رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

قوانین زندگی معنادار از ما انتظار دارندتا به هر قیمتی برنده شویم اما این انتظار را ندارند که دست از نبرد بکشیم 

مرگ انگیزه ای نیرومند برای به سرانجام رساندن کارهاست  

بنابراین مرگ دور نمایی را ترسیم می‌کند که در نتیجه ی آن فعلِ بودنِ ما به مسئولیت پذیری مبدل میگردد. 

اگر نامیرا بودیم میتوانستیم همه چیز را به تاخیر بیندازیم و دیگر اهمیت نداشت کار مشخصی را درست حالا انجام دهیم یا فردا یا ده سال دیگر. زمانی که نه هیچ مرگی و نه هیچ پایانی پیش رویمان قرار نداشت دلیل خاصی نمی یدیم کار خاصی را در لحظه اکنون انجام دهیم و یا خود را به تجربه ی اکنون بسپاریم.پس طولِ مدت زندگی انسان به خودی خود آن را معنادار نمیکندو کوتاهی احتمالی آن است که زندگی را از بی معنایی دور میسازد .پس تاریخچه ی زندگی یک شخص بخصوص را با تعداد صفحات موجودی که او را به تصویر می‌کشد قضاوت نمیکنیم بلکه تنها میتوانیم او را با غنایِ محتوای موجود در آن بسنجیم 

سوال آیا زندگی شخصی تنها به این دلیل که او از خود فرزندی ندارد میتواند بی معنا باشد؟

پاسخ.. یا زندگی یک فرد معنا دارد و این معنا را حفظ میکند ولو اگر تولید مثلی در کار نباشد و درگیرِ این جاودانگیِ زیستی که میتوان گفت به شدت واهی و فریبنده است نشده باشد یا اینکه زندگی اش معنایی ندارد ، از این رو هرگز نمیتواند صرفا با تلاش برای جاودان سازی خود از راه تولید مثل معنا پیدا کند به این دلیل که 

جاودانگی چیزی که ذاتا بی معنا باشد خود نیز بی معناست 

مرگ درست مثل رنج انسان بخشی از معنای زندگی است پس نه مرگ چ نه رنج ها معنای وجودی انسان را به یغما نمیبرند

 و اینجاست که باید به این عجیب پی برد که حضور مرگ به زندگی معنا می‌بخشد 

ترک کهنه پرستی 

نیکزاد افرسی نیا هرسین

  • Like 1
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

انسجام تهدیدمحور تا چه مدت ماندگار میماند؟در پساجنگ آثار و ویرانی های جامانده از جنگ بعنوان پدیده های نوظهور به مشکلات  قبلی جامعه ملحق و موج سهمگینی از مشکلات و فشاری مضاعف را مواجه سامانه های مدیریتی مینماید ،مرحله ای که راهکارهای قدیمی باید با سازوکاری نواندیشانه وارد مرحله‌ی اجرا گردند. آیا مسئولین با این آگاهی که مردم انتظارات عمومی را از یاد نبرده و دست از مطالبه گری نمیکشند به این مهم بصورت عمیق اندیشیده اند؟

نیکزاد افرسی نیا هرسین انسجام تهدیدمحور 

  • Like 1
ارسال شده در

ادبیات چگونه میتواند عواطف و هیجانات بشریت را در عصری که فناوری های نوین، مهارتها و تصمیم گیری های انسانی را به حاشیه رانده است برانگیزاند؟

 

نیکزاد افرسی نیا هرسین  

 

  • Like 1
ارسال شده در

این چه وضع تاپیک زدن هست! اسم خودمون رو تو عنوان تاپیک بیاریم و بعداً در مطلب اول فقط یک سئوال بپرسیم و هیچ توضیحاتی از خودمان در رابطه با موضوع ندهیم! ادبیات تا زمانی که اینگونه خودنمایی های زیاد و آشفته در اندیشه انسان دیده بشه در حاشیه است. ادبیات محصول ذهن منظم است و یک ذهن منظم این حجم تاپیک ضعیف و بدون متن را تولید نمی‌کند.

من مدیر گفتگوی آزاد بودم همه این تاپیک های شمارو پاک میکردم.

  • Like 2
ارسال شده در

درود بر شما دوست عزیز، سپاسگزارم از  نقد به جای شما اما این رو هم عرض کنم که موضوع اصلی اینه که همانطور که مستحضرید درک چرایی  مطرح کردن سوالاتی این چنین  مستلزم تفکری مثبت و  مطالعه و پژوهش تخصصی میباشد و این  سوال طرح شده ذهن مخاطب را به سمت دغدغه مندی در مسیر حل تعارض پیش آمده در این مبحث سوق میدهد.توضیح بیشتری نمیتونم بدم . 

