spow 44203 ارسال شده در 10 مهر، 2010 سلام دوستان عزیز برداشتهای سطحی از رفتارها وگفتارها بدترین عکس العمل ادما میتونه باشه گاهی بدون اینکه به واقعیتها توجهی داشته باشیم سعی درهمگام سازی خیالهامون با واقعیتها داریم بدون اینکه اخروعاقبت کاررو ببینیم به نظر شما رفتارهای شتابزده از چه چیزی ناشی میشن این داستان تکراری رو هم دوباره بخونین! صبح كه داشتم بطرف دفترم مي رفتم منشی ام ژانت بهم گفت:”صبح بخير آقاي رئيس، تولدتون مبارك!“ از حق نميشه گذشت، احساس خوبي بهم دست داد از اينكه يكي تولدم يادش بود.تقريباً تا ظهر به كارهام مشغول بودم. بعدش ژانت در زد و آمد تو و گفت:” ميدونين، امروز هواي بيرون عاليه؛ از طرف ديگه امروز تولدتون هست، اگر موافق باشين با هم براي ناهار بريم بيرون، فقط من و شما!“ گفتم:"خداي من اين يكي از بهترين چيزهائي بوده كه ميتونستم انتظار داشته باشم باشه بريم." براي ناهار رفتيم بیرون از شرکت. البته نه به جاي هميشه گي، بلكه به يک جاي دنج و خيلي اختصاصي رفتیم. اول از همه دوتا مارتيني سفارش دادیم و از غذائي عالي در فضائي عالي تر واقعاً لذت برديم. وقتي داشتيم برمي گشتيم، ژانت رو به من كرده و گفت:”ميدونين، امروز روز خیلی خوبیه، فكر نمي كنين كه اصلاً لازم نباشه برگرديم به اداره؟ مگه نه؟“ در جواب گفتم:” آره، منم فكر ميكنم همچين هم لازم نباشه برگردیم.“ اونم در جواب گفت:”پس اگه موافق باشي بد نيست بريم به آپارتمان من.“ وقتي وارد آپارتمانش شديم گفت:”ميدوني رئيس، اگه اشكالي نداشته باشه من ميرم تو اتاق خوابم... دلم ميخواد تو يه جاي گرم و نرم يه خورده استراحت كنم.“ گفتم:”خواهش مي كنم“ اون رفت تو اتاق خوابش و بعداز حدود پنج شش دقيقه اي برگشت. با يه كيك بزرگ تولد در دستش در حالي كه پشت سرش همسرم، بچه هام و يه عالمه از دوستام هم پشت سرش بودند كه همه با هم داشتند آواز ” تولدت مبارك “ رو مي خوندند.... در حاليكه من اونجا... رو اون كاناپه نشسته بودم... بدون لباس!!! وتمام جمعیت مات و مبهوت در برابر من 10
spow 44203 سازنده ارسال شده در 10 مهر، 2010 عجب...!! والا حالا به نظرت از چی ناشی میشه این رفتارها؟ 3
pianist 31130 ارسال شده در 10 مهر، 2010 والاحالا به نظرت از چی ناشی میشه این رفتارها؟ برداشت سطحي؟؟ 2
هوتن 15061 ارسال شده در 10 مهر، 2010 سلام دوستان عزیزبرداشتهای سطحی از رفتارها وگفتارها بدترین عکس العمل ادما میتونه باشه گاهی بدون اینکه به واقعیتها توجهی داشته باشیم سعی درهمگام سازی خیالهامون با واقعیتها داریم بدون اینکه اخروعاقبت کاررو ببینیم به نظر شما رفتارهای شتابزده از چه چیزی ناشی میشن این داستان تکراری رو هم دوباره بخونین! صبح كه داشتم بطرف دفترم مي رفتم منشی ام ژانت بهم گفت:”صبح بخير آقاي رئيس، تولدتون مبارك!“ از حق نميشه گذشت، احساس خوبي بهم دست داد از اينكه يكي تولدم يادش بود.تقريباً تا ظهر به كارهام مشغول بودم. بعدش ژانت در زد و آمد تو و گفت:” ميدونين، امروز هواي بيرون عاليه؛ از طرف ديگه امروز تولدتون هست، اگر موافق باشين با هم براي ناهار بريم بيرون، فقط من و شما!