رفتن به مطلب

JU JU

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1446
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط JU JU

  1. JU JU

    دفتر مدير تالار مهندسي شيمي

    مگه مرفهان بی‌درد زخم بستر هم می‌گیرن؟ رسیدن بخیر خوش گذشت؟ آمار بدین یکم دیگه کجا بودین؟ چطور بود؟ آب و هوا چطور بود؟ مردمش چطور بودن؟ زندگی کردن در اونجا رو چطور می‌بینید؟ در کل نتیجه ارشد چه شد؟
  2. سلامی دوباره بچه های تنبل تهرانی اونایی که قراره بیان، تا فردا شب حتمن بهم پیام خصوصی بدن دیگه منتظرم
  3. از اونجا که می‌تونین ساعت هفت صادقیه باشین، به فکرتون هستیم پس نگران نباشین بچه‌ها، هر کی توی انجمن دخترای تهران رو میشناسه، و میدونه که اگه دعوتش کنه، میاد دعوت کنه تا تعداد دخترا هم بالا بره، و دخترا هم راحت‌تر باشن دیگه از این لحاظ همه تلاشتون رو کنین
  4. عباس جان، یه چند کیلویی مرغ افتادی منقل سیخ و زغال هم با خودته تعداد دوستانی که روز جمعه میان، به نسبت خوبه بچه‌ها، همین جمعه، میریم دربند ایشالا، ولی باید صبح زود سر محل قرار آماده باشینا اطلاعات تکمیلی و لیست اسامی رو براتون میزارم حتمن
  5. نیدونم شاید اشتباه از من بوده و ندیدم با مدل جدید دعوت کردنا و نقل قولا یکم مشکل دارم، فقط باز میکنم و می‌بندم
  6. JU JU

    دفتر مدير تالار مهندسي شيمي

    اون خونه رفتن بود حسوووود
  7. JU JU

    دفتر مدير تالار مهندسي شيمي

    سلام بر خانوم مدیرمون، مرفهان بی‌درد جامعه یه سوال داشتم شنیدم افرادی که سه ماه از سال رو توی مسافرت به سر می‌برن، در دسته مرفهان خیلی بی‌درد جامعه قرار می‌گیرن از اونجا که شما، در این اوضاع مملکتی، بسیار به مسافرت می‌رین، و همینطور، هر روز تاپیک "رد پا" در یکی از گرونترین کافی‌شاپ‌های کشور، آپدیت می‌شه، شما نیز در اون دسته قرار گرفتین برای اینکه وارد حیطه مرفهان بی‌درد شد، چه پیشنهادایی می‌دین؟
  8. ا، جدی؟ پس زود رسیدم
  9. سلام مریم جان تولدت رو بهت تبریک می‌گم و برات آرزوی شادی همیشگی رو دارم
  10. سلام حرف شما کاملن صحیح هستش و قصد همین کار رو دارم, و ارسال یک دعوت نامه به دوستانی که میشناسم ولی در حال حاضر, تا فردا شب یکم گرفتارم روز سه شنبه به تمامی افرادی که میشناسم, یه دعوت نامه ارسال میکنم ایشالا
  11. یادش بخیر یه زمانی که pc داشتم، می‌شد یه هفته سیستم ریستارت هم نمی‌شد، چه برسه به خاموش شدن نه دوست عزیز، بکشی یا نکشی، توی برق باشه یا نباشه، آسیبی به سیستم نمی‌رسونه، نگران این موضوع نباش
  12. hey, hi I'm the boss for climbing who's ready?
  13. مهم نیست اخه، تعداد مناسب برسیم دیگه تعداد دخترا هم متعادل باشه که دخترا راحت‌تر باشن برای اومدن
  14. یکی از بچه‌ها تهران که تهرانی‌ها انجمن رو میشناسه، چندتایی رو به من معرفی کنه یه برنامه دربند داریم، بریم یه سر به اونجا بزنیم منتظرم بچه‌ها، بایست زود برنامه ریزی رو انجام بدیما
  15. من و عباس و گندم گل قرار شما رو ببریم جاییا
  16. من دلم نمیاد اون رو بکشم نظرت در مورد افشین چیه؟ afshin-18 جمجمه‌ش رو قول میدم برا خودم بردارم تا الان جمجمه دست گرفتین؟ خودتون از گور در بیارین؟
  17. عکس بده، جمجمه تحویل بگیر
  18. JU JU

    امشب

    تو این لعنتی هم "الان" هیشکی نیست باهام یه دعوایی کنه یه بلایی سرم بیارم سرم داد بکشه بگه خفه شو کاش بودند دوستانم
  19. JU JU

    امشب

    و اما الان، همین الان دقیقن خدا، لعنت بهت عوضی همین تویی که اسمت خداست توانا و قادری، بله واقعن هستی، توی هر چی بدبختی هستش، خیلی ماهری لعنتی ولی در مقابل، هرگز نتونستی به یه سوال بی‌جواب من، هرگز و هرگز جواب بدی برام مثال‌های بدتر نزن، قرار نیست همیشه از این فرضیات استفاده کنیم هزارتا مثال هست فقط بیا بهم جواب بده، بهم جواب بده، من قبولت دارم، اگه بتونی جواب بدی البته
  20. ایشالا میرسه بالای سه نفر، می‌ریم
  21. دوستان خوبم، یه برنامه کوه نوردی بزاریم با هم
  22. JU JU

    امشب

    با لیوان‌های چایی به جای نوشیدنی‌های الکل‌دار سر در گم بودم در این میان، با یک دوست خیلی خیلی خیلی خیلی خوب آشنا شدم دیشب فوق العاده بود
  23. JU JU

    امشب

    توی تاکسی نشسته آروم، شیشه رو تا ته می‌کشم پایین و آروم، سرم رو می‌برم بیرون باد خنکی نیست، کمی گرم، ولی بازم لذت بخش حداقل، یه حسی، حس لعنتی من رو همراهی می‌کنه حداقل، باد، چه خوشایند چه ناخوشایند، نوازشم میکرد ....
  24. یه اسم خارجکی هم بزارین راجع به نو فرآیند، راستش، هم آوایی جالبی ایجاد نمی‌کنه به نظرم، ولی نسبت به سایر اسامی، اسم بهتری هستش البته، بهترین گزینه نفتا هستش، که به نظرم، جایی به گوشم خورده و شاید با مجله‌ای دیگه هم عنوان شه، شاید هم به همین دلیل هست که کسی به کنون، انتخابش نکرده به نو فرایند رای میدهم
  25. JU JU

    امشب

    امشب 1:45 دقیقه به تمام معنا احساس پوچی و بیهودگی می‌کنم مثل هرزه‌ای، در کنار خیابون که این مردم، بجای کمک، تف می‌ادازن به یکی مثل خود که شاید، روزی، دقایقی، احساس برتری کنند، احساس کنند، هیچ گناهی تا به کنون، مرتکب نشدند لعنت، بر 24 ساعت‌های مانده
×
×
  • اضافه کردن...