شهر باغ مانند، می بایستی بادرنظرگرفتن موقع ومحل شهر رسم می شد. خاطرنشان می نماید که اساس این طرح دردوره رنسانس نیز بوجود آمده بود وازآن پس به اشکال مختلف نیز، به منصه ظهور رسید.

 

غالباً گفته شده است که شهرهای باغ مانندی که هاوارد پیشنهاد کرد، ازواقعیات بدوراست واگر هم ساخته شود چون کوچک است مسائل شهرنشینان امروزی را حل نمی کند. اما، هاوارد به خوبی به این موضوع پی برده بود که شهرهای پرجمعیت امروز عمر خود را کرده اند وشهرهای بزرگ آینده باید براساس جدید بنا شوند.

 

شهر پیشنهادی هاوارد دارای وسعتی حدود 2400 هکتار است که 6/1 آن به مسکن اختصاص می یابد وبقیه آن جهت فضاهای سبز، جنگل ، کشاورزی واستفاده ازموارد دیگر کنار گذاشته شده است . این بخش همواره دست نخورده باقی می ماند وبرای ایجاد فضای سبز پارکها وزمین های کشاورزی بکار گرفته می شود. هرگاه جمعیت شهر افزایش یابد،لازم است که درآن سوی فضاهای سبز، شهر تازه ای با همان فضاها وکمربندهای سبز به وجود می آید .

 

هاوارد درطرح خود به صنعت وتجارت نیزتوجه دارد. مغازه ها بین مساکن به وجو می آیند. کارخانه ها درکنار شهر با راه آهن آن بخش معینی را به خود اختصاص می دهند.

 

واحدهای مسکونی همگی ازمزایای چمن وباغ استفاده می نمایند که ازآنها به آسانی می توان به کارخانه ها ، مغازه ها، مدارس ، مراکز مذهبی وفضاهای باز شهری رسید.

 

طرح هاوارد نشان می دهد که راهها بایستی قبلاً ساخته شوند . ولی درترکیب ساختمانها ومساکن، آزادی عمل صاحبان آنها بایستی رعایت گردد. یکی ازویژگیهای طرح هاوارد، تقسیمات فرعی شهر است که به اصطلاح منطقه بندی داخلی شهر به مفهوم (( خودیار)) آن بیشتر مورد توجه می باشد. یعنی هریک ازتقسیمات فرعی یا منطقه ای شهر، ازامکانات محدود یک شهر بهره مند می شود.

 

هرچند که طرح هاوارد وارد زمینه ای بود درجهت حل ورفع مشکلات شهری اواخرقرن نوزدهم،ولی فکر شهرهای باغ مانندبا آنچه که عملاً صورت حقیقت به خود گرفت تفاوت داشت. پس ازگذشت نیم قرن، آنچه که به نام شهرهای باغ مانند ساخته می شد، محلات کوچکی بود دراطراف شهر که براساس سازمانهای تعاونی پایه گذاری شده بود. شهرهای باغ مانند، به ساختن خانه هایی کوچک با باغچه هایی دراطراف آن محدود شده بود تجربه آن را می توان به خوبی دراطراف شهر لندن که دراواخر دهه چهارم وپنجم قرن حاضر بوجود آمد، ملاحظه کرد. طرح هاوارد، به قول خود او، درحقیقت پیوندی بین شهر وروستا بود.

 

35vsdqnl0fxseoa5yp0p.jpg

لینک ارسال
  • 5 months later...
ممنون...ولی چرا منابع رو ننوشتید ؟ :ws37:

 

اولی که گذاشتم منبعش همینجاس :texc5lhcbtrocnmvtp8

راستش ترجمه از دوران دانشجویی بود یادم نیست اسم مقاله چی بود. مقاله هم که نمیشه بهش گفت یه مطلب انگلیسی بود در حد یه صفحه اینا که استاده داده بود.

دومی هم منبعش رو نمیدونم. چون از اون مطالبی بود که تو هر سایت و وبلاگی هستش و منبع اولیش معلوم نیست کجا بوده.

لینک ارسال
  • 3 months later...

اینایی که در ادامه میارم، خلاصه ای از ترجمه فصل چهارم کتاب City of tomorrow پیترهال هستش به اسم city in garden که درباره باغشهر و استفاده از این ایده تو چندتا کشور اروپایی و آمریکا و استرالیا و ژاپن هستش و با یه مقدمه ای از هائوارد و انوین و پارکر شروع میشه. از اونجایی که ترجمه هستش خب قطعاً شاید بعضی جاهاش خیلی جمله بندی خوبی نداشته باشه :ws3:

به مرور مطالب رو میارم:

 

مقدمه

ابینزر هاوئرد (Ebenezer Howard) (1928-1850) شخصیت خاص خیلی مهمی بوده و لازم است که حقایقی را درباره او و نظراتش بدانیم، اگرچه تقریباً هرکسی این نظریات را اشتباه درک کرده است و انتقادهای نسبت داده شده به وی توسط منتقدینش در مورد هرچیزی تقریباً اشتباه بوده است. در حالیکه مدتی از زندگیش را به تندنویسی و نوشته های کوتاه سپری کرد، وی را مدتی برنامه ریز قلمداد می کردند. آنها می گفتند که او مدافع برنامه ریزی فضای سبز کم تراکم است، ولی در حقیقت باغشهرش تراکمی شبیه داخل لندن داشت. آنها این باغشهر را با حومه های سبز Hampstead و تقلیدهای فراوان از آن اشتباه گرفتند. البته می بایست اقرار شود که در اصل یکی از حامیان اصلی وی، ریمون آنوین (Raymond Unwin) در این زمینه مقصر است. آنها فکر می کردند که او قصد داشت مردم را به شهرهای کوچکی در حومه دور شهر بفرستد و آنها را جدا کند، درحالیکه وی پیشنهاد برنامه ریزی شهر بزرگ مرکزی با صدها هزار یا شاید میلیون ها نفر جمعیت را داده بود. آنها وی را متهم کردند که او قصد داشت مردم را همچون پیاده های شطرنج جابجا کند، در حالیکه در حقیقت وی جامعه ای دموکرات و خودمختار را تصور می کرد و مسائل را اختیاری و داوطلبانه می دانست. بیشترین اشتباه همه این بود که وی را یک برنامه ریز فیزیکی می دانستند، از این حقیقت که باغشهرش صرفاً وسیله ای برای نوسازی تدریجی جامعه سرمایه داری در بی نهایت تعاونی های مشترک المنافع بود، چشم پوشی کردند.

در طول 78 سال زندگیش تنها یک کتاب نوشت که در سال 1898 با نام "فردا: راهی مسالمت آمیز به سوی اصلاح واقعی" چاپ شد و در سال 1902 با عنوان "باغشهرهای فردا" دوباره چاپ شد. این عنوان شاید جذاب بود اما مردم را از ویژگی اصلی پیام منحرف کرد که باعث شد او از یک دور اندیش اجتماعی به برنامه ریز فیزیکی تنزل یابد.

 

ادامه دارد...

