جستجو در تالارهای گفتگو
در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'برنامه ریزی تعمیرات اساسی'.
1 نتیجه پیدا شد
-
برنامه ریزی تعمیرات اساسی
tiba* پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در سیستم های نگهداری و تعمیرات/طرح ریزی واحدهای صنعتی
فعاليتهاي بازسازي به منظور احياء مجدد تجهيزات مستهلك شده كه عمر عملياتي آنها به پايان رسيده است انجام ميگيرد. بطور معمول، براي تجهيزات، يك عمر مفيد و يا پريود بازسازي (مثلاً بصورت سال) تعريف ميشود كه با فرض اينكه تجهيزات مورد نظر بدون پيش آمدن مشكلي و بصورت استاندارد مورد بهرهبرداري قرار گيرند (و يا اينكه بنا به دلايلي مدتهاي طولاني بصورت دپو در انبار باقي نمانده باشد) بايستي در پايان طول عمر مفيدشان بازسازي گردند. با اين تعريف و مفهوم، بازسازي نيز ميتواند يك فعاليت قابل پيشبيني باشد. لكن هميشه اينطور نبوده بلكه ممكن است بنا به دلايل مختلفي لازم شود كه تجهيزات زودتر يا ديرتر از پريود تعريف شده براي آنها، بازسازي شوند. در اين موارد ممكن است اپراتورها يا بازرسين، نياز به بازسازي پيش از موعد را اعلام نمايند و يا سيستم تعمير و نگهداري، پس از فرارسيدن زمان بازسازي و انجام بازرسي، امكان تأخير و تعويق زمان بازسازي را مجاز بداند. تعميرات اساسي يا بازسازي، قبل از رسيدن دستگاه به يك حالت معين از شكست يا خرابي انجام ميگيرد. اگر روند و برنامه استفاده از دستگاه در طول دوران بكارگيري براي سازمان مشخص باشد ميتوان ادعا كرد كه بازسازي يا تعميرات اساسي، يك فعاليت قابل پيشبيني است و نقش پيشگيري از شكست دستگاه را ايفاء ميكند. در طول پريود تعميرات اساسي يا بازسازي، تعميرات جزئي روي دستگاه انجام ميگيرد كه اين تعميرات جزئي حسب مورد بصورت تعميرات پيشگيري و يا بعد از خرابيهاي جزئي دستگاه صورت ميگيرد. تعدادي از مشكلاتي كه در اجراي سنتي تعميرات اساسي در گذشته وجود داشت به شرح ذيل مي باشد : - در دوره در سرويس بودن تجهيزات هیچگونه سیستم نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه وجود نداشت و تجهیزات اغلب پس از خرابی و از کار افتادگی تحت تعمیر قرار می گرفتند.تفکر حاکم بر واحد نت و برنامه ریزان نیز سازماندهی امور بعد از خرابی بود. - چنین تفکری وجود داشت که تعمیرات اساسی ، یعنی پیاده سازی و تعمیر کلیه تجهیزات و ماشین آلات کارخانه.در اصل تعمیرات اساسی به یک پروژه پیاده سازی و نصب و راه اندازی مجدد کارخانه بدل شده بود. - تنظيم شدن برنامه ریزی بر اساس گروه های کاری باعث مشكلاتي در موارد مشترک، شده بود.( برای مثال در برنامه گروه برق به تعمیر الکتروموتوری اشاره شده بود که پیش نیاز آن دمونتاژ آن توسط گروه مکانیک بود، درحالی که گروه مکانیک اعلام می کرد هنوز موعد کار بر روی الکتروموتور مذکور مطابق برنامه اش را نرسیده است.) - برنامه بسیار تئوری بود و آنچه در عمل رخ می داد بسیار متفاوت از برنامه بود.گرافها و گزارشها به مرور صوری و غیر واقعی شدند. - به دلیل حجم بالای فعالیتهای تعمیراتی، کیفیت کار گروه های اجرایی پایین آمده بود و زمان به اندازه کافی برای انجام با دقت امور، وجود نداشت. - به دلیل عدم انطباق فعالیتهايی که انجام می شد با آنچه در برنامه صوري بود به مرور و در عمل گروه های کاری بدون توجه به برنامه ، گسیخته و خارج از کنترل فعالیتهایشان را انجام می دادند.