سمندون 19437 ارسال شده در 19 مهر، 2010 آفرین خودشه این مرحوم(فوت کردند تا جایی که من می دونم) این نقش رو خیلی زیبا بازی کردند و خاطره ای ماندگار شدند من واقعا دوسش داشتم .برنامه مورد علاقم بود .مهربون .ساده.بی ریا.خودش ببود هر چی بود 2
مهندس خوش فکر 11397 ارسال شده در 19 مهر، 2010 مخلص جناب مهندس عزیز هم هستم ..بابا همه ی این وقایع گذراست مهم اینه که به این وسیله دوستی ها محکم تر بشه وشادی ها تقسیم بشن ما بیشتر.................. البته که همینه....:icon_gol: 2
amirgb 8546 ارسال شده در 19 مهر، 2010 سمیرا چرا میگن زود رنجی؟رو چیا حساسی؟ کینه ای هم هستی؟یعنی زود ناراحت میشی زود هم میبخشی یا نه ؟ اینا رو از من بپرس که داداششم سمیرا قلب مهربونی داره و سرشار از احساس هست آدم هایی که احساسات قوی دارند نسبت به مسایل خیلی زودرنج تر هستند برای همین در برخورد با این تیپ آدم ها باید مواظب بود که احساساتشون رو خدشه دار نکنی و از اعتمادی که بهت می کنند سو استفاده نکنی شاید برخوردی که می کنیم از نظر ما قابل اعتنا نباشه اما در باطن و قلب این افراد تاثیر عمیقی بر جای میگذاره این خصوصیت تمام افرادی هست که ما در عامیانه بهشون می گیم :مهربون اما در مورد سوال دوم انسان های احساساتی همان طور که زود رنجیده میشوند رود هم می بخشند و گذشت می کنند کینه و عداوت در فرهنگ رفتاری ایشان جایی ندارد زیرا قلبشان همچون مروارید سفید است 3
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 کینه ای هم هستی؟یعنی زود ناراحت میشی زود هم میبخشی یا نه ؟ نه اين يكي روديگه نيستم حالا مي خواي از بچه ها بپرس:girl_yes2: 3
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 اینا رو از من بپرس که داداششمسمیرا قلب مهربونی داره و سرشار از احساس هست آدم هایی که احساسات قوی دارند نسبت به مسایل خیلی زودرنج تر هستند برای همین در برخورد با این تیپ آدم ها باید مواظب بود که احساساتشون رو خدشه دار نکنی و از اعتمادی که بهت می کنند سو استفاده نکنی شاید برخوردی که می کنیم از نظر ما قابل اعتنا نباشه اما در باطن و قلب این افراد تاثیر عمیقی بر جای میگذاره این خصوصیت تمام افرادی هست که ما در عامیانه بهشون می گیم :مهربون اما در مورد سوال دوم انسان های احساساتی همان طور که زود رنجیده میشوند رود هم می بخشند و گذشت می کنند کینه و عداوت در فرهنگ رفتاری ایشان جایی ندارد زیرا قلبشان همچون مروارید سفید است نه به اون اذيتات نه به اين تعاريفت نمي دونم قسم حضرت عباست رو قبول كنم يا دم خروست رو... .................................... دور از شوخي امير به من لطف داره خيلي ممنونم داداشي:w72: بابا من دارم آب مي شم كجا برم:girl_blush2::girl_blush2::girl_blush2: 2
سمندون 19437 ارسال شده در 19 مهر، 2010 نه به اون اذيتات نه به اين تعاريفتنمي دونم قسم حضرت عباست رو قبول كنم يا دم خروست رو... .................................... دور از شوخي امير به من لطف داره خيلي ممنونم داداشي:w72: بابا من دارم آب مي شم كجا برم:girl_blush2::girl_blush2::girl_blush2: :aghosh:بیا اینجا که خوب جاییه 2