لینک ارسال

منبع ایده های هاوئرد

 

هاوئرد در سال 1850 در لندن متولد شد. در شهرهای کوچکی در جنوب و شرق انگلیس - Sudbury ، Ipswich ، Cheshunt - رشد کرد و بزرگ شد. در 21 سالگی به آمریکا مهاجرت کرد و مهندس استحکامات در Nebraska شد. سختی و مشکلات را به عنوان کشاورز تجربه کرد و از سال 1872 تا 1876 در شیکاگو بود و دوره گزارش نویسی را شروع کرد و آنرا در تمام دوران زندگیش ادامه داد. ما اطلاعات کمی از این سالها داریم، اما می بایست برایش مهم بوده باشد. بازسازی عظیم شیکاگو را بعد از آتش سوزی 1871 دید. در دوره آسمان خراش های پیشرفته، باغشهر هنوز به عنوان یک علم دانشگاهی بود، که منبع مناسبی نیز برای عنوان علم و دانش هاوئرد بود. او می بایست حومه های سبز جدید اطراف رودخانه را که توسط معمار منظر بزرگ فردریک لاالمستد (Frederick Law Olmsted) در اطراف رود Des Plaines در مایلی خارج شهر طراحی شده بود، دیده باشد. هاوئرد همیشه انکار میکرد که الهاماتش را از شیکاگو گرفته است اما طرح کلی ایده اش می بایست از آنجا سرچشمه گرفته شده باشد. همچنین آنجا ابتدا ایده شهر طراحی شده را در نوشته های 1876 بنیامین وارد ریچاردسون (Benjamin Ward Richardson) با عنوان هژیا یا شهر سلامت یافت، که ایده های اصلی آن – تراکم جمعیتی کم، خانه سازی و مسکن خوب، خیابان های پهن، خط آهن زیرزمینی و فضای باز زیاد –همگی در مفهوم باغشهر وجود داشت.

به انگلیس برگشت، به همراه خانواده اش در خانه کوچکی در خیابان محل تولدش در Stoke Newungton ساکن شد، و با جدیت به فکر و مطالعه پرداخت. رکود شدید کشاورزی باعث هجوم به شهرها به خصوص به محلات کثیف و شلوغ شهر (slum) لندن شد. ایده های مختلف را از مطالعات نویسندگان دیگر کسب کرد. در پایان دهه 1880 هاوئرد همه ایده هایی که لازم داشت را جمع کرده بود اما هنوز نمی توانست آنها را با هم جمع بندی کند. کلید نهایی در کتاب نگاه به گذشته Edward Bellamy بود که در نزدیکی سال 1888 بعد از انتشار به زبان آمریکایی، آنرا مطالعه کرد. او به تأثیری که این کتاب روی نظریه اش داشته است اعتراف کرد. وی در حدود سال 1892 شروع به بیان ایده هایش برای پیشرفت بیشتر قسمت های مختلف لندن نمود.

هریک از ایده های هاوئرد قبلاً به طریقی و اغلب چندین بار توسط سایرین بیان شده بود: Ledoux ، Owen ، Pemberton ، Buckingham و Kropotkin همگی شهرک های با جمعیت محدود و محصور شده در کمربندهای سبز کشاورزی را بیان کرده بودند. Marshall و Kropotkin اثر توسعه تکنولوژی را در محل صنعتی دیدند، و همچنین Kropotkin و Bellamyمطلوبیت کارگاه های کوچک را درک کردند. اما هاوئرد کتاب نگاه به گذشته Bellamy را خیلی مورد توجه قرار داد. او مدیریت سوسیالیستی مرکزی و پافشاری اش روی تبعیت فرد از گروه را که استبدادی میدید را نپذیرفت و رد کرد. زندگی نامه نویسش Robert Beevers می گوید همه این تأثیرات مهم، برگرفته از سنت انتقادی انگلیس (آنارشیستی) می باشد. هیچ یک به جز Kropotkin اروپایی نبودند.

 

ادامه دارد...

لینک ارسال
  • 3 weeks later...

باغشهر و شهر اجتماعی

 

اجزا و عناصر سازنده با اصل طرح متفاوت است و دور از طرح اصلی است. آنچه که هاوئرد می تواند ادعا کند – و در یک فصل انجام داد و مدعی شد – ترکیب واحد طرح ها و پیشنهادها بود. با دیاگرام مشهور سه آهن ربا شروع کرد. امروزه این دیاگرام، جذابیت جالبی رو به خصوص در نسخه اول چاپ رنگیش دارد. اما در یک صفحه استدلال های پیچیده قرار دارد که فضای خیلی زیادی را برای گفتن اصلاحات فنی نامأنوس می گیرد. شهر کثیف و شلوغ سلطنتی که مکان های مخوف و ناگواری داشت ولی فرصت های اجتماعی و اقتصادی، نور و ازدحام را عرضه میکرد. حومه های شهرهای سلطنتی که اغلب در آنها گرمی عواطف و احساسات دیده میشد و طبیعت و هوای بانشاطی را وعده می داد، به خاطر رکود کشاورزی و کمبود و کار و دستمزد کافی صدمه دید. هیچ یک از این دو محل زندگی مطلوب و مناسبی نبودند. اما امکان ایجاد حوزه ای متعادل به وسیله ترکیب مزایای شهر و روستا در نوع جدیدی از سکونتگاه به نام شهر – روستا بود.

برای دستیابی به این طرح، می بایست گروهی از مردم – لزوماً شامل چندین نفر با صلاحیت و اعتبار تجاری – شرکت سهامی محدودی را ایجاد کنند که برای ایجاد باغشهر در حومه شهر پول قرض دهند. آنها می بایست موافقت روسای صنعت داران را برای انتقال کارخانه هایشان و همچنین انتقال کارگرانشان و ساخت خانه های شخصیشان بگیرند. باغشهر محدودیت ثابتی را دارد. هاوئرد 32000 نفر را برای زندگی در 1000 آکر زمین پیشنهاد کرد، حدود یک و نیم برابر شهر قرون وسطایی لندن. این محدوده با ناحیه خیلی بزرگ کمربند سبز دائمی احاطه میشد. هاوئرد 5000 آکر را پیشنهاد کرد که صرفاً کشاورزی نبود. همه نوع نهادهای شهری مانند خانه های بهیاری و بهداری را شامل میشد که می توانستند از مزایای مکان روستایی بهره مند گردند.

آنقدر مردم به خارج شهر حرکت می کنند تا باغشهر به محدودیت طرحش برسد، سپس دیگری در فاصله کوتاهی در بیرون شروع می شود. پس از چند مرتبه، آنجا تراکم انبوه طراحی شده توسعه می یابد و توسعه تقریباً بدون محدودیت می شود. به این ترتیب باغشهر رنج وسیعی از شغل ها و خدمات را عرضه می کند و هریک با یک سیستم حمل و نقل سریع به دیگری متصل می شود (هاوئرد این سیستم حمل و نقل سریع را راه آهن درون شهری نام میبرد) بدین ترتیب همه فرصت های شغلی و اقتصادی شهر بزرگ را می گیرد و شامل می شود. هاوئرد آنرا شهر اجتماعی چند مرکزی می خواند. به خاطر اینکه دیاگرام سه آهنربا در چاپ دوم و انتشارات بعدی ناقص شده بود، بیشتر خوانندگان موفق نشدند بفهمند که منحصراً باغشهر فقط درک ظاهری روستا-شهر نیست.

