رفتن به مطلب
*atefeh*

آنچه گذشت در روز درختکاری در سیجان

پست های پیشنهاد شده

سلام به همه دوستان و خداقوت به دوستانی ک ما رو امروز همراهی کردند.

برنامه امروز(14اسفند94) در سیجان به یاد درگذشتگان سیل سیجان و متولدین بعد از حادثه برگزار شد؛ که برای درگذشتگان آرامش و برای متولدین اوعمر با عزت از خداوند خواستاریم[emoji257] [emoji257] [emoji257]

من یکم نمیدونم چی بنویسم، محمد عارف نوشتنش خوبتر بود [emoji16]

یک سری از دوستان (شامل آرزو با خانواده) از تهران همراه مسئولین دانشگاه تهران تشریف آوردن، و دوستان کرجی رو هم پسردایی آقایان عارف و دوست پسرداییشون زحمت کشیدن به مراسم بردن.واقعا دوباره از همینجا ازشون تشکر میکنیم[emoji257] [emoji257] [emoji120]

مراسم ساعت 10 شروع شد و نواندیشانی ها دو نهال کاشتن ب نیابت از همتون.

بعد کاشت نهالها و پذیراییها، سخنرانیها آغاز شد و برای محیط بانان عزیز دربند هم یک گلریزان کوچک انجام شد ک انشالله زودتر آزاد بشن[emoji120]

در پایان مراسم از سایت علمی آموزشی نواندیشان برای حضور در این برنامه تقدیر شد و تصویر تقدیر نامه رو توی تاپیک میذاریم

موقع برگشت، در دل طبیعت ناهار خوردیم و زباله هایی هم که مسافرای قبلی ریخته بودند رو جمع کردیم، البته یکمی چون ماشالله تعداد زباله ها خیلی زیاد بود[emoji52]

انشالله که دیگه کسی زباله روی زمین نریزه

در پایان هم آقای مهدی عارف همه رو به بستنی دعوت کرد که ازشون ممنونیم[emoji257] [emoji257] ادامه خاطرات و البته عکسها در ادامه تاپیک[emoji257] [emoji257] [emoji257]

باز هم از همراهان عزیز تشکر میکنم که تشریف آوردن و ما رو همراهی کردن. امیدوارم که راضی بوده باشن و بهشون خوش گذشته باشه[emoji257] [emoji257] [emoji257]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

gohw85xznbl5k6ixrkd2.jpg

 

مدیر کل در حال کاشت نهال زیرنظر مدیر تالار محیط زیست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

ctakb80cx6g9r8h1g9mi.jpg

 

ناهار امروز ما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

3jkv3byxtn34we8zhy40.jpg

 

به ترتیب آقای مهدی عارف، آقا محمد(پسردایی)، آقای محمد عارف،آقا کاظم ( دوست پسردایی)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بچه ها انشاالله همیشه خوش باشید

خیلی دلم میخواست امروز تو مراسم شرکت کنم …

قسمت نشد متاسفانه!

 

ممنون از عاطفه عزیز و همه دوستانی که کارای هماهنگی رو انجام دادن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دکتر اعتماد هم بودن

سلام کردیم بهش

اومدن گفتن من دکتر اعتماد نیستم

فکر کردیم شوخی میکنن با ما

آخر کارت ملی درآوردن گفتن من فامیلیم ی چیز دیگس

بعد دیدن ما در بهتیم از این همه شباهت در قیافه و رفتار، رفتن خانمشون رو آوردن شهادت بده[emoji23]

آخرش هم گفتن تازه دلیل دکتر گفتن دیگران ب خودشون رو فهمیدن[emoji16]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

مرسی از همه دوستانی که تو برنامه شرکت کردن. چه اونایی که اعضای انجمن بودن، چه اونایی که اسم انجمن هم نشنیده بودن قبلش w58.gif :ws3:

 

یه تشکر ویژه هم از عاطفه خانم که زحمت هماهنگی های این برنامه رو کشید و یه جورایی استارت اولین اقدام عملی انجمن محیط دوستان زده شد :w16:

 

خب یه شرح ماوقع خلاصه بگم :ws3:

 

برنامه اصلش واسه تهران بود و اتوبوس از تهران حرکت میکرد، ولی از تهران فقط آرزو خانم اومدن :ws3: ولی مثل همیشه پرچم کرجیا بالا بود :w02: و همه بچه ها کرجی بودن. 11 نفر هم از کرج بودیم :ws3: البته همراه های آرزو خانم رو حساب نکردم. چون متوجه نشدم چند نفر همراه داشتن دقیقاً icon_pf%20%2834%29.gif

 

