رفتن به مطلب

ho0da

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    241
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط ho0da

  1. خیلی از مشکلات فضاهای شهری رو وقتی می شه درک کرد که مدام توی اون فضا رفت و آمد داشته باشی و به اصطلاح با فضا درگیر باشی، مسائلی که بیشتر در زمینه های بحران ادراکی مطرح هستن رو خیلی نمی شه از روی تصویر تحلیل کرد اما مهم ترین مسائلی که در حال حاضر به نظر من می یاد: - عدم محصوریت مناسب فضا - اعتشاش بصری - نمای ناکارآمد و آشفته - جای خالی پوشش گیاهی - عدم بهره گیری از عناصر و المان های شهری و به ویژه مبلمان شهری...
  2. عشق، دوستی و انسانیت !!!! کلمات شعارگونه ای هستن که ساخته توهمات چند تا آدم خوش خیالن... . . انسان پست ترین موجودی بود که می شد آفریده بشه......
  3. ho0da

    صندلی داغ s_solhjou

    سلام سمیه جون خوبی؟ 1- رشته تحصیلیت رو دوست داشتی یا از روی اجبار انتخاب کردی؟؟ 2- به نظرت راهی که داری می ری ( منظورم کل زندگیته که درسم زیر مجموعه اش می شه ) درسته یا نه؟؟ یعنی شده شک کنی که اشتباه راهتو انتخاب کردی؟؟ 3- بدترین ترمی که داشتی، چراااا؟؟؟ 4- بدترین درس و بازم چراااااااااااااا؟؟
  4. ho0da

    شمائید و یه جزیره!

    اگه این کار رو به من بسپارن!!!! اولین طرز فکری که سعی می کنم روش تأکید کنم و مطابق با اون پیش برم اینه که فضاهایی رو ایجاد کنم که به هیچ وجه شباهتی با حال حاضر شهر های ایران نداشته باشه!! و مخصوصا ویژگی بارز شهرهای فعلی که تسلط بی حد و حصر اتومبیل بر شهر و شهرونداست... از طرح واحدهای همسایگی کلرنس پری نهایت استفاده رو می کنم، دلیلی نمی بینم که همه خیابان ها و معابر رو برای عبور اتومبیل های شخصی مناسب سازی کنم و ایجاد حمل و نقل عمومی و به روز رو مد نظر قرار می دم (ایده های جدیدی مثل مونوریل شهری!) و اما قسمت هیجان انگیزی که به هیچ وجه حاضر نیستم این پتانسیل رو نادیده بگیر
  5. :((((((( فکر می کنم توی زندگیم یه چیزی سر جاش نیست!!!!!!!!
  6. آندره دوآنی، الیزابت زیبرگ و پیتر کتز، گروهی از معماران و شهرسازان آمریکایی بودند که نگرانی آنها از زوال مراکز شهری، گسترش پراکنده جوامع محلی و تسلط اتومبیل بر فضای شهرها سبب گردید که جنبش نوشهرسازی را در ابتدا دهه 1990 پایه گذاری نمایند. از قابلیت پیاده روی، ارتباط پذیری، کاربری مختلط و متنوع، مسکن ترکیبی، معماری و طراحی شهری با کیفیت، بازگشت به ساهتار محلات سنتی، تراکم افزایش یافته، حمل و نقل هوشمند، پایداری و کیفیت زندگی بعنوان اصول دهگانه نوشهرسازی نام برده شده است. در واقع، نوشهرسازی را شاید بتوان واکنشی به دوران نوگرایی در عرصه شهرسازی و حاکمیت بلامنازع خودروی شخصی در شهرها دانست. طرفدار
  7. عجب بحثی شد!!!! بحثی که درباره وندالیسم در حضور جمع رو پیش کشیدم، به خاطره واژه جرأت بود که به کار رفت.. مسیح به نظر تو دیوار نویسی جزء وندالیسم حساب می شه یا نه؟؟ منظورم از دیوار نویسی شعارها و تبلیغات ... امروز نمونه وسیع این وندالیسم رو توی شهر هامون شاهدیم، گفتگوی من و شما درباره اینه که مردم اگر ببینند کسی مرتکب وندالیسم می شه اعتراض می کنن یا نه؟ درسته؟؟ توی اینکه خیلی از شهروندا مخالف وندالیسم هستند ابدا شکی نیست، بحث من اینجاست که کمتر کسی اعتراض می کنه!!! مثلا شما چند بار دیدی وقتی یکی داره روی جداره های یه فضای شهری شعار و تبلیغات می نویسه یک شهروند وایسه و بهش تذ
  8. نه مسیح جان شما اصلا اشتباه نمی کنی... فقط مسئله اینجاست که وندالیسم شهری حتما شامل همچین مواردی نمی شه که جرات خاصی نیاز داشته باشه...حرفت توی خیلی از موارد درسته،،، ضمن اینکه شخصی که مبادرت به وندالیسم شهری می کنه اگر از جمع بترسه و جرات این کار رو نداشته باشه، وقتی فضا رو خلوت تر می بینه به راحتی می تونه هیجانات روانی خودش رو تخلیه کنه.. در مقابل مثال خوبی که خودت زدی (شکستن شیشه) موارد دیگه ای از وندالیسم هم هست که نیازی به جرات آنچنانی نداره... مثلا یه شهروند (خودمو مثال می زنم که سو برداشتی نشه) مثلا خود من!!!! به راحتی می تونم روی نیمکت یک پارک بشینم، یک شی تیز رو بردارم و شروع به خ
  9. :icon_gol: حرفت کاملا درسته مسیح..منم دقیقا منظورم از رفتار، رفتاری بود که منجر به وندالیسم شهری می شه، نه هر رفتار شهری..ضمن اینکه اشاره کردم که این شرایط محیط که بعضی از شهروند ها رو تشویق به این هنجار شکنی ها می کنه!! اما با جمله آخرت یه کمی مخالم...این روزا حداقل مردم نسبت به این ناهنجاری واکنش نشون می دن، و نه خیلی هاشون..مگر اینکه این وندالیسم شامل آسیب رسوندن به اموال شخصی خودشون بشه، در غیر این صورت تمایلی به دخالت ندارن، چون هنوز شهر رو مال خودشون نمی دونن!!!
  10. هدی این بحثایی که راه می ندازی منو خیلی هیجان زده می کنه:hapydancsmil: و اما درباره وندالیسم شهری: مقوله وندالیسم شهری ارتباط نزدیکی با رفتار شهری داره.. رفتاری که به شدت تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیره. در واقع دلیل وندالیسم شهری رو نمی شه به طور کامل، بی فرهنگی و یا عدم احترام یه شهروند به شهرش دونست. محیط و فضای شهری با شرایطی که فراهم میاره الگوی رفتاری خاصی رو به عابرین دیکته می کنه، ضمن اینکه هر شهروندی ظرفیت خاص خودش رو در مقابل هجوم این الگوها داره.. کسایی که شخصیت روانی_اجتماعی و فرهنگی ضعیف تری دارند، سریع تر از دیگران تحت تأثیر شرایط نامطلوب محیط قرار می گیرن. بنابراین ک
  11. ho0da

