اينجا سرزمين جمله هاى وارونه است ، جايي كه "گنج""جنگ" مى شود، "درمان" "نامرد" و "قهقهه""هق هق" !!!ولى "دزد" همان "دزد" است "درد"همان "درد" است و "گرگ" همان "گرگ" ...
آرى سرزمين جملات وارونه، جايست كه "من" "نم"زده است و "يار" "راى" عوض كرده است، "راه" گويى "هار"شده و "روز" به "زور"ميگذرد، "آشنا" را جز در "انشا" نميبينىى و چه "سرد"است اين "درس" زندگى، اينجاست كه "مرگ" برايم "گرم"ميشود چرا كه "درد" همان "درد" است دلم "آرامش"وارونه می خواهد...