تهرانیا با اتوبوس از جلوی دانشگاه تهران راه افتادن. ما کرجیا هم هماهنگ کردیم ساعت 8 صبح اول جاده چالوس باشیم که البته ما با 10 دقیقه تأخیر رسیدیم :whistle: رسیدم دیدم به غیر از عاطفه، چهره ها همه نا آشنا :JC_thinking:

 

با دوتا ماشین راه افتادیم و مسیر طولانی نبود. یه جا وسط راه تو باد و سرما به زحمت چند لقمه صبحونه خوردیم و لرزیدیم :banel_smiley_52: این پسردایی ما و دوستش (کاظم) همچین گفتن جلوتر جای خاصی نیست واسه نگه داشتن، همینجا بخوریم. :banel_smiley_4: خوردیم راه افتادیم، 5 دقیقه رفتیم جلو رسیدیم جایی که اتوبوس نگه داشته بود و دیدیم هوا چقدر گرم و خوبه و اونجا :banel_smiley_4:

کاظم که نقش جاروبرقی رو داشت، از فرصت ادامه کرد تو نیم ساعتی که اونجا بودیم، به صبحونه خوردن ادامه داد :ws3:البته جاروبرقی دوکاره بود. در عین خوردن، مدام در حال حرف زدن هم بود :ws28:

خب اونجا فرصتی هم بود یه آشنایی اولیه بین بچه ها باشه که تقریباً همه جدید بودن.

دیدیم به غیر از ما چهارتا (من و مهدی و محمد و کاظم) همه بچه های محیط زیست هستن w58.gif همه هم ماشالا به قصد نظارت به کار اومده بودن :ws3:

از اون جالبتر همه از یه دانشگاه (به غیر از یکیشون) و باز از اون جالبتر، دوتا سه تا با همدیگه جدا بودن و اصلاً همدیگه رو تو دانشگاه نمیشناختن w58.gif اونجا بود که من دنبال افق داشتم میگشتم واسه اینکه برم سمتش واسه محو شدن imoksmiley.gif

من اسمای بچه ها رو اکثراً نفهمیدم و یادم نمیاد. icon_pf%20%2834%29.gif

از نفر اول پرسیدیم:

- تو نواندیشان عضوم هستی؟

- کجااااا؟ w58.gif

آنچنان کجایی گفت که مشخص بود اسم شبیه نواندیشانم تا حالا نشنیده :ws28:

یکی دیگه:

- نه نمیشناسم. فرم ثبت نام برنامه هم دوستم واسم پر کرد :ws52:

نفر بعدی:

- منم عضو نیستم. واسه منم دوستم پر کرد. :ws3:

دوستشون:

- نه منم اسمشو نشنیده بودم تا حالا :ws3:

- پس چطوری فرم ثبت نام پر کردی؟ w58.gif

- نمیدونم خواهرم پر کرده بود واسم. خودشم گفت جمعه هستش میخوام استراحت کنم حال ندارم بیام.

 

خدا رو شکر حداقل دوستای خود عاطفه عضو شده بودن قبلاً و میشناختن :smiley-gen165: وگرنه قیافه ما تا آخرش همین شکلی w58.gif میموند :ws3:

خب آشنایی تموم شد و البته هیچ کدومم نفهمیدم کی به کیه :ws28:

 

راه افتادیم مسیر رو رفتیم بالا واسه کاشت نهال. :w02:

 

به محل مراسم کاشت نهال رسیدیم و همونجور که گفته شد دوتا نهال رو کاشتیم. البته میشه گفت 2 تا نصفی. یکی هم نصفشو کاشتیم :ws3: ولی دیدیم بیشتر خاک بریزیم، دفن میشه. یکیشو همون سه نفری که هیچ کدومشون در اصل ثبت نام نکرده بودن کاشتن. :ws3: یکیشون هم مهدی با همکاری دوست عاطفه کاشت. یکی هم کاظم دوست پسرداییم. این کاظم لامصب شباهت عجیبی به علیرضای خودمون (آتروس) داشت. یه ورژن پایین تر از علیرضا بود. تیپ و اخلاقش خیلی شبیه علیرضا بود. :ws3:

بعدشم که شروع کردیم به انداختن عکسای یادگاری :camera2:

 

یه سری مراسم پذیرایی و از این چیزا هم بود :gnugghender: آخرشم یه لوح تقدیری رو به انجمن دادن که بسی خرسندمان نمودند 2rqfst4.gif تو اینجا عباس آقا بدل مهدی هستش وقتی رفته بود تقدیرنامه رو بگیره w155.gif

 

حدوداً ساعت 1 اینا هم برگشتیم پایین. دم ماشین که میخواستیم سوار شیم، دو عدد مارمولک بزرگ بسیار زیبا و متبحر در امر استتار رو عاطفه شناسایی کرد که با دیدن مارمولک یاد حمید شهرساز افتادم :ws3: لامصب جک و جونور می بینم هرجا یاد حمید شهرساز میفتم :ws28:

خلاصه که از اونجا هم راه افتادیم رفتیم یه جا تو راه نگه داشتیم واسه ناهار مفصلی که عکسشو دیدین %2850%29.gif

 

ولی ناهار مگه تموم میشد :ws51: جاروبرقیمونم پر شد ولی ناهار تموم نشد :ws3:

 

بعد از ناهار یه ذره از آشغالای کنار رودخونه هم جمع کردیم ولی با دو سه تا نایلون جواب نمیداد :obm:

 

راه افتادیم برگشتیم یه کمی پایین تر هم بستنی خوردیم. بستنی فروشیه انواع و اقسام طعمای بستنی رو داشت و دست بچه ها کاملاً باز بود واسه انتخاب بستنی :ws28:

 

خلاصه ساعت 3 اینا بود که کلاً تموم شد و بربگشتیم :ws3:

 

قرار شد این دوستان محیط زیستی که همشون جدید بودن یا فقط عضو بودن، بیان انجمن هم ثبت نام کنن و ایشالا تالار محیط زیست و انجمن محیط دوستان رو حسابی یه تکونی بهش بدن hapydancsmil.gif

خلاصه که منتظر 6 تا یوزر جدید فعال تو تالار محیط زیست هستیم :whistle:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

گفتم محمد بهتر میگه ها.[emoji16]

درختی که مهدی و آزاده کاشتن با نظارت من بود خب، اشاره نکردی [emoji16] [emoji23]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
گفتم محمد بهتر میگه ها.[emoji16]

درختی که مهدی و آزاده کاشتن با نظارت من بود خب، اشاره نکردی [emoji16] [emoji23]

 

اون نظارت که بله. کلاً از اول تا آخر برنامه نقش ناظر رو داشتی. از کاشت نهال گرفته تا موقع ناهار خوردن :ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
gohw85xznbl5k6ixrkd2.jpg

 

مدیر کل در حال کاشت نهال زیرنظر مدیر تالار محیط زیست

 

 

جان قاضی پور یه روز بیا بریم بهت یاد بدم بیل دست بگیری :banel_smiley_4:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دیروز بسیار روز خوبی بود در کنار دوستان هم لذت در کنار هم بودن و هم لذت درختکاری امیدوارم این چنین فعالیت های محیط زیستی و نوع دوستی در تمام ایران نهادینه بشه .

امیدوارم به امید خدا فعالیت های بیش تری و در کنار دوستان داشته باشیم و همچنین با تعداد زیاد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

همچنین اضافه کنم دوستان خیلی زحمت کشیدن در کنار محیط زیستی ها بودند و پا به پای آن ها نهال کاشتند و این روز بزرگ و گرامی داشتند.

همچنین تشکر از آقای عارف که کمک کردند . و زحمت کشیدند. سپاس

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

یکیم از من تشکر کنه!

اطلاع رسانی کردم خخخ

همه دوستامو همکلاسیام اومدن خودم جا موندم.:whistle:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
جای ما بسی خالی بودندی ...sigh.gif

 

ایشالا سری های بعدی خالی نمی شوندی :ws3:

 

دیروز بسیار روز خوبی بود در کنار دوستان هم لذت در کنار هم بودن و هم لذت درختکاری امیدوارم این چنین فعالیت های محیط زیستی و نوع دوستی در تمام ایران نهادینه بشه .

امیدوارم به امید خدا فعالیت های بیش تری و در کنار دوستان داشته باشیم و همچنین با تعداد زیاد.

 

به به اولین نفر اومد. خوش اومدی :a030:

 

یکیم از من تشکر کنه!

اطلاع رسانی کردم خخخ

همه دوستامو همکلاسیام اومدن خودم جا موندم.:whistle:

 

من فراموش کردم جا موندن شما رو بگم :icon_pf (34):

عجب شانسی داشتین :ws3:

واسه اطلاع رسانی ها مرسی :a030:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
جان قاضی پور یه روز بیا بریم بهت یاد بدم بیل دست بگیری :banel_smiley_4:

[emoji23] [emoji23] [emoji23]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

سریای بعد شرکت کنید حتما، خیلی خوش میگذره :)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

سمانه عزیزم واقعا ازت ممنونم ببخشید دیر گفتم باید از تو واقعا تشکر ویژه داشته باشم . شما اول به من گفتی دوست خوب و دوست داشتنی من امیدوارم همیشه زنده و سلامت باشی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...