    منتخبی از اشعار شاعران

    آفتاب می شود..... نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایهء سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها، بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها به راه پرستاره می کشانی ام فراتر از ستاره می نشانی ام نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم چه دور بود پیش
  12. هدی جان مرسی بابت این بحث خوب بچه ها به نکات خیلی خوبی اشاره کردن... اما من می خوام بیشتر درباره سوال آخرت بنویسم، شهروند خوب شهر خوب یا شهر خوب شهروند خوب ؟ این موضوع کاملا دو طرفه ست، نمی شه گفت کدوم زودتر باید اتفاق بیوفته تا به دنبال خودش زمینه برای تحقق دیگری محیا بشه. روندی ِ که کاملا باید به صورت موازی طی بشه، یک شهر هر چقدر هم که خوب باشه اما به قول خودت شهروندای بی تفاوت داشته باشه، نمی تونه نتیجه مثبتی داشته باشه، بر عکس اش هم همینطور، شهروندان خوبی که شهر نتونه نیازهای اون ها رو برآورده کنه، به مرور زمان از لیست مسائل با اهمیت زندگی شهری ساکنینش حذف می شه... این م
  13. بحث تکرار مباحث شهرسازی بحثیه که زیاد باهاش مواجه می شیم، و من فکر می کنم مهمترین دلیل اون حذف حادثه ها و دیدگاه های جدید و نو از عرصه شهرسازیه، و این موضوع تنها ایران رو در بر نمی گیره!!! دیدگاه های شگرف در شهرسازی همگی مدت ها قبل مطرح می شد و باقی مباحثی که امروز شهرسازی جهان روش مانور می ده، سیر تکاملیه اون دیدگاه هاست. ضمن اینکه این سوال که آیا انتخاب واژه سیر برای شهرسازی مناسبه یا خیر با بحث مباحث تکراری و ترجمه و ... سنخیتی نداره و دوتا بحث کاملا جداست!! اما، اولین نکته ای که به ذهن من رسید بحثیه که نویسنده درباره تمایز بین تحول و سیر مطرح کرده، به نظر من این دو رو نمی شه متضاد هم دون
  14. نمی دونم چه سری ِ همچین که حوصله ت سر می ره، همه نیروهای دنیا بسیج می شن که اوضاع بدتر و بدتر شه...هیشکی رو پیدا نمی کنی که حالت رو یه کمی عوض کنه... کلا همه نیست می شن!!!!:icon_razz:
  15. ho0da

    و عشق....

    و اما عشق..... به نظرم بهترین اتفاقیه که می تونه توی زندگی هرآدمی بیافته...نتیجه خود این احساس مهم نیست، رسیدن یا نرسیدن!!!مهم تاثیریه که توی زندگی می ذاره... من فکر می کنم سخت ترین اتفاقاتی که انسان توی زندگی تجربه می کنه، بیماری، از دست دادن عزیزش و در نهایت عاشق شدنه...کسی که از این 3 امتحان سرافراز بیرون بیاد معنای واقعی بودن و زندگی کردنش رو درک می کنه... عشق حادثه ایه که روح آدم رو بدجوری صیقل می ده...در نهایت آدم رو به یه احساس خوب می رسونه که با کلمه قابل وصف نیست..یه چیزی مثل آرامش یا شاید قانع بودن بی حد و حصر!!!، نمی دونم..، به هر حال حس فوق العاده ایه...امیدوارم که همتو
  16. اگر از دید شهرسازی بخوایم به قضیه نگاه کنیم فکر می کنم می تونیم به ماجرا یه دید خنثی داشته باشیم!!! اگر توی هر کاری اصول کلی رعایت بشه بحرانی در کار نیست...هر چند این موضوع خیلی ایده آل گرایانه ست!!! این مشکل دقیقا از جایی درست شد که آدما، مخصوصا توی محیط های شهری، سعی کردن که خودشون رو مالک و سرور طبیعیت جلوه بدن... سکونت و گسترش کالبدی به هر قیمتی توی هر محیطی نمی تونه نتیجه جالبی داشته باشه، چون تاریخ ثابت کرده که در نهایت این انسانِ که مغلوب طبیعت و شرایطش می شه... من فکر می کنم تنها فرصتی که می تونه داشته باشه چاره جویی های جدید و نوآوری هایی برای مقابله با این بحران ها تو زمینه
  17. راستش این فایل از منابع امتحانی من بوده، منبع اش رو نمیدونم...فقط چون موضوع جالبی بود گذاشتم که بچه ها استفاده کنن
  18. ho0da

    ادعات میشه؟

    به نظرم ادعا کردن همیشه هم بد نیست!! بستگی داره که آدما چه طوری اونو واسه خودشون تعریف کنن... اگر یه ادعا به جا باشه، در واقع نشان دهنده مهارت یه آدم توی یه کاره به شرطی که به جا باااااااشه.... یه جورایی شبیه قضیه فرق: از خودمون تعریف کردن با تعریف کردن خودمون واسه دیگرانه!!! من تو هیچ چیز ادعایی ندارم جز اینکه خوب بلدم خودمو به منطق نزدیک کنم و سر به راه شم، خیلیا اسم این کارو میذارن خود گول زدن، من میذارم آسون گرفتن زندگی!!!
  19. ho0da

    Smart growth

    تئوری رشد هوشند در تعریفی از تئوری رشد هوشمند آمده: رشد هوشمند یک توسعه برنامه ریزی شده است که از فضاهای باز و زمین های کشاورزی محافظت می کند، جامعه را احیا می سازد، هزینه مسکن را متناسب می سازد و گزینه های حمل و نقل بیشتری را فراهم می سازد.... در این مقاله با پدیده پراکندگی و رشد هوشمند آشنا بشین!!! smart growth.doc
  20. نمی دونم چرا ولی من که هیچ وقت سر از کار شناخت آدمای دنیا درنیاوردم!!! اون موقعی که فکر می کنی آدما خوبن همه کم کم از پشت بهت خنجر می زنن... و وقتی از همه خودتو کنار می کشی و از آدما زده می شی، زندگی آدمایی رو خیلی اتفاقی سر راهت قرار می ده که تازه می فهمی معنای انسان بودن یعنی چی...هی سرد می شی و هی دل گرم...همیشه در نوسان بین عادت و دل کندن..!!! ما آدما عجیب تر از اونیم که حتی خودمون سر از کار خودمون در بیاریم!!!!
  21. ho0da

    حالا حکایت ماست...

    می گن طرف دزد خود گمانِ....!!!! حالا حکایت ماست..هرکاری توی دنیای خصوصیه خودمون انجام می دیم یکی هست که به خودش بگیره و بهش بر بخوره......
  22. ho0da

    مرد بودن سخت تره یا زن بودن؟؟؟

    به نظر من بستگی داره این موضوع درباره چه مسائل و از اون مهم تر توی چه جامعه ای تحلیل بشه... اگر توی جامعه ای مثل ایران رو در نظر بگیریم به نظر من زن بودن خیلی خیلی خیلی سخت تره...مرد بودنو نمی دونم چون تجربه اش رو ندارم... اما نمی شه تنها مرد بودن رو به خاطر مسئولیت داشتن سخت دونست، توی دنیای فعلی، مسئولیت کاملا بین زن و مرد تقسیم شده و تنها رو دوش مردا نیست. به جای سربازیم زن ها سختی های دیگه ای دارن.. به نظر من سختی زن بودن اینه که هیچ وقت نمی تونی خودت باشی و اون طور که می خوای زندگی کنی( البته بازم تاکید می کنم توی ایران و خیلی جاهای عقب مونده دیگه!!!) همیشه باید نگران حرفا و بردا
  23. ho0da

    فقر نسبی

    موضوع جالبیه...فکر می کنم برای اکثر ما پیش اومده باشه، منم بیشتر از نظر علمی و بیشتر از اون از نظر اعتماد به نفس احساس فقر شدید بهم دست داده...و ریشه اونم کاملا پیدا کردم...دلیل اصلیش اینه که هیچ وقت دنبال چیزایی که می خواستم نرفتم، شاید یه بخشیش به فرهنگ جامعه برگرده که مجبورمون می کنه به جای برآورده کردن افکار و عقاید خودمون به فکر جلب رضایت دیگران باشیم... من در حال حاضر توی هیچ چیزی احساس فقر نمی کنم جز اینکه اونی که می خواستم تا حالا نشدم، از ترس جا موندم و از دست دادن یه فرصت، دارم جوری زندگی می کنم که دوست ندارم...به خاطر همین وقتی کسی رو می بینم که اونقدر قدرت ریسک پذیری بالایی داش
×
×
  • اضافه کردن...