-
تعداد ارسال ها
12 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
درباره Sara AZ
- تاریخ تولد 10/28/1990
اطلاعات شخصی
-
نام واقعی
سارا
-
جنسیت
مونث
-
محل سکونت
تهران
-
تخصص ها
...؟
-
علاقه مندی ها
موسیقی ، ورزش
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
زیست شناسی
-
گرایش
ميكروبيولوژي
-
مقطع تحصیلی
دانشجوی فوق لیسانس
-
دانشگاه محل تحصیل
.
-
شغل
دانشجو
آخرین بازدید کنندگان نمایه
1813 بازدید کننده نمایه
دستاورد های Sara AZ
تازه کار (1/14)
107
اعتبار در سایت
-
طرزتهیه گسترش خونی و مطالعه گلبولهای قرمز و سفید و محاسبه قطرآنها
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در علوم سلولی و مولکولی
نام آزمایش : طرزتهیه گسترش خونی و مطالعه گلبولهای قرمز و سفید و محاسبه قطرآنها مواد و وسایل مورد نیاز: 1- دو عدد لام یک بار مصرف تمیز 2 - لوله موئینه ساده طرزتهیه گسترش خونی: آشنایی با روش تهیه گسترش شرح آزمایش : یک قطره خون را در یک سانتیمتری انتهای لامA قرار میدهیم ، لبه لام دیگر لامB را با زاویه حدود (30 ) درجه بر روی قطره خون قرار می دهیم و با یک فشارملایم وسرعت یکنواخت در سطح لام به سمت جلوحرکت میدهیم . خلاصه داستان اینجا اکنون گسترش خونی آماده است . چند لحظه صبر می کنیم تا خون سطح لام خشک شود. خون روی لام را با الکل متانول ثابت میکنیم . حالا گسترش خونی برای رنگ آمیزی آماده است. ویژگی های یک گسترش خونی خوب کدامند؟ گسترش خونی دوسوم (3/2) سطح لام را اشغال کند. پس گسترش خونی کوتاه ارزش پائینی دارد . گسترش خونی مطلوب دارای مناطق ضخیم , متوسط , نازک می باشد. انتهای گسترش خونی شعله شمعی باشد. انتهای گسترش های خونی ناصاف کج و نوک تیزبی ارزش تلقی می شود. یک گسترش خونی نادرست باعث اشکال در تشخیص سلولهای خونی می شود. رنگ آمیزی staining به افتخار آقای رومانوسکی romanowskyرنگ رایت ( wrigth-stian) و رنگ گیمسا (GIMSA-Stian) و.... بنام رنگهای رومانوسکی نامگذاری شدند. رنگ رایت ( wrigth-stian) این رنگ حاوی دو رنگینه است I- رنگینه های اسیدی مثل ائوزینII- رنگینه های بازی یا قلیائی مثل متیلن بلو (آبی متیلن) میبا شد. به عنوان یک اصل یا ویژگی اجزا وساختمانهای اسیدی سلولها, رنگهای قلیائی را می پذیرند لذا این ساختمانها رابازوفیلیک (قلیا دوست) یا دوستار مواد بازی گویند , مثل هسته سلول که در این رنگ آمیزی آبی رنگ میشود. اجزا وساختمانهائی که فقط رنگینه های اسیدی را بخود راه میدهند اسیدوفیلیک (اسید دوست) یاائوزینوفیلیک(ائوزین دوست) می نامند. این اجزا که در سیتوپلاسم بعضی سلولها قرار دارند با این رنگ آمیزی قرمز رنگ میشوند. - اجزاوساختمانهائی که ترکیبی ازدو رنگینه هم رنگینه اسیدی هم رنگینه بازی را به خود راه میدهند نوتروفیلیک (خنثی دوست ) می نامند. بهترین رنگ برای رنگ آمیزی گسترش خونی رنگ رایت و رنگ (رایت+ گیمسا) است رنگ آمیزی گیمسا با توجه مشکلات وعیوبی که برای آن ذکر میشود هنوز به عنوان رنگ آمیزیروتین ومعمول آزمایشگاهها از آن استفاده می شود. رنگ آمیزی گسترش خونی بوسیله رنگ گیمسا بعد از تهیه گسترش خونی اگر لام را زیر میکروسکوپ قراردهیم . فقط هاله ای از سلولها ی خون را مشاهده می کنیم. برای مطالعه روی سلولها ی خون باید گسترش خونی را رنگ آمیزی کنیم. بلی رنگ گیمسا. این رنگ خود حاوی دو رنگینه است.1- رنگینه متیلن آبی 2- رنگینه ائوزین . رنگینه متیلن آبی که خاصیت بازی دارد , قسمتهای اسیدی سلول را رنک می کند مثل هسته سلول , به خاطر وجود نوکلئیک اسید (اسیدهای هسته ای) هسته سلول ها خاصیت اسیدی دارند. هسته سلول آبی تیره متمایل به بنفش میشه. حالا رنگ ائوزین ساختار های بازی سلول را رنگ میکنه. دانه های موجود در سیتوپلاسم سلول را رنگ میکنه. توجه کنید دانه هائی که خاصیت بازی دارند. با رنگ ائوزین به رنگ نارنجی درمیآیند. به عنوان نمونه دانه های موجود در سلول های ائوزینوفیل که با رنگ آمیزی گیمسا به رنگ نارنجی درمیآیند. ثابت کردن یا فیکس کردن گسترش خونی(لام خونی) تهیه شده را میگذاریم خوب خشک شود. لام خونی را روی دهانه یک لیوان قرار می دهیم. روی سطح لام خونی قطره قطره الکل متانول میریزیم . بطوریکه الکل تمام سطح لام خونی را فرا گیرد . صبر می کنیم تا الکل روی سطح لام خوب خشک شود. (این عمل را ثابت کردن لام خونی با الکل گویند.) رنگ گیمسا را به نسبت یک به ده با آب رقیق میکنیم. (1 ccرنگ گیمسا + 9 ccآب) روی سطح لام خونی که ( ثابت شده است) را با رنگ رقیق شده می پوشانیم. بعد ازگذشت 20 تا 30 دقیقه رنگ روی لام را دورمیریزیم. لام را زیر شیر آب با جریان ملایم گرفته تا رنگ های اضافی خوب شسته شود. حالا سلول های خونی روی لام رنگ گرفته اند. میگذاریم لام خشک شود. بعد زیر میکروسکوپ با عدسی شیئی لام را مورد مطالعه قرار می دهیم. بعد زیر میکروسکوپ با عدسی شیئی X 100لام را مورد مطالعه قرار می دهیم. در تمام مراحل موظب باشید لام را پشت و رو نه گذاشته باشید . روش محاسبه قطر میدان دید و قطر سلول با عدسی های 10 و 40 ابتدا با خط کش قطر میدان دید را اندازه می گیریم به این صورت که خط کش را در میدان دید گذاشته و با عدسی چشمی ، آن را به میلیمتر اندازه می گیریم سپس آن را در 1000 ضرب می کنیم تا به میکرون تبدیل شود . عدد بدست آمده را بر تعداد سلولهایی که در قطر میدان دید قرار دارند تقسیم می کنیم ، قطر یک سلول بدست می آید . مثلا با خط کش میدان دید 6 میلی متر شد و تعداد سلولها در قطر میدان دید 4 عدد 1000 × 6=6000 میکرون روش اول 4 ÷ 6000= 1500 روش دوم برای بدست آوردن قطر میدان دید با عدسی بالاتر بزرگنمایی عدسی مورد نظر را به بزرگنمایی عدسی کوچکتر تقسیم می کنیم یعنی اگر 10 و 40 باشد 4 = 10 ÷40 سپس قطر میدان دید را به عدد بدست آمده تقسیم می کنیم ، قطر میدان دید عدسی 40 بدست می آید که آنرا تقسیم بر تعداد سلولهای قطر میدان دید تقسیم می کنیم یعنی : 4 ÷ 6000 = 1500 نتایج بدست آمده در آزمایشگاه : 1000 × 2/3= 3200 میکرون 10 ÷ 40 = 4 4 ÷ 3200 = 800 تعداد سلولها = 58 58 ÷ 800 = 8/13 سلول قطر-
- 3
-
-
تحلیل شخصیت شماره 75 ... * Ven000s *
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در تحلیل شخصیت کاربران انجمن نواندیشان
دختر خيلي خوب و ارومي هستي و مهربون و باسياست- 117 پاسخ
-
- 6
-
-
با نظرfrom_hell موافقم يه آدم محافظه كار
-
...::بیست وسومین میزگرد خانواده با موضوع:نقش تحقیقات محلی در انتخاب همسر::...
Sara AZ پاسخی برای peyman sadeghian ارسال کرد در موضوع : آرشیو
موافقم... -
بررسی ژن عامل رنگ قرمز در سیب درون سرخ ایرانی
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در ژنتیک و سلولهای بنیادین
یک پژوهشگر بیوتکنولوژی دانشگاه تربیت مدرس با انجام تحقیقاتی به جداسازی و بررسی ژن تنظیم کننده رنگ قرمز (MYB) در میوه سیب درون سرخ ایرانی پرداخت. به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم محمودی با این توضیح که آنتوسیانین ها رنگدانه های طبیعی هستند که به عنوان یک ترکیب ثانویه سبب ایجاد تنوع رنگی در طیف وسیعی از گیاهان می شوند، به نقش موثر آنتوسیانین ها در پیشگیری از برخی بیماری های سخت و مزمن اشاره کرد و گفت: "آنتوسیانین نقش موثری در جلوگیری از بیماریهای قلبی، سرطان و دیابت دارند و به همراه کاروتنوئیدها به عنوان رنگ دهنده در صنایع غذایی استفاده شده است." وی افزود: "مسیر بیوسنتز آنتوسیانین را خانواده ژنی MYB کنترل می کنند. MYBها عوامل رونویسى (TF) هستند که در تنظیم مسیر متابولیتهای ثانویه در گیاهان نقش دارند." در این پژوهش، ضمن جداسازی و تعیین الگوی بیان یک ژن MdMYB10b(MYB از سیب Malus ×domestica cv B.9، بررسی ناحیه بالادست آن در تعدادی از ژنوتیپ های گوشت قرمز بومی و مقایسه آن با ارقام گوشت سفید صورت گرفت. تکثیر ناحیه پیشبرنده به کمک واکنش PCR و سپس تعیین توالی محصولات در برخی از ژنوتیپ ها نشان داد که یک توالی تکراری در این ناحیه وجود دارد. این توالی در ژنوتیپ های گوشت قرمز حاوی واحدهای تکرارشونده 5 تایی است. در حالی که در هیچ یک از ارقام گوشت سفید این واحدها مشاهده نشد. به عبارت دیگر، وجود واحدهای تکراری با صفت قرمزی گوشت میوه همبستگی نشان می دهد. با استفاده از واکنش RT-PCR الگوی بیانی ژن MdMYB10b بررسی شد. این ژن در بافت های برگ، بذر، پوست و گوشت میوه ژنوتیپ گوشت قرمز بیان می شود. محمودی در پایان اظهار داشت: "در این تحقیق همچنین با بررسی و مقایسه ژنهای MdMYBs و نیز استفاده از توالی ژنوم سیب، مدلی ارائه گردید که بر اساس آن تمامی ژنهای گزارش شده مسئول رنگ قرمز سیب، الل های یک لوکوس محسوب می شوند." به گزارش خبرنگار مهر، سال گذشته یک پرورش دهنده گیاهان در انگلیس به نام "مارکوس کوبرت" پس از 20 سال تحقیقات، سیبی را از پیوند گونه های متمایز میوه ها و کاملا طبیعی به دست آورد که بدون استفاده از تکنیکهای اصلاح ژنتیکی درونش کاملا سرخ است. سیب Redlove این سیب که Redlove نام دارد در تفاوت با سایر سیبها حتی در مجاورت هوا نیز سیاه نمی شود و به این ترتیب برای تهیه سالاد بسیار مطلوب است. به علاوه این سیب نسبت به سیبهای معمولی از آنتی اکسیدانها و مواد غذایی غنی تری برخوردار است. بسیاری از تولیدکنندگان میوه در اروپا شروع به کاشت اولین نمونه های Redlove برای عرضه تجاری کرده اند و انتظار می رود که این میوه ظرف چند سال آینده وارد بازار شود. سیب درون سرخ ایرانی به گفته این شهروند، به دلیل عدم رسیدگی مناسب، این گونه در حال انقراض است به طوری که این میوه تنها به مصرف داخلی روستای بکران می رسد. در ادامه پیگیری خبر، عکاس مهر با سفر به این روستا تصاویری از درختان و میوه این سیب درون سرخ تهیه کرد.- 4 پاسخ
-
- 10
-
-
آموزش شمع را با آب روشن کنید.
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
شمعی را به دوستانتان نشان دهید. به آنها بگویید که میخواهید شمع را روشن کنید ولی کبریت ندارید. مسلما عدهای تلاش میکنند که به شما کبریت بدهند، ولی شما قبول نکنید و به آنها بگویید راضی به زحمت شما نیستم و شمع را با آب روشن میکنم! برای این کار لیوانی را پر از آب کنید، سپس مقداری از آن را بخورید تا همه متوجه شوند که آب معمولی است. حالا انگشت خود را در آب فرو برده و سپس روی فتیله شمع بگیرید تا یک قطره از آب روی آن بچکد، دوستانتان در کمال شگفتی میبینند که شمع روشن میشود. فکر میکنید علت آن چیست؟ شما از قبل یک تکه پتاسیم کوچک را در لابلای تارهای فتیله شمع گذاشتهاید و وقتی یک قطره آب روی آن میریزید، واکنش شیمیایی بین پتاسیم و آب موجب اشتعال فتیله میشود. به طور کلی فلزهای قلیایی تمایل فراوانی برای واکنش با آب دارند؛ لیتیم به آرامی با آب سرد واکنش میدهد. واکنش سدیم با آب بسیار شدید و ممکن است با شعلهور شدن همراه باشد. واکنش فلزهای K، Rb، Cs در آب با آتش گرفتن گاز هیدروژن و یا انفجار همراه است. اگر M نشاندهنده فلز قلیایی باشد: M + H2O(l) = H2(g) + MOH(aq منبع:[Hidden Content]- 3 پاسخ
-
- 15
-
-
چگونه بفهمیم دختری از ما خوشش می آید
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مشاوره خانواده و ازدواج
آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند ... در زیر برخـی از نـشـانه هـای کـه می تـواند نـشانه علاقمندی یک زن باشد را مشاهده میکنید: علائم علاقه مندی اغلب زنان : ۱- او همگام با شما است ناگهان متوجه میشوید که او همه جا حضور دارد. او “بطور اتفاقی” هر کجا شما هستید پیدایش می شود، آنچه که او انجام میدهد تلاش برای جلب توجه شما است، و بـرای این اسـت که خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما “قدم اول” را بردارید. ۲- او حرکاتی بخصوص انجام می دهدیک جمله قدیمی می گوید:”جسم دروغ نمی گوید.” طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده که هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـک سـری حرکات جسمانی مشخص میکند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و... در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده میکنید: خم شدن به طرف شما هنگام صحبت چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو تقلید از حرکات شما ( مثلا” اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین کار را میکند.) لبخند زدن هنگامیکه شما او را برانداز میکنید. اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید، تقریبا” می توانید مطمئن شوید که او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان میدهد. ۳- او هیچگاه برای شما سرش شلوغ نیست این اصلی ترین قانون بازی عشق است. اگر زنی علاقه به برقراری رابـطـه و بـیرون رفتن با شما داشته باشد، همیشه خودش را در دسترس قرار میدهد. “شـمـا هـرگـز از یـک زن عـلاقـمـند چـنین جملاتی را نخواهید شنید: ” الان واقـعـا” سـرم شلوغه”، یا “بذار بینم وقت دارم”، یا “نمیدونم بتونم بیام یا نه” ۴- او در مورد شما کنجکاو است زنی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند ( تا بتواند در این مـورد با دوستان دخترش صحبت کند). او درمورد خانواده،پیشینه،سلیقه غذایی، موسیقی، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند- ۵- او وضعیت مالی شما را می سنجدزن علاقمند دوست دارد منابع و بنیه مالی همسر آینده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتی مانند: “کجا زندگی میکنی؟”، “چه ماشینی داری؟” و “شغلت چیه؟” مـیتواند نشانه علاقمندی وی باشد ۶- او در مورد آینده صحبت می کند یک زن علاقمند همیشه دوست دارد در مورد نقشه های آینده و کارهایی که میتوانید با هم انجام دهید اشتیاق نشـان مـی دهد. درواقع او اغلب چیزی شـبـیـه ایـن میـگـویـد: “وای… تـو هـم از پارک خوشت میاد؟.” ۷- او بیقراری و بی تابی میکند,اگر او واقعا” علاقمند باشد، دور و بر شما دستپاچه و بیقرار خواهد بود، بخصوص هنگامیکه شما نتوانید متوجه علائم اشتیاق او شوید. ۸- او نسبت به زنان دیگر، حسادت می ورزد ؛یک زن سعی می کـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند یک عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ کند. منبع: [Hidden Content]- 123 پاسخ
-
- 29
-
-
مصرف مرتب مقدار کمي آسپيرين از خطر سرطان مي کاهد.
Sara AZ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در اخبارو مقالات و موضوعات متفرقه
مصرف مرتب مقدار کمي آسپيرين از خطر سرطان مي کاهد. اين تحقيقات که در دانشگاه آکسفورد و چند مرکز ديگر علمي انجام شده به اين نتيجه رسيد که مصرف آسپيرين خطر مرگ در اثر سرطان را حداقل به ميزان 20 درصد کاهش مي دهد.اين مطالعه که نتايج آن در نشريه پزشکي "لنست" منتشر شده به روي حدود 25 هزار بيمار، عمدتا اهل بريتانيا، انجام شد. کارشناسان مي گويند که اين يافته ها نشان مي دهد که فوايد آسپيرين اغلب از خطر آن در ايجادخونريزي داخلي بيشتر است. از قبل معلوم شده بود که آسپيرين از خطر حمله قلبي و سکته مغزي در ميان کساني که با خطر بيشتري در اين زمينه روبرو هستند مي کاهد. اما اثر محافظتي آن در برابر بيماري هاي قلب و عروق براي بزرگسالان سالم ناچيز تصور مي شود. به علاوه آسپيرين خطر خونريزي معده را افزايش مي دهد.با اين حال تحقيقات تازه نشان مي دهد که متخصصان هنگام سبک سنگين کردن خطرات و مزاياي مصرف آسپيرين بايد همچنين اثر محافظتي آن در برابر سرطان را در نظر بگيرند.خطر مرگ در اثر سرطان در بيماراني که در دوره مطالعه آسپيرين مصرف کردند 25 درصد کمتر از کساني بود که آن را مصرف نمي کردند و کاهش 10 درصدي خطر مرگ در اثر همه بيماري ها در مقايسه با کساني که آسپيرين نخوردند مشاهده شد. معالجه با آسپيرين در اين مطالعه چهار تا هشت سال ادامه داشت، اما مطالعه طولاني مدت تر به روي 12500 بيمار نشان داد که آثار محافظتي آسپيرين هم در مردان و هم در زنان براي 20 سال ادامه يافت. پروفسور پيتر راتوِل سرپرست تحقيقات گفت که ميزان کاهش خطر مرگ در اثر معالجه طولاني با آسپيرين در اين مطالعه احتمالا دست کم گرفته شده است.خطر مرگ در اثر سرطان طي 20 سال به اندازه 20 درصد کاهش يافت. سرشکن اين آمار نشان مي دهد که کاهش خطر مرگ در اثر سرطان روده 40 درصد، براي سرطان ريه 30 درصد و براي پروستات 10 درصد بود. اندازه گيري کاهش ميزان اين خطر براي سرطان هاي لوزالمعده، معده و مغز دشوار بود که از آمار پايين مرگ در اثر آنها در گروه مورد مطالعه ناشي مي شد.البته پروفسور راتول گفت نمي خواهد ميانسالان سالم را تشويق به شروع مصرف آسپيرين کند، اما افزود که شواهد مربوط به سرطان "وزنه را به نفع مصرف آن سنگين مي کند." فوايد کاهش خطر مرگ در اثر سرطان ناشي از مصرف روزانه فقط 75 ميلي گرم آسپيرين بود. پروفسور راتول گفت که يک دوره معقول براي شروع مصرف آسپيرين 40 تا 45 سالگي و ادامه آن براي حدود 25 سال است. -
محققان دانشگاه استانفورد جريان الكتريستهاي را كشف كردهاند كه از گياهان منشاء ميگيرد. به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين دانشمندان دو شاخهاي را به سلولهاي جلبك متصل كرده و توانستند جريان برق اندكي را به دست بياورند. آنها اين جريان الكتريكي را در منبع مهم توليد انرژي تحت عنوان فرآيند فتوسنتز كشف كردند. اين فرآيند روشي است كه گياه از آن براي تبديل نور خورشيد به انرژي شيميايي استفاده ميكند. محققان ميگويند: اين كشف ميتواند نخستين گام در جهت توليد الكتريسته زيستي با كارايي فوقالعاده باشد كه محصول پسماند آن دي اكسيد كربن نباشد. وون هيانگ ريو، نويسنده اصلي اين تحقيق در مقاله نشريه «نانو لترز» خاطر نشان كرد: ما معتقديم اولين گروهي هستيم كه الكترونها را از درون سلولهاي گياهي زنده خارج كردهايم. براي اين آزمايش محققان يك نانوالكترود منحصر به فرد فوقالعاده حساس از جنس طلا توليد كردند كه به ويژه براي جستوجو درون سلولها طراحي شده بود. الكترود طلايي از سلولهايي كه در حال فتوسنتز بودند، الكترونهايي را جمعآوري كرد كه توسط نور انرژي گرفته بودند و محققان از اين انرژي يك جريان الكتريكي اندك و ضعيف توليد كردند. محققان ميگويند: نتيجه اين تحقيق توليد جريان برق به شيوهاي است كه هيچ كربني وارد اتمسفر زمين نشود، چون تنها پسماند فرايند فتوسنتز پروتون و اكسيژن است.
-
- 3
-
-
● تاریخچه علم ژنتیک سالها پیش از آن که دانشمندان سعی کنند تا با استفاده از قوانین فیزیکی و شیمیایی علت پدیده های زیست شناختی را نیز تبیین کنند، زیست شناسان با مشاهده گیاهان و جانوران قلمرو دانش خود را گسترش می دادند. در واقع، تحقیقات دو تن از پیشگامان این علم وجود نوعی دستور یا کد وراثتی بر همگان اثبات کرده بود. چارلز داروین (Charles Darwin) در سال ۱۸۵۹ نظریه تکامل خود را مطرح کرده بود و گرگور مندل (Gregor Mendel) نیز در سال ۱۸۶۵ موفق شده بود قوانین اساسی وراثت را کشف کند؛ اما هیچ یک از آنها نتوانستند دریابند که چه عاملی باعث کنترل و هدایت سیستم های مورد مطالعه آنها می شود. تنها چیزی که آشکار بود این بود که عامل هدایت کننده جایی در درون گیاهان و حیوانات پنهان بود. تا اینکه کشف ارزشمند دانشمند سویسی فردریش میشر (Friedrich Mischer) راه را برای ادامه تحقیقات گشود. او در سال ۱۸۶۹ در بیمارستانی در آلمان، ماده ای را از محل عفونت که غنی از گلبول های سفید بود، استخراج کرد. میشر این ماده را " نوکلئین " (nuclein) نامید. وی با کمال تعجب متوجه شد که منشاء این ماده فقط می تواند از کروموزوم ها باشد. بنابراین به حمایت از " نظریه وراثت شیمیایی " پرداخت و اعلام نمود که اطلاعات بیولوژیکی به صورت ترکیبات شیمیایی در سلولها ذخیره می شود و از نسلی به نسل بعد منتقل می گردد. با اینکه میشر در دورانی زندگی می کرد که اصول علم پزشکی – پس از چند هزار سال رکود – در حال دگرگونی اساسی بود، اما عده بسیار کمی از دانشمندان توانایی و پذیرش این اکتشاف مهم او را داشتند. در قرن بعد، توماس مورگان (Thomas H.Morgan) زیست شناس آمریکایی، شروع به تحقیق و مطالعه در این مورد نمود. او دریافت که ژن ها بر روی محل های خاصی از کروموزم ها واقع شده اند و نتیجه گیری کرد که همین ژن ها عامل انتقال وراثتی مندل و نیز کلید اصلی تکامل داروینی هستند. نقشه ای که مورگان از ژن های موجود بر روی کروموزم ها رسم کرد، سؤالات جدید بسیاری را مطرح نمود. ساختار پایه و خواص شیمیایی ژن ها هم چنان نامشخص بود. نحوه عمل آنها نیز هنوز به طور واضح مشخص نشده بود. هیچ کس نمی دانست که تکثیر یا نسخه برداری از ژن ها در سلول چگونه صورت می گیرد. منشاء بیماری های وراثتی و نقش جهش در این میان چه بود؟ و ... . اما اساسی ترین پرسش در این میان این بود که: ژن ها چگونه اطلاعات وراثتی را شامل می شوند و چه طور آنها را منتقل می کنند؟ و چگونه می توانند رشد کلیه سیستمهای زنده را هدایت نمایند؟ این بار مردی از انگلستان معما را حل نمود. در سال ۱۹۲۸، آزمایشات فرد گریفیث (Fred Griffith) بر روی باکتری های مولد ذات الریه به کشفی حیرت انگیز منجر شد. او دو نوع باکتری مختلف را شناسایی کرد. نوع اول که گریفیث آنها را " نوع S " نامید، دارای یک کپسول پلی ساکاریدی در اطراف خود بودند. نوع دوم یا " نوع R " فاقد این کپسول بود. " نوع S " بیماری زا بود، در حالی که " نوع R " خطری در پی نداشت. در واقع کپسول موجود در اطراف باکتری نوع S باعث مقاومت آن در برابر دستگاه ایمنی بدن می شد. گریفیث سپس مخلوطی از باکتری های S - که با حرارت کشته شده بودند - و باکتری های R تهیه کرد و اثر آن را بر روی موشها بررسی نمود. با اینکه انتظار می رفت که این مخلوط اثر زیان باری نداشته باشد، مشاهده شد که تمامی موش ها به بیماری مبتلا شده و مردند. جالب اینکه در اجساد موشها باکتری های S زنده یافته شد. گریفیث نتیجه گرفت که نوعی انتقال بین دو نوع باکتری صورت گرفته است که سبب شده باکتری های نوع R دچار تغییرات ژنتیکی شوند. امروزه ما این پدیده را " ترانسفورماسیون " می نامیم. متأسفانه تحقیقات گریفیث نیز با استقبال معاصران او مواجه نشد و او نتوانست آنها را قانع کند، تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۴۱ در یک بمباران هوایی در لندن درگذشت. پنجاه سال بعد، اسوالد اوری (Oswald Avery) در یک موسه تحقیقات طبی در نیویورک آزمایشهای گریفیث را تکرار کرد. اوری و همکارانش مکلئود ( Colin Macleod ) و مک کارتی ( Mc Carty ) به دنبال یافتن عامل ترانسفورماسیون بودند. آنها نشان دادند که اگر مخلوطی از باکتری های S – که با حرارت کشته شده بودند – و باکتری های R و پروتئازها ( آنزیم های تجریه کننده پروتئین ها ) تهیه کنیم، باز هم ترانسفورماسیون رخ می دهد؛ اما اگر به جای پروتئاز از دی . ان . آز ( آنزیم تجریه کننده DNA ) استفاده کنیم، دیگر شاهد ترانسفورماسیون نخواهیم بود. و این گونه اثبات شد که عامل اصلی ترانسفورماسیون مولکولهای DNA هستند. با این حال هنوز هم قبول این حقیقت برای جامعه علمی آن زمان دشوار می نمود. بسیاری از دانشمندان می پنداشتند که مولکول DNA بسیار ساده تر از آن است که قادر به ذخیره و انتقال حجم عظیم اطلاعات بیولوژیک بدن جاندار باشد. سال ها بود که باور عمومی این بود که پروتئین ها عامل اصلی این فرآیند هستند، چرا که آنها از بیست نوع اسید آمینه تشکیل می شوند و این به معنای آن است که می توانند اطلاعات زیادی را به صورت کد در ساختار خود ذخیره سازند. به همین دلیل نتایج کار اوری مورد تردید قرار گرفت و عده ای می پنداشتند که DNA مورد آزمایش اوری احتمالا با نوعی ناخالصی پروتئینی که عامل اصلی انتقال اطلاعات بیولوژیک بوده ، آلوده شده است. در سال ۱۹۵۲ گروه دیگری از دانشمندان آزمایش اوری را با DNA کاملا عاری از مواد پروتئینی تکرار کردند. این آزمایش آخرین تردیدها را نیز برطرف کرد و اثبات شد که این DNA است که حامل اصلی ژن ها و اطلاعات بیولوژیک می باشد. پس از آن تلاش همگانی برای کشف ساختار DNA آغاز شد و این گونه بود که دانش زیست شناسی وارد دوران نوینی گردید. ● ساختمان مولکول DNA در اواخر قرن نوزدهم یک بیوشیمیست آلمانی نشان داد که اسیدهای نوکلئیک ( مولکولهای زنجیری بلند که از واحد های ساختمانی کوچک تری به نام " نوکلئوتید" تشکیل شده اند . ) دارای قند، اسید فسفریک و چند باز نیتروژن دار می باشند. اندکی بعد مشخص شد که قند موجود در اسیدهای نوکلئیک می تواند ریبوز یا دئوکسی ریبوز باشد و لذا اسیدهای نوکلئیک به دو دسته DNA ( DeoxyriboNucleic Acid ) – که قند موجود در آنها دئوکسی ریبوز است – و ( RNA RiboNucleic Acid ) - که قند موجود در آنها ریبوز است – تقسیم می شوند. پس از کشف اسوالد اوری لازم شد تا ساختار دقیق مولکول DNA و شیوه عمل آن معین شود. در سال ۱۹۴۸ لینوس پاولینگ (Linus Pauling) کشف کرد که بسیاری از مولکولهای پروتئینی به شکل یک مارپیچ (helix) هستند، و تقریباً شکلی شبیه فنر دارند. در سال ۱۹۵۰ نیز اروین شارگاف (Erwin Chargaff) نشان داد که اگرچه آرایش بازهای موجود در ساختار DNA بسیار متنوع است، اما همواره نسبت باز ادنین (A) و باز تیمین (T) موجود در آن با هم برابر است و همین طور نسبت باز سیتوزین © با باز گوآنین (G). این دو اکتشاف نقش مهمی را در آشکار شدن ساختمان مولکول DNA ایفا نمود. در دهه ۱۹۵۰ همچنان رقابت برای کشف ساختار DNA ادامه داشت. در دانشگاه کمبریج کریک (Francis Crick) و واتسون (James Watson) تحت تأثیر کارهای پاولینگ سعی داشتند تا با ارائه مدلهای فیزیکی ساختارهای احتمالی ممکن برای DNA را محدود کنند تا سرانجام به ساختار صحیح دست یابند. گروه دیگری متشکل از ویلکینز (Maurice Wilkins) و فرانکلین (Rosalind Franklin) نیز در کالج کینگ لندن به طور همزمان مشغول مطالعه DNA بود. روش کار این گروه با گروه قبلی متفاوت بود. آنها سعی داشتند تا با روش آزمایشگاهی به ویژه با استفاده از تصاویر پراش اشعه X از مولکول DNA، ساختار آن را معین کنند. در سال ۱۹۵۱، فرانکلین دریافت که DNA با توجه به میزان رطوبت هوای محیط، می تواند دو شکل متفاوت داشته باشد و بنابراین نتیجه گیری کرد که بخش فسفات مولکول در سمت خارجی آن قرار دارد. اندکی بعد او با استفاده از تصاویر اشعه X فهمید که DNA در حالت " مرطوب " (Wet) از تمامی ویژگی های یک مارپیچ (helix) برخوردار است؛ این احتمال که حالت دیگر مولکول DNA نیز به شکل مارپیچی باشد به ذهن او خطور کرد، اما نمی خواست تا زمانی که شواهد قطعی برای این حدس پیدا کند آن را اعلام نماید. در ژانویه ۱۹۵۳ ویلکینز که از به نتیجه رسیدن تحقیقات ناامید شده بود، نتایج تحقیقات فرانکلین را بدون اطلاع و رضایت او، با واتسون در میان گذاشت. واتسون و کریک با استفاده از این نتایج مدلی بسیار شگفت انگیز را برای ساختار DNA پیشنهاد نمودند. آنها مولکول را به صورت دو زنجیر مارپیچی متشکل از نوکلئوتیدها تصور کردند که یکی از آنها بالا می رفت و دیگری پایین می آمد. کریک که به تازگی یافته های شارگاف را هم مطالعه کرده بود سعی کرد با استفاده از آنها نحوه قرار گرفتن بازها را در مولکول DNA مشخص کند. او اظهار کرد که بازها در میانه این مارپیچ دوتایی دو به دو به هم متصل می شوند تا فاصله بین دو مارپیچ ثابت بماند. آنها ادعا کردند که هر یک از این دو مارپیچ مولکول DNA می تواند به عنوان قالبی برای ایجاد دیگری استفاده شود. در تقسیم سلولی این دو رشته از هم جدا می شوند و بر روی هر یک از آنها یک نمونه جدید شبیه رشته مقابل قبلی ساخته می شود. با این روش بدون اینکه ساختار DNA عوض شود، یک DNA شبیه آن تولید می شود. در اندک مواردی که در این روند خطایی پیش بیاید، شاهد " جهش " خواهیم بود. مدل آنها چنان با اطلاعات حاصل از آزمایش ها مطابقت داشت که بلافاصله مورد قبول همه واقع شد. کشف ساختار DNA را می توان مهمترین اکتشاف زیستی در صد سال اخیر دانست. در سال ۱۹۶۲ واتسون، کریک و ویلکینز موفق به دریافت جایزه نوبل شدند، اما متأسفانه فرانکلین در گذشته بود.
-
- 4
-
-
باکتریای که بوی عشق میدهد! گروهی از پژوهشگران هندی که در رقابت بین المللی مهدنسی زیستی mit شرکت کرده اند موفق شدند نوعی باکتری را ایجاد کنند که رایحه خوشی که رایحه عشق نامیده اند تولید میکند گروهی از دانشجویان موسسه علم و فنون بنگلور با کمک مهندسی ژنتیک نوعی باکتری را ایجاد کردند که این رایحه خوش را تولید میکند. این دانشجویان این باکتری را در رقابت سالانه مهندسی زیستی که همه ساله توسط موسسه تکنولوژی ماساچوست برگزار میشود ارائه کرده اند. این باکتری نسبت به هورمون دوپامینی که توسط فرد عاشق ساطع میشود حساسیت نشان میدهد و میتواند تمرکز این انتقال دهنده عصبی را ثبت کند و از خود رایحه بسیار خوشایندی تولید کند.این رایحه مشابه رایحه ای است که پس از هر باران از خاک بنگلور ساطع میشود. سرپرست این تیم تحقیقاتی در این خصوص توضیح داد: "کار با انتقال دهنده های عصبی بسیار پیچیده است. تمرکز انتقال دهنده عصبی دوپامین که به هورمون خوش خلقی نیز معروف است در زمانی که فرد عاشق میشود افزایش مییابد و بر روی رایحه بدن (فرومون) اثر میگذارد. به همین علت ما تصمیم گرفتیم نوعی باکتری را اصلاح ژنتیکی کنیم که برای تشخیص این رایحه کاربرد داشته باشد". رایحهای که خاک بنگلور تولید میکند "ژئوسمین" نام دارد. این رایحه را جلبکهایی که در خاک این منطقه هند زندگی میکنند پس از هر باران تولید میکنند. این محققان موفق شدند توالی ژنتیکی که ژئوسمین را رمزگذاری میکند شناسایی کنند. سپس آن را وارد ژنوم باکتری "اشريشیاکلي" کردند. این باکتری مفید در در روده پستانداران زندگی میکند و همچنین یکی از باکتریهای خاک نیز به شمار میرود. به این ترتیب دانشجویان هندی باکتری ترا ریخته جدیدی تولید کردند که نسبت به بوی عشق حساسیت نشان میدهد و میتواند با رایحه ای که ساطع میکند میزان عشق فرد عاشق را اندازه گیری کند.
-
- 9
-