  • Like 1
ارسال شده در

ضمناً بنده درمورد جایگاه ادبیات در زندگی انسان مدرن توضیحات متعددی عنوان کردم و به اشتراک گذاشتم.این تاپیک تاحدودی ناقص بارگذاری شده و این  سوال تازه مطرح شده نگاهی از دریچه ای متفاوت بود که متعاقب اون پاسخ بنده هم منتشر شد.ولی متاسفانه بصورت چند تاپیک ناقص که مجبور به حذف اونا شدم

  • Like 1
ارسال شده در

عزیز شما یک موضوع تیتر وار و خلاصه از تاپیک تون رو به جای اسم تون در عنوان بیارین ، اوکی میشه 

میتونین در انتهای پست تون اسم تون رو اگه می‌خواین اضافه کنین .

  • Like 1
ارسال شده در
هم اکنون، Rose6 گفته است:

نیکزاد افرسی نیا هرسین رو در انتهای پست تون اضافه کنین .. 

"نیکزاد افرسی نیا هرسین " رو در انتهای پست تون اضافه کنین .. اینطوری خیلی بهتر میشه 

  • Like 1
ارسال شده در

 

بازیگر

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند : چرا دیر می‌آیی؟

جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم !

 

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید. .

 

مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود

 

یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود ...

 

مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آن ها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست

 

یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . .

 

مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می‌کشید به فکر فرو رفت ...

 

باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می‌کرد !

 

ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :

 

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاس هایش را مرتب تشکیل می‌داد، و همه‌ی سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد!

 

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!

 

وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست هایش را به هم می‌مالید و با اعتماد به نفس بالا می‌گفت: خوب بچه‌ها درس جلسه‌ی قبل را مرور می‌کنیم!!!

 

سفارش‌های مشتریانش را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده ، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود . . .

 

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!

 

اما او دیگر با خودش «صادق » نیست.

 

او الان یک بازیگر است . همانند بقيه مردم!!!

و اینگونه بود که ......

 

نیکزاد افرسی نیا هرسین  

 

  • Like 1
ارسال شده در

پدر و مادرها چه چیزی از فرزندان خودمیخواهند؟

یه برده ی روحی ومطیع وبی نیاز از تمایلات جنسی، با هوش درسی واجتماعی بالا و کم توقع و ایده آل از لحاظ ظاهری، متواضع، بدون حق اشتباه و خطا وسرگرمی و توسری خور در خانواده ولی.....

با اعتماد به نفس بالا و موفق در اجتماع!!!!!!

نیکزاد افرسی نیا 

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۶/۱۶ در 02:17، نیکزاد افرسی نیا هرسین گفته است:

پدر و مادرها چه چیزی از فرزندان خودمیخواهند؟

یه برده ی روحی ومطیع وبی نیاز از تمایلات جنسی، با هوش درسی واجتماعی بالا و کم توقع و ایده آل از لحاظ ظاهری، متواضع، بدون حق اشتباه و خطا وسرگرمی و توسری خور در خانواده ولی.....

با اعتماد به نفس بالا و موفق در اجتماع!!!!!!

نیکزاد افرسی نیا 

متاسفانه بیشتر اوقات همینطوره ! منشا بیشتر عقده ها 😞

ارسال شده در

بله پر واضحه که اگر به  آگاهی نسبت به این موضوع که اعتقاداتشو ن ، انتظاراتشون رو نفی میکنه میرسیدند باید خیلی جاها دست از سر بچه هاشون برمیداشتند تا  هم لحظه رو بدون کم و کاست و هم  معنا رو  در واقعیت از نزدیک  لمس و تجربه میکردن، این خواسته ی بزرگی نیست ولی فهمش برای پدر و مادرا پیچیده ست چون باید موانع بزرگی مثل اختلاف سنی ،متغیرهای ادراکی، الگوهای پرورشی نادرست ،فرهنگ های مختلف و..... بصورت گسترده مورد بررسی واقع بشن

و اینکه نتیجه گیری کلی چقدر مورد پذیرش قرار بگیره هم شرطه. چون اغلب پدرو مادرا تا زمانیکه درگیر اختلالات و تعارضات حل نشده درونی خودشون هستند نمیتونن نمیتونن نقش یه همراه و مکمل رو اجرا کنن

 

  • Like 1

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...