این بیشتر از یک تصویر ظاهری بود. کلمات انتهایی زیر سه آهنربا، آزادی و کار دسته جمعی بود که فقط به معنای تحت اللفظیشان نیستند. آنها جوهره اصلی طرح هستند. لوییس مامفورد (Lewis Mumford) در مقدمه کتابش در سال 1946 می گوید: هاوئرد به فرم و اشکال فیزیکی خیلی کمتر علاقه مند بود و توجه میکرد تا فرآیندهای اجتماعی. نکته کلیدی این بود که شهروندان به صورت دائمی مالک زمین می شدند. زمین برای هر باغشهر و کمربند سبز پیرامونش در مساحت 6000 آکر (2700 هکتار) در رکود کشاورزی و در بازار آزاد به ارزش 40 پوند برای هر آکر (100 پوند برای هر هکتار) یا 240000 پوند برای کل زمین خریداری میشد. پول اوراق قرضه با سود 4 درصد را افزایش داد. زمین به طور قانونی در 4 مرحله واگذار شد. طولی نکشید هاوئرد استدلال کرد که رشد باغشهر، ارزش زمین و در نتیجه اجاره بها را افزایش می دهد. هسته ابتکاری طرح هاوئرد اینجا بود: اجاره مرتباً و به صورت منظم افزایش می یافت، اجازه میداد متولیان وام های اجاره ای پرداخت کنند و در این صورت به طور پیوسته سرمایه ای تولید شود که رفاه و آسایش محل را فراهم میکرد. همه اینها تا آن زمان در دیاگرام رنگی دیگر در چاپ اول مجسم شده بود و به تصویر کشیده شده بود که بعداً از قلم افتاده بود و نتیجه بدی را برای درک متن هاوئرد در پی داشت که آنرا نقطه پنهان اجاره صاحبخانه نامیدند. با مثال توضیح می دهد که چطور ارزش زمین شهری در باغشهر افزایش می یابد و نتیجه این جریان به اجتماع برمیگردد. این امکان فراهم می شود که حقوقی آزاد برای فقیران سالمند پیدا شود که الان این پول و حقوق در کارخانه ها نگه داشته شده اند. این مسئله باعث دور شدن یأس و ناامیدی و زنده شدن امیدی که در دلهایشان کم شده بود میشد. باعث ساکت شدن اعتراضات و خشونت ها و عصبانیت ها و زیاد شدن یادداشت های دوستانه و از روی حسن نیت می شد.

هاوئرد می توانست استدلال کند که سیستم اقتصادی – اجتماعی سوم نسبت به هردو سیستم سرمایه داری سلطنتی و سوسیالیسم مرکزی اداری بهتر بود. راه حلش مدیریت محلی و دولت خودمختار بود. خدمات توسط شهرداری یا پیمانکاران خصوصی فراهم می شوند که ثابت شده است کارایی بیشتری دارد. بقیه اش نیز توسط خود مردم تهیه می شود که هاوئرد آنها را تجربیات فوق شهرداری (pro-municipal experiments) می نامد. مردم خانه های شخصیشان را با سرمایه ای که از طریق انجمن های خانه سازی، انجمن های تعاونی، شرکت های تعاونی یا اتحادیه های بازرگانی فراهم می شود، می سازند. و این فعالیت موتور اقتصاد را روشن می کرد. 40 سال قبل از John Maynard Keynes یا Franklin Delano Roosevelt، هاوئرد به این راه حل رسیده بود که جامعه خودش را می تواند از بحران اقتصادی خارج کند و مسیرش را خارج از آن طی کند.

پس هاوئرد رویاپرداز رویاهای بزرگ بود، شاید هم خیلی بیشتر از یک رویا پرداز. در اصل او یک عمل کننده بود. خوانندگان جدید که به کتاب جدیدش رجوع می کنند، از وجود صفحات زیاد محاسبات مالی و سرمایه گذاری متعجب می شوند. هاوئرد طرح آرمانی اش را نه فقط برای ساده زیستی و طبقات فرودست در نظر گرفته بود، بلکه تاجران تیزبین و سرسخت سلطنتی که می خواستند مطمئن شوند پولشان باز میگردد را نیز در نظر گرفته بود. این محاسبات واقع بینانه به نظر می رسید. در تورم کم آن زمان انگلیس، ممکن بود شرکت ها مقدار کمی (2درصد) در سال پرداخت کنند. Philanthropy plus five percent (5 درصد امتیاز بشر دوستی) مفهومی شناخته شده بود.

 

ادامه دارد...

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

یکی از خصوصیات درخشان طرح این بود که توسط یکسری اقدمات ابتکاری محل که این اقدمات یکدیگر را تقویت میکنند، سریعاً قابل دستیابی بود. Dennis Hardy می نویسد: باغشهر یک شبه یوتوپیا است. یک شهر کامل که در جهانی ناقص قابل دستیابی است. 8 ماه بعد از انتشار کتاب، در یک بازدید از عمارت Memorial در خیابان Farringdon در لندن در 21 ژوئن 1899، هاوئرد انجمن باغشهر را برای بحث درباره نظراتش برپا کرد، و نهایتاً طرحی کاربردی را با تغییراتی که به نظر مناسب می رسید، روی خطوط پروژه تنظیم کرد. او مراقب ایجاد دو دستگی سیاسی بود و اینکه در انجمن، کارخانه داران بازرگانان و سرمایه داران همچون همکاران و هنرمندان و وزرا وجود داشته باشند. در سال 1902، زمانی که چاپ دوم کتاب آماده شد و یکسری دیاگرام های کلیدی از آن کاسته شد، اعضا به بیش از 1300 نفر افزایش یافت. از جمله شامل 2 اشرافی، 3 اسقف، 23 عضو مجلس، تعدادی دانشگاهی و فرهنگی و 6 صنعتگر. Ralph Neville وکیل مشهوری که پس از آن به عنوان قاضی شد، در سال 1901 به کرسی انجمن نشست و یک حس اجرایی قوی را تزریق کرد. یک روزنامه نویس اسکاتلندی توانا و جوان، توماس آدامز (Thomas Adams)، به عنوان دبیر برگزیده شد. اما قبل از آن در سال 1900، انجمن باغشهر (GCA) نوپا تصمیم به ایجاد اولین باغشهر گرفت که با سرمایه محدود 50000 پوند و 5 درصد سهام بود. 2سال بعد از آن، شرکت مهندسی باغشهر با سرمایه 20000 پوند برای بررسی مکان ها و سایت های دارای پتانسیل ثبت شد. مدیر شرکت مهندسی معیارهای پایینی را نزدیک پیشنهادات هاوئرد در نظر گرفت. سایتی بین 4000 تا 6000 آکر مساحت، با ارتباطات ریلی خوب، آبرسانی رضایتبخش و فاضلاب خوب. سایت مطلوب، Childley Castle در شرق Stafford، به خاطر دوری از لندن رد شد. لچ ورث (Letchworth) در 34 مایلی لندن، در ناحیه ای که رکود کشاورزی طاقت فرسایی داشت و زمین ارزان بود، معیارهای لازم را داشت – بعد از مذاکره حساس مخفیانه با 15 مالک شخصی – 3818 آکر با قیمت 15587 پوند خریداری شد. اولین شرکت باغشهر در اول سپتامبر 1903 با سرمایه 300000 پوند ثبت شد که فوراً 80000 پوند و 5 درصد سود اضافه شد. بعد از یک رقابت محدود، ریموند آنوین (Raymond Unwin) و باری پارکر (Barry Parker) به عنوان طراحان معمار در سال 1904 انتخاب شدند.

برای یک زمان طولانی امکان ساخت خانه، مغازه، کارخانه یا ساختمان عمومی نبود، هیچ سودی تا سال 1913 پرداخت نشده بود و بعد از آن تنها 1 درصد بود. طولی نکشید مدیران، هاوئرد را از فعالیت های مدیریتی محروم کردند و مانع فعالیت های مدیریتی وی شدند. مدیران افرادی عصبانی و دلواپس سودهی کوتاه مدت و نگران متلاشی شدن قریب الوقوع بودند. آدامز را در آگوست 1905 به عنوان مدیر پارک Trafford جایگزین کردند.

قبلاً هیچ نکته و تذکری در یادداشت و مقالات انجمن، وظیفه قانونی برای انتقال نیروی ترقی خواهانه به اجتماع نبود. سپس مدیران روی موضوع کلیدی سود برای اجتماع گیر کردند، و نهایتاً به یک توافق رسیدند. به اجاره نشینان یک انتخاب از بین این دو پیشنهاد شد: اجاره نامه هاوئرد با بازنگری 10 ساله یا اجاره ثابت 99 ساله. قابل پیش بینی بود که دومی را انتخاب کنند. به طور موثر، هاوئرد و ایده هایش به راحتی از چارچوب خارج شدند. آدامز شاید به خاطر مخالفت با سیاست جدید استعفا داد. همانطور که Robert Fishman تعبیر کرده است، در عوض چاره مسالمت آمیز برای مشکل سرمایه داری، باغشهر به عنوان وسیله ای برای نگه داشتن آن شد.

آنوین انرژیش را بر روی حومه سبز Hampstead متمرکز ساخت. ولی این تلاش کافی نبود. خانه ها حداقل با هزینه 150 پوند می توانستند ساخته شوند و 22 تا 82 پوند (یا واحد پول دیگه) برای هر هفته اجاره داده شوند. اما حتی این هم برای کارگران غیرمتخصص که مجبور بودند خانه های فقیرانه ای را خارج باغشهر انتخاب کنند، خیلی زیاد بود. شرایط بیشتر برای کسانی که به تعطیلات آخر هفته می روند مناسب بود تا برای فقیران. خیلی از اولین خانه های ساخته شده توسط پیمانکاران متفکر، طراحی های برونگرایی داشتند.

ماهیت کمرنگی از دیدگاه هاوئرد باقی ماند. بعد از یک دهه شهر شروع به پرداخت سودها کرد. رشد ادامه پیدا کرد. پیش برندگان طرح امیدوار بودند در سال 1938 به جمعیت 15000 نفر – کمتر از نصف هدف طرح – برسد. بعد از جنگ جهانی دوم طرح های غیرمتمرکزسازی دولت به این مسئله کمک کرد. در نهایت طرح در مقیاس کمی کمتر از طرح اصلی کامل شد. از سال 1962 که مجلس، مدیریت آنرا اختیار تعاونی های ویژه ای قرار داد، هدف زمین خواران شد. در حقیقت معماری آنوین – پارکر، طرح اصلی هاوئرد را آنقدر خوب آراسته کرد که مردم به سختی می توانستند آنها را از هم تشخیص دهند. (کنایه آمیز)

برای درک تفکرات آنوین و پارکر لازم است تا حدودی با بیوگرافی آنها و کارهایشان آشنا شویم. آنوین در سال 1863 و پارکر در سال 1867 در دوازده مایلی شفیلد در شرق انگلیس متولد شدند. دوستان صمیمی بودند و آنوین با خواهر پارکر ازدواج کرد. هیچ یک معماری را به صورت رسمی دنبال نکردند. آنوین مهندس شد و پارکر طراح دکوراسیون داخلی. در جنبش شدید ایده های مختلف بزرگ شدند. بخش اعظمی از ایده هایشان را از ویلیام موریس (William Morris) گرفتند، که در کارهای بعدیشان هم تأثیرگذار بود. آنوین دوره ای را در جوانی به عنوان کشیش بود و به دلیل عدم علاقه و ناخشنودی از آن دست کشید. او و پارکر دیدگاهشان را به اشتراک گذاشتند: خلاقیت از درک تخیلی گذشته می آید، قرون وسطی استاندارد تاریخی را فراهم می کند، خانه های قدیمی خارج از زمینی که در آن قرار دارند رشد می کنند، روستا تجسم کالبدی کوچکی است که اصالتاً با اجتماع ارتباط دارد، معمار و طراح به عنوانمحافظ و نگهبان جامعه و زندگی زیبا، ارزش های سنتی اجتماع را برای نسل های آینده نگه می دارند و افزایش می دهند.

آنوین به زودی به پیروی از ویلیام موریس سوسیالیست شد. طبق سخنرانی Kropotkin در اتحادیه هنر و کار ذهنی، الحاق به گروه Sheffield توسط Edward Carpenter موسس جامعه Fabian (احتیاط کار، آهسته رو) شروع شد. قبل از سال 1900، او روی طراحی خانه های روستایی برای روستاهای معدنی در نواحی شهریش کار میکرد.کتابش به نام خانه های روستایی و احساس عمومی در سال 1902 از این مسئله ریشه گرفته بود که یک پیشنهاد محرک برای خانه های بهتر طبقه کارگر بود. خانه های روستایی به درستی جهت یابی می شدند و نور آفتاب را در اتاق های مهم می گرفتند و با فضاهای چهارگوش باز داخل یکدیگر طراحی شدند.

آن سال آنوین و پارکر روی اولین مأموریت مهمشان کار میکردند: روستای باغ مانند New Earswick برای شکلات سازی Rowntree در نزدیکی کارخانه شان در حاشیه York . این کار نطفه و جنینی برای کار بزرگتر در لچ ورث و سپس در همپستید (Hampstead) بود. روستا سرتاسر با کمربند سبز باریکی که بخش طبیعی و زمینه های تفریحی را فراهم میکرد، از کارخانه و شهر جدا می شود. خانه ها به صورت گروهی و مرتب در اطراف فضای سبز عمومی، یا در طول راه های پیاده قرار می گیرند. (از طرح رادبرن بیشتر از ربع قرن پیشی گرفتند) فضای سبز دهکده و بنای عمومی از خصوصیات مرکزی برجسته هستند. همه جا ویژگی های طبیعی – درختان و نهرهای کوچک – که بزرگترین مقیاس را داشتند، در طراحی کامل شدند. بازدیدکننده هرجا که به حالت روانشناسانه ای می رسد، فوراً حس آرامش فوق العاده ای را دریافت می کند. حالتی غیررسمی و غیرعادی داشت، ولی نظم طبیعی اشیا و هرچیزی فراگیرنده بود. حفظ زیبایی و بازگشت دلسوزانه به مفاهیم و اهداف اصلی آنوین و پارکر، New Earswick را به گوهری کوچک که چشمها را خیره میکند در 100 سال اخیر تبدیل کرد. فقط در یک رابطه شکست خورد: استانداردهای طراحی بالا بودند که پرداخت های کم از عهده اش بر نمی آمدند.