“ گفتم:"خداي من اين يكي از بهترين چيزهائي بوده كه ميتونستم انتظار داشته باشم باشه بريم." براي ناهار رفتيم بیرون از شرکت. البته نه به جاي هميشه گي، بلكه به يک جاي دنج و خيلي اختصاصي رفتیم. اول از همه دوتا مارتيني سفارش دادیم و از غذائي عالي در فضائي عالي تر واقعاً لذت برديم. وقتي داشتيم برمي گشتيم، ژانت رو به من كرده و گفت:”ميدونين، امروز روز خیلی خوبیه، فكر نمي كنين كه اصلاً لازم نباشه برگرديم به اداره؟ مگه نه؟“ در جواب گفتم:” آره، منم فكر ميكنم همچين هم لازم نباشه برگردیم.“ اونم در جواب گفت:”پس اگه موافق باشي بد نيست بريم به آپارتمان من.“ وقتي وارد آپارتمانش شديم گفت:”ميدوني رئيس، اگه اشكالي نداشته باشه من ميرم تو اتاق خوابم... دلم ميخواد تو يه جاي گرم و نرم يه خورده استراحت كنم.“ گفتم:”خواهش مي كنم“ اون رفت تو اتاق خوابش و بعداز حدود پنج شش دقيقه اي برگشت. با يه كيك بزرگ تولد در دستش در حالي كه پشت سرش همسرم، بچه هام و يه عالمه از دوستام هم پشت سرش بودند كه همه با هم داشتند آواز ” تولدت مبارك “ رو مي خوندند.... در حاليكه من اونجا... رو اون كاناپه نشسته بودم... بدون لباس!!! وتمام جمعیت مات و مبهوت در برابر من سجاد جان این برداشت سطحی نیست ...........این پدر سوختگی زنهاست 5
pianist 31130 ارسال شده در 10 مهر، 2010 سجاد جان این برداشت سطحی نیست ...........این پدر سوختگی زنهاست ولي خودايي مرده هم کم پدر سوخته نبوده ها 3
هوتن 15061 ارسال شده در 10 مهر، 2010 ولي خودايي مرده هم کم پدر سوخته نبوده ها اتفاقا مرد انسان رئوفی بوده..............میخواسته منشیشو خوشحال کنه ولی یه چیزو مطمئنم اونم اینکه مرده این داستانو قبلش نخونده بوده 3
spow 44203 سازنده ارسال شده در 10 مهر، 2010 حالا کدوم یکیشون بیشتر پدرسوخته تر بودن ولی به نظر من نقش اصلی رو خود زن رییس ایفا کرده اخه زن اگه زن باشه مردش با یکی دیگه بیرون مرد هم اگه مرد بود به زنش فکر میکرد نه به ناز وعشوه منشیش چی گفتم؟ 5
pianist 31130 ارسال شده در 10 مهر، 2010 حالا کدوم یکیشون بیشتر پدرسوخته تر بودنولی به نظر من نقش اصلی رو خود زن رییس ایفا کرده اخه زن اگه زن باشه مردش با یکی دیگه بیرون مرد هم اگه مرد بود به زنش فکر میکرد نه به ناز وعشوه منشیش چی گفتم؟ مرده بدبخت زيادي ساده و خوش باور بوده زنه هم بيچاره زيادي پدر سوخته بوده!! ايني که گفتم کلا با پست قبليم تناقض داشت!! 2
سارا-افشار 36440 ارسال شده در 10 مهر، 2010 یه سوال: چرا اسم منشی ها همیشه در طول تاریخ بد دررفته ......هان؟ 3
هوتن 15061 ارسال شده در 10 مهر، 2010 ما مردا دلمون رحمه...........این زنها سوء استفاده میکنن..........از اخلاق ما.......... 1
DCBA 8191 ارسال شده در 10 مهر، 2010 همش زیر سر زن رئیس بوده!!!! میخواسته ذات .....شوهرشو بهش ثابت کنه!!!!:w00: 2
spow 44203 سازنده ارسال شده در 10 مهر، 2010 یه سوال:چرا اسم منشی ها همیشه در طول تاریخ بد دررفته ......هان؟ خب بعضی منشی ها اسمشون خوب هم دررفته 1
pianist 31130 ارسال شده در 10 مهر، 2010 یه سوال:چرا اسم منشی ها همیشه در طول تاریخ بد دررفته ......هان؟ فکر کنم دليلش حرکت کلينتون بوده 3
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری