soheiiil 24254 ارسال شده در 11 مهر، 2010 این روزها .... خورشید عاشقانه بر زمین میتابد نگاه از زمین نمیگیرد چشمان تب دار بانوی آسمان زمین گلگون و تب زده به عرق نشسته و گوینده ی خبر اعلام میکند : این روزها ... به سبب افزایش گازهای گلخانه ای دمای کره ی زمین افزایش میابد . پ ن ۱ : به آیین قبیله ی ما خورشید ها عاشق میشوند و هیچ کس حتی که نه بلاخص زمین ها هرگز نخواهند فهمید .بزرگی که نمی دانم که بود اما خوب میدانم چه میگفت معتقد بود دموکراسی واقعی زمانی محقق میشود که عاشق شدن زنها جرم نباشد . پ ن ۲ : بگذار بگذریم از درد ، افیونی که کشیدنی است و بشر از بدو خلقت به آن دچار گشته. بگذر بگذار عقیم بماند تلاش عبثمان برای رهایی از دردی که درمانی ندارد جز مازوخیسم :icon_pf (34): 2
Fakur 9754 ارسال شده در 11 مهر، 2010 این روزها .... خورشید عاشقانه بر زمین میتابد نگاه از زمین نمیگیرد چشمان تب دار بانوی آسمان زمین گلگون و تب زده به عرق نشسته و گوینده ی خبر اعلام میکند : این روزها ... به سبب افزایش گازهای گلخانه ای دمای کره ی زمین افزایش میابد . پ ن ۱ : به آیین قبیله ی ما خورشید ها عاشق میشوند و هیچ کس حتی که نه بلاخص زمین ها هرگز نخواهند فهمید .بزرگی که نمی دانم که بود اما خوب میدانم چه میگفت معتقد بود دموکراسی واقعی زمانی محقق میشود که عاشق شدن زنها جرم نباشد . پ ن ۲ : بگذار بگذریم از درد ، افیونی که کشیدنی است و بشر از بدو خلقت به آن دچار گشته. بگذر بگذار عقیم بماند تلاش عبثمان برای رهایی از دردی که درمانی ندارد جز مازوخیسم :icon_pf (34): بچه ها سهیل عاشق شده. :flowerysmile::flowerysmile::flowerysmile: 2
soheiiil 24254 سازنده ارسال شده در 11 مهر، 2010 بچه ها سهیل عاشق شده. :flowerysmile::flowerysmile::flowerysmile: 1
pianist 31130 ارسال شده در 11 مهر، 2010 بچه ها سهیل عاشق شده. :flowerysmile::flowerysmile::flowerysmile: جدي!! :jawdrop: :w58: :w58: :w58: :jawdrop: 1
Fakur 9754 ارسال شده در 11 مهر، 2010 این روزها .... خورشید عاشقانه بر زمین میتابد نگاه از زمین نمیگیرد چشمان تب دار بانوی آسمان زمین گلگون و تب زده به عرق نشسته و گوینده ی خبر اعلام میکند : این روزها ... به سبب افزایش گازهای گلخانه ای دمای کره ی زمین افزایش میابد . پ ن ۱ : به آیین قبیله ی ما خورشید ها عاشق میشوند و هیچ کس حتی که نه بلاخص زمین ها هرگز نخواهند فهمید .بزرگی که نمی دانم که بود اما خوب میدانم چه میگفت معتقد بود دموکراسی واقعی زمانی محقق میشود که عاشق شدن زنها جرم نباشد . 2
Fakur 9754 ارسال شده در 11 مهر، 2010 گفتی : «بگو از عشق» و من عیناً همان کردم من خویش را عاشق ترین مرد جهان کردم یک روزـ آری ـ مثل ابراهیم در آتش در آزمون عشق خود را امتحان کردم آتش گرفتم، سوختم ـ حتا نگفتم آه ـ یعنی که با آتش دلم را همزبان کردم کاری که با گلبرگهای ارغوان ـ آری ـ کاری که با گلبرگهای ارغوان کردم ... بعد از خداحافظ ... خداحافظ ... خداحافظ با خود نشستم گریه های بی امان کردم بر بازوی سهراب، نقشی کوفتم از مِهر با رستم دستان تو را همداستان کردم اصلاً نمی دانم چرا تو اینچنین کردی اصلاً نمی دانم چرا من آنچنان کردم 1
Fakur 9754 ارسال شده در 11 مهر، 2010 مبارکه حالا طرف کي بيد؟؟مارو دعوت ميکني يا نه؟ :w127: از ما مپرس کز چه دل از دست داده ایم از ان که برده دل از دست ما بپرس ... ترسم که اشک در غم ما پرده در شوید وین راز سر به مهر به عالم سمر شود .... 1
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 11 مهر، 2010 "پ ن ۲ : بگذار بگذریم از درد ، افیونی که کشیدنی است و بشر از بدو خلقت به آن دچار گشته. بگذر بگذار عقیم بماند تلاش عبثمان برای رهایی از دردی که درمانی ندارد جز مازوخیسم" . . .این جمله رو که خوندم یادحرف معروف لنین افتادم دبیر حذب کمونیست شوروی یا بهتر بگم جهان ....که گفت دین افیون ملت هاست ... . . . ."این روزها .... خورشید عاشقانه بر زمین میتابد نگاه از زمین نمیگیرد چشمان تب دار بانوی آسمان زمین گلگون و تب زده به عرق نشسته" . .زیبایی این جملات اونقدر بود که چند بار زیر لب تکرار کردم اما اونجا که اسم گوینده خبر میاد نمی دونم چرا بی اختیار ادمو متوجه دنیای پلید سیاست می کنه ./ . . . . . ایین قبیله ما.................. 1
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری