رفتن به مطلب

M_Archi

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1151
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط M_Archi

  1. میشه رو این ورژن هم پرشدن صندوق پیغام خصوصی به صورت یه پیغام یا هشدار یا ... تو انجمن هم اطلاع رسانی بشه؟ مثل ورژن قبلی که تا 90% میشد اون بالا اعلام میشد و رنگ عوض میشد و ... الان امار پیغام خصوصی انتهای صفحه رفته اصلا دیده نمیشه! پیغامی هم که نمیده ادم نمیفهمه پررشده! :icon_pf (34):
  2. سلام ممنون از دعوت متاسفانه شناخت زیادی ندارم فقط میدونم اهل هنری و با چوب مجسمه سازی میکنی (که چون خیلی علاقه دارم همیشه با همین تو ذهنم میشناسمت :دی) و اینکه اهل چاپلوسی نیستی و همین بی ریا بودنت برام ارزشمنده. و فکر میکنم دلسوز و بامعرفت و اهل عمل باشی (نه حرف!)
  3. M_Archi

    آموزش بورس

    البته این حرف من نبود چیزی بود که خوندم و شنیدم درهرحال منتظر اموزشها هستم
  4. M_Archi

    آموزش بورس

    منم دوست دارم بدونم چطوریه چند سال پیش خیلی دنبالش بودم ولی تو همون تحقیقات اولیه دیدم همه میگن تو بورسم باید پارتی داشته باشی و به کله گنده ها وصل باشی تا بتونی بفهمی کجا سرمایه بذاری و کجا نه و .... چون بازارو همونا میچرخونن. واسه همین دیگه بیخیالش شدم اما باز بدم نمیاد دقیقتر بدونم
  5. قطعا ولی اگه این خانواده و حمایتشون و اعتماد به نفسی که بهش بخشیدن رو نداشت هیچوقت هیچ تلاشی کمکی بهش نمیکرد
  6. سلام اشنایی زیادی ندارم متاسفانه. فقط در حد کم و در محدوده ی نت، بنظر اروم و صبور میای (هرچند خودت بارها خلاف اینو عنوان کردی) فکر میکنم بسیار قابل اعتماد و اتکا باشی ادم خیلی پخته ای هستی و همین یه ارامش و دلگرمی عجیبی ازت ساتع میکنه (یا حداقل برای من که اینطوره و حضورت تو بحثها بهم ارامش و اطمینان میده) منطقی هستی و ریزبین و دقیق . توبحثها همیشه همه ی جوانب رو درنظر میگیری و برای همین همیشه نظراتت برام ملاک بوده مدیر خوبی هم هستی و از کسایی هستی که خیلی مشتاقم از نزدیک ببینمت امیدوارم همیشه شاد و موفق باشی
  7. دست خانوادش درد نکنه
  8. ای وای 3تا بود؟ :icon_pf (34): من 4 تا رای دادم :icon_pf (34):
  9. M_Archi

    خلاء

    منم خیلی دچار این حالت میشم و برای منم فقط و فقط گذر زمان توام با ارامش و خلوت با خود میتونه کمکم کنه.
  10. ببخشید اینجا کجاس دقیقا؟
  11. یوحییییییی خب من الان چی بگم همه گفتن ساده و مهربون دوست داشتنی خنده رو و خوش برخورد و صمیمی شاد و شیطون و بازیگوش محجوب و موقر و محترم اوایل از تو باشگاه فکر میکردم ی دختر سوسول و افاده ای و لوس و نچسب باشه ولی وقتی دیدمش کلی جا خوردم و نظرم کلا نسبت بهش عوض شد درکل خیلی جیگره و ادم از بودن باهاش خسته نمیشه
  12. سلام کیبوردم خرابه تایپ سخته برام... بی مقدمه میرم سر اصل مطلب فقط ببخشید اگه رک نظر میدم راستش حمید هم ازکساییه که با وجودی که باهاش زیاد برخورد داشتم زیاد نمیشناسمش!! یعنی کاملا یه شخصیت پیچیده و مرموزی داره که هنوز نتونستم به درستی درکش کنم حمید تو سایت خیلی بی پروا، به قول شادی خنثی، رک، جسور، مغرور، متکی بخود و با افکار و نظرات مستقل و خاص خودشه ولی برعکس چهره بیرون از سایتش،خجالتی و کمرو، اعتماد به نفس پایین و حتی کمی ضعیف بنظر میاد (البته نمیدونم چرا حس میکنم این چهره خجالتی و کمروش واقعیت نداره ) اما چیزهایی که تو هردو حالت مشترکه و میشه گفت: خیلی احساساتی، بینهایت تودار و محافظه کار، مرموووووز، یکدنده و لجوج، خیلی افسرده (که منم فکر میکنم گاهی خودش دوست داره تو این حالت بمونه و نمیخواد بیرون بیاد،یه جورایی انگار میخواد از این حالت به عنوان یه ابزار واسه رسیدن به خواستش استفاده کنه، اونجوری! یعنی بنظرم همون لجاجت اینجا هم درگیرش کرده و اینو القاء میکنه که: حرف حرف منه، یا همونی که من میخوام میشه یا اصلا نمیخوام دیگه چیزی باشه!) اعتیادش به سیگار و مصرف مشروب هم این خصوصیت بدشو پررنگتر و روز به روز بدتر و ضعیفترش میکنه - این مصرف سیگار و مشروبشو اصلا اصلا اصلا نمیپسندم:icon_razz: کلا ذهن خیلی درگیری داره و حس میکنم بجای روبرویی و حل فقط دنبال یکدنگی ارامش لحظه ایه ولی خب اینها بیشتر واسه خودش بده و بخودش اسیب میزنه اما با تمام اینها برای دیگران پسر مهربون و بامعرفتیه و اگه کمکی از دستش بربیاد دریغ نمیکنه گاهی ولی بدجوری رو اعصاب رژه میره و ادم دلش میخواد به 40 قسمت مساوی تقسیمش کنه بعد اینکه ... رک بودنشو دوست دارم مثل خیلیها اهل چاپلوسی نیست اممم همینها بود فکر کنم امیدوارم ناراحت نشی فقط اگه بازم فرصتی بود و چیزی به ذهنم رسید میام میگم
  13. گروه خوني b:-انعطاف پذير .مستقل .عاطفي .صريح اللهجه .حساس ودر عين حال شکيبا مي باشند .2-نا شکيبا .غير قابل پيش بيني ودر کارهايي که مورد علاقه شان نيست تنبل هستند3-دهانشان چفت وبست نداردونمي شود اسرار کارهاي محرمانه را با انها در ميان گذاشت.4-اين افراد توانايي روزنامه نگاري .نويسندگي .هنر وکارهايي فکري را دارند. "- B" ام ولی اصلا دهن لق نیستم و تابحال رازی رو بروز ندادم :icon_razz:
  14. منم سال 85 بود فکر کنم لازیک کردم. پیش دکتر عبداللهی اون موقع دو روش لیزیک و لازیک بود که میگفتن لازیک بهتره و عوارض کمتری داره. اما چند وقت پیش که رفتم معاینه دکتر گفت یه روش جدیدتر اومده که اون از اینها هم بهتره. میخوای اینو بپرس که به روش جدید عمل بشی حتما درباره خود عملم مدت زمان خود عمل خیلی کم بود شاید هرچشم نهایت 5-6 دقیقه! ولی مصیبت اصلی بعدش بود. مخصوصا تا سه چهارروز بعدش که مراقبت دائمی داره و درد وحشتناکی داشت. البته قرص اینا میدن ولی خب من بازم اذیت میشدم گاهی. کمترین نور هم خیلی اذیت میکرد. (تا یه مدت حتما باید با عینک افتابی باشی حتی تو محیطهای بسته) ولی بعدش خوب میشه. عوارض بعدشم که معمولا میمونه خستگی چشم و خشکی چشمه. که قطره اشک مصنوعی باید داشته باشی و استفاده کنی. که خب به مرور بهتر میشه ولی واسه من قطع نشده هنوز. مثلا بعد حموم شدیدا چشمام خشک و سنگین میشه! درحالی که قبلش تا اینحد نمیشد. دختر خالمم همین مشکلو پیدا کرده ولی درحدی نیست که بخوای منصرف شی! یا چشمام نسبت به قبل کمی به نور حساستر شده ولی بازم میگم درحد پشیمونی نیست اصلا و ابدا! چاره داره عینک افتابی میزنم! من درکل شخصا راضیم و به هرکی هم که عینکی باشه پیشنهاد میکنم! چون واقعا می ارزه! هرکیم دیدم راضی بوده. حتی دکتریم که اخرین بار رفتم پیشش پرسید ازم راضیم؟ و وقتی گفتم اره اونم گفت منم کسیو ندیدم ناراضی باشه! اصلا همینکه دنیا رو بدون عینک واضح ببینی و زیربارون دغدغه خیس شدن عینکو نداشته باشی همه سختیهاش یادت میره! من از 5 سالگی عینکی بودم و واقعا زجر اوره عینک! شماره چشمم یکیش 1 بود یکیش 3 قبلشم لنز نذاشته بودم اصلا. الانم فقط 0.25 یه چشمم برگشته که دکتر گفت طبیعیه و بخاطر اختلاف نمره چشمم قبلش بوده که چشم عادت کرده با اختلاف ببینه. ولی نیازی به عینک نیست. فقط پیش یه دکتر خوب برو حتما. چشم حساسه و عملشم حساسه. این عمل هم درهرحال ریسکه! ولی اگه خوب عمل بشی پشیمون نمیشی.
  15. دیروز اومدما ولی دیدم همه توضیحات رو بچه ها نوشتن دیگه چیزی نگفتم! اما خب پیغام دادی دوباره خلاصه منم میگم درباره موزه همونطور که بچه ها گفتن دلیل اصلی مطرح شدنش تلفیق معماری سنتی و مدرنه. استفاده از حیاط مرکزی استفاده از نور طبیعی و خلاقیت دربکار گیری از فرم بادگیر در راستای تامین نور، که بخصوص بخاطر فرمی که داره نوری پراکنده و ملایم و یکنواخت رو ایجاد میکنه. (نور در معماری مدرن یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین اصول فضاسازیه) روانی و حرکت که این هم از اصول معماری مدرنه و تو طراحی این بنا مدنظر قرار گرفته. استفاده از رمپ درجهت روانی، ارتباط بین فضاها در مسیر حرکت که کاملا هدایت و تشویق کننده است. (کلا مسیر و سیرکولاسیون حرکتی موزه واقعا قشنگ طراحی شده و اگه نرفتی پیشنهاد میکنم حتما حتما خودت ی بار برو و از نقطه شروع حرکت تا انتهاش، مسیری که میری رو تجسم کن. چون تا خودت تجربه نکنی و تو مسیر راه نری و احساسش نکنی متوجه تاثیرش نمیشی.) اما درباره سوال دومت. راستش خیلی متوجه نشدم. باید کلاژ تریدی بزنی؟! بلاخره کلاژه یا تریدی؟! البته من کلا کلاژ کار نکردم چیز زیادی ازش نمیدونم فقط شنیدم. ولی من تهران رو بیشتر از نظر ارتفاعات و مصالح متفاوت و فرمهای ناهماهنگش نامنظم میدونم که بیربط کنار هم قرار گرفته و هیچ کجا هماهنگی وجود نداره و هر بنا ساز خودشو میزنه. نمیدونم چطوری ولی چیزی که الان بنظرم رسید استفاده از همون مصالح مختلف و حتی مسخره با چیدمان و فرم ناهماهنگ و نامنظمه. وخب بازم میگم من کلاژ کار نکردم جزییاتشو نمیدونم چطوری میشه فقط به ذهنم رسید گفتم
  16. اره خب منم همونو میگم اون نمیخواست ولی راه دیگه ای نداشت! ایست قلبی، وسط دریا، امواجی که مدام ازساحل دورترش میکنن! کاری از دستش برنمیومد! اون نمیخواست بمیره، از خدا میخواست نمیره، گفته بود خیلی زوده، کلی کار داره و برنامه و ... ولی بعد یادش افتاد که همون خدایی که عاشقشه این مرگ زوذ رو براش رقم زده و داره میبرتش،برای همین گفت اگه خواست تو اینه با کمال میل پذیرا خواهم بود. درواقع از خواست خودش گذشت و پذیرای خواست معشوقه اش شد. این خودکشی نیست!
  17. میدونم کجارو میگی ولی بنظرمن اصلا اینطور نبود! یعنی هیچ جا چیزی که اینطوری عنوان کنه وجود نداشت. بخصوص که درحال غرق شدن هم صحبتهاش اول حالت شکایت داشت و نمیخواست و بعد چون خواست خدا دیده تن داد و پذیرا شد.
