رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مقالات ادبی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن نواندیشان
    • دفتر مدیریت انجمن نواندیشان
    • کارگروه های تخصصی نواندیشان
    • فروشگاه نواندیشان
  • فنی و مهندسی
    • مهندسی برق
    • مهندسی مکانیک
    • مهندسی کامپیوتر
    • مهندسی معماری
    • مهندسی شهرسازی
    • مهندسی کشاورزی
    • مهندسی محیط زیست
    • مهندسی صنایع
    • مهندسی عمران
    • مهندسی شیمی
    • مهندسی فناوری اطلاعات و IT
    • مهندسی منابع طبيعي
    • سایر رشته های فنی و مهندسی
  • علوم پزشکی
  • علوم پایه
  • ادبیات و علوم انسانی
  • فرهنگ و هنر
  • مراکز علمی
  • مطالب عمومی
  • مکانیک در صنعت مکانیک در صنعت Topics
  • شهرسازان انجمن نواندیشان شهرسازان انجمن نواندیشان Topics
  • هنرمندان انجمن هنرمندان انجمن Topics
  • گالری عکس مشترک گالری عکس مشترک Topics
  • گروه بزرگ مهندسي عمرآن گروه بزرگ مهندسي عمرآن Topics
  • گروه معماری گروه معماری Topics
  • عاشقان مولای متقیان علی (ع) عاشقان مولای متقیان علی (ع) Topics
  • طراحان فضای سبز طراحان فضای سبز Topics
  • بروبچ با صفای مشهدی بروبچ با صفای مشهدی Topics
  • سفيران زندگي سفيران زندگي Topics
  • گروه طرفدارن ا.ث.میلان وبارسلونا گروه طرفدارن ا.ث.میلان وبارسلونا Topics
  • طرفداران شياطين سرخ طرفداران شياطين سرخ Topics
  • مهندسی صنایع( برترین رشته ی مهندسی) مهندسی صنایع( برترین رشته ی مهندسی) Topics
  • گروه طراحی unigraphics گروه طراحی unigraphics Topics
  • دوستداران معلم شهید دکتر شریعتی دوستداران معلم شهید دکتر شریعتی Topics
  • قرمزته قرمزته Topics
  • مبارزه با اسپم مبارزه با اسپم Topics
  • حسین پناهی حسین پناهی Topics
  • سهراب سپهری سهراب سپهری Topics
  • 3D MAX 3D MAX Topics
  • سیب سرخ حیات سیب سرخ حیات Topics
  • marine trainers marine trainers Topics
  • دوستداران بنان دوستداران بنان Topics
  • ارادتمندان جليل شهناز و حسين عليزاده ارادتمندان جليل شهناز و حسين عليزاده Topics
  • مکانیک ایرانی مکانیک ایرانی Topics
  • خودرو خودرو Topics
  • MAHAK MAHAK Topics
  • اصفهان نصف جهان اصفهان نصف جهان Topics
  • ارومیه ارومیه Topics
  • گیلان شهر گیلان شهر Topics
  • گروه بچه های قمی با دلهای بیکران گروه بچه های قمی با دلهای بیکران Topics
  • اهل دلان اهل دلان Topics
  • persian gulf persian gulf Topics
  • گروه بچه های کرد زبان انجمن نواندیشان گروه بچه های کرد زبان انجمن نواندیشان Topics
  • شیرازی های نواندیش شیرازی های نواندیش Topics
  • Green Health Green Health Topics
  • تغییر رشته تغییر رشته Topics
  • *مشهد* *مشهد* Topics
  • دوستداران داريوش اقبالي دوستداران داريوش اقبالي Topics
  • بچه هاي با حال بچه هاي با حال Topics
  • گروه طرفداران پرسپولیس گروه طرفداران پرسپولیس Topics
  • دوستداران هامون سینمای ایران دوستداران هامون سینمای ایران Topics
  • طرفداران "آقایان خاص" طرفداران "آقایان خاص" Topics
  • طرفداران"مخربین خاص" طرفداران"مخربین خاص" Topics
  • آبی های با کلاس آبی های با کلاس Topics
  • الشتریا الشتریا Topics