در لچ ورث آنها مسائل و مشکلات بزرگتر و پیچیده تری داشتند. صنعت باید خانه ها یکی می شدند. در واقع، خط راه آهن، سایت را به دو بخش تقسیم میکرد و تعیین میکرد که صنایع کجا باشد. یک مرکز شهر کامل باید طراحی میشد. آنوین بعداً در مقاله بزرگ برنامه ریزیش، به طور کامل، طرح های شهری گذشته را آنالیز کرد. هم راهبردهای رسمی و عادی و هم راهبردهای غیررسمی و غیرعادی که مفید و سودمند بوده و شایستگی داشتند، اگرچه شک نداشت که ذوقش به طرف غیررسمی ها و غیرعادی های متمایل است. لچ ورث بیشتر عناصر رسمی را در شکل و فرم خیابان های شعاعی داشت. گره ها و به ویژه میدان بزرگ مرکزی شهر توسط ساختمان های عمومی مهم تسلط داشتند. کار نادرستی انجام نداد. بهترین طرح بندی بی قاعده خانه ها، به همان خوبی New Earswick، بعضی از آنها – فضاهای سبز اطراف طرح – شاید بهتر بودند. اما مرکز شهر یک آشفتگی وحشتناک است با خیابان هایی که به نظر می رسید به هیچ جای خاصی منتهی نمی شوند.

قابل توجه است که آنوین اعتراف کرد که زمانی آنجا را طراحی کرد که هنوز کتاب کامیلوزیته (CamilloSitte) به نام ساخت شهر بر اساس مبانی هنری را نخوانده بود. این کتاب به کیفیت بی قاعده شهرهای قرون وسطی تأکید داشت و بخشی را شامل میشد که آنوین آنرا فراموش کرده بود: برنامه ریزی شهر در عمل. کتاب در سال 1909 – و فقط نیم دهه بعد از لچ ورث – منتشر شد و به ویژه برای طرح خطوط اصلی شهرها و روستاهای قدیمی در انگلیس، فرانسه و آلمان حائز اهمیت بود. این کتاب درک آنوین را در زمینه ارتباطات ساختمان ها و فضاها بیشتر کرد.

آنوین و پارکر می خواستند اهداف اجتماعی را دنبال کنند. در برنامه ریزی شهر و سایت مورد نظر مهم است که از جداسازی کامل طبقات مختلف مردم که از ویژگی های شهرهای مدرن انگلیس بود، جلوگیری شود. در لچ ورث و Hampstead نواحی برای خانه های روستایی که خارج از اصول و سطح خانه های رایج طبقه متوسط بودند، در نظر گرفته شد. محصوریت کافی بود اما خیلی زیاد نبود.

در محدوده اجاره نشین های Ealing در سال 1901اولین تعاونی مسکن لندن ایجاد شد و در سال 1902، و حتی قبل از لچ ورث،32 آکر املاک Brentham در خیابان Mount خریداری شده بود. آنوین و پارکر برای طرحی یک مدل دهکده سبز در سال 1906 و یکسال قبل از مأموریت Hampstead به خدمت گرفته شدند. حومه روستای باغ مانند که تقریباً هم اندازه با New Earswick بود و توسط کیفیت بالای طراحیش تمیز داده میشد. احساس بی نظیر توأم با راحتی زندگی خانگی، کلوب اجتماعی مرکزی – نظریه ای که از New Earswick یا بهتر بگوییم در اصل 30 سال پیش از اولین حومه باغ مانند در نزدیکی Bedford Park اقتباس شده بود – و کمربند سبزش که توسط چمنزار نزدیک رودخانه Brent شکل گرفته بود.

Earling بیشتر از نظر طراحی جذاب و قابل توجه است. راهی که باغشهرها و حومه های باغ مانند برای ساخت فرض کرده بودند یعنی آزادی و تعاونی هاوئرد را در عمل نمایش میداد. آنوین خانه های تعاونی را در رساله ای در سال 1901 ستایش کرده بود، به دلیل اینکه این روش، گروه های مالک آینده می توانستند خانه های ارزان قیمت در زمین های خریداری شده به ارزش زمین های کشاورزی را خریداری کنند.

Hampstead از همه نظر کار بزرگتری بود. مولد آن Dame Henrietta Barnett همسر سرپرست عمارت Toynbee بود. آنها خانه ای ییلاقی برای تعطیلات آخر هفته در Hampstead داشتند. و در سال 1896 پایگاه تونل مانند در جنب خانه ساخته شد. (به زودی بخش فرمانروایی Charles Tyson Yerkes شد) طبق سبک طبقه متوسط انگلیس، با خرید گران زمین مبارزه کرد برای توسعه بهداشت Hampstead و خنثی کردن جاه طلبی های معاملات زمین و زمین خواری پیش برندگان طرح. در طول از 5سال مبارزه درگیر شد با ارسال 13000 نامه و 80 آکر برای توسعه بهداشت توسط LCC به ارزش 43.241 پوند خریده شد. پایگاه تونل مانند در اواسط ساخت، متوقف شد و تبدیل به یکی از چندین مکان های زیرزمینی شد.

از ابتدا حومه اهداف اجتماعی والایی را داشت. مکانی باشد که: جایی که فقیر بایستی به ثروتمند درس دهد و ثروتمند به ما امید دهد که بایستی به فقیر برای کمک به خودشان، کمک کند. اما طولی نکشید ارزش زمین و کرایه شروع به افزایش یافتن کرد – شبیه لچ ورث و یا قبل از آن شبیه به Bedford Park–و شروع به بدست آوردن اعتبار کرد.

 

ادامه دارد...

لینک ارسال

جنبش باغشهر بین جنگ های جهانی

 

در سال های 1918 و 1919 جنبش با بحران های زیادی مواجه شد. در سال 1912 آنوین از بعضی از عقایدش برگشت. در یک سخنرانی در دانشگاه منچستر ساخت شهرک های اقماری در مجاورت شهرها را ستایش کرده بود. اقمارها، حومه های باغ مانندی بودند که برای اشتغال و کار و اقتصاد به شهر وابسته اند. در سال 1918 مقاله ای درباره برنامه مساکن اجاره ای عمومی نوشت. نتیجه اش این بود که میلیون ها مسکن اجاره ای توسط مسئولین محلی در بین جنگ های جهانی ساخته شد. هیچ یک به استثنای چند شهر از جمله لچ ورث و ولوین به شکل درست باغشهر ساخته نشدند. این مسئله که در یک زمان زمین هم برای توسعه وسیع برنامه خانه های عمومی و هم برای باغشهر مسطح میشد، ضربه سختی به انجمن وارد کرد. هاوئرد خودش معتقد نبود که اینکار در سطح کل استان انجام شود و خیلی هم رغبت آرمانی نشان نداد. به طوریکه به وکیل وفادارش Frederic Osborn در سال 1919 گفت: دوست عزیزم اگر صبر کنی دولت اینکار را انجام دهد، قبل از اینکه شروع کنی، به پیری Mathuselah (متوشالح، کاهن یهودی که به روایتی 969 سال عمر کرد) خواهی رسید.

هاوئرد فهمید که ولوین با روش هایی بر خلاف عرف شخصیش و نظراتش ساخته شده است، شهرهای اقماری شهرستان زیاد شد، و ساخت شهرک های جدید در مقیاس بزرگ در انگلیس، باعث تنزل 30 ساله شد. شاید هم این اتفاق اجتناب ناپذیر بوده است: مخالفت های سیاسی برای حذف عمده ساکنان محله های کثیف شهری در حومه، باعث پیوستن شهر به حومه ها و توسعه مرزهای بزرگ و درنتیجه کلانشهر شدن شده است.

تاحدودی یکی از مشکلات نبود ابتکار بود. بعضی از اقمارها، چندین برابر هدف 30000 نفره طرح هاوئرد و برابر با شهرهای متوسط انگلیس بودند. در فاصله ای از شهر اصلی قرار داشتند اما برای خودمختار شدن با مشکل کمبود صنعت مواجه بودند – ولی بعد از سال 1928، Becontree ثروت کارخانه Ford Dagenham را داشت – و حتی کمبود ارتباطات حمل و نقل عمومی مناسب را داشتند. و همچنین اغلب آنها با نقص و عیب طراحی شدند. خانه سازی به اندازه کافی شایسته بود که این مسئله با الگوی کتاب های آنوین مطابقت داشت.

اقمارهای استانی، استثناهای ناتمام و نیمه کاره بودند. و Wythenshawe طراحی شده توسط باری پارکر برای منچستر در سال 1930 واقعاً یک نمونه نسبتاً برجسته است. تاریخش پیچ و خم دار بود. ابرکرومبی (Abercrombie) که به عنوان مشاور تعیین شده بود، توصیه کرد که شهر 4500 آکر ملک را بخرد. نیمی از این مقدار تا سال 1926 خریداری شد. در یک تحقیق و پرس و جویی عمومی آنوین به عنوان ناظر انتخاب شد و شریک قدیمیش پارکر را به عنوان مشاور معرفی کرد. در سال 1927 شهر به پارکر مأموریت داد که طرحی را ارائه دهد. در یک زمین بزرگ به اندازه 5500 آکر، او کروکی برای طراحی شهر جدید واقعی ارائه کرد. نزاع بزرگی با منچستر برای به هم پیوستن نواحی درگرفت و سرانجام در مجلس 1931 پیروز شد و با منچستر یکی نشد. در گرفتن سفارش برای خرید باقیمانده زمین ناموفق بود. در سال 1938 بیش از 7000 مسکن تعاونی و حدود 700 مسکن خصوصی داشت. این مقدار با اینکه هنوز یک سوم هدف طرح بود، بزرگتر از لچ ورث و ولوین بود. پارکر خودش در سال 1945 درباره آن می گوید: کامل ترین نمونه باغشهر. ولی مطمئناً ناقص بود. جمعیت هدف 3 برابر میزان توصیه شده توسط هاوئرد بود. اگرچه زمین با قیمتی نزدیک به قیمت زمین های کشاورزی خریداری شده بود، و با کمربند سبزی از شهر جدا میشد – شبیه لچ ورث، خط راه آهن سایت را به دو بخش تقسیم میکرد –نمی توانست کارها برای همه ساکنین فراهم کند. یک خدمات اتوبوسرانی سریع السیر برای شهر لازم بود.

لینک ارسال
  • 1 month later...

از اونجایی که حس تایپ کردن بیشتر از این نبود، فقط همون پاورپوینتی که ارائه دادیم رو میذارم.

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

 

البته اینم ارائه انگلیسیه که خیلی خلاصه تر و ساده تره. کلهم باید تو 5دقیقه جمع میشد انگلیسی. حساب کنید ببینید چی درمیاد دیگه :ws3:

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

لینک ارسال
  • 3 months later...

فایل های زیر هم درباره هاوارد و نظریاتش هستش که به صورت فایل پاورپوینت و ورد گذاشتم و ارائه ای هست که دانشجوهای دانشگاه تهران برای درسی سیر اندیشه های شهرسازی دکتر حبیبی آماده کردن

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

لینک ارسال
  • 3 years later...
  • 1 year later...
  • 1 month later...

باغ شهر ابنزر هاوارد | شهرهای باغ مانند (۱۹۲۸-۱۸۵۰)

ابنزر هاوارد که در آغاز عصر شهرسازی از او سخن به میان می آید، در مفاهیمی که برای شهر خود مطرح می کند (جامعه گرایی، کل نگری و نیز توجه به فضاها و خدمات جمعی و…) به تفکرات فرهنگ گرایان نزدیک است و همین دلیل توسط برخی در این نحله فکری نام برده می شود. از طرفی توجه به فضاهای عمومی و تفکرات سوسیالیستی او را به نظریات ترقی گرایان نزدیک می کند . به هر حال نظریه‌ باغ شهر ابنزر هاوارد که در اوایل قرن بیستم ارائه شد تحول مهمی در شهرسازی قرن بیستمی محسوب می شود به گونه ای که لوییز مامفرد متفکر و شهرساز بزرگ قرن بیستم چنین عنوان می کند:

 

 

«در آغاز قرن بیستم دو ابداع مهم به وقوع پیوست: هواپیما و باغ شهر؛ این هر دو طلایه داران عصر جدید بودند. اولی بشر را قادر به پرواز بر فراز زمین ساخت و دومی مکان زیست نیکوتری را روی زمین به او وعده داد.»

 

 

یکی دیگر از طرفداران وی لویدرادوین است که درباره‌ی نظریه باغ شهر چنین می نویسد: « صرفنظر از آنچه در آینده پیش آید باید اذعان کرد که تا زمان حاضر ، معدودی از نظریه ها بوده اند که در زمینه‌ یک بحث دقیق تر و منطقی تر درباره متروپلیس ، چنین قاطعانه با عقاید جاری برخورد کرده باشد.»

 

 

تاکنون افراد بسیاری نیز با نظریه‌ باغ شهر هاوارد به مخالفت برخاسته اند. مثلاً لوکوربوزیه معتقد است که گسترش رشد شهرها بر مبنای الگوی انگلیسی « باغ شهر » موجب اتلاف وقت ساکنین و همچنین هدر رفتن زمین ها می شود و عقیده دارد که در اینگونه شهرها ، نوعی روحیه ضد اجتماعی برای ساکنانش ایجاد می کند.

 

 

زیگفرید گیدئون راجع به انحطاط نظریه باغ شهر چنین می نویسد :« این نظریه هیچ راه‌حلی برای مشکل اصلی زمانه ارائه نمی دهد . یک راه حل موضعی چاره کار شهرسازی نیست بلکه تنها برنامه ریزی کامل در مقیاسی که تمام ساختارهای زندگی جدید را در تمام ابعادش در برگیرد، قادر خواهد بود که امور مهمی که هاوارد در ذهن داشت، به انجام برساند.»

 

باغ شهر هاوارد

هاوارد با خواندن کتابی از بلامی درباره‌ جنبش تعاونی در آمریکا که تأثیر زیادی بر زندگی و آینده اش گذارد و سرچشمه الهام اندیشه‌ باغ شهر شد. به این فکر افتاد که آن اصول را با مقیاس کوچکتری در یک شهر نمونه به اجرا در آورد.

 

 

اندیشه های ابنزر هاوارد به نوعی ادامه‌ آرمان شهرهای نیمه‌ نسخت سده‌ نوزدهم و به ویژه، عقاید رابرت اوئن که اجتماعاتی کامل و بودن نقص به شمار می رفت.

 

 

هاوارد اندیشه هایش را در کتابی کوچک به نام “فردا یک مسیر صلح آمیز برای یک رفرم اجتماعی” منتشر کرد (۱۸۹۸). او در این کتاب ، شهر آینده را توصیف کرد و حتی طرح هایی را ارائه داد. اما تأکید نمود که این طرح ها منحصراً نمودار هستند و برای تحقق پذیری آن باید جای آنها را از پیش انتخاب کرد و بر پایه‌ شرایط آن مکان، طراحی نمود. این کتاب در چاپ دوباره اش در ۱۹۰۲ ، باغ شهرهای فردا تغییر نام یافت.

 

bbj5v77ldor599u6d4kc.jpg

 

اندیشه خانه های تک خانواری در فضای سبز را می توان صورتی از همان انگاره‌ پیشینِ آرمان شهر مدینه‌ فاضله دانست. به طور کلی در این جنبش، هدف این بود که زندگی خانوادگی را تا جای ممکن از آشفتگی و بی نظمی شهرهای بزرگ جدا ساخت و زندگی شهری را با حالت روستایی در آمیخت.

 

 

این کتاب با نموداری کلید که «سه مغناطیس» نامیده می شود، آغاز می شد. این سه مغناطیس عبارت بود از: شهر، روستا و روستا شهر.

 

 

آرزویی که هاوارد در سر داشت عبارت بود از پدید آوردن گرایشی در مردم ، برای هجوم به مغناطیسِ سوم، یعنی امکاناتی که روستا-شهر ارائه می دهد.

 

 

او می دانست که شهرهای بزرگ تا چه اندازه برای مردم پهنه های روستایی جاذبه دارند و می خواست نمونه‌ «باغ شهر» را که در آن همه‌ امتیازات زندگی فعال شهری ، توأم باهمه‌ زیبایی و سرخوشی روستایی، ترکیبی کامل را پدید آورده بود، به عنوان جانشینی برای شهرهای موجود به مردم عرضه کند.

 

 

هاوارد بر این باور بود که پهنه های مسکونی نباید در فاصله های زیادی از مراکز کار و فعالیت جای بگیرند تا در نتیجه، رفت‌ و آمدهای ساکنان کوتاه تر شود، و از اینجا بود که نظریه‌ ساختن «واحدهای شهری کامل» (دارای کارخانه ها و خدمات)، در برابر ساختن شهرک های خوابگاهی حومه ای که در آن روزگار در پیرامون شهرهای بزرگ انگلستان رایج شده بود، مطرح می گردد.

 

 

طرح‌ هاوارد خالی از جنبه های آرمانی نبود. او خود تأکید داشت که: «انسان نباید در طرح های خود بیش از حد واقع گرا باشد، زیرا همواره مشکلاتی وجود دارد که در نتیجه‌ آنها، فقط بخش کوچکی از آرزوهای شخصی، امکان تحقق پیدا می کند. پس باید طرح را بزرگ و با شکوه تصور کرد، زیرا موفقیت کامل آن را نمی توان پیش بینی کرد. پیش بینی میزان موفقیت یک طرح، به سه عامل بستگی دارد: اشتیاق، انرژی و پشتکار یک طراح ایده‌آلیست که دست به اقدام و عمل می زند.

 

 

به باور هاوارد، تملک خصوصی زمینهای قابل ساخت، به ترقی هر چه بیشتر بهای آن می انجامد. در نتیجه ساختمان ها تنگ تر و فشرده تر ساخته شده و ترافیک سنگین می شود. گذشته از این ، تمرکز منابع در یک شهر، باعث گسترش نا محدود آنها شده تراکم بناها نیز حیطه‌ خود را وسعت می دهد و در نتیجه، فضای سبز شهری رفته رفته از میان می رود. اگر ادامه‌ این کار سد شود، ابعاد مناسب شهر را می توان به گونه ای تعیین کرد که دسترسی به فضای سبز با فاصله ای کوتاه، امکان پذیر شود.

 

 

به این ترتیب هاوارد محاسن شهر و روستا را در آمیخته و نظریه‌ باغ شهر را ارائه نمود. به باور هاوارد باغ شهر می باید تصوری از یک شهر مستقل دانست و نه یک شهر حومه، یا محله ای اعیان نشین. شهر او بیان تازه ای از نوع جدید اسکان بود.

 

 

جمعیت باغ شهرها که محاط درون کمربند گسترده ای از زمین های کشاورزی و فضاهای سبز بود، نزدیک به ۳۰۰۰۰ نفر در نظر گرفته شده بود گسترش این شهرها با ساخت شهرهای همانند ، در فواصل معین تأمین می شد که نهایـتاً مجموعه ای متشکل از چندین شهرک که با وسایل نقلیه‌ تندرو به یکدیگر می پیوست، در پیرامون یک شهر بزرگتر شکل می گرفت.

 

2xnen7jra828jkanqai.gif

 

هاوارد بر این باور بود که حذف مالکیت خصوصی زمین در این شهرها امکان ساخت و توسعه‌ مکان های همگانی را در مقیاس گسترده ای به دست خواهد داد ، همچنین کار در کارخانه ها و کارگاه های پیرامون باغ شهر ، مشکلات سفرهای روزانه به محل کار در شهرهای بزرگ را از زندگی ساکنان باغ شهر خواهد زدود.

 

 

باغ شهر ، شهری طراحی شده است که برای یک زندگی سالم و استقرار صنعت در اندازه هایی که برای زندگی اجتماعی بسنده باشد و نه بزرگتر و بیشتر. این شهر با کمربندی زراعی احاطه شده و همه‌ زمین ها به دست یک اتحادیه‌ همگانی (تعاونی) تملک می شود. این تعریفی است که توسط انجمن باغ شهر– که هاوارد آن را آغاز نمود – درباره باغ شهر ارائه شد. این شهرها آمیزه ای از شهر و روستا بودند که در خود همه چیز داشتند و مسائل اجتماعی به شیوه های موروثی به آن پیوست شده بود.

 

 

هاوارد پافشاری داشت که پیشنهادش جنبه عملی داشته باشد نه نظری، از دید او باغ شهر باید به دست یک شرکت سهامی اداره شود که تنها مالک زمین های مورد نظر است و هر کس مختار است امور مربوط به خود را اداره کند و تنها از مقررات کلی مربوط به شهر ، پیروی نماید. وی می گفت شهرها باید بر پایه‌ تعادلی هماهنگی میان صنعت و کشاورزی پایه گذاری شوند. به همین دلیل پیشنهاد کرد که ۶/۵ زمین‌ها در باغ شهر، به کشاورزی اختصاص یابد و به همین منظور در پیرامون هسته‌ی مرکزی شهر، کمربندی تأسیسات کشاورزی جداگانه را جای داد.

 

 

هاوئرد در سال ۱۹۰۲ بنیادی به همین منظور پی ریخت و ساخت نخستین باغ شهر را سال بعد آغاز نمود. نخستین باغ شهر، لچورث، در ۵۰ کیلومتری لندن بود.در نمودارهایی که هاوارد برای باغ شهر ترسیم نمود ، یک رشته دایره های هم مرکز قرار دارد که مرکزی ترین بخش آن، باغی وسیع است که در پیرامون آن ادارات و سازمان های اجتماعی جای دارد ، پس از آن یک حلقه‌ سبز به نام پارک مرکزی وجود دارد و بعد خانه های مسکونی و دایره ای برای پیش بینی گسترش آینده در نظر گرفته شده است و در انتها، پهنه های کشاورزی ، تأسیسات شهری و آسایشگاه سالمندان و مدارس حرفه ای در پیرامون شهر جای گرفته اند.

 

 

«باغ شهر در دایره ای به گستره ی ۲۴۰ هکتار تصور شده که شش خیابان اصلی (شعاعی) آن را به شش بخش تقسیم می کند. در میانه‌ دایره، فضای گرد یک پارک عمومی به مساحت ۴۰۰ هکتار جای دارد که با ساختمان های عمومی مانند تالار شهر، سالن سخنرانی و کنسرت، تئاتر ، کتابخانه، موزه ، نمایشگاه عکس و بیمارستان احاطه شده است. گرداگرد این پارک و مجموعه‌ی مرکزی را یک راهروی سقف دار شیشه ای پوشانده که مغازه ها و بازارگاه، در مسیر آن قرار گرفته اند و در مجموع، همچون گردشگاهی سر پوشیده هستند. زمینی به پهنای تقریبی ۵۰۰ متر به صورت یک کمربند به دور مجموعه پیش گفته، کشیده شده و ویژه محله های مسکونی است که ۳۰۰۰۰۰ نفر رادر خود جای می دهد. از میان شهر، یک خیابان بزرگ حلقوی پهن- که مانند یک پارک است- گذر کرده و بخش مسکونی را به دو بخش حلقوی در دو سوی این شاه خیابان تقسیم می کند. درون پهنه های مسکونی، مدارس و کلیساهایی متعلق به مذاهب مختلف جای دارند. سر انجام، حلقه ای کم پهنا از زمین هایی که به دور بخش مسکونی قرار دارند، برای تأسیسات صنعتی در نظر گرفته‌ شده و در آخرین مرحله، کل شهر را کشتزارها و باغ های میوه، در میان خواهد گرفت که نزدیک به ۲ هزار تن، در این بخش فعال خواهند بود»

 

 

ابنزر هاوارد به کار معماری توجهی نداشت و شیوه معماری ساختمان های شهر را تعیین نمی کرد. اما رمانتیسیسم شدید وی و دلبستگی به چشم اندازهای زیبا، نتایج مهمی به بار آورد، زیرا باعث شد که معماران عادت کنند تا به منظره شهر به عنوان یک مجموعه‌ی ارگانیک بپردازند و توجه خود را به عوامل جزئی، مانند :کف سازی خیابان ها، درخت کاری ، نیمکت ها ، تابلوی مغازه ها و جز آن نیز معطوف کنند که باعث یکپارچگی چشم انداز معماری شهر می گردد، ویژگی های محیطی را بهبود می بخشد و به طور خلاصه ، پایه های نظریه‌ مدرن سیمای شهر را در منظره شهری پی ریزی می کند.

 

 

از زمان‌ ابنزر هاوارد ، پدید آوردن ساخت مناسبی از واحدهای مختلف شهری که خلأ میان آپارتمان و شهر را پر کند و با ایجاد تقسیمات مناسبی، مفصل‌بندی شهرها را از نو به وجود آورند، مورد توجه قرار گرفت. از این دید است که اندیشه های هاوارد از زمان خود پیشی می گیرد و یکی از مسائل اساسی شهرسازی معاصر را از پیش مطرح می کند.

 

 

از سوی دیگر، نقطه‌ ضعف نظرات وی در این است که برای مسئله‌ شهر، اهمیت کمتری قائل شد. اگرچه او طرح شهری نوین را ارائه نمود، اما نکته سنجی وی، آن را به صورت محله ای با ویژگی ها و خدماتی خاص در آورد. مهم ترین جنبه نوآوری هاوارد مربوط به بازبینی چشم اندازهای شهری است، از جمله مقررات مربوط به شهرهای لچورث و ولین، درباره‌ حصار بندی، کشت و زرع، درخت کاری، مرمت و نگهداری فضاهای همگانی ، انواع ساختمان های مجاز و جلوگیری از مزاحمت هایی که در ممکن بود در شهر به وجود آید.

 

 

مهم ترین اصلی که هاوارد مطرح کرد، خود بسندگی باغ شهرهاست که در عمل ایجاد نشد و این شهرها به صورت اقماری به گرد شهرهای اصلی در آمدند.

 

 

تا آغاز جنگ جهانی دوم، تنها دو باغ شهر ساخته شده بود که روی هم رفته بیش از سی و پنج هزار نفر جمعیت نداشتند. بدین‌سان نظریه هاوارد به نظریه ای آرمان گرایانه تبدیل شد.

 

 

اشتباه ابنزر هاوارد ، بیش از همه دست کم گرفتن موضوع فشارهای اقتصادی در چگونگی پراکنش جمعیت شهری است. به رغم اینکه وی در شهر مورد نظر خود، پاره ای تأسیسات صنعتی را پیش بینی نمود ، لیکن آنها را در حجمی کم و به گونه‌ تأسیسات لازم برای شهرک های کوچک در نظر گرفته بود. به این صورت که در کناره خیابان حلقوی به گرد شهر، نواری کم پهن از زمین را که پهنای آن چندان بیشتر از پهنای خیابان نبود، برای تأسیسات صنعتی کوچک مانند کارخانه های تولید مبلمان، کفش، مربّا، مصالح نقاشی و … در نظر گرفته بود.

 

 

برداشت او از «شهر بزرگ» به عنوان مجموعه پیچیده ای از واحد هایی که بر پایه کارکرد ها و شکل ظاهری شان تنظیم‌ شده اند ،‌حاکی از روحیه نوگرای وی است.

 

 

پس بدین سان، ابنزر هاوارد بود که برای نخستین بار در پایان سده نوزدهم، اصل تقسیم هر شهر به سلسله مراتبی از واحدهای وابسته، با ابعاد گوناگون را مطرح کرد ، اصل مهمی که بعدها می باید نقش پراهمیتی در شهرسازی بازی کند. وی در نظر داشت که از خرد کردن فضاهای سبز گسترده و مشترک به صورت باغچه های خصوصی کوچک، دوری کند. نکته آخر اینکه هاوارد به حق بر موضوع واگذاری زمین های شهری و حومه به شهرداری ها پای می فشرد تا در نتیجه ، اطمینان حاصل شود که رشد نرخ اجاره زمین، در راستای منافع همگان خواهد بود.

 

 

در پایان سده نوزدم، سوریا و هاوارد دو نمونه از ساختار شهری را ارائه دادند که بیشتر طرح های بعدی آن دو، صورت های دگرگونی ا ز نظریات آن ها بود و یا ویژگی هائی مشترک با طرح های آن‌ها داشت.

 

 

راهکارهایی که سوریا و هاوارد پیشنهاد کردند ، وجوه اشتراک بسیاری داشتند تا به آن اندازه که وقتی نظریه باغ شهر هاوارد به شهرت رسید، هواداران سوریا را البته نه چندان بی دلیل- برانگیخت تا مصرانه بگویند که در واقع شهر خطی سوریا در خور نام نخستین باغ شهر است. سوریا تندروتر از هاوارد بود ، زیرا وی کمک و شرکت دولت را برای اجرای طرح، قید کرده و به ویژه، بر حق تأمین زمینه های لازم از راه مالکیت زدایی ، تصریح نموده است.

 

 

منبع: کیمیافکر بزرگ

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...