مهندس خوش فکر 11397 ارسال شده در 19 مهر، 2010 یهو بگو منه دیگه سمیرا خانوم لنگه نداره............:w16: نه اين يكي روديگه نيستمحالا مي خواي از بچه ها بپرس:girl_yes2: نبینم کسی خانوم مدیر ما رو اذیت کنه ها........:167::167::167: امیر ، رفیق ،شما هم برو مکانیکی به کارات برسه .....با بچه های صنایع هم کار نداشته باش.:ws28: 2
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 :aghosh:بیا اینجا که خوب جاییه :aghosh::aghosh::girl_blush2: 1
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 سمیرا خانوم لنگه نداره............:w16: نبینم کسی خانوم مدیر ما رو اذیت کنه ها........:167::167::167: امیر ، رفیق ،شما هم برو مکانیکی به کارات برسه .....با بچه های صنایع هم کار نداشته باش.:ws28: :flowerysmile::w72: 2
amirgb 8546 ارسال شده در 19 مهر، 2010 نه به اون اذيتات نه به اين تعاريفتنمي دونم قسم حضرت عباست رو قبول كنم يا دم خروست رو... .................................... دور از شوخي امير به من لطف داره خيلي ممنونم داداشي:w72: بابا من دارم آب مي شم كجا برم:girl_blush2::girl_blush2::girl_blush2: برو آشپزخونه و ظرف ها رو بشور 2
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 برو آشپزخونه و ظرف ها رو بشور :w00: نمي خوام خودت بشور:w58::w00: 3
مهندس خوش فکر 11397 ارسال شده در 19 مهر، 2010 برو آشپزخونه و ظرف ها رو بشور خون جلو چشمامو گرفته.:icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34): ولم کنید .اااااااااااااااااای نفس کش......:167::167::167: تو نمیدونی کم ترین جرم من قتله..........:w00::w00::w00: 2
Doctor_Shovan مهمان ارسال شده در 19 مهر، 2010 حالا تحلیل خودم ازسمیره راستش اصلا نمیدونم چطوری شد بدون اینکه زیاد بشناسمش ادرسش رو از یه نفر که شاید دوست نداشته باشه اسمشو بگم )گرفتم و سر از این سایت در اوردم اول چیزی که از فانوس در یه سایت دیگه یادم هست یه تاپیک بود چند تا عکس داشت ( فکر میکنم این تاپیک رو فانوس زده بود اگه هم او استارت نکرده بود نمیدونم چرا من اسم سمیرا رو روی اون تاپیک میبینم ) دران تاپیک عکس اواتاری بود که من خیلی دنبالش میگشتم یه یادگارزیبا که برام خیلی عزیز هست این : مهمتر از این دیدم که یه جایی یه پست زده بود خیلی بدلم نشست ویادم بود تا اینکه یه روز همینجوری به یادش افتادم اصلا این دختر عموی من نبود تا همین 2-3 هفته پیش ... خلاصه ادرسش رو گرفتم واومدم اینجا دیدم به به فانوس اینجا عجب دفتر و دستکی داره من نمیدونستم وگرنه زود تر میومدم .. مدیر خوبیه تحمل شنیدن حرف دیگران رو داره خیلی به اداب وسنت علاقه داره (دردت و گیانم اموزا گیان ) نه دیدمش نه صداش رو شنیدم نه ایدیش رو دارم اینا همه حدس و گمان هست : به نظر سر میرسه خیلی خوشکل باشه قدش احتمالا 166 وزنش 62 ! موهاش کمی سفت مشکی , رنگ پوست گندمگون , خیلی عجله میکنه, لابد وقتی حرف میزنه انگار سیب زمینی داغ توی دهنش هست. به خورشت خلال خیلی علاقه داره ولی بلد نیست بپزه تاب بازی رو دوست داره ولی میترسه یعنی سرش گیج میره . اخرین بار شاید 5روز پیش گریه کرده:icon_pf (34): شمار کفشش 38 !!!احتمالا در مقابل متلک های احتمالی شاید بگه: برو بد بخت
amirgb 8546 ارسال شده در 19 مهر، 2010 خون جلو چشمامو گرفته.:icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34):ولم کنید .اااااااااااااااااای نفس کش......:167::167::167: تو نمیدونی کم ترین جرم من قتله..........:w00::w00::w00: بشین یچه لاف نیا خوب نیست 2
amirgb 8546 ارسال شده در 19 مهر، 2010 :w00: نمي خوامخودت بشور:w58::w00: پس برو خونه رو جارو کن مامان ترانه خودش میاد می شوره 1
fanous 11130 ارسال شده در 19 مهر، 2010 حالا تحلیل خودم ازسمیرهراستش اصلا نمیدونم چطوری شد بدون اینکه زیاد بشناسمش ادرسش رو از یه نفر که شاید دوست نداشته باشه اسمشو بگم )گرفتم و سر از این سایت در اوردم اول چیزی که از فانوس در یه سایت دیگه یادم هست یه تاپیک بود چند تا عکس داشت ( فکر میکنم این تاپیک رو فانوس زده بود اگه هم او استارت نکرده بود نمیدونم چرا من اسم سمیرا رو روی اون تاپیک میبینم ) دران تاپیک عکس اواتاری بود که من خیلی دنبالش میگشتم یه یادگارزیبا که برام خیلی عزیز هست این : برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام مهمتر از این دیدم که یه جایی یه پست زده بود خیلی بدلم نشست ویادم بود تا اینکه یه روز همینجوری به یادش افتادم اصلا این دختر عموی من نبود تا همین 2-3 هفته پیش ... خلاصه ادرسش رو گرفتم واومدم اینجا دیدم به به فانوس اینجا عجب دفتر و دستکی داره من نمیدونستم وگرنه زود تر میومدم .. مدیر خوبیه تحمل شنیدن حرف دیگران رو داره خیلی به اداب وسنت علاقه داره (دردت و گیانم اموزا گیان ) نه دیدمش نه صداش رو شنیدم نه ایدیش رو دارم اینا همه حدس و گمان هست : به نظر سر میرسه خیلی خوشکل باشه قدش احتمالا 166 وزنش 62 ! موهاش کمی سفت مشکی , رنگ پوست گندمگون , خیلی عجله میکنه, لابد وقتی حرف میزنه انگار سیب زمینی داغ توی دهنش هست. به خورشت خلال خیلی علاقه داره ولی بلد نیست بپزه تاب بازی رو دوست داره ولی میترسه یعنی سرش گیج میره . اخرین بار شاید 5روز پیش گریه کرده:icon_pf (34): شمار کفشش 38 !!!احتمالا در مقابل متلک های احتمالی شیاد بگه: برو بد بخت خب نادر عزيز ممنونم كه آمدي من شما رو از تاپيك معرفي اعضا در فرهيختگان به ياد دارم براي خوشامد گويي اعضاي جديد آمده بودم و بعد از سلام و احوال پرسي ان قسمت كه گفته محل زندگي :شما گفته بودي خانه ي ييلاقي توجه ام رو جلب كرد و بعد وقتي گه گاهي شعري مي سرودي مرا هم بدان دعوت مي كردي... بعد كه از آنجا بار سفر بستيم و بدين جا آمديم شما از بهترين دوستم احوال بنده را گرفته بودي ،ممنونم از لطفت. بعد كه فهميدم كه هم زبان هم هستيم و هر دو كرديم ارادتم نسبت بهت بيش از بيش شد. حالا در پاسخ به حدسياتت: بسيارش درست بود اما غلط هم داشتي پسر عمو...:girl_yes2: (پا و نو چوئليم هيشتيد براگم،خوش هاتي ...) ممنونم از امدنت چه تحليل دلنشيني بود...:flowerysmile: 2
ارسال های توصیه شده