soheiiil 24254 ارسال شده در 18 شهریور، 2010 روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسيار دردش آمد … یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام دادهای. یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت. یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد. یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند. یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت. یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد. یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پيدا کند.. یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است. یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشكنه. سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد…!! 9
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 18 شهریور، 2010 هی سهیل جان یادته چطور درت اوردم از چاه ....بشکن این دس که ..بی خیال .!
soheiiil 24254 سازنده ارسال شده در 18 شهریور، 2010 هی سهیل جان یادته چطور درت اوردم از چاه ....بشکن این دس که ..بی خیال .! آره قشنگ یادمه ایشالا اون آرزویی هم که کردی به زودی مقبول بیفته آخه میدونی گاهی وقتا بهترین کمک ها بدترین خیانت ها میشن
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 18 شهریور، 2010 آره قشنگ یادمهایشالا اون آرزویی هم که کردی به زودی مقبول بیفته آخه میدونی گاهی وقتا بهترین کمک ها هم بدترین مخیانت ها میشن ..پسرم ..معلوم سنو سالی هم نداری ..این حرفا چی می گی ..بیا بغل عمو یی! اما در کل کمک کردن خوبه حتی به دشمنت برای رهایی از جهل و نا گاهی مگه نه ؟
Behrooz CE 550 ارسال شده در 18 شهریور، 2010 آدم از چیزایی که بدش بیاد به طرفشون جذب میشه.حرفای خوب خوب میزنی رئیس!واقعیتش تو زندگی هم باید همه چی رو سهل گرفت تخصص اون آدم بیسواد, نفهمیدن نبود که فقط غرور کاذب اکتسابی ناشی از مدرک کیلویی درش حلول نکرده بود 1
Avenger 19334 ارسال شده در 18 شهریور، 2010 روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسيار دردش آمد … یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام دادهای. یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت. یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد. یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند. یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت. یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد. یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پيدا کند.. یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است. یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشكنه. سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد…!! :w66::hi:
Fakur 9754 ارسال شده در 19 شهریور، 2010 روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسيار دردش آمد … یک روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام دادهای. یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت. یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد. یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند. یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت. یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد. یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پيدا کند.. یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است. یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشكنه. سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد…!! بنظرم اون بیسواد نبوده. سواد تجربی داشته یا اینکه یادش رفته بوده که مدرکشو با خودش بیاره. 1
soheiiil 24254 سازنده ارسال شده در 20 خرداد، 2011 آدم از چیزایی که بدش بیاد به طرفشون جذب میشه.حرفای خوب خوب میزنی رئیس! واقعیتش تو زندگی هم باید همه چی رو سهل گرفت تخصص اون آدم بیسواد, نفهمیدن نبود که فقط غرور کاذب اکتسابی ناشی از مدرک کیلویی درش حلول نکرده بود بنظرم اون بیسواد نبوده. سواد تجربی داشته یا اینکه یادش رفته بوده که مدرکشو با خودش بیاره. شدیدا دلتنگ هر دوتونم الان هرجا هستید خوش باشید و پیروز
ارسالهای توصیه شده