[TABLE]
[TR]
[TD=class: b, colspan: 3, align: justify]هرچه گویم عشق را شرح و بیان
[/TD]
[/TR]
[TR]
[TD=class: b, colspan: 3, align: justify]چون به عشق آیم خجل باشم از آن
[/TD]
[/TR]
[/TABLE]
عشق چیزیه که همواره با هر انسانی همراه است و با توجه به ظرفیت وجودی هرکس عمقی متفاوت در هر شخص دارد.
از طرف دیگر عشق میتواند عاطفه ای بین انسان و هر موجود دیگر چه زنده و چه جامد و چه گیاه باشد.
تا زمانی که کمالی در ذهن انسانی وجود داشته باشد و میل رسیدن به آن کمال در وجود آن انسان باشد عشق وجود دارد.
حتی در انسانهای پوچ گرا هم کمال و میل رسیدن به نیستی یا مرگ موقت چه بصورت خواب و چه بصورت مرگ جسم وجود دارد پس باز هم کمال و عشق در آنها وجود دارد.
هر دوست داشتنی نوعی عشق هست اما عشقی که ما آنرا عشق نامیده ایم محو شدن تمام موجودیت یک شخص در چیزی است.
اینکه یک عشق تا چه حد پیشرفت کنه به باور ما در مورد معشوق برمیگرده و عملا" رابطه ی بین عاشق و معشوق.
اینکه می بینیم عارفان به بالاترین درجات عشق می رسند بدین دلیل هست که خدایی را معشوق قرار می دهند که این خدا براشون حکم دانای کل رو داره و همچنین عشقی دو طرفه هست که حتی مورد آزار قرار گرفتن توسط خدا نعمت براشون محسوب میشه ولی در هر صورت انسانهایی بودن که از یک عشق زمینی به اندازه ی یک عشق آسمانی بهره ی عاطفی برده اند.