  • نانوالکترونیک نانوالکترونیک Topics
  • برنامه نویسان ایرانی برنامه نویسان ایرانی Topics
  • SETAREH SETAREH Topics
  • نامت بلند ایـــران نامت بلند ایـــران Topics
  • جغرافیا جغرافیا Topics
  • دوباره می سازمت ...! دوباره می سازمت ...! Topics
  • مغزهای متفکر مغزهای متفکر Topics
  • دانشجو بیا دانشجو بیا Topics
  • مهندسین مواد و متالورژی مهندسین مواد و متالورژی Topics
  • معماران جوان معماران جوان Topics
  • دالتون ها دالتون ها Topics
  • دکتران جوان دکتران جوان Topics
  • ASSASSIN'S CREED HQ ASSASSIN'S CREED HQ Topics
  • همیار تاسیسات حرارتی برودتی همیار تاسیسات حرارتی برودتی Topics
  • مهندسهای کامپیوتر نو اندیش مهندسهای کامپیوتر نو اندیش Topics
  • شیرازیا شیرازیا Topics
  • روانشناسی روانشناسی Topics
  • مهندسی مکانیک خودرو مهندسی مکانیک خودرو Topics
  • حقوق حقوق Topics
  • diva diva Topics
  • diva(مهندسین برق) diva(مهندسین برق) Topics
  • تاسیسات مکانیکی تاسیسات مکانیکی Topics
  • سیمرغ دل سیمرغ دل Topics
  • قالبسازان قالبسازان Topics
  • GIS GIS Topics
  • گروه مهندسین شیمی گروه مهندسین شیمی Topics
  • فقط خودم فقط خودم Topics
  • همکار همکار Topics
  • بچهای باهوش بچهای باهوش Topics
  • گروه ادبی انجمن گروه ادبی انجمن Topics
  • گروه مهندسین کشاورزی گروه مهندسین کشاورزی Topics
  • آبروی ایران آبروی ایران Topics
  • مکانیک مکانیک Topics
  • پریهای انجمن پریهای انجمن Topics
  • پرسپولیسی ها پرسپولیسی ها Topics
  • هواداران رئال مادرید هواداران رئال مادرید Topics
  • مازندرانی ها مازندرانی ها Topics
  • اتاق جنگ نواندیشان اتاق جنگ نواندیشان Topics
  • معماری معماری Topics
  • ژنتیکی هااااا ژنتیکی هااااا Topics
  • دوستداران بندر لیورپول ( آنفیلد ) دوستداران بندر لیورپول ( آنفیلد ) Topics
  • group-power group-power Topics
  • خدمات کامپپوتری های نو اندیشان خدمات کامپپوتری های نو اندیشان Topics
  • دفاع دفاع Topics
  • عمران نیاز دنیا عمران نیاز دنیا Topics
  • هواداران استقلال هواداران استقلال Topics
  • مهندسین عمران - آب مهندسین عمران - آب Topics
  • حرف دل حرف دل Topics
  • نو انديش نو انديش Topics
  • بچه های فیزیک ایران بچه های فیزیک ایران Topics
  • تبریزیها وقزوینی ها تبریزیها وقزوینی ها Topics
  • تبریزیها تبریزیها Topics
  • اکو سیستم و طبیعت اکو سیستم و طبیعت Topics
  • >>سبزوار<< >>سبزوار<< Topics
  • دکوراسیون با وسایل قدیمی دکوراسیون با وسایل قدیمی Topics
  • یکم خنده یکم خنده Topics
  • راستی راستی Topics
  • مهندسین کامپیوتر مهندسین کامپیوتر Topics
  • کسب و کار های نو پا کسب و کار های نو پا Topics
  • جمله های قشنگ جمله های قشنگ Topics
  • مدیریت IT مدیریت IT Topics
  • گروه مهندسان صنایع گروه مهندسان صنایع Topics
  • سخنان پندآموز سخنان پندآموز Topics
  • مغان سبز مغان سبز Topics
  • گروه آموزش مهارت های فنی و ذهنی گروه آموزش مهارت های فنی و ذهنی Topics
  • گیاهان دارویی گیاهان دارویی صنایع غذایی شیمی پزشکی داروسازی
  • دانستنی های بیمه ای موضوع ها
  • Oxymoronic فلسفه و هنر

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


نام واقعی


جنسیت


محل سکونت


تخصص ها


علاقه مندی ها


عنوان توضیحات پروفایل


توضیحات داخل پروفایل


رشته تحصیلی


گرایش


مقطع تحصیلی


دانشگاه محل تحصیل


شغل

  1. مقدمه به زحمت بتوان دیوانی از شاعران پارسیگوي، علی الخصوص بعد از اسلام، را خواند و اثري از حضور واژة فرش با تمامی معانی عینی و کنایی گوناگون اش نیافت. چنانچه یک جستجوي آماري از قرون اولیه ی هجري تا عصر حاضر به عمل آوریم، به بیش از دوهزار بیت برمی خوریم که فرش در غرفهغرفههاشان گسترده است. فراوانی این آمار، به تنهایی می تواند لزوم چنین پژوهشی را توجیه کند. دسته بندي همۀ ابیات و گزارههاي بیشمار این منظومهها که به نوعی مرتبط با فرش هستند، کار آسانی نیست. با بررسی تاریخ ادبیات ایران از قرن دوم هجري قمري تا عصر حاضر، به سه شاعر برمیخوریم که در مجموعۀ اشعار خود اقبال ویژه اي به استفاده از این واژه نشان دادهاند که در پژوهش حاضر، توجه خود را بر اساس توضیحی که در ادامه خواهد آمد، معطوف به آثار ایشان کرده ایم. مشخصات مقاله:مقاله در 18 صفحه به قلم داود میرزایی(کارشناس ارشد فلسفۀ هنر، دانشگاه علاّمه طباطبایی، تهران).منبع:تاریخ ادبیات بهار و تابستان 1392 شماره 72.ensani.ir پژوهشی در معانی واژة «فرش» در اشعار عطار، صائب و بیدل.pdf
  2. چکیده: «نقد اسطوره ای» بستری انسانشناختی دارد که اثر ادبی یا برخی بنمایه های آن را به ژرف ساخت کهن الگویی آن تاویل می کند. در این جستار با روش تحقیق کیفی و بر اساس رویکرد نقد اسطوره ای (با گرایش کهن الگویی) به تحلیل داستان کیخسرو در شاهنامه پرداخته، و سعی شده است چرخه تغییرات اسطوره او بر اساس این رویکرد تفسیر شود. از این دیدگاه، کیخسرو، شاه- موبد فرهمند کیانی، نموداری متعالی و آرمانی از کهن الگوی «قهرمان» است که وجود نمادینگی عنصر آب و اسطوره تعمید، قدرت برکت بخشی و بازگرداندن باران و سبزی به طبیعت در اختیار داشتن جام پیشگویی کننده، گذر از آزمونهای تشرف، نبرد با افراسیاب، که تکراری از نمونه ازلی رویارویی خیر و شر است و محو شدن نمادین او، که متضمن مفهوم بازگشت ابدی وی و از نمودهای کهن الگوی «مرگ و تولد دوباره» است، اجزای ساختاری اسطوره او را تشکیل داده است. درباره ژرف ساخت کهن الگویی این داستان می توان گفت کیخسرو «انسان کامل» حماسه ایرانی است که در پایان یک «روز بزرگ کیهانی»، که از «نخستین انسان» (کیومرث) آغاز شده است، تاریخ اساطیری ایران را به حقیقتی نظام مند و تکراری از چرخه آفرینش کیهانی تبدیل می کند. مشخصات مقاله:مقاله در 24 صفحه به قلم دكتر فرزاد قائمي (استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه فردوسي مشهد).منبع:پژوهشهای ادبی بهار 1389 شماره 27.ensani.ir تحلیل داستان کیخسرو در شاهنامه بر اساس روش نقد اسطور
  3. چکیده: سطوح و کیفیت دینداری و دین ورزی، در همه ادیان توحیدی همواره محل بحث بوده و هست؛ از جمله اینکه حقیقت یک دین، چگونه در ساحات بیرونی و درونی زندگی باورمندان آن متجلی می شود؟ و شرایط درک ذات دین و وصول به عالیترین مراتب ایمان کدام است؟ به منظور پاسخ گویی به این پرسشها ادیان الهی الگوهای قابل شناخت و متابعتی ارائه می کنند که تمام حقیقت آن دین، در وجود همین الگو و اسوه ها، تحقق عینی یافته و انتظارات حداکثری شارع دین، در شخصیت، منش، گفتار و کردار آنان به منصه ظهور رسیده است. بر پایه این اصل دینی، در فلسفه و ادبیات عرفانی، نمونه های برتر تحت عنوان «شهسواران ایمان» ساخته و پرداخته می شوند. عطار نیشابوری، «شهسوار ایمان» خود را در شخصیت تاریخی و مناقشه برانگیز منصور حلاج از یک سو، و شخصیتهای ادبی مانند شیخ صنعان و عقلا مجانین، از سوی دیگر، باز می یابد و در مقابل، سورن کی یرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست و متاله مسیحی، ابراهیمِ خلیل (ع) را مصداق بارز و نمونه عینی «شهسوار ایمان» می داند. آنچه این دو اندیشمند را به یکدیگر نزدیک می کند، باور مشترک آنان در چگونگی وصول به آستانه ایمان واقعی و شرایط کسب مقام شهسواری است؛ در نظرگاه آنان، «گذشتن از امورِ اساسی تعلق آفرین» یگانه شرط دستیابی به مقام شامخ ایمان است؛ اموری که با فردیت، هویت و ذات فرد درآمیخته و ترک آن به مثابه نفی خویشتنِ خویش است. در این پژوهش با رهیافتی تطبیقی و تاویلی اشتراکات فکری دو متفکر در این حوزه بررسی می شود. مشخصات مقاله:مقاله در 22 صفحه به قلم دكتر قدرت اله طاهري (استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شهيد بهشتي).منبع:پژوهشهای ادبی بهار 1389 شماره 27.ensani.ir شهسوار ایمان در دیدگاه عطار نیشابوری و سورن کی یرکگو
  4. spow

    میم ممنوع لغت نامه دهخدا

    «میم» ممنوعِ لغت نامه دهخدا آنها که در سال های قبل از انقلاب، نخستین چاپ لغت نامه دهخدا را نه به صورت فعلی، که جزوه جزوه می گرفتند، به یاد می آورند و نقل می کنند که تا زمان سقوط سلطنت پهلوی به دلیل ممنوعیت نام مصدق، لغت نامه هاشان ناقص بود و «میم» نداشت. طبعا آوردن نام مصدق در لغت نامه، نه با سیاسی بودن لغت نامه نویس که بیشتر با ضرورت لغت نامه نویسی مرتبط است، اما شاه به دلیل خصومت سیاسی با مصدق و فوبیای نهضت ملی، این ضرورت را به حالت تعلیق در آورد و حرف میم لغت نامه را تعطیل کرد. گویا سیاست تا پایان عمر و حتی پس از مرگ دهخدا نیز خیال نداشت دست از سر نویسنده چرندوپرند بردارد، چنانکه در نیامدن حرف میم لغت نامه، به کار پژوهشی او نیز خواه ناخواه رنگ و بویی سیاسی می داد. چسباندن القابی چون «استاد» و «علامه» و نظیر این به دهخدا برای تاکید و ارجحیت دادن بر کارهای پژوهشی او نیز به لاپوشانی وجه شدیدا سیاسی دهخدا در چرندوپرند کمکی نکرد و حتی این توضیح فرمایشی و حتما از سر ناچاری ناشر در آغاز یکی از چاپ های قدیمی و قبل از انقلابی چرندوپرند در قطع جیبی که: «به طوری که در مقدمه ملاحظه می فرمایید نوشته های چرند و پرند در حدود نیم قرن پیش از انقلاب سفید شاه و ملت نگارش یافته» نمی توانست دهخدا را به طور کامل سیاست زدایی کند، چون دهخدا سیاست را چنان در زبان و سبک نوشتاری چرندوپرند حک کرده بود که پس از چاپ آن در صوراسرافیل، خودش تن و قلم به هرکجا هم که می کشاند، سیاست دیگر از او کنده نمی شد چرا که سیاست دهخدا نه فقط در محتوای نوشته هایش در چرندوپرند، که عمیق تر از آن، در استراتژی ادبی و زبانی و سبک این نوشته ها نمود یافته بود. ادبیات چرندوپرند نه ادبیات فاخر جاافتاده و تر و تمیز، بلکه ادبیات طردشدگان و آوارگان بی صدا بود و بی دلیل نبود که این ادبیات آواره و به شدت سیاسی، نویسنده اش را هم مدتی آواره کرد و به گریز و زندگی پنهانی واداشت و بعدها هم که دهخدا گوشه نشین شد و به ظاهر طنز و سیاست را رها کرد، در بزنگاه نهضت ملی و دولت مصدق بار دیگر سیاست یقه او را چسبید و بعد هم که آن «میم» غایب لغت نامه که با غیاب خود، سیاست را در تن یک کار پژوهشی هم حک کرد... چرندوپرند را به گواه سبک و زبان آن باید یکی از مهم ترین نثرهای رمان گرا به تعبیر باختینی آن به شمار آورد. باختین در فصل دوم کتاب «تخیل مکالمه ای» با عنوان پیشینه گفتمان رمان گرا، انواع ادبیات عامیانه و طنزآمیز در دوران باستان را که برای هجو و دست انداختن ادبیات فاخر و ارائه تقلید تمسخرآمیز از انواع گفتمان های رسمی و جاافتاده ساخته می شد، به عنوان پیشینه های رمان، بررسی کرده است. از جمله آنچه که در بررسی ادبیات روم باستان، از آن با عنوان «ادبیات پست مردمی» نام می برد. این ادبیات پست، همان ادبیاتی است که جوهره رمان را می سازد و دهخدا هم در چرندوپرند، از امکانات موجود در آن به خلاقانه ترین شکل ممکن استفاده کرده و با آن گفتمان مسلط و سنت های جاافتاده و جاگیرکننده استبداد را دست انداخته و نقد کرده است و در عین حال، صدای مردم خاموش استبداد زده را در متن ادبیات احضار کرده است... صفحه ای از آن نسخه جیبی قدیمی چرندوپرند را با آن مقدمه فرمایشی و از سر اجبار، باز می کنم. صفحه ای که لای آن، یک روزنامه همشهری تا خورده زرد هست، مال سال ۱۳۷۸ که در آن عکسی از جسدهای قهرمانان کلیدر دولت آبادی چاپ شده. بالای جسد گل محمد، سر بریده خان عموست، انگار حک شده در این سطرهای چرندوپرند: «... رجال بزرگ وقتی حرص شان در آمد حق دارند همه کار بکنند. همان طور که اولیای دولت حرص شان درآمد و بدون محاکمه قاتل بصیرخلوت را کشتند. همان طور که حبیب الله افشار حرصش در آمد و چند روز قبل به امر یکی از اولیا، سیف الله خان برادر اسدالله خان سرتیپ قزاقخانه را گلوله پیچ کرد. همان طور که نظام السلطنه حرصش در آمد و با آن که پشت قرآن را مهر کرده بود جعفر آقای شکاک را تکه تکه کرد. همان طور که آن دو نفر حرص شان در آمد و دوماه قبل یک نفر ارمنی را پشت یخچال حسن آباد قطعه قطعه کردند. همان طور که آدم های عمیدالسلطنه طالش حرصشان در آمد و آنهایی را که در گرگانه رود طرفدار مجلس بودند، سر بریدند. همان طور که عثمانی ها به خواهش سفیرکبیرهای ما حرص شان در آمد چهارماه قبل زوار کربلا را شهید کردند و امروز هم اهالی بی کس و بی معین ارومیه را به باد گلوله توپ گرفته اند. همانطور که پسر رحیم خان چلبیانلو حرصش در آمد و ۲۵۲نفر زن و بچه و پیرمرد را در نواحی آذربایجان شقه کرد. همان طور که میرغضب ها حرص شان در آمد و درخت های فندق پارک تبریز را با خون میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و حاج میرزا حسن خان خبیرالملک آبیاری کردند. همان طور که...» بس می کنم و صفحه اول چرند و پرند جیبی قدیمی را دوباره می خوانم: «توجه. به طوری که در مقدمه کتاب ملاحظه می فرمایید نوشته های چرند و پرند در حدود نیم قرن پیش قبل از...» ● گفت وگو با ولی الله درودیان درباره «چرندپرند» دهخدا حتی اگر فقط «چرند پرند» می نوشت نکته ای که درباره طنز سیاسی و مطبوعاتی وجود دارد، تاریخ مصرف دار بودن آن است؛ چرا که این نوع طنز معمولا به مسایل روز جامعه می پردازد و برای همین ممکن است برای آنها که هم روزگاری طنزنویس نبوده اند، نامفهوم باشد. با این همه به نظرتان چه چیز باعث شده که «چرند پرند» دهخدا با اینکه طنز سیاسی است و در آن به طور مستقیم به مسایل زمانه اشاره شده، هنوز هم برای مخاطبان امروز ادبیات، کتابی خواندنی است و اصلا کهنه و قدیمی و تاریخ گذشته به نظر نمی رسد؟ اجازه دهید پیش از آنکه پاسخ شما را بدهم به نکته ای اشاره کنم. این قلمزن، افزون بر چند کتابی که در معرفی زندگی و آثار دهخدا منتشر کرده است، از سال ۱۳۷۸ تاکنون سه مجموعه از گزیده ترین مقاله ها را درباره استاد دهخدا از نویسندگان معاصر تقدیم اصحاب فکر و فرهنگ کرده ام: ۱ دخوی نابغه (گل آقا: ۱۳۷۸)؛ ۲ دهخدا، مرغ سحر در شب تار (نشر اختران ۱۳۸۳)؛ ۳ دهخدا، چراغی که خاموش شد (نشر آیدین ۱۳۹۰). امیدوارم جوانان عزیز وطن ما این کتاب ها را به دقت بخوانند و با آثار و ابعاد کار و شخصیت این مرد نابغه عاقبت بخیر آشنا شوند. باری، پاسخ سوال شما را دوست فرزانه آقای داریوش آشوری در کتاب نخست طی مقاله ای کوتاه داده اند. من بخشی از این مقاله را در پاسخ سوال شما می آورم: «طنز برای آنکه ماندنی باشد باید اجتماعی باشد و طنز هایی در شمار ادبیات باقی می مانند که با مسایل زمان و مکان و تیپ های اجتماعی سروکار داشته باشند و طنز شخصی با مرگ آدم ها از میان می رود، اگرچه به زور خود را به دامان کتابی آویزان کند تا مایه تفریح معدودی باشد که ادبیات مستهجن را می پسندند. از این جهت است که در میان انبوه هزل و هجو و طنزگویان زبان فارسی تنها یک نام را می شناسیم که مشهور است و از زمره آن همه هزلیات و هجویات که از دیوان رودکی تا قاآنی و حتی به صورت زایده ای بر بعضی از چاپ های کلیات سعدی می توان یافت، ما تنها از عبید زاکانی نام می بریم به عنوان طنز نویس و طنز سرای زبان فارسی یا از حافظ، تنها شاعری که با طنز بسیار ظریف خود تیپ های اجتماعی عصر خود را رسوا می کند و رساله «اخلاق الاشراف» زاکانی تنها نمونه طنز نویسی اجتماعی در ادب کلاسیک فارسی است. طنز زاکانی و حافظ از آن جهت زنده و ماندنی و دلنشین است که تکرار تیپ های اجتماعی در هر زمان، آن لطیفه ها و نیش ها را برای هر کس معنی دار کند. پس از دهخدا همچنان که پیش از او، هیچ کس همانند او در طنز نویسی سیاسی یافت نشد و اگر چه پس از مشروطیت و به خصوص بعد از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ انبوهی از مطبوعات فکاهی سیاسی داشتیم، هیچ یک نتوانستند اکثر از حدود فحش کاری های بامزه تجاوز کنند. بنابراین می توان ادعا کرد که اگر دهخدا تنها چرند پرند را می نوشت و اثر دیگری از خود باقی نمی گذاشت باز نام خود را باقی گذاشته بود و مقاله های او نه تنها به عنوان شمایی از وضع اجتماعی و سیاسی آن روزگار، بلکه به عنوان بهترین آثار طنز سیاسی در زبان فارسی باقی می ماند.» شباهت ها و تفاوت های طنز دهخدا در چرندپرند، با طنزنویسان پیش از او مثل عبید زاکانی و دیگر طنزنویسان کلاسیک چیست؟ آیا اصلا نسبتی میان دهخدا و طنز پیش از او وجود دارد؟ شباهت ها اندک و تفاوت ها بسیار است. قبل از دهخدا اگر طنزی به چشم می آید بیشتر برای تسویه حساب های شخصی است اما طنز در دست دهخدا چراغی است که با آن به جنگ سیاهی ها می رود. سلاحی است کاری و موثر در دست نویسنده و شاعری مقتدر و مبتکر که در راه خیر و صلاح مردم به کار رفته است. قصد دهخدا از نوشتن سلسله های چرند پرند نقد رفتار و کردار حاکمان جامعه ای سنتی و عقب مانده آن روز است. او به قصد اعتلای سطح فرهنگی مردم ایران نوشته است نه با قصد اندوختن مال یا کسب نام. اما به یاد داشته باشیم که عبید زاکانی طنز نویسی جهانی است و شاهکار او «اخلاق الاشراف» شاهکاری است مسلم.
  5. برگردان: رباب محب هرازگاهی ما نگرانِ آینده یِ رومان می شویم، امّا کمتر پیش می آید دلواپسِ آینده یِ ژانرهای لازمانی چون شعر و دراماتیک بشویم. هارواردِ سال۱۹۵۰شاهدِ بحث هایِ دامنه داری در باره یِ سرنوشتِ رومان و تِرم هایِ شکست و فنا است. اما به واقع عمر این بحث ها به روزگارِ هِمینگوی، فالکنر، بِلو با نوشتنِ «ماجراجویی هایِ آگیه مارشل» و نورمان میلر می رسد. در آن زمان نیز هالیوود و تلویزیون ها به غارتِ داستان های سرگرم کننده و نویسندگانی که داستان های دنباله دار می نوشتند می پرداختند. اینطور به نظر می رسید که رومان در آن سال ها ماجراجویی را به سودِ خود و با پرداختن به مسائلِ شخصی خود؛ یعنی آن چه که از چشمِ دوربین دور می ماند کنار زد و قدمی به جلو رفت. باید پرسید آیا در سی سالِ اخیر داستانِ تخیلی ارج و مقامِ خود را از دست داده است؟ و چرا بسیاری از کتاب ها به مسائلِ روز اختصاص داده می شوند؟ بیشترین صفحاتِ فرهنگی روزنامه ها و مجلات به کتاب هایی اختصاص داده می شوند که تخیلی نیستند. اینطور به نظر می رسد که پس از چند قرن حکومتِ داستان های تخیلی بر ادبیات این ژانر ادبی موردِ تهدید قرار گرفته است. ساموئل جانسون رومان را "داستانی کوتاه، اغلب در باره یِ عشق" تعریف کرده است. تعریفِ او توسطِ نویسنده هایِ فرانسوی مورد تأیید قرار گرفته و می گوید؛"بدون جدائی رومانی وجود ندارد". به نظرِ شوپنهاور کارِ رومان بازگوییِ وقایعِ بزرگ نیست بلکه وظیفه یِ رومان جالب جلوه دادنِ اتفاقات کوچک است. فقیران و آدم هایِ ناشناس از ثروتمندان و آدم های معروف مجذوب کننده ترند. جهانِ رومان جهانی دموکراتیک است، جویایِ برابری است. شخصیت های رومان زن یا مرد تفاوتی ندارد. آن ها بایستی بتوانند با صداقت و ابرازِ احساساتِ عمیق علاقه و توّجه ما را به خود جلب کنند. این حتا در موردِ اثرِ بزرگی چون «اُدیسوسِ» جویس صادق است؛ «اُدیسوس» داستانِ عشق زوجِ باوفا لِئوپَلد و مَلی است.بی شک اگر امروز داستانِ زندگیِ جیمز جویس به بازار می آمد فروش بیشتری می کرد تا «اُدیسوس» این کتاب که واریته یِ زبان است و حالاتِ عمیقِ شخصی: یک میلِ نوستالژیک "نوشتن از پدرم و مکالمه هایش با دوستانِ خود". شرحِ یک زندگی واقعی شبیه یک معامله یِ خوب است. آدم هایِ تلویزیون و روزنامه ها کسانی هستند که ما تصور می کنیم می شناسیم. وارونه شدنِ زبان و این که اصل مأخذِ نامطمئنی است ما را نگران نمی کند. جمعیتِ تماشاگر به دنبالِ دیدنِ کتابی است که در قرنِ نوزدهم نوشته شده است: "داستانِ یک زندگیِ واقعی". یا آنچه که تحتِ عنوانِ «یک نقطه عطفِ غیرمنتظرانه» بیوگرافیِ ساموئل بکت معرفی می شود. رومان و بیوگرافی برای بیانِ حقیقتِ زندگیِ اشخاصِ حقیقی مسابقه می دهند. گاه رومان قدم به حیطه ای می گذارد که از آنِ بیوگرافی است، یعنی شرحِ یک زندگی. رومانِ «لُته در ویمر» اثرِ توماس مان یک بیوگرافی کامل است. و همچنین رومان تازه یِ داوید لودج «مردِ تیزهوش» که شرحِ حالِ اچ جی ولز می باشد.
×
×
  • اضافه کردن...