  18. چرا میگی خودکشی سارا؟ متوجه منظور این قسمت از حرفات نشدم اصلا!
  19. به قول یه بنده خدایی، از شر دنیای واقعی‌ میکَنیم میایم دنیای مجازی، از این فروم به اون فروم، از این سایت به اون سایت،... یه مدت می‌گذره دوباره میکَنیم میریم سراغ اونها، بعد اینها، باز اونها، این، اون، اون، این ... خر همون خره، دلخوشیم پالون عوض کنیم
  20. حالا راه حلی که اخرش بکار گرفتن چی بوده؟ چرا ناقص خبر میدن؟!
  21. از چیزی که بینهایت متنفرم ادمهای مدعی، دورو، ریاکار و حزب باده چیزی هم که اینجا (مثل خیلی جاهای دیگه) زیاد داره فقط و فقط همینه متاسفم!
  22. سیستم جستجوی انجمن مشکل داره فکر کنم! ارسالهارو کامل نمیاره و خیلیهارو از قلم میندازه ترتیب چیدنشم نامنظمه و ترتیب زمانی نداره من واسه چند نفر جستجوی ارسالها و تاپیکهارو سرچ کردم با اینکه پست یا تاپیک مدنظرمو داشتن ولی نشون نمیداد (مثلا تو تاپیکهای ارسالی فروغ دو تا تاپیک تولدی که جدیدا زده رو نمیاره) تو تاپیکها هم درنتیجه ی ارسال یه شخص خاص همیشه میزنه جستجو نتیجه ای نداشت (با کلیک روی عدد پاسخ ها و بعد شخص موردنظر)
  23. ------ برداشت شما از نبودن اسم کسی زیر تالار لزوما درست نیست! و صرفا یه برداشت شخصیه! ------ و خب البته نشون دهنده دغدغه های ذهنیتون!
  24. این حرفتو اصلا قبول ندارم! من نوعی تو پروفایلم بحث و گفتگوی عمومی ندارم که لازم باشه همه بیان و نظر بدن! اونجا پروفایل شخص منه! مثل خونه من میمونه! اگه چیزی هست درباره منه! نه زندگی کسی تحت الشعاع قرار میگیره نه برای کس دیگه ای تصمیم میگیرم! نه ... جای بحث و صحبتها و گفتگوهای عمومی فضای تالاره که اونم برای کسی محدود نشده! همه میتونن بیان و با من بحث کنن. این حرفت درصورتی درست بود که فقط افرادی که جزو لیست دوستانم هستن مجاز بودن تو تاپیکهای من شرکت کنن! اگه اینطور بود بله حق با تو بود. این میشد اجازه حرف زدن ندادن و صحبت نکردن و دیکتاتوری و ... اما اینی که میگی حرمی شخصیه و ربطی به دیکتاتوری نداره. دیکتاتور کسیه که ب خودش اجازه میده بجای همه تصمیم بگیره و عمل کنه و این عملکردش زندگی بقیه رو هم تحت تاثیر قرار بده و اجازه اعتراض و اعمال نظر رو هم تو این امور که شخص اونهارو تحت تاثیر قرار میده و بهشون مربوط میشه نده و فقط حرف خودشو بزنه! اما پروفایل شخصی من نه فعالیت کس دیگه ای رو تحت الشعاع قرار میده که بهش مربوط بشه نه چیزی! پس ربطی به دیکتاتوری نداره! هرکس برای روابط خودش حریمی قائله! اینکه تو میگی مثل این میمونه یکی همینجوری یه شماره موبایلی رو بگیره و بخواد با کسی که نمیشناسه بحث و صحبت کنه و اگه اون تلفنو قطع کنه بگه تو دیکتاتوری که اجازه نمیدی همه تلفنی باهات حرف بزنن!!! اما درستش همینه. باید حریم قائل شد و مرز تعیین کرد. به شما هیچوقت اجازه داده نمیشه با یه سیاستمدار یا رییس یه جای بزرگ مثل یه شرکت یا دانشگاه یا ... با موبایل به بحث بشینی!! یا بری تو خونش بحث کنی! همیشه حرمیها و سلسله مراتب تو روابط هست و این به هیچ وجه دیکتاتوری نیست! شما به رییس دانشگاه زنگ بزنی یا بری در خونش میگه کارتو به معاونم بگو اون بمن میگه یا اگه کار مهمیه بیا تو دفترم، خودتو معرفی کن، موضوعی که میخوای دربارش حرف بزنی رو بگو بعد وقت بگیر بیا بشینیم سرفرصت، حضوری و در شرایط مناسب با هم گفتگو میکنیم! نه اینکه هرکی هر زمان دلش خواست زنگ بزنه و حرف بزنه یا بیاد بشینه وسط خونه من و بخواد با هرکی میخواد گفتگو کنه! هر چیزی جایی داره! حریمها هم برای همه باید تعریف بشن و این منافاتی با دموکراسی نداره!
×
×
  • اضافه کردن...