رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تفلون .جنین'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن نواندیشان
    • دفتر مدیریت انجمن نواندیشان
    • کارگروه های تخصصی نواندیشان
    • فروشگاه نواندیشان
  • فنی و مهندسی
    • مهندسی برق
    • مهندسی مکانیک
    • مهندسی کامپیوتر
    • مهندسی معماری
    • مهندسی شهرسازی
    • مهندسی کشاورزی
    • مهندسی محیط زیست
    • مهندسی صنایع
    • مهندسی عمران
    • مهندسی شیمی
    • مهندسی فناوری اطلاعات و IT
    • مهندسی منابع طبيعي
    • سایر رشته های فنی و مهندسی
  • علوم پزشکی
  • علوم پایه
  • ادبیات و علوم انسانی
  • فرهنگ و هنر
  • مراکز علمی
  • مطالب عمومی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


نام واقعی


جنسیت


محل سکونت


تخصص ها


علاقه مندی ها


عنوان توضیحات پروفایل


توضیحات داخل پروفایل


رشته تحصیلی


گرایش


مقطع تحصیلی


دانشگاه محل تحصیل


شغل

  1. آيا ظروف تفلون براي جنين تراتوژن هستند؟؟!!! داستان بيست و دومين سالگرد ازدواج والدين بوکي بيلي ، روزي است که براي آنها يادآور خاطره تلخ شروع زندگي پسر آنها يعني بوکي است.بوکي ، ژانويه 1981 درست روزي متولد شد که سالگرد ازدواج پدر و مادرش بود.اما بوکي يک کودک عادي نبود. او تنها يک سوراخ بيني داشت و چشمهايش حالت غيرطبيعي و شکلي نابهنجار داشتند. مادر بوکي در حالي که روز تولد او را به خاطر مي آورد، با اندوهي عميق مي گويد: پزشکان به ما گفتند اصلا به او دل نبنديد، چرا که احتمالا تا شب دوام نخواهد آورد.آنها نمي دانستند چه بگويند. هرگز نوزادي شبيه او نديده بودند. من آنقدر گريه کردم که ديگر توان گريستن نداشتم.مي خواستم بنشينم و تا آخر عمر گريه کنم. اولين فرزندم پس از 20 سال انتظار با چنين وضعي به دنيا آمده بود.اکنون بعد از 2 دهه و پس از انجام بيش از 30 عمل جراحي زنده است و مي خواهد بداند چه کسي مسوول ايجاد چنين وضع وحشتناکي براي او بوده است.او مي گويد: هيچ گاه در طول زندگي ام احساس طبيعي بودن و سالم زندگي کردن نداشته ام. چطور مي توانستم احساس خوشايندي داشته باشم ، در حالي که با هر بار بيرون رفتن از خانه همه به چهره ناقص و عجيب من نگاه مي کردند؟ نگاه آنها نگاه عجيبي بود. در چشمان مردم ، تعجب و حيرت موج مي زد.
×
×
  • اضافه کردن...