رفتن به مطلب

ghazal.

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    35
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره ghazal.

  • تاریخ تولد اسفند 7

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    زن

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی مکانیک
  • گرایش
    سیالات
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • شغل
    ...

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های ghazal.

تازه کار

تازه کار (1/14)

66

اعتبار در سایت

  1. محشر بود سایه جان مرسی عزیزم
  2. بسیار بسیار سپاس گذارم ممنون مریم جان گل عالیه..
  3. خیلی خیلی زیباا بودن مرسی
  4. ghazal.

    عاشقانه

    باد که می زند می پذیرم، بادبادک ها به هیچ پیامبری، ایمان نیاوردند تنها ما بودیم که قرقره می کردیم نخ هایی که از آسمان دورمان پیچیدند باد که می زند باور می کنم، سیب از هیچ اعتقادی آویزان نبود ... تنها حوا بود که می دانست جاذبه سرگرمی ِ افتادنی هاست!
  5. ghazal.

    عاشقانه

    تمام این مسافرخانه‌ از عطر دست‌های تو پر خواهد شد ... دهان اگر باز کند این چمدان
  6. ghazal.

    عاشقانه

    بلورین است چشمان مردی که تو را گم کرده از زمستان می آید نمی داند شادی پرواز پرستوها در آسمان بهار از چیست!
  7. ghazal.

    عاشقانه

  8. ممنون جالب بود....
  9. ضمن تشکر از خانم مهندس گل منم هستم در ضمن منم صفرم....
  10. ghazal.

    عاشقانه

    دیریست مرا یارای سخن گفتن نیست یارای به راه پر مغیلان رفتن نیستیاران مرا از جدایی مترسانید که من خوددانم قانون رفاقت جز عهد گسستن نیستمرا هراسی از راز دل گفتن نباشدپل امیدی به پیمان یار بستن نیستای عاشق زار تا زمان مگذشته کاری کنکه در پیری دگر ترا توان جستن نیستباز آی به دیار صابر پرده از راز خویش بردارکه دیگر ترا طاقت این راز نهفتن نیستعلی قهرمانی
  11. ghazal.

    عاشقانه

    بی مفدمه بگویم دلم برات تنگ شدهذهنمان این روزها فاطله پرنگ شدهمدت زمانیست که از هم بی خبریم! ای دادشاید برسد که قبلهامان از سنگ شدهاحساس پاکمان روبه فراموشی می رود چه زودیاد وجود من چرا بی تو شباهنگ شدهقدر لحظه با هم بودن را ندانستمدر خاطرم چه بد خاطره کمرنگ شدهکاش لحظه ای درنگ می کردی و نمی رفتیتا نبض من با نگاهت هماهنگ شده
  12. ghazal.

    عاشقانه

    لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست هر جا که باشی منطق آیینه ها این است در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟ بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟ این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
  13. ghazal.

    عاشقانه

    نيلوفر اي كدامين شب! يك نفس بگشاي جنگل انبوه م‍‍ژگان سياهت را! تا بلغزد بر بلور بركه چشم كبود تو پيكر مهتابگون دختري،كز دور با نگاه خويش مي جويد بوسه شيرين روزي آفتابي را از نوازش هاي گرم دستهاي من. دختري نيلوفرين،شبرنگ،مهتابي مي تپد بي تاب در خواب هوسناك اميد خويش. پاي تا سر يك هوس: آغوش. و تنش لغزان و خواهشبار، مي جويد چون مه پيچيان به روي دره هاي خواب آلود سپيده دم، بسترم را. تا بلغزد از طلب سرشار همچو موج بوسه مهتاب روي گندمزار. تا بنوشد در نوازش هاي گرم دستهاي من شبنم يك عشق وحشي را. اي كدامين شب! يك نفس بگشاي م‍‍ژگان سياهت را!
  14. ghazal.

    عاشقانه

    دختري خوابيده در مهتاب، چون گل نيلوفري بر آب. خواب مي بيند. خواب مي بيند كه بيمارست دلدارش. وين سيه رويا،شكيب از چشم بيمارش باز مي چيند. مي نشيند خسته دل در دامن مهتاب: چون شكسته بادبان زورقي بر آب. مي كند انديشه با خود: از چه رو كوشيدم به آزارش؟ وزپشيماني،سرشكي گرم مي درخشد در نگاه چشم بيدارش. روز ديگر، باز چون دلداده مي ماند به راه او، روي مي تابد ز ديدارش، مي گريزد از نگاه او. باز مي كوشد به آزارش...
×
×
  • اضافه کردن...