sama-sh 6913 ارسال شده در 1 آبان، 2015 دوست آنست که گیرد دست دوست.......................... در پریشان حالی و درماندگی 7
زفسنجانی 7100 ارسال شده در 1 آبان، 2015 یک نفر ساده چنان ساده که از ساده گی اش می توان یک شبه پی برد به دل دادگی اش 6
m@ry@71 3690 ارسال شده در 1 آبان، 2015 شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو 6
yanāl 2221 ارسال شده در 1 آبان، 2015 وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود 4
yanāl 2221 ارسال شده در 2 آبان، 2015 آن را که جای نیست همه شهر جای اوست درویش هر کجا که شب آید سرای اوست بیخانمان که هیچ ندارد بجز خدای او را گدا مگوی که سلطان گدای اوست 6
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 2 آبان، 2015 تنت باد پیوسته چون دین , درست بداندیش را دل چو تدبیر , سست درونت به تایید حق شاد باد دل و دین و اقلیمت آباد باد 6
زفسنجانی 7100 ارسال شده در 3 آبان، 2015 دیدن زلف رهایت لذتی دارد عجیب این مکارم بیخودی دارد حرامش میکند (استثنائن این شعر طنز بودااا دل نوشته نبود ..برام حرف درنیارید ...والا .. 6
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 3 آبان، 2015 در كوي نيك نامي ما را گذر ندادند گر تو نمي پسندي تغيير كن قضا را 6
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 3 آبان، 2015 در كوي نيك نامي ما را گذر ندادندگر تو نمي پسندي تغيير كن قضا را به به مهناز خانوم ====================== آنچه با اهل زمین کرد نمیدانی چیست نازپروردهای و درد نمیدانی چیست 5
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 3 آبان، 2015 تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت… غیر از تو، من به هیچکس انگار هیچوقت… اینجا دلم برای تو هِی شور میزند... از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت… 5
ENG.SAHAND 31645 ارسال شده در 3 آبان، 2015 تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت…غیر از تو، من به هیچکس انگار هیچوقت… اینجا دلم برای تو هِی شور میزند... از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت… تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین ...... همه غمم بود از همین که خدا نکرده خطا کنی:icon_pf (34): 6
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 4 آبان، 2015 من و تو آن دو خطیم اری,موازیان به ناچاری که سرنوشتمان ز اغاز .به یکدگر نرسیدن بود 6
دختر باران 18625 ارسال شده در 4 آبان، 2015 دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟ 6
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 4 آبان، 2015 دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟ دست هايت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان ! ساق تــــو ساقـــه ی سفيـدی کــــه سر زده از سياهــــی گلدان 5
دختر باران 18625 ارسال شده در 4 آبان، 2015 دست هايت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان ! ساق تــــو ساقـــه ی سفيـدی کــــه سر زده از سياهــــی گلدان ناز ها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش 5
roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 4 آبان، 2015 ناز ها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش شب برای من دو سه ـ رويا می آوری خورشيدی و ستاره بـــــه دنيا می آوری! با يک پياله آب خوش و چند پُک هوا مثل گذشته، حال مرا جا می آوری 5
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 5 آبان، 2015 یک چکاوک بی جهت مسموم شد یک کبوتر ناگهان در خون تپید دشمنی در جان مردم خانه کرد مشکلات بی شماری آفرید 4
ENG.SAHAND 31645 ارسال شده در 5 آبان، 2015 یک چکاوک بی جهت مسموم شدیک کبوتر ناگهان در خون تپید دشمنی در جان مردم خانه کرد مشکلات بی شماری آفرید سلام رفیق!!! دریغ و درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق 4
ارسال های